به گزارش ایرنا از موزه هنرهای معاصر تهران، دومین نشست از سلسله نشستهای «در جستجوی بیان هنری فاجعه میناب» با حضور شهابالدین ارفعی، معمار و پژوهشگر بومی هرمزگان، پیروز حناچی، معمار و استاد دانشگاه، محسن رافعی، دبیر انجمن هنرمندان مجسمهساز ایران و حسین محسنی، دبیر انجمن نگارخانهداران، در کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
شهابالدین ارفعی، معمار و پژوهشگر بومی هرمزگان، سخنان خود را با تأکید بر پیشینه غنی میناب آغاز کرد و گفت: این منطقه آمیزهای از اقوام بلوچ، فارس و سواحلی (مهاجران آفریقایی و کرانههای خلیج فارس) است. میناب از نظر فرهنگی دارای انسجامی خاص نیست؛ بلکه تنوع و اندیشه، شغل و آیین، هویت واقعی آن را میسازد.
وی افزود: یادآوری نقش تاریخی میناب بهمثابه حلقه اتصال کرمان، سیستان و بنادر جنوبی، به نمونههایی از مهندسی بومی مانند «کوزه جهله»، ظرفی هوشمندانه برای آب و همزمان سازی کوبهای برای موسیقی است.
در ادامه پیروز حناچی، معمار و استاد دانشگاه، با نمایش تصاویری از بازسازیهای پس از جنگ در شهرهایی چون ورشو، هیروشیما، برلین و بیروت، چهار رویکرد اصلی را بازسازی عینبهعین، مدرنسازی، رویکرد ترکیبی و بازآفرینی، دانست و گفت: یادمان ۱۱ سپتامبر نیویورک حاصل یک مسابقه معماری بینالمللی است. در آن اثر، «خلأ مشهود» با آب روان و اسامی قربانیان، حافظه را زنده نگه میدارد و آن را به جاذبهای جهانی تبدیل میکند. برای میناب نیز میتوان فراخوانی بینالمللی داد تا هنر، واسطه دادخواهی شود.
تفاوت یادمان جنایت جنگی با رویداد تروریستی
محسن رافعی، دبیر انجمن هنرمندان مجسمهساز ایران، با طرح این پرسش اساسی که «آیا یادمان ۱۱ سپتامبر برای فاجعه میناب کافی است؟» گفت: خیر، زیرا در میناب با یک جنایت جنگی روبهروییم که توسط ارتشی رسمی و مدعی فناوری پیشرفته رقم خورده است.
وی در مورد اصول راهبردی یادمان جنایت جنگی توضیح داد: شهادت دادن، افشای نام جانی، جلوگیری از زیباسازی، مواجهه جهانشمول و تبدیل مخاطب از سوگوار منفعل به مطالبهگری فعال از ویژگی های یادمان جنایت جنگی است. بنابراین یادمان میناب باید به سندی تاریخی برای پیگیری حقوقی تبدیل شود و جلوی فراموشی را بگیرد.
در ادامه حسین محسنی، دبیر انجمن نگارخانهداران، میناب را «آیکون ظلم به ایران» خواند و خواستار یادمانی جامع شد که همه قربانیان ایرانی – از کودک تا فرمانده – را در بر گیرد. وی افزود: او هدف قرار گرفتن یک مدرسه در ساعات آغازین جنگ، بهانهای برای عبور از دودستگیها و دستیابی به همدلی ملی بود. فرهنگ ایرانی همواره رنج را به هنر تبدیل کرده است؛ از فرش که تصویر بهشت از دانهدانه رنج است تا آیینهای عاشورایی. اکنون نیز میتوان این فاجعه را به حافظهای زنده و مطالبهگر بدل کرد.
در جمعبندی این نشست، تمام سخنرانان بر این نکته اتفاق نظر داشتند که یادمان میناب نباید در مرزهای جغرافیایی یا جناحی محدود بماند. تأکید شد که فراخوان بینالمللی برای طراحی یادمان، بهرهگیری از فناوریهای نوین مستندسازی و ایجاد «مخاطب متعهد» در سراسر جهان، میتواند این هنر را به دادخواهی مؤثری علیه تکرار جنایات جنگی تبدیل کند.