شناسهٔ خبر: 78506754 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

سی‌سخت پایتختِ آب و عسل

مرضیه نگهبان‌مروی

صاحب‌خبر -

در سی‌ و یکمین روز از اردیبهشتِ جادویی ۱۴۰۵، من یک سفر در زمان و رویا را تجربه کردم. وقتی از پیچ‌ و خم‌های جاده گذشتم و شکوهِ سپیدپوشِ «دنا» در مقابلم قد علم کرد، ناگهان تمام خاطرات کودکی‌ام زنده شد. انگار از دنیای اعداد و ارقام و دود و سیمان پرتاب شده بودم وسط کارتون «هایدی» و «بچه‌های کوه آلپ». همان‌قدر سبز، همانقدر رها و همانقدر بی‌انتها.
 شهر «سی‌سخت» برای من تداعی‌گر زندگی ناب کوهستانی است. دیدنِ آن دشت‌های فراخ و شیب‌های تند سبز، ناخودآگاه آدم را منتظر می‌گذارد تا هر لحظه صدای زنگوله‌ی بزهای «پیتر» را بشنود یا ببیند که «هایدی» با آن خنده‌های بلند از فراز تپه‌ای به پایین می‌دود. اما فراتر از این نوستالژی‌ها، واقعیتی در سی‌سخت جاری است که آدم را دگرگون می‌کند. من معتقدم زندگی در میان این صخره‌های ستبر و معاشرتِ مدام با کوه، آدم را قدبلند و کشیده می‌کند. نه فقط از نظر فیزیکی که روح آدم در همنشینی با بلندای دنا، ناگزیر از کش‌ آمدن و بزرگ‌ شدن است. وقتی مجبوری مدام چشمت را به قله بدوزی تا انتهای زیبایی را ببینی، ناخودآگاه از خمیدگی‌های روزمره فاصله می‌گیری؛ شانه‌هایت صاف می‌شود و نگاهت مثل عقاب‌های زاگرس  وسعت پیدا می‌کند.
 در این سفر، زمین زیر پای من، سفره‌ای بود که به وسعت سخاوت خدا پهن شده بود. از هر سو که می‌رفتی، صدای «آب» بود که فرمانروایی می‌کرد. آب چنان با هیبت و ولع از دل زمین می‌جوشید و از آبشارهای کوچک فرود می‌آمد که انگار سی‌سخت می‌خواست تمام تشنگی‌های تاریخ را یکجا سیراب کند. «چشمه ‌میشی» و «دریاچه کوه‌گل» ضربان قلب زمین بودند که زیر پوستم حس‌شان می‌کردم.
 و اما طعم‌ها! مگر می‌شود به سی‌سخت رفت و از «آش کارده» گذشت؟ طعمی ترش و اصیل که انگار عصاره‌ صخره‌ها و باران‌های بهاری است. سبزی‌های کوهی که عطرشان مست‌کننده بود، در دستان سخاوتمند محلی‌ها به ما لبخند می‌زدند؛ از «بیلهر» گرفته تا گیاهان معطری که نامشان را نمی‌دانستم، اما بوی‌شان تا ابد در حافظه بویایی‌ام ثبت شد و آن «عسل»... عسلی که طعمِ گل‌های وحشیِ وحشی را می‌داد، عسلی که انگار خورشید را در شیشه‌ای کوچک ریخته بودند تا در سرمای کوهستان به جانت گرما ببخشد.
دوستان من، عزیزانی که به دنبال معنای گمشده‌ آرامش هستید؛ سی‌سخت فقط یک شهر نیست، یک «احوالِ خوش» است. از شما دعوت می‌کنم، نه، فرا می‌خوانم که در این روزهایِ تکرارنشدنی، راهیِ این دیار شوید. بروید و اجازه دهید هوایِ کوهستان ریه‌هایتان را جلا بدهد. بروید و بگذارید قامت‌تان در معاشرت با دنا کشیده شود. طعم گس سبزی‌های کوهی و شیرینیِ بی‌رقیب عسل‌هایش را بچشید و بگذارید صدای آب، تمامِ هیاهوهای بیهوده‌ ذهن‌تان را بشوید و با خود ببرد. سی‌سخت منتظر است تا شما را به آغوشِ وحشی و زیبایِ طبیعت بازگرداند. این فرصت قد کشیدن در کنار دنا را  از دست ندهید.