شناسهٔ خبر: 78502599 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

نگاهی به نگرش‌ها و مبارزات ضدآمریکایی شهید آیت‌الله محمدرضا سعیدی/ هشدار زودهنگام به خطر آمریکا

نام آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی شاید در تراز چهره‌های مشهور تاریخ انقلاب تکرار نشده باشد؛ اما در حافظه مبارزات انقلاب اسلامی نمی‌توان این نام را نادیده گرفت.

صاحب‌خبر -

نام آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی شاید در تراز چهره‌های مشهور تاریخ انقلاب تکرار نشده باشد؛ اما در حافظه مبارزات انقلاب اسلامی نمی‌توان این نام را نادیده گرفت. کسی که از پیشگامان مبارزه با آمریکا و اسرائیل بود و بهایش را با شهادت پرداخت.

در بیستم خردادماه، سال‌روز شهادت او نگاهی داریم به نگرش‌ها و مبارزات ضدآمریکایی شهید آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی.

نگاه از زاویه امام

سعیدی شیفته خمینی بود و در زندان‌های طاغوت زیر شکنجه می‌گفت: «اگر خونم را به زمین بریزید هر قطره خون من نام خمینی را فریاد خواهد زد». و نگاهش به مسائل ایران و جهان نیز از همان زاویه نگاه امام(ره) بود. نگاهی که آمریکا و اسرائیل را دشمنان اصلی اسلام و ایران می‌دانست و چاره اصلی را در بریدن پای این دو از منطقه می‌جست.

برای مردم می‌گفت: آمریکای استعمارگر در دست یهودی‌هاست؛ ببینید در ویتنام چطور آزادیخواهان را به نام برقراری صلح، قتل‌عام می‌کنند و به چه طرز فجیعی مردم را نابود می‌کنند! باید این دشمنان بشریت را شناخت و برای مبارزه باید تشکیلات داشته باشیم...

شناسایی تغییر چهره استعمار

شاید مهم‌ترین ویژگی شهید سعیدی، درک تحول استعمار در قرن بیستم بود. استعماری که همچنان با شکل کلاسیک آن، یعنی اشغال و غارت مستقیم ثروت‌های ملل تعریف می‌شد و در ذهن قاطبه مردم و حتی نخبگان ایران جهان، با نام و نماد انگلستان شناخته می‌شد.

آن روزها آمریکا قدرتی جدید بود که اتفاقا با استعمارگران کلاسیک درافتاده و کشورهای استعمارزده را با وعده آزادی و توسعه، به خود جلب می‌کرد و بسیاری از کشورها راه نجات از استعمار را در آویختن به آمریکا می‌جستند.

آیت‌الله سعیدی اما هشدار می‌داد که آمریکا در حال تبدیل به قدرت اصلی مداخله‌گر در ایران و جهان است و حکومت پهلوی عملا به بازوی اجرایی سیاست‌های استعمار نو بدل شده است. قدرتی که با ظاهری فریبنده و شعار توسعه وارد کشورهای اسلامی و جهان سوم می‌شود، اما هدف نهایی‌اش وابسته کردن ملت‌ها و غارت منابع آن‌هاست.

در نگاه او، تفاوت استعمار نوی آمریکا با استعمار کلاسیک، فقط در شیوه‌ها بود، نه در ماهیت. این تحلیل در زمانی مطرح می‌شد که حکومت پهلوی، آمریکا را نماد پیشرفت، توسعه و مدرنیزاسیون معرفی می‌کرد و هرگونه انتقاد از این وابستگی، ارتجاع و مخالفت با پیشرفت تلقی می‌شد.

پیشگام در استکبارستیزی

اگر امروز مفهوم «استکبارستیزی» یکی از کلیدواژه‌های رایج در ادبیات سیاسی ماست، باید توجه داشت که این گفتمان، پیش از پیروزی انقلاب و در متن مبارزات روحانیونی مانند شهید سعیدی شکل گرفته است.

او آمریکا را نه صرفا یک کشور بیگانه، بلکه نماد سلطه جهانی و استعمار نو می‌دانست؛ نظامی که برای حفظ منافع خود، ثروت ملت‌های وابسته را به تاراج می‌برد و ملت‌های مستقل را سرکوب می‌کند.

آیت‌الله سعیدی صرفا منتقد حکومت نبود؛ بلکه مشروعیت سیستم را به دلیل وابستگی به آمریکا زیر سؤال می‌برد. وابستگی‌ای که در پوشش توسعه و تظاهر به پیشرفت معرفی می‌شد، اما استقلال و هویت ملی و اسلامی را هدف گرفته بود.

او مبارزه با آمریکا را به زبان مردم ترجمه می‌کرد. بسیاری از مباحث سیاسی آن دوره، در سطح نخبگان باقی می‌ماند؛ اما سعیدی می‌توانست مفاهیم پیچیده‌ای مانند استعمار نو، وابستگی اقتصادی و نفوذ فرهنگی را در قالب سخنرانی‌های مذهبی و قابل فهم برای عموم بیان کند.

این امر باعث شده بود که حکومت پهلوی نسبت به سخنان یک روحانی حساس شود. به‌ویژه این‌که او به جریان امام خمینی تعلق داشت و پس از تبعید هم نهضت را زنده نگه می‌داشتند. از این منظر، حذف فیزیکی چهره‌هایی مانند سعیدی، بخشی از پروژه مهار نهضت اسلامی بود.

سعیدی برای تبیین این مسائل برای مردم سر از پا نمی‌شناخت؛ سخن‌رانی می‌کرد، اعلامیه می‌نوشت، جزوه چاپ می‌کرد... با این‌که در جایگاه علمی ویژه‌ای قرار داشت و می‌توانست در حاشیه قرار بگیرد و احترام ببیند، اما با شجاعت و صراحتی کم‌نظیر، پنجه در پنجه استعمار نو انداخت و زندان و شکنجه و شهادت را به جان خرید.

مبارزه با تحقیر کاپیتولاسیون

هرچند اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون در ایران با نام امام خمینی(ره) گره خورده است، اما شاگردان انقلابی امام نیز نقش مهمی در تبیین ابعاد این ماجرا داشتند و شهید سعیدی در شمار فعال‌ترین آنان بود.

او در یکی از جزواتش مسأله کاپیتولاسیون و مصونیت مستشاران آمریکایی را در 50 صفحه تبیین کرده بود که در قم و بعضی شهرها توزیع شد. جزوه‌ای که برخورد شدید ساواک را به دنبال داشت و کشف آن در هرجایی به معنای دستگیری و زندان صاحبش بود.

کاپیتولاسیون از نگاه شهید سعیدی صرفا یک قرارداد حقوقی نبود؛ نماد تحقیر ملت ایران و نشانه‌ای آشکار از سلطه آمریکا به شمار می‌رفت. از این‌رو حکومتی که برای اتباع بیگانه مصونیت قضایی قائل می‌شود، در حقیقت استقلال کشور را فروخته است.

فراتر از این، اصل حضور مستشاران آمریکایی نیز به شکل‌گیری نظامی سیاسی و اقتصادی می‌انجامید که اراده ملی را تابع منافع بیگانه می‌کرد. او با تبیین مفهوم وابستگی برای مردم عادی تلاش می‌کرد مبارزه ضدآمریکایی صرفا واکنشی احساسی نباشد، بلکه به یک تحلیل سیاسی و تمدنی تبدیل شود.

تبیین استعمار اقتصادی

افشای ابعاد اقتصادی استعمار آمریکا و مقابله با وابستگی کشور به سرمایه‌گذاران خارجی از مهم‌ترین محورهای مبارزات شهید سعیدی بود. او با هوشمندی تمام، سیاست‌های استعماری را که در لفافه توسعه و عمران پنهان می‌شد، برملا می‌ساخت:

«استعمارگران وقتی می‌خواهند کشوری را تیول خود قرار دهند، به اسم عمران و آبادی وارد می‌شوند... و بعد تا سر حد قدرت و امکانات خود، خون مردم را می‌مکند.»

اوج مبارزه او با سرمایه‌داری آمریکایی به سال ۱۳۴۹ بازمی‌گردد؛ زمانی که انتشار اخبار نفوذ اقتصادی سرمایه‌داران آمریکایی، نگاه تیزبین او را حساس کرد تا با بیانیه‌ها و سخنرانی‌های آتشین، نسبت به «فروش استقلال کشور» هشدار دهد.

روزنامه‌ها نوشتند ۳۵ سرمایه‌گذار بزرگ آمریکایی به سرکردگی راکفلر برای بررسی امکانات سرمایه‌گذاری در زمینه‌های توریسم، منابع جنگلی، کشت و صنعت، شبکه توزیع و صنایعی مانند پتروشیمی به تهران می‌آیند. اما او معتقد بود این نفوذ علاوه بر تاراج اقتصادی ایران، فرهنگ، سیاست و حتی سبک زندگی جامعه ایرانی را نیز دگرگون خواهد کرد.

این‌جا بود که آخرین اعلامیه‌اش را علیه مستشاران و سرمایه‌داران آمریکایی نوشت. به خط خودش و برای علمای ایران فرستاد که در برابر آن سکوت نکنند.

«هم اکنون این بندگان استعمار غرب، قربانی جدیدی برای درگاه خدایان دلار و اسلحه تدارک دیده‌اند که با تقدیم آن، به‌طور دربست اقتصاد ما و به دنبال آن دین و سایر افتخارات ما به چنگال آنان خواهد افتاد؛ همان‌طور که قبلا سیاست ما را قبضه کردند که این مصائب را به دنبال خود آورده است.»

آیت‌الله سعیدی خطاب به علما و حوزه علمیه نوشته بود که چرا برای ساختن سینما در قم فریاد می‌زنید، اما برای سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران اعتراض نمی‌کنید؟ مسئله‌ای که از قرارداد تنباکو هم مهم‌تر است و از کاپیتولاسیون هم اهمیتش کم‌تر نیست!

سرمایه‌داران انسان‌دوست!

این اعلامیه که پخش شد، عصبانیت شدید ساواک و رژیم را برانگیخت. آمریکا و اسرائیل خط قرمز رژیم بودند؛ حتی بیشتر از دولت و شخص شاه! به‌خاطر همین حرف‌ها دستگیرش کردند، به زندانش انداختند، شکنجه‌اش دادند تا در نهایت شبه شهادت رسید.

امام خمینی(ره) در پیام شهادتش نوشت: «سرمایه‌داران آمریکا به اسم عظیم‌ترین سرمایه‌گذاری خارجی برای اسارت این ملت مظلوم به ایران هجوم نموده‌اند، سرمایه‌دارانی که هر لحظه از عمرشان ده‌ها هزار دلار قیمت دارد برای چه منظوری در تهران اجتماع می‌کنند؟ برای غم‌خواری و انسان‌دوستی؟! کسانی که دنیا را به خاک و خون کشیده‌اند و ده‌ها هزار انسان را برای شهوات به زیر خاک کرده‌اند، در این‌جا دوست صمیمی ما هستند؟»

پیش‌آگاهی از خطر صهیونیسم

آیت‌الله سعیدی حتی در شناخت خطر صهیونیسم و مبارزه با اسرائیل هم پیشتاز بود و در اوج اقتدار طاغوت و نفوذ صهیونیسم بر کشور، بارها درباره خطر آن‌ها تذکر می داد:

«آمریکای استعمارگر توسط یهودی‌ها اداره می‌شود. خود جانسون (رئیس‌جمهور اسبق آمریکا) هم یهودی است. ببینید در ویتنام چگونه آزادی‌خواهان را به نام این‌که می‌خواهند صلح برقرار کنند قتل‌عام می‌کنند. ببینید به چه طرز فجیعی مردم را نابود می‌سازند. باید این دشمنان بشر را شناخت.»

شهید سعیدی اهل حاشیه‌پردازی نبود و در دوره‌ای که خطر اسرائیل در کانون توجه مردم و حتی نخبگان قرار نداشت، مستقیما ریشه را می‌زد: «به هر نحوی که به اسرائیل کمک شود حرام است. معامله کردن با یهود، کمک به اسرائیل است. هر چند دولت ایران خودش به اسرائیل کمک می‌کند و ادعای مسلمانی هم دارد!».

میراث فقیه شهید

شهید آیت‌الله محمدرضا سعیدی در ۴۲ سالگی به شهادت رسید؛ سنی که برای یک فقیه و اندیشمند دینی، آغاز دوران شکوفایی علمی و اجتماعی محسوب می‌شود. با این حال، عمر کوتاه او تأثیری فراتر از سال‌های زندگی‌اش برجای گذاشت.

شاید مهم‌ترین میراث او، هشدار زودهنگام نسبت به خطر وابستگی باشد؛ هشداری که 55 سال زودتر از رویارویی مستقیم با آمریکا، نه صرفا از موضع احساسات دینی و سیاسی، بلکه بر پایه تحلیلی عمیق از مناسبات قدرت در جهان معاصر مطرح می‌شد. او باور داشت ملتی که استقلال سیاسی و فرهنگی خود را از دست بدهد، حتی اگر ظاهری مدرن و توسعه‌یافته داشته باشد، در حقیقت گرفتار نوعی استعمار پنهان شده است.

امروز بازخوانی زندگی و مبارزات شهید سعیدی، فقط مرور بخشی از تاریخ انقلاب نیست؛ بلکه فرصتی برای فهم ریشه‌های فکری جریان ضدسلطه در ایران معاصر است. او از نخستین روحانیونی بود که خطر نفوذ آمریکا را نه در سطح یک اختلاف سیاسی، بلکه در مقیاس یک تهدید تمدنی دید و برای مقابله با آن، جان خود را فدا کرد.