شناسهٔ خبر: 78503987 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

گروسی چگونه بی‌طرفی آژانس را قربانی پروژه فشار حداکثری کرد؟

بازی در زمین آمریکا

صاحب‌خبر -



در حالی که شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بررسی پرونده هسته‌ای ایران در وین گرد هم آمده، نقش «رافائل گروسی» به عنوان مدیرکل این نهاد، از یک میانجی فنی به یک بازیگر سیاسی مخرب تغییر ماهیت داده است. رویه‌ای که امروز در قالب قطعنامه‌ای تحریک‌آمیز علیه ایران نمایان شده، نتیجه مستقیم انحراف مأموریتی است که گروسی شخصاً آن را هدایت کرده است.

گروسی پیش از آغاز «جنگ رمضان»، به جای تمرکز بر وظیفه اصلی خود یعنی نظارت فنی و پادمانی، عملاً به بلندگوی ادعاهای اثبات‌نشده رژیم صهیونیستی درباره برنامه هسته‌ای ایران تبدیل شده بود. او با بزرگنمایی «ابهامات» و «فقدان دسترسی»، فضایی مسموم ایجاد کرد که موجب فعال سازی مکانیزم ماشه شد و راه را برای حمله نظامی به ایران هموار ساخت. نقش مخرب او در این مقطع، تهیه خوراک تبلیغاتی و حقوقی لازم برای توجیه حملات آتی بود. او بدون آنکه گزارشی از تهدیدات علیه تأسیسات تحت نظارتش ارائه دهد، صرفاً بر گردن زدن ایران به عنوان طرف «غیرشفاف» تمرکز کرد و بدین ترتیب، به آمریکا و اسرائیل چراغ سبز نشان داد که می‌توانند زیرساخت‌های هسته‌ای را هدف قرار دهند، بدون آنکه با مانع حقوقی یا سیاسی جدی از سوی آژانس مواجه شوند.

در جریان بمباران‌های سنگین آمریکا و اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای تحت نظارت آژانس نیز گروسی سکوتی مرگبار اختیار کرد. این سکوت، نه یک انفعال، بلکه یک انتخاب سیاسی فعالانه بود. او با خودداری از محکومیت حملات به تأسیساتی که زیر پرچم پادمان آژانس قرار داشتند، عملاً اصل مصونیت تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز را نقض کرد.
این موضع‌گیری مستقیماً به پیچیده‌تر شدن اوضاع کمک کرد. وقتی مدیرکل آژانس در برابر بمباران یک تأسیسات پادمانی سکوت می‌کند، این پیام به جهان مخابره می‌شود که «راستی‌آزمایی» صرفاً ابزاری یک‌طرفه علیه برخی کشورهاست، نه یک اصل جهانی. گروسی با این سکوت، چراغ سبز تاکتیکی خود به حملات را به چراغ قرمزی برای صلح تبدیل کرد و تعهدات امنیتی ذیل نظام پادمان را به کاغذی پاره بدل ساخت.

اکنون در آستانه نشست شورای حکام، گروسی با انتشار گزارشی که به‌رغم بمباران‌ها، تغییر اساسی در توانمندی‌های هسته‌ای ایران نشان نمی‌دهد، پا را فراتر نهاده است. او به جای عذرخواهی یا پاسخگویی درباره ناتوانی آژانس در محافظت از تأسیسات تحت نظارت، حالا از قربانی حمله می‌خواهد تا «صورت‌حساب خرابی‌ها» را تقدیم کند.
او در نشست خبری خود مدعی شد: «توافق بدون سازوکار راستی‌آزمایی، توهمی از توافق است.»
این جمله در بستر کنونی، معنایی جز این ندارد: «ما تأسیسات شما را بمباران می‌کنیم، بعد شما را وادار می‌کنیم درها را به روی ما باز کنید تا ببینیم چه چیزی از کار افتاده و چه چیزی باقی مانده است.» این همان منطق محکوم علیه است که ایران آن را به درستی «راستی‌آزمایی وارونه» نامیده است.

ادعاها درباره همکاری ایران با آژانس در حالی در پیش‌نویس این قطعنامه مطرح شده است که طبق موضعگیری اخیر ایران، «ابهام»، «فقدان دسترسی» و «از دست رفتن پیوستگی دانش» که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس در ارتباط با فعالیت آژانس در ایران به آن اشاره دارد، وضعیتی است که «در خلأ ایجاد نشده است، بلکه به خاطر آن ایجاد شده که تأسیسات هسته‌ای تحت پادمان، هدف حملات نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفتند. نمی‌توان منشا اختلال را نادیده گرفت و سپس پیامد همان اختلال را علیه ایران صورت‌بندی کرد.»

تهران تاکید کرده است که «آژانس نمی‌تواند هم آثار حمله نظامی را گزارش کند، هم از کنار مسئولیت عاملان آن بگذرد و هم از ایران بخواهد هزینه فنی و سیاسی ناامنی ایجادشده توسط متجاوزان را بپردازد. این نه راستی‌آزمایی است، نه اعتمادسازی.»

گروسی امروز دیگر یک مدیرکل فنی نیست؛ او به «مباشر سیاسی» طرف غربی در شورای حکام تبدیل شده است. انحراف در مأموریت او زمانی کامل شد که او به جای محکوم کردن «منشأ اختلال» (حمله نظامی)، «پیامد اختلال» (کاهش شفافیت ایران) را دستاویز قطعنامه‌ای تنبیهی قرار داد.
این رویه نه تنها کمکی به حل بحران نمی‌کند، بلکه با بی‌اعتبار کردن نهاد پادمان، عملاً جهان را به سمت عصری می‌برد که در آن، اعتماد به مکانیسم‌های بین‌المللی غیرممکن و «ابهام هسته‌ای» به تنها سپر بازدارنده کشورها تبدیل خواهد شد. گروسی که روزی پاسدار شفافیت نامیده می‌شد، اکنون معمار اصلی گورستان اعتماد در نظام عدم اشاعه است.