شناسهٔ خبر: 78506723 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

نسبت ما با جام جهاني 2026 و تيم ملي در گفت‌وگو با امير حاج‌رضايي

قهرمان جام جهاني مردم ما هستند

كه با سختي زندگي خود را مي‌گذرانند

صاحب‌خبر -

علي ولي‌اللهي

امروز جام جهاني 2026 رسما آغاز مي‌شود. در ايران اما طبق رصد فضاي رسانه‌اي، فضاي مجازي و گفت‌وگو با اطرافيان و آشنايان حس و حال شروع جام جهاني در جامعه ديده نمي‌شود. يا بهتر بگوييم مثل ادوار گذشته نيست. منطقي هم هست. چرا كه شش ماه گذشته قطعا يكي از سخت‌ترين دوران‌هاي تاريخ معاصر اين كشور بوده و اتفاقا در همين روزهاي اخير دوباره زمزمه‌هاي از سرگيري جنگ بلند شده و جسته و گريخته اخبار حمله و بمباران به گوش مي‌رسد. از آن طرف شرايط اقتصادي فشاري باورنكردني به مردم وارد كرده است. به شكلي كه قيمت اجناس چند برابر شده و توان خريد مردم به‌شدت كاهش پيدا كرده. البته اين هم به قول برخي كاربران از بخت ماست كه دوره قبل جام جهاني مصادف شد با حوادث پاييز 1401 و ماجراي مهسا اميني و اين دوره هم صاف افتاده وسط جنگ.

در چنين شرايطي بسياري از مردم و علاقه‌مندان به فوتبال در ذهنشان سوال مي‌كنند نسبت ما با جام جهاني چيست؟ آيا آن طور كه برخي رسانه‌ها و مخصوصا صداوسيما تلاش مي‌كنند فضايي شورانگيز وجود دارد يا ماجرا طور ديگري است؟ در اغلب كشورهاي حاضر در جام جهاني ماجرا خيلي ساده است. مي‌گويند ما در جام جهاني هستيم، از تيم و بازيكنان حمايت مي‌كنيم و از اين حضور لذت مي‌بريم. اما اينجا ماجرا پيچيده است. ملاحظات زيادي وجود دارد و سوگيري‌هاي مختلف اين معادله خطي را تبديل به يك معادله چند مجهولي كرده است. هرگونه تلاش براي ساده‌سازي و كتمان پيچيدگي‌ها به منزله ناديده گرفتن واقعيت‌هاي موجود در كشور است.
در روزهاي گذشته با انتشار اخبار مختلف از جام جهاني، مصاحبه با كارشناسان و گزارش‌هاي متنوع تنور جام جهاني را در حد توان خود داغ كرديم اما همواره معتقد بوديم بخشي از جامعه مخاطبين ما ديدگاهي متفاوت دارند.  در روز آغاز جام جهاني سراغ امير حاج‌رضايي پيشكسوت و كارشناس خوشنام و دوست‌داشتني فوتبال كشورمان رفتيم تا در مورد اين حس و حال پيچيده با ايشان همكلام شويم. 
امير حاج‌رضايي در ابتدا پيرامون جام جهاني پيش رو به روزنامه اعتماد گفت: فيفا همواره ادعا مي‌كند هدفش گسترش فوتبال است؛ اما در واقعيت، هدف اصلي اين نهاد درآمدزايي است. به باور من، افزايش تعداد تيم‌هاي حاضر در مسابقات به ۴۸ تيم، از كيفيت لازم اين تورنمنت مي‌كاهد.حاج‌رضايي در ادامه در واكنش به سطح نسبتا پايين واكنش‌ها به شروع جام جهاني ادامه داد: با توجه به مسائل و حواشي رخ ‌داده در كشور، مردم دل‌مشغولي‌هاي ديگري دارند كه مهم‌ترين آنها وضعيت معيشتي است؛ شرايطي كه همگي از آن آگاهيم. اين سطح پايينِ توجه به جام جهاني فوتبال، ناشي از گرفتاري‌هاي ذهني مردم است؛ چرا كه ذهن آنها ديگر به سمت فوتبال معطوف نمي‌شود. من هفتاد سال با فوتبال زندگي كرده‌ام، اما هيچگاه مانند امروز، چنين بي‌علاقگي و سردي را در خود حس نكرده بودم. اكنون انگيزه و اشتياق لازم را ندارم كه به سمت فوتبال بروم، اخبار آن را دنبال كنم يا با دقت پيگير رويدادها باشم. اين نخستين‌بار است كه اطلاعات من درباره جام جهاني نزديك به پنج درصد است؛ به اين دليل كه شوقي نداشتم به اين سمت حركت كنم. طبعا همه ما از پيرامون خود مي‌شنويم، مي‌بينيم و مي‌دانيم كه دوران سختي بر مردم مي‌گذرد و اين مساله بسيار حائز اهميت است. حاج‌رضايي كه در دهه‌هاي قبل همواره به عنوان يك چهره رسانه‌اي فعال در تلويزيون حضور داشت خطاب به رسانه‌ها گفت: واقعا دلم مي‌خواهد رسانه‌ها مانند جام‌هاي گذشته به اين مسابقات نپردازند و شور كاذب ايجاد نكنند. نبايد شوري را كه در جامعه وجود ندارد، به زور تزريق كرد. به هر حال، تأثيرات اجتماعي مي‌تواند يك انسان را فلج و روان او را پريشان كند و متأسفانه اين اتفاق رخ داده است. مثالي بزنم براي شما. در اتوبوس‌هاي بي‌آرتي مردي هم‌سن‌وسال خودم با من هم‌كلام شد و گفت: «من بازنشسته آموزش و پرورش هستم، اما اكنون دو سال است كه نتوانسته‌ام به نوه‌هايم عيدي بدهم.» اين يك تحقير بزرگ براي مردي است كه بيشتر عمر خود را سپري كرده، در سال‌هاي پاياني زندگي قرار دارد و دلش مي‌خواهد نوه‌هايش را در آغوش بكشد، هديه‌اي به آنها بدهد، به آرامش خاطر برسد و آنها را خوشحال كند. اين تنها يك نمونه كوچك از تجربيات شخصي من بود، وگرنه هزاران نمونه مشابه در اين زمينه وجود دارد. اين عدم علاقه نشان مي‌دهد كه فوتبال ديگر دغدغه اصلي مردم نيست. اينكه برخي معتقدند با موفقيت در فوتبال مردم شاد مي‌شوند، تصور اشتباهي است. فوتبال با همه عظمت و تأثيرگذاري‌اش، در برابر مشكلات جامعه كارايي ندارد.
همانطور كه بالاتر گفته شد اين روزها بين موافقان دل دادن به جام جهاني و مخالفان آن و همينطور حمايت يا بي‌تفاوتي نسبت به بازي‌هاي تيم ملي ايران دوقطبي زيادي شكل گرفته است. موافقان با يادآوري سكانسي معروف از فيلم زندگي و ديگر هيچ ساخته مرحوم كيارستمي كه در آن مرد جواني را 5 روز بعد از زلزله در حال درست كردن آنتن تلويزيون نشان مي‌دهد تا بازي‌هاي جام جهاني را ببيند، مي‌گويند به هر حال بايد زيست و تماشاي فوتبال هم بخشي از اين زيستن است. 
مربي پيشين تيم ملي در واكنش به اين استدلال گفت: من آن فيلم را ديده‌ام. زنده‌ياد كيارستمي وقتي اين اثر را در خارج از ايران نمايش داد، اسمش را گذاشتند زندگي ادامه دارد. در آن فيلم مفهوم مرگ و زندگي را در كنار هم به تصوير كشيده است. از يك سو امدادگران اجساد را از زير آوار بيرون مي‌آورند و از سوي ديگر، پيرزني كتري فرسوده‌اي را روي اجاق مي‌گذارد تا چاي درست كند. از منظر كيارستمي، قل‌قل كردن آن كتري همان جوشش زندگي است. در آن مقطع زماني، فاجعه در يك نقطه از كشور رخ داد و تمام ايران براي كاهش درد مردم محنت‌كشيده به آن سو سرازير شدند. اگرچه نمي‌توانستند رنج ناشي از آن حادثه طبيعي را كاملا  از بين ببرند، اما براي تسكين آن تلاش مي‌كردند. كيارستمي در اين باره يك سه‌گانه ساخت كه پيش از اين فيلم، «خانه دوست كجاست» و پس از آن، «زير درختان زيتون» بود. اما تفاوت شرايط امروز با آن زمان در اين است كه اكنون مساله در يك نقطه خاص نيست، بلكه همه‌جا را فراگرفته است. بنابراين اين دو متفاوت است. بله؛ اميد بسيار چيز خوبي است. انسان بايد به زندگي اميد داشته باشد؛ اما از منظر روان‌شناسي، اميد واهي تبديل به يأس عاطفي مي‌شود. مدام مي‌گويند امروز مي‌شود، فردا مي‌شود، به زودي مي‌شود و... به اين معنا كه مدام وعده داده مي‌شود شرايط به‌زودي بهبود مي‌يابد ولي تغييري ايجاد نمي‌شود. به عنوان مثالي از زندگي شخصي، ما كارمندان بازنشسته دولت هستيم. همه ديده‌ايم كه پيرمردان و پيرزنان بسياري مقابل وزارتخانه‌ها مي‌ايستند و مطالبات خود را طلب مي‌كنند، زيرا با حقوق ناچيز امكان گذران زندگي نيست. آنها مدام وعده همسان‌سازي حقوق را مي‌شنوند، اما امروز بسياري از آن كهنسالان ديگر در قيد حيات نيستند تا مطالبات خود را دريافت كنند. آنها در پايان عمر بودند و اينگونه است كه اميد به عاطفه‌ سرخورده تبديل مي‌شود. بنابراين، مفهوم اميد بايد در جايگاه و ظرف زماني مناسب خود تحليل شود. شايد در فيلم كيارستمي اين بشارت داده شود كه زندگي ادامه دارد و بازماندگان بايد به زندگي خود ادامه دهند؛ اين اصل درستي است، اما پرسش اينجاست كه چگونه زندگي كردني؟ ما بايد تمام واژه‌ها از جمله اميد و زندگي را از نو بازتعريف و تحليل كنيم تا ببينيم آيا هر كدام در جايگاه واقعي خود قرار دارند؟
حاج‌رضايي تصريح كرد: البته من تنها حس شخصي خود را بيان مي‌كنم؛ نه توصيه‌اي دارم و نه نظريه‌اي صادر مي‌كنم. شايد باوركردني نباشد، اما در اين سنين كه ديگر توان و پويايي دوران جواني را ندارم، به ياد مي‌آورم ماه‌ها پيش از آغاز جام‌هاي جهاني، همواره به دنبال دسترسي به منابع مختلف بودم. به عنوان نمونه، از خويشاوندانم در انگلستان مي‌خواستم برايم مجلات تخصصي ورلدساكر و فورفورتو را ارسال كنند. تلاش مي‌كرديم با دست پر و اطلاعات كامل مقابل دوربين حاضر شويم تا ادبيات فوتبالي را ارتقا دهيم، نگاه جديدي به مسابقات تزريق كنيم و با گستردگي ذهني وسيع ميزبان مخاطبان باشيم؛ زيرا براي تماشاگر احترام قائل بودم و اين حرمت ايجاب مي‌كرد شب و روز مطالعه كنم و بنويسم. اما اكنون تصور مي‌كنم آن روزها براي من مانند يك رويا و خواب بوده است. از خود مي‌پرسم چگونه شد كه امروز علاقه‌اي به تماشاي مسابقات ندارم؟ حسم به من اجازه نمي‌دهد دردمندي و دغدغه‌هاي مردم را ناديده بگيرم و به جدل درباره لغات و اصطلاحات فوتبالي بپردازم. ما هميشه درباره فوتبال عاشقانه صحبت كرديم، چون من عاشق اين ورزش بودم. يك عمر زندگي در اين مسير سپري شد. به عنوان مثال، وقتي درباره مرحوم پرويز قليچ‌خاني با روزنامه اعتماد صحبت كردم، به‌شدت منقلب شدم؛ زيرا بخشي از خاطرات خوب ما با اين اشخاص كه افتخارآفريني كردند و سرانجام از دنيا رفتند، مدفون شد. هر كاري نيازمند انگيزه و حس دروني است و گمان مي‌كنم اين حس اكنون از ما بسيار دور شده است.
يكي از مهم‌ترين نكات اين دوره جام جهاني نسبت مردم با تيم ملي فوتبال كشورمان است. ما پيش از اين در جام جهاني 2022 شاهد بوديم كه بعد از باخت ايران مقابل ايالات متحده عده‌اي به خيابان ريختند و شادي كردند. در آن مقطع و در سال‌هاي بعد بارها و بارها نوشتيم كه فكري به حال رابطه خراب شده مردم با تيم ملي باشيد اما گوش شنوايي وجود نداشت. نه مديران سياسي، نه ورزش و نه فدراسيون فوتبال و نه بازيكنان و كادر فني اقدامي انجام ندادند. نتيجه اين شد كه با همان شكاف كه حالا شايد بزرگ‌تر هم شده باشد به جام جهاني 2026 رسيديم. امير حاج‌رضايي در پاسخ به اين سوال كه رابطه مردم با تيم ملي همانند گذشته است، گفت: با قاطعيت مي‌گويم آن حسي كه در ادوار گذشته وجود داشت، اكنون ديگر رنگ باخته است. اين پيوند عاطفي شايد تا سال ۲۰۱۸ برقرار بود، اما پس از آن از بين رفت. نبود اين اتمسفر همدلي منجر به ايجاد دوگانگي و چندگانگي در جامعه مي‌شود. اگرچه آمار دقيق يا نظرسنجي رسمي در دست نيست، اما مي‌دانم تعداد قابل توجهي از مردم از اين جريان فاصله گرفته‌اند. اين نوع نگاه، خصمانه نيست؛ بلكه ناشي از نوعي سرخوردگي است. اغلب اين سوال را دارند: كه چي؟ چون هزاران مشغله و مساله روزمره در برابر مردم قرار دارد. هر كسي ديدگاه خاص خود را دارد و توصيه‌پذيري در اين مقوله جايگاهي ندارد؛ زيرا اين حس، دستوري نيست كه بتوان با توصيه آن را در وجود انسان‌ها نهادينه كرد تا به سمت چيزي كه علاقه دارند سوق پيدا كنند. ريشه اين رويكرد براي همه ما آشكار است. سرطان، دختر مرا از من گرفت و درد جانكاهي بر جان من نهاد؛ اما يك سرطان فقر نيز بر جامعه حاكم است كه دردي همگاني محسوب مي‌شود. اين وضعيت با زلزله‌اي كه در يك نقطه رخ مي‌دهد و با وجود تمام ويرانگري‌اش قابل مهار است، تفاوت دارد. شرايط كنوني به هيچ‌وجه با گذشته قابل مقايسه نيست؛ چرا كه يك زلزله دروني در روان مردم شكل گرفته كه ناشي از كيفيت زندگي آنهاست. من معتقدم هر كس بايد در انتخاب خود آزاد باشد؛ اگر كسي تمايل دارد بازي‌ها را دنبال كند، هيچ اشكالي ندارد. اما در اين ميان، كسي نبايد براي ديگري تكليف تعيين كند يا سرمشقي بنويسد كه تماشاي مسابقات را منع يا توصيه كند. هر كس در اين كشور زندگي مي‌كند، بايد خودش در اين باره تصميم بگيرد.
ايشان افزود: ما به عنوان نسل گذشته، شاهد فقدان‌هاي بزرگاني هستيم كه روزگاري ستاره‌هاي درخشان اين مرز و بوم بودند. وقتي در مدت كوتاهي بزرگان و نام‌آوراني چون عبدالله موحد، پرويز قليچ‌خاني و بيژن قهرمانلو را از دست مي‌دهيم، بخشي از خاطرات ما با آنها دفن مي‌شود. من سال‌ها آرزو داشتم و يك بار از راه دور براي پرويز كه دوست قديمي‌ام بود نوشتم كه آيا روزي مي‌رسد دوباره يكديگر را ببينيم و در محله‌هاي قديمي قدم بزنيم؟ اما اين اتفاق رخ نداد و حسرت آن باقي ماند. از اين دست حسرت‌ها فراوان است كه البته از بحث فعلي ما خارج است.
كارشناس فوتبال كشورمان در پاسخ به اين سوال كه آيا دست‌اندركاران تيم ملي يا بازيكنان مي‌توانستند اين رابطه شكرآب شده را بازسازي كنند يا خير، اظهار داشت: با شنيدن ادبيات دست‌اندركاران تيم ملي فوتبال، انسان شگفت‌زده مي‌شود. وقتي سرمربي محترم تيم ملي مي‌گويد كاري مي‌كنيم كه كشور يك هفته از شادي تعطيل شود، چگونه مي‌توان اين سخن را باور كرد؟ شما كاري بكنيد يك هفته اينترنت ما وصل شود و بدون اختلال پايدار بماند تا مردم بتوانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند. اين را همين جا بگويم: اگر روزي ما نبوديم، بدانيد كه ما تنها خواستار يك زندگي ساده و معمولي بوديم. 
حاج‌رضايي افزود: اظهارات برخي ديگر نشان مي‌دهد كه يا شناخت درستي از واقعيت‌هاي جامعه ندارند، يا اين سخنان فريبنده را نوعي داروي تسكين‌بخش مي‌پندارند. امروز بسياري از مفاهيم و واژه‌ها تغيير ماهيت داده‌اند. كساني كه مقابل تريبون رسانه‌ها قرار مي‌گيرند، بايد خردمندانه، واقع‌بينانه، آگاهانه و عميق سخن بگويند و به بازخورد كلام خود واقف باشند. اينگونه اظهارات، نتيجه معكوس دارد؛ مانند تبليغات ضعيفي كه به جاي جذب مخاطب، مايه دلزدگي از آن كالا مي‌شود. دفاع بد دست‌اندركاران سبب شده است كسي انگيزه ورود به چالش كلامي با آنها را نداشته باشد. نگاه سطحي به شرايط موجود، آزاردهنده است. من هيچ توقعي از كادر فني و بازيكنان براي انجام كارهاي خارق‌العاده ندارم؛ اما انتظار مي‌رود وقتي حرفي براي گفتن ندارند، حداقل سكوت پيشه كنند. حاج‌رضايي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: در ميان اين تلخي‌ها، يادآوري سكانسي از فيلم «انقلابي قلابي» اثر وودي آلن بي‌مناسبت نيست. در آن فيلم، وودي آلن نقش شخصي را بازي مي‌كند كه در كشوري گمنام به قدرت مي‌رسد. مشاورانش به او توصيه مي‌كنند فردا در سخنراني خود، سخناني بي‌سابقه بگويد تا مردم شادمان شوند. او را كه مربي يا مدرس بوده است روي تريبون مي‌فرستند و جمعيت در پايين تريبون منتظر برنامه‌هاي او مي‌مانند. وودي آلن به مردم مي‌گويد: «من از امروز سن تمام افراد چهل‌ساله را ۲۵ سال اعلام مي‌كنم؛ برويد و شادمان باشيد!» حالا ما هم بايد برويم خوشحال باشيم! امير حاج‌رضايي در پايان در پاسخ به اين سوال كه پيش‌بيني‌اش از قهرمان اين دوره جام جهاني چيست آه بلندي كشيد و پاسخ داد: قهرمان جام جهاني در همين خانه‌هاست؛ مردمي هستند كه با پهلواني و قهرماني زندگي‌ مي‌كنند و زندگي‌شان و خانواده‌شان را اداره مي‌كنند. قهرماني بيرون از خانه‌هاي ما نيست. قهرمانان واقعي همين مردم هستند.