شناسهٔ خبر: 78498437 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

بازتعریف امنیت ملی در منظومه محور مقاومت

تهران از حالت دفاع ایستا و واکنشی که صرفاً منتظر وقوع حادثه بود، خارج شده و به سمت قدرت تهاجمی بازدارنده حرکت کرده است. این بازدارندگی دیگر صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعاد سایبری، اقتصادی و سیاسی را نیز در بر می‌گیرد. ایران با این رویکرد در تلاش است قواعد بازی را در سطح منطقه تغییر دهد

صاحب‌خبر -

تحولات اخیر در منطقه، به‌ویژه واکنش نظامی ایران در قبال تهدیدات متوجه لبنان، نقطه‌ی عطفی در سیاست‌های دفاعی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.

این اقدام، صرفاً یک پاسخ نظامیِ آنی به یک تهدید خاص نبوده، بلکه بیانگر چرخش بنیادین و گذاری راهبردی از یک دکترین واکنشی به سوی یک دکترین پیش‌دستانه و عمل‌گرایانه است. اگر در گذشته، رویکرد دفاعی ایران بیشتر بر پایه‌ی انتظار برای تهدید و سپس پاسخ استوار بود، اکنون شاهد تکوین و اعلام رسمیِ یک دکترینِ نوین هستیم که در آن، ابتکار عمل و قدرت تهاجمی برای صیانت از منافع و قدرت منطقه‌ای، نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

برای درک عمق این دکترین، لازم است نگاهی به مفهوم محور مقاومت بیندازیم. این محور، مجموعه‌ای از گروه‌ها و کشورها در منطقه است که در دهه‌های گذشته، با الهام از انقلاب اسلامی ایران و با هدف مقابله با نفوذ قدرت‌های خارجی و نیز رژیم صهیونیستی، شکل گرفته است.

ایران از ابتدا نقش محوری در شکل‌دهی، حمایت و پشتیبانی از این محور داشته و آن را به عنوان امتداد طبیعیِ عمق استراتژیک و جغرافیاییِ خود در منطقه تعریف کرده است. بنابراین، دفاع از ارکان این محور، دیگر یک اقدامِ صرفاً حمایتی یا نیابتی نیست، بلکه به بخشی جدایی‌ناپذیر از مفهوم امنیت ملی ایران تبدیل شده است.

واکنش اخیر ایران، حامل پیامی دوگانه و بسیار روشن است. از یک‌سو، این اقدام تأکیدی قاطع بر تعهد ایران به دفاع از متحدانش به شمار می‌رود. تهران به‌صراحت نشان می‌دهد که دیگر تنها در سطح حمایت‌های سیاسی یا لجستیکی باقی نخواهد ماند، بلکه در برابر هرگونه تهدید جدی علیه ارکان این محور، به‌صورت عمل‌گرایانه و با تمام توان وارد عمل خواهد شد.

این پیام، برای متحدان نوعی اطمینان خاطر ایجاد می‌کند و به انسجام محور مقاومت کمک می‌نماید. از سوی دیگر، این رویکرد هشداری جدی به دشمنان ایران و بازیگرانی است که تصور می‌کنند می‌توانند با تهدید ارکان محور مقاومت، منافع یا امنیت ایران را به چالش بکشند. ایران با این رویکرد، هزینه‌های محاسباتی دشمن را به شدت افزایش می‌دهد.

طرف مقابل اکنون باید بداند که هرگونه تجاوز، نه تنها با پاسخی محدود در همان منطقه، بلکه با پاسخی فرامرزی، فراگیر و غیرقابل پیش‌بینی مواجه خواهد شد که می‌تواند تمامی بازیگران پشتیبانِ تقابل را در بر بگیرد. به همین دلیل، گسترش دامنه درگیری و وارد کردن آسیب به زیرساخت‌های حیاتی ایران، یا حتی متحدانش، می‌تواند به بازتعریف جدی معادلات امنیتی در کل منطقه منجر شود.

در چنین چارچوبی، پیام اصلی این است که امنیت محور مقاومت از نظر تهران یک موضوع حاشیه‌ای یا جدا از امنیت ملی ایران نیست، بلکه بخشی از همان منظومه امنیتی واحد تلقی می‌شود.در این دکترین نوین، مفهوم امنیت ملی برای ایران دیگر محدود به مرزهای جغرافیاییِ صرف نیست. امنیتِ متحدانِ منطقه‌ای مستقیماً با امنیتِ ملیِ ایران پیوند خورده است.

این بدان معناست که تهران از حالت دفاع ایستا و واکنشی که صرفاً منتظر وقوع حادثه بود، خارج شده و به سمت قدرت تهاجمی بازدارنده حرکت کرده است. این بازدارندگی دیگر صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعاد سایبری، اقتصادی و سیاسی را نیز در بر می‌گیرد. ایران با این رویکرد در تلاش است قواعد بازی را در سطح منطقه تغییر دهد و از موقعیت پذیرنده تهدید به موقعیت تعیین‌کننده قواعد و معادلات ارتقا یابد. گشوده شدن این فصل تازه‌ی دفاعی، نشان‌دهنده بلوغ استراتژیک ایران و توانایی آن در انطباق با تحولات پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی است.

این دکترین جدید، ایران را از یک بازیگر عمدتاً واکنش‌گرا به یک بازیگر فعال و تأثیرگذار تبدیل می‌کند که ابتکار عمل را در دست دارد. این رویکرد احتمالاً پیامدهای قابل توجهی بر روابط ایران با قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه ایالات متحده و رقبای منطقه‌ای آن خواهد داشت و می‌تواند باعث بازنگری در محاسبات امنیتی همه طرف‌ها شود. در نهایت، این تغییر نشان‌دهنده پایان دوران پاسخ‌های محدود و آغاز عصر بازدارندگی چندبعدی و فرامرزی است؛ عصری که در آن، ایران نقشی فعال‌تر و تعیین‌کننده‌تر در شکل‌دهی به آینده امنیت منطقه ایفا خواهد کرد.

نویسنده : غفور کریمی

برچسب‌ها: