محمدرضا مهدویپور/ «بیستوچهارم ذیالحجه» هر سال یادآور یکی از مهمترین و کمنظیرترین رخدادهای «تاریخ اسلام» یعنی واقعه «مباهله» است؛ واقعهای بینظیر و بدون اختلاف در روایتهای متکثر تاریخی و مهمتر از همه، ثبتشده در «قرآن کریم» که در کنار تمامی ابعاد مختلف خود میتواند به درستی مرجع مناسبی برای فهم ساختار و منبع «قدرت» در «نظام ایدئولوژیکِ» واقعی و منبعث از «حقیقت» تلقی شود. رخدادی سرنوشتساز که نه تنها ابعاد گوناگون آن با بیمهری و نوعی بایکوت تاریخی مواجه شده و در طول تاریخ هیچگاه بهروشنی مورد توجه قرار نگرفته؛ بلکه حتی نهادهای فرهنگی و رسانهای متکثر و متعدد در «نظام جمهوری اسلامی»نیز تمایلی به معرفی «مباهله» در طی نیم قرن اخیر نشان ندادهاند و از این جهت مناسب است تا به مناسبت سالروز فرا رسیدن این واقعه بزرگ به مرور چند نکته پرداخت:
۱/ «مباهله» از معدود رخدادهای تاریخ اسلام است که اصل وقوع و کیفیت آن، فارغ از اختلافات کلامی و مذهبی، مورد اتفاق تمامی مورخان و مفسران قرار دارد و به همین دلیل میتوان آن را یکی از «مسلّمترین وقایع صدر اسلام» قلمداد نمود و بهعنوان رخدادی قطعی و مستند مورد توجه ویژه قرار داد. واقعهای که اصالت «ایمان» و اتکال به «ذات اقدس الله جل جلاله» را بهعنوان اصلیترین «منبع قدرت» در الگوواره مدنظر «نظام ایدئولوژیک اسلام» معرفی میکند. منبعی که نه از امور مادی و کسب ثروت و بالابردن توان و قدرت نظامی و ... بلکه از پیوند با «حقیقت» و «اعتماد به خالق» برخوردار است و به عنوان الگویی انحصاری موفق میشود تا اهمیت و اولویت «ایمان» را بر «امکانات»، «حقانیت» را بر «برتری ظاهری» و «اتکال به خدا» را بر «محاسبات صرف مادی» به معرض نمایش بگذارد.

۲/ نکتهی مهم در باب «مباهله» این است که «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءکم» در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه میآورد برای محاجهای که در آن باید تمایز بین «حق» و «باطل» و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد و این در حالی بود که تا پیش از این هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیزان خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را که برادر و جانشین خود هست بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ از این جهت استثنائی بودن روز «مباهله» به این شکل است. «روز مباهله» روزی است که «پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله» عزیزترین عناصر انسانی خود را به صحنه میآورد و این همه نشان دهندهی آن است که «بیان حقیقت» و «ابلاغ حقیقت» چقدر مهم است. چقدر مهم است که موجب میشود تا پیامبر برای آن تمام هستی خود را به میان میآورد و آن هم با این داعیه که میگوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشهکن بشود با عذاب الهی!

واقعه «مباهله» با نامه «پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله» به «مسیحیان نجران» و دعوت آنان به اسلام آغاز شد. در پی این دعوت، هیأتی از بزرگان و رهبران مذهبی نجران برای گفتوگو و بررسی ادعاهای پیامبر به مدینه آمدند اما گفتوگوهای دو طرف به نتیجه نرسید و هر یک بر اعتقادات خود پای فشردند. در این شرایط راهکار «مباهله» برای داوری نهایی پیشنهاد شد. به این ترتیب صبح روز موعود «پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله» در حالی در «محل مباهله» حاضر شد که تنها نزدیکترین افراد خاندان خود، یعنی «حضرت علی علیهالسلام»، «حضرت فاطمه سلاماللهعلیها»، «امام حسن علیهالسلام» و «امام حسین علیهالسلام» را همراه داشته و این حضور مقتدرانه موجب شد تا«هیأت مسیحی» به روشنی «اطمینان کامل پیامبر خاتم» نسبت به «حقانیت دعوت خویش» را فهم کند و بزرگان ایشان با مشاهده این صحنه، از انجام «مباهله» بیمناک شده و از معرکه تقابل و مواجهه مستقیم با «اسلام» عقبنشینی نمایند و به این ترتیب «مسیحیان نجران» بدون ورود به «مباهله» اقدام به مصالحه و «اعلام آتش بس» نمودند.

۳/ متاسفانه احاطه «شبکه نفوذ» و سیطره برخی جریانهای فکری و مدیریتی بر عرصه «مدیریت فرهنگی کشور» موجب شده تا واقعه «مباهله» با وجود جایگاه ممتاز آن در تبیین مسئله «ولایت» و «حکمرانی اسلامی» همچنان پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از استقرار «نظام جمهوری اسلامی ایران» در شرایط بایکوت فرهنگی و رسانهای به سر ببرد و نه تنها آثار فاخر و اثرگذاری در قالب فیلم و سریال و تئاتر و ... درباره رخداد سرنوشتساز تولید نشود؛ بلکه حتی مناسبت سالانه آن در فضای تقویمی نیز آنچنان که متداول و شایسته است بازتاب و برجستگی نیابد و در نتیجه، یکی از مهمترین وقایع «هویتساز تاریخ اسلام» عملا با این مدل از بایکوت فرهنگی و رسانهای مورد غفلت عظیم واقع شود و این همه در حالی است که مسئله «مباهله» صرفاً یک رویداد تاریخی نیست و از واجبات رکنی «ولایت» بوده و به عنوان بنیادیترین مستندات قرآنی در تبیین جایگاه ولایت و یکی از «ارکان معرفتی حکمرانی اسلامی» به شمار میآید.

۴/ یکی از مهمترین پیامهای واقعه «مباهله» تبیین تفاوت «منبع قدرت در نظام اسلامی» با سایر «الگوهای قدرت» است. پس اگر چه در هر مدل حکمرانی «قدرت» (Power) از اصالت ویژهای برخوردار بوده و تقریبا «منبع قدرت» در تمامی نظامهای متعارف بر ثروت، ابزارهای نظامی، نفوذ سیاسی و محاسبات مادی و ... استوار است، اما در «حکمرانی اسلام» و منطق منبعث از آن «ایمان» به عنوان منبع اصلی قدرت محسوب میشود و میزان دریافت و توجه به متعلقات آن در قاعده «ایمان به وجود عالم غیب»؛ «ایمان به آخرت»؛ «ایمان به وجود انبیای الهی»؛ «ایمان به وجود کتاب الهی»؛ «ایمان به وجود ملائکه الهی»؛ «ایمان به وجود آیات الهی» و در نهایت «ایمان به وجود الله» است که منشأ اقتدار به شمار میرود. از همین جهت است که در واقعه «مباهله» پس از اقامه برهان و استدلال و عدم پذیرش منطق توسط طرف مقابل و معارض، ایشان به «مباهله» فرا خوانده میشوند و آخرین حجت اینگونه میشود که اگر طرف مقابل در برابر منطق و حقیقت تسلیم نشد، میدان داوری را به «قدرت الهی» واگذار میگردد. پس «مباهله» در واقع نمایش عینی این حقیقت است که در مدل «حکمرانی اسلامی»، برای صاحبان یقین، هیچ قدرتی فراتر از قدرت الهی وجود ندارد و اتکال به خداوند در نهایت بر همه موازنههای ظاهری قدرت غلبه پیدا میکند. موضوعی که حالا نمودی روشن از آن را میتوان با مرور وقایع صد روز گذشته و مقاومت تاریخی «ملت مبعوث شده ایران» در مواجهه با تمام قدرت و هیمنه نظام سلطه مشاهده نمود.

۵/ «مباهله» را میتوان نمایش برونریز و برونداد «قدرت» در پدیده عظیم «انقلاب فرهنگی پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله» قلمداد نمود؛ نمایشی از قدرتی که بر «ایمان» و اتکال به خداوند استوار بود و اکنون پس از گذشت بیش از چهارده قرن، بازتاب همان منطق قدرت بار دیگر در برابر دیدگان جهانیان قرار گرفته است؛ منطقی که نشان میدهد پیروان «پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله» چگونه با تأسی به همان الگوی ایمانی، توانستهاند بر مدار هویت دینی و اعتماد به وعدههای الهی حرکت کنند و در برابر بزرگترین قدرتهای مادی ایستادگی ورزند؛ ایستادگیای که نه تنها موازنههای متعارف قدرت را به چالش کشیده، بلکه بار دیگر کارآمدی قدرت برخاسته از ایمان را در عرصه تحولات اجتماعی و سیاسی به نمایش گذاشته است و افسوس که نهادهای فرهنگی و رسانهای کشور در فهم و انعکاس این همه عاجز بوده و تنها به قاب گرفتن از حاشیه و پیرامونهای حضور «امت مبعوث شده» در خیابانهای ایران و برجسته ساختن حضور معدود جماعت بعضا ناهمگون با «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» در خیابان اصرار میورزند!

۶/ «مباهله» کاملترین پاسخ به آن کسانی که «سکولاریسم» را با «اسلام» پیوند میزنند و گونهای از «اسلام رحمانی» را در گذشته، حال و آینده ترویج مینمایند؛ اسلامی که «جهاد» را از آن خط بزنند، «نهی از منکر» را از آن خط بزنند و بردارند، «شهادت فیسبیلالله» را از آن بردارند، آمیختگی «دین و سیاست» را از آن حذف کند و... و این همه همان اسلامهایی است که به واسطه «مباهله» نفی گردید و از این جهت است که «مباهله» را میتوان نماد «قاطعیت جبهه حق» در برابر جریان معارض دانست؛ رخدادی که نه در مدل «اسلام رحمانی» بر آشتی و سازش با طیف معارض؛ بلکه بر استعانت از اراده الهی برای آشکار شدن حق و فرجام یافتن «نزاع میان حق و باطل» استوار است و اینگونه است که «مباهله» نشان میدهد هنگامی که همه راههای گفتوگو، استدلال و احتجاج به پایان میرسد، «جبهه حق» با اطمینان به حقانیت خود، آنچنان در مسیر حق استقامت میورزد که در نهایت منجر به شکست، رسوایی و حذف تاریخی جریان معارض میگردد.

۸/ در پایان لازم است تا به این مهم توجه نمود که «مباهله» صرفاً یک «مناظره اعتقادی» و یا گفتوگوی کلامی و یا حتی یک رخداد تاریخی محدود به صدر اسلام نیست؛ بلکه تجلی کامل «منطق قدرت در اسلام» و نمایش عینی از مدل و گونه «استقامت جبهه حق» در برابر جریان معارض است. از این جهت است که «مباهله» بیش از هر چیز نشان میدهد که هنگامی که همه راههای گفتوگو، استدلال، احتجاج و اقامه برهان به پایان میرسد و طرف مقابل همچنان از پذیرش حقیقت سر باز میزند، «جبهه حق» با اطمینان به حقانیت خود، در مسیر منازعه نمیهراسد و دچار تزلزل نمیشود و به مذاکره ذلیلانه برای کشیده نشدن به وادی منازعه تن در نمیدهد و استقامت در مسیر اراده الهی را بر میگزیند. از این منظر، «مباهله» نه نماد ضعف و انفعال، بلکه اوج اقتدار ایمانی و اعتماد به وعدههای الهی است؛ اقتداری که ریشه در ایمان، یقین و اتصال به منبع لایزال قدرت دارد و به ثروت، ابزارهای نظامی یا محاسبات مادی خلاصه نمیشود. به همین دلیل، «مباهله» را باید یکی از روشنترین جلوههای حکمرانی الهی و ولایتمدار در تاریخ اسلام دانست؛ رخدادی که حالا «ملت مسلمان ایران» با تاسی از آموزههای آن بیش از ۱۰۰ روز است که در برابر بزرگترین جبهه شیاطین ایستادگی نموده و همچنان در میدان و خیابان در حال خلق حماسه است.
