بوی چوب در فضای کارگاه پیچیده است؛ جایی که سالهاست این هنرمند در کنار همسرش، تکههای خام چوب را به آثاری تبدیل میکند که هر کدام روایتگر ذوق، مهارت و هویت ایرانی هستند. هنرمندی که با وجود کسب نشان ملی صنایع دستی و خلق آثاری ماندگار، این روزها بیش از آنکه از موفقیتهایش سخن بگوید، نگران آینده حرفهای است که عمر خود را پای آن گذاشته است.
افزایش بیسابقه قیمت مواد اولیه، رکود بازار، کاهش قدرت خرید مردم، دشواریهای بازاریابی و نبود فضاهای مناسب برای عرضه محصولات، بخشی از چالشهایی است که بسیاری از فعالان صنایع دستی با آن دستوپنجه نرم میکنند. مرادیزارعی که بیش از ۱۴ سال در حوزه صنایع چوب فعالیت دارد، معتقد است صنایع دستی تنها یک شغل نیست؛ بخشی از هویت فرهنگی و هنری کشور است که برای بقا و حضور در بازارهای داخلی و خارجی به حمایت و برنامهریزی جدی نیاز دارد.
خبرنگار ایرنا در گفتوگو با این هنرمند خوزستانی، از فراز و فرودهای فعالیت در حوزه صنایع چوب، جایگاه صنایع دستی در زندگی امروز، مشکلات تولید و فروش، ظرفیتهای صادراتی و مطالبات صنعتگران از مسئولان پرسیده است؛ گفتوگویی که تصویری روشن از واقعیتهای امروز این هنر-صنعت ارائه میدهد.

ایرنا: لطفا خودتان را معرفی کنید و درباره فعالیت حرفهای خود توضیح دهید.
محمود مرادیزارعی هستم؛ حدود ۱۴ سال است که در حوزه چوب و صنایع چوبی فعالیت میکنم و نزدیک به هشت سال نیز در کنار همسرم در این حرفه مشغول به کار هستم، ما به صورت مشترک در یک کارگاه تولیدی فعالیت میکنیم و تلاش داریم محصولات هنری و کاربردی چوبی را به بازار عرضه کنیم.
ایرنا: جناب زارعی، شما حدود چهارده سال است که در حوزه صنایع چوب فعالیت میکنید، با وجود سختیهای این مسیر، چه عاملی باعث شد که در ابتدای راه سراغ این هنر خاص بروید و چه نیرویی شما را وادار کرد که علیرغم همه موانع، این مسیر را ادامه دهید؟ آیا میتوان گفت یک انگیزه درونی و عشقی ریشهدار به صنایع دستی پشت این پشتکار بوده است؟
بله، اجازه بدهید صریح بگویم؛ مهمترین و ریشهایترین علت، علاقه به صنایع دستی بود. من از کودکی وقتی اشیای چوبی دستساز را میدیدم، حس عجیبی داشتم. برایم جذاب بود که یک تکه چوب خام چگونه میتواند با دستهای یک هنرمند تبدیل به یک اثر ماندگار شود. این حس درونم را رها نمیکرد. وقتی جوانتر بودم، هر بار که یک محصول صنایع دستی را میدیدم، نه تنها به ظاهر آن، بلکه به زحمتها، ظرافتها و روحی که پشت آن بود فکر میکردم. کمکم تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم. خیلیها گفتند چرا این حرفه را انتخاب کردهای و چرا سراغ شغلهای زودبازدهتر نمیروی، اما من واقعا نمیتوانستم به چیزی جز صنایع دستی فکر کنم.
این علاقه، حتی وقتی هشت سال پیش همسرم هم در کارگاه به من ملحق شد، دوچندان شد. دیدم کسی هست که این مسیر را با من همدلی میکند. درست است که الان بازارمان کساد شده و هزینهها سر به فلک کشیده و فروش ما به حداقل رسیده، اما هنوز وقتی میبینم مشتری خاصی سفارش میدهد و بعد از اتمام کار، آن لبخند رضایت را روی صورتش میبینم، تمام سختیها فراموش میشود.
پس پاسخ من یک کلمه است: عشق. عشق به صنایع دستی و باور به اینکه چوب زنده است و من فقط به آن روح میدهم. تا این علاقه باشد، آدم میماند و میسازد.

ایرنا: به زعم برخی افراد، صنایع دستی فقط یک کالای لوکس و تشریفاتی است. به نظر شما، صنایع دستی واقعا چه دردی را از جامعه و زندگی مردم درمان میکند و چرا باید کسی به جای محصولات صنعتی، سراغ خرید یک اثر دستساز برود؟
صنایع دستی، برخلاف تصور برخی، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت فرهنگی و روانی است؛ دردی که صنایع دستی درمان میکند، یکسانزدگی و بیهویتی در زندگی مدرن است.
وقتی خانهای پر از محصولات ماشینی و خط تولیدی باشد، هیچ اثری از روایت، از زمان، از فکر و از اصالت در آن دیده نمیشود، اما یک قاب چوبی دستساز، یک کاسه منبتکاریشده یا یک تابلو معرق، به تو یادآوری میکند که هنوز هم انسانهایی هستند که با دست و حوصله و عشق، چیزی خلق میکنند. صنایع دستی روح را به زندگی برمیگرداند.
از طرف دیگر، خرید یک اثر صنایع دستی یعنی حمایت از یک خانواده، یعنی زنده نگه داشتن یک مهارت کهنسال و جلوگیری از فراموشی هویت یک سرزمین، مردم باید صنایع دستی بخرند، چون با هر خرید، یک شغل واقعی و یک هنر زنده را نجات میدهند. محصولات صنعتی بینهایت مشابه دارند، اما هر اثر دستساز تکنشان و منحصر به فرد است. وقتی شما یک اثر چوبی را از هنرمندی مثل من میخرید، فقط یک شیء نخریدهاید؛ بخشی از داستان زندگی، سختیها و امیدهای یک صنعتگر را با خود به خانه بردهاید.
در دنیایی که همه چیز سریع و مصرفی شده، صنایع دستی حرف تامل، کیفیت و ماندگاری را میزند. به عبارت دیگر، صنایع دستی درمانی برای روزمرگی و بیرنگی زندگی ماشینی است.
ایرنا: درباره افتخارات و دستاوردهای خود نیز توضیح دهید.
خوشبختانه موفق به دریافت سه نشان ملی صنایع دستی شدهام. یکی از آثارم که کاسهای چوبی است، هورباد نام دارد و ۲ اثر دیگر با نامهای ژینا به معنی زندگی و ماج به معنی ماه، قرار است در سال ۱۴۰۵ رونمایی و به همراه آثار دیگر هنرمندان دارای نشان ملی در کتابی با عنوان هنر دستان معرفی و منتشر شود.

ایرنا: تولید یک اثر صنایع دستی حاصل ساعتها تلاش، مهارت و خلاقیت است، اما بسیاری از هنرمندان معتقدند چالشهای اصلی پس از تولید آغاز میشود؛ با توجه به تجربه شما در این حوزه، صنعتگران صنایع چوب امروز با چه موانعی در زمینه تامین مواد اولیه، هزینههای تولید، بازاریابی، فروش و معرفی آثار خود مواجه هستند و این شرایط چه تاثیری بر ادامه فعالیت آنان داشته است؟
یکی از مهمترین مشکلات ما در سالهای اخیر، محدودیتهای فروش و افزایش شدید هزینههای راهاندازی و نگهداری فروشگاه بوده است؛ واقعیت این است که تولید یک اثر صنایع دستی تنها بخشی از مسیر کار است و بخش دشوارتر، معرفی و فروش آن به مشتریان است.
هزینه اجاره یا خرید فضای مناسب برای نمایش محصولات به اندازهای افزایش یافته که بسیاری از صنعتگران توان تامین آن را ندارند، ما نیز به دلیل همین شرایط ناچار شدهایم بخشی از آثار تولیدی خود را در همان کارگاه به نمایش بگذاریم و به فروش برسانیم.
این در حالی است که یک فضای حرفهای و مجهز میتواند نقش بسیار مهمی در معرفی بهتر آثار، جذب مشتریان جدید و افزایش فروش داشته باشد، وقتی محصول در محیطی مناسب و در معرض دید عموم قرار نگیرد، ارزش هنری و ویژگیهای آن نیز به درستی دیده نمیشود.
در کنار این موضوع، مشکلات زیرساختی در حوزه اینترنت و بازاریابی آنلاین نیز به یکی از دغدغههای جدی ما تبدیل شده است، امروز بخش قابل توجهی از فروش و معرفی محصولات در دنیا از طریق فضای مجازی انجام میشود، اما محدودیتها و ضعف زیرساختها باعث شده نتوانیم از این ظرفیت به شکل مطلوب استفاده کنیم.
از سوی دیگر، افزایش مداوم هزینههای تولید از جمله قیمت چوب، رنگ، ابزارآلات، یراقآلات، حمل و نقل و سایر مواد مصرفی فشار مضاعفی بر صنعتگران وارد کرده است.
در چنین شرایطی، تولیدکننده از یک سو با هزینههای سنگین روبهرو است و از سوی دیگر با کاهش قدرت خرید مردم و رکود بازار مواجه میشود؛ مجموعه این عوامل باعث شده بسیاری از هنرمندان و صنعتگران برای ادامه فعالیت خود با چالشهای جدی روبهرو باشند و بیش از هر زمان دیگری به حمایت، ایجاد بازارهای فروش و تسهیل دسترسی به مشتریان داخلی و خارجی نیاز داشته باشند.

ایرنا: با توجه به تجربه سالها فعالیت در حوزه صنایع چوب و آشنایی نزدیک با دغدغههای صنعتگران، مهمترین انتظار و مطالبه شما از مسئولان و دستگاههای متولی برای حمایت از صنایع دستی چیست و چه اقداماتی میتواند به رونق تولید، فروش و حضور موثرتر هنرمندان در بازارهای داخلی و خارجی کمک کند؟
بارها پیشنهادها و راهکارهای مختلفی را برای حمایت از صنعتگران و فعالان صنایع دستی ارائه کردهایم، اما مهمترین مطالبه ما ایجاد فضایی مناسب، دائمی و در معرض دید عموم برای عرضه و معرفی محصولات هنرمندان است. بسیاری از صنعتگران آثار ارزشمند و باکیفیتی تولید میکنند، اما به دلیل نبود بازارچهها و نمایشگاههای دائمی، فرصت کافی برای معرفی محصولات خود ندارند.
اگر چنین فضاهایی با حمایت دستگاههای مسئول، تبلیغات موثر و برنامهریزی مناسب ایجاد شود، میتوان محصولات صنایع دستی را نه تنها در بازارهای داخلی، بلکه در سطح بینالمللی نیز معرفی کرد، در کنار این موضوع، انتظار داریم نهادهایی مانند اتاقهای بازرگانی، سازمانهای مرتبط با تجارت و دستگاههای متولی صادرات، زمینه ارتباط مستقیم صنعتگران با خریداران و مشتریان خارجی را فراهم کنند.
آشنایی با نیاز بازارهای هدف، حضور در نمایشگاههای تخصصی و ایجاد مسیرهای صادراتی میتواند به برندسازی صنایع دستی ایرانی و افزایش درآمد هنرمندان کمک کند؛ به اعتقاد من، صنعتگران بیش از هر چیز به بسترسازی، معرفی و حمایت عملی نیاز دارند تا بتوانند ظرفیتهای هنری و تولیدی خود را به فرصتهای اقتصادی پایدار تبدیل کنند.
ایرنا: با توجه به تغییرات اقتصادی و معیشتی سالهای اخیر، جایگاه صنایع دستی را در سبد خرید خانوارها چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این محصولات همچنان مورد استقبال مردم قرار میگیرند یا شرایط اقتصادی باعث شده سهم صنایع دستی در اولویتهای خرید خانوارها کاهش یابد؟
صنایع دستی معمولا بیش از همه مورد توجه افرادی قرار میگیرد که به هنر، اصالت و ارزشهای فرهنگی اهمیت میدهند و خرید یک اثر هنری را صرفا یک هزینه نمیدانند، بلکه آن را نوعی سرمایهگذاری فرهنگی و حمایت از هنر بومی تلقی میکنند.
با این حال، واقعیت این است که در شرایط اقتصادی کنونی، سهم صنایع دستی در سبد خرید بسیاری از خانوادهها کاهش یافته است، زیرا در زمان فشارهای معیشتی، مردم ناچارند نیازهای ضروری خود را در اولویت قرار دهند. به همین دلیل، بازار صنایع دستی بیش از گذشته به قشر خاصی از علاقهمندان هنر و خریداران آثار فاخر محدود شده است.
پیش از جنگ، هرچند بازار صنایع دستی رونق چشمگیری نداشت، اما فروش در سطح قابل قبولی جریان داشت و هنرمندان میتوانستند روی بخشی از درآمد حاصل از فروش آثار خود حساب کنند؛ اما پس از آغاز جنگ و افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، میزان فروش به شکل محسوسی کاهش یافت و در برخی مقاطع تقریبا به صفر رسید.
در حال حاضر، بخش عمده فعالیت ما به سفارشهای محدود و خاص از سوی مشتریان وفادار یا علاقهمندان جدی صنایع دستی وابسته است؛ این شرایط نشان میدهد که برای بازگشت صنایع دستی به جایگاه شایسته خود در سبد خرید مردم، علاوه بر بهبود شرایط اقتصادی، باید فرهنگسازی بیشتری در زمینه ارزش و اهمیت این آثار نیز صورت گیرد.

ایرنا: افزایش قابل توجه قیمت مواد اولیه و هزینههای جانبی تولید چه تاثیری بر فعالیت صنعتگران صنایع دستی، به ویژه فعالان حوزه صنایع چوب، گذاشته است؟ این شرایط چه پیامدهایی برای کیفیت، قیمت نهایی محصولات و استمرار فعالیت تولیدکنندگان به همراه داشته است؟
افزایش قیمت مواد اولیه در سالهای اخیر فشار سنگینی بر تولیدکنندگان صنایع دستی وارد کرده است، به عنوان نمونه، چوبی که تا آذر و دی سال گذشته هر مترمکعب آن حدود ۲۷ میلیون تومان قیمت داشت، امروز به حدود ۸۵ میلیون تومان رسیده است؛ یعنی بیش از سه برابر افزایش قیمت در مدت زمانی کوتاه داشته است.
این افزایش تنها به چوب محدود نمیشود و تقریبا تمام بخشهای تولید از جمله رنگ، ابزارآلات، یراقآلات، حمل و نقل و سایر مواد مصرفی را دربر گرفته است.
در کنار این موارد، هزینه اجاره کارگاه و دستمزد استادکاران و نیروهای متخصص نیز رشد قابل توجهی داشته و مجموع این عوامل، هزینه تمامشده تولید را به شدت افزایش داده است؛ در چنین شرایطی، تولیدکنندگان با یک چالش جدی مواجه هستند، از یک سو تلاش میکنند کیفیت آثار خود را حفظ کنند و از سوی دیگر نمیخواهند محصول را با قیمتی عرضه کنند که از توان خرید مشتری خارج باشد.
همین موضوع باعث شده حاشیه سود صنعتگران به شدت کاهش پیدا کند و ادامه فعالیت برای بسیاری از آنها دشوارتر از گذشته شود.
واقعیت این است که صنایع دستی تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی کشور محسوب میشود و اگر روند افزایش هزینهها بدون حمایتهای موثر ادامه پیدا کند، بسیاری از کارگاههای کوچک و هنرمندان مستقل برای ادامه مسیر با مشکلات جدی روبهرو خواهند شد.
ایرنا: بسیاری از کارشناسان معتقدند که صنایع دستی ایران از ظرفیت بالایی برای حضور در بازارهای جهانی برخوردار است، اما همچنان در حوزه برندسازی و صادرات با چالشهایی مواجه هستیم؛ از نگاه شما چه اقداماتی میتواند به معرفی بهتر صنایع دستی ایران در بازارهای بینالمللی و توسعه صادرات این محصولات کمک کند؟
به اعتقاد من، دستگاهها و نهادهای مرتبط با حوزه بازرگانی و تجارت خارجی میتوانند نقش بسیار مهمی در توسعه برندسازی و صادرات صنایع دستی ایفا کنند؛ نخستین گام، شناسایی دقیق نیازها و سلیقه بازارهای هدف است. صنعتگران باید بدانند مشتریان کشورهای مختلف چه نوع محصولاتی را میپسندند، چه استانداردهایی را مدنظر دارند و بازارهای منطقهای و بینالمللی چه نیازهایی دارند.
اگر این اطلاعات به شکل صحیح در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد، هنرمندان میتوانند محصولات خود را متناسب با نیاز بازار طراحی و تولید کنند و شانس حضور موفقتری در عرصه صادرات داشته باشند؛ از سوی دیگر، ایجاد ارتباط مستقیم میان صنعتگران و خریداران خارجی، حضور در نمایشگاههای تخصصی بینالمللی، حمایت از بازاریابی حرفهای و معرفی ظرفیتهای صنایع دستی ایران از جمله اقداماتی است که میتواند به برندسازی این حوزه کمک کند.
ما در کشور هنرمندان توانمند و آثار باکیفیتی داریم که قابلیت رقابت در بازارهای جهانی را دارند، اما برای تبدیل این ظرفیت به یک برند شناختهشده، نیازمند حمایتهای هدفمند، برنامهریزی منسجم و ایجاد مسیرهای مطمئن صادراتی هستیم.
اگر این حلقه ارتباطی میان تولیدکننده و بازارهای خارجی شکل بگیرد، صنایع دستی ایران میتواند سهم بیشتری از بازار کشورهای منطقه و حتی فراتر از آن را به خود اختصاص دهد.

ایرنا: به نظر شما چه فضایی برای عرضه و معرفی صنایع دستی در اهواز مناسب است؟
یکی از بهترین گزینهها، بنای تاریخی معینالتجار در اهواز است؛ این مجموعه در موقعیتی مناسب و در مجاورت پل سفید قرار دارد و میتواند به مرکزی برای فعالیت صنعتگران تبدیل شود، این مکان علاوه بر ظرفیت گردشگری، امکان ایجاد فضای کارگاهی و عرضه مستقیم محصولات را نیز دارد. با توجه به وجود دهها غرفه در این مجموعه، میتوان شرایط مناسبی برای حضور صنعتگران و ارتباط مستقیم آنها با مردم و گردشگران فراهم کرد. استفاده از چنین فضایی بسیار کمهزینهتر و موثرتر از ایجاد مجموعههای جدید خواهد بود.
ایرنا: سخن پایانی؟
صنایع دستی بخشی از هویت فرهنگی کشور است و حفظ و توسعه آن نیازمند حمایت عملی مسئولان، ایجاد بازارهای فروش، تسهیل صادرات و افزایش آگاهی عمومی نسبت به ارزش هنرهای دستی است، اگر این حمایتها صورت گیرد، صنعتگران میتوانند نقش موثرتری در اقتصاد و فرهنگ کشور ایفا کنند.