جویای توافق هسته ای
جیدی ونس بهعنوان معاون رئیسجمهور ترامپ، بهعنوان چهرهای مخالف «جنگهای بیپایان» شناخته میشد و نسبت به درگیری گسترده با ایران تردید جدی داشت. او در مجامع خصوصی نسبت به آغاز یا گسترش عملیات نظامی علیه ایران هشدار داده بود و اعتقاد داشت که آمریکا نباید درگیر یک جنگ طولانی خاورمیانهای شود. ونس بر اولویت اول آمریکا تأکید داشت و تلاش میکرد جلوی گسترش درگیریها را بگیرد، هرچند علنا از تصمیمات ترامپ حمایت میکرد. این رویکرد او را در برابر جناحهای تهاجمیتر، ازجمله برخی مقامات همسو با رژیمصهیونیستی قرار داد. با برقراری آتشبس بعد درگیریهای عملیات خشم حماسی، ونس مأمور شد تا نقش اصلی در تلاشهای دیپلماتیک برای مهار جنگ را برعهده بگیرد. او در مذاکرات اسلامآباد با دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی بیش از ۲۱ساعت گفتوگو کرد. نکته مهم دیگر گزارشی از اورشلیم پست، ونس را متهم به درز اطلاعات طرح موساد برای استفاده از نیروهای کرد اقلیم خودمختار علیه ایران به اردوغان کرد که به دخالت ترکیه و توقف عملیات مذکور منجر شد. ونس همچنین نسبت به ارزیابیهای خوشبینانه پنتاگون به سرکردگی پیت هگست درباره آمادگی تسلیحاتی تردید نشان داده است. ونس در گفتوگوی اخیر با فاکسنیوز نیز صراحتا اعلام کرد که منافع آمریکا و رژیمصهیونیستی در برخی پروندهها متفاوت است و اولویت واشنگتن جلوگیری از هستهایشدن ایران از طریق توافق بلندمدت و قابل راستیآزمایی است. او تأکید کرد تحولات اخیر فضایی برای توافق ایجاد کرده و ایران جنگ را نمیخواهد همچنین تهران موضوعات جدی روی میز گذاشته است. ونس از مسیر دیپلماتیک دفاع میکند و آن را راهی بهسوی خانه برای آمریکا میداند، این مواضع بیسابقه از نفر دوم سیاست آمریکا او را بهعنوان صدای مخالفان ماجراجوییهای خارجی متمایز کرده است.
حامی فشار حداکثری
متضاد با معاون رئیسجمهور که بهمیزان کمتری متمایل به نگاه رژیم صهیونی در غرب آسیاست؛ مارکو روبیو بهعنوان وزیر امور خارجه، رویکردی حامی اسرائیل اتخاذ کرد و بر لزوم فشار حداکثری بر ایران برای جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای و تحدید موشکی تأکید داشته است. او مخالف هرگونه توافق مشابه برجام بوده و سیاستهای گذشته اوباما و بایدن را عامل تقویت ایران در منطقه میدانست. روبیو همواره اسرائیل را متحد کلیدی آمریکا در منطقه معرفی میکند و میکوشد سیاست خارجی واشنگتن را کاملا همسو با امنیت تلآویو نگه دارد. این موضع او را در برابر جناح انزواطلب قرار میدهد. روبیو نقش کلیدی در متقاعد کردن ترامپ برای دادن چراغ سبز به ارتش اشغالگرقدس برای تعرض به ایران ایفا کرد. طبق گزارش اسرائیل هیوم، حمایت و هماهنگی نزدیک روبیو در جلسات امنیتی و دیپلماتیک، ترامپ را متقاعد کرد که عدم واکنش به پاسخ موشکی ایران به اسرائیل، به نفع تهران و تضعیف موقعیت مذاکراتی آمریکا خواهد بود. او استدلال کرد کشوری که به حمله پاسخ ندهد، احمق است و از نتانیاهو حمایت قاطع کرد. این اقدامات روبیو، هماهنگی کامل آمریکا ــ اسرائیل را تضمین کرد.
روبیو همچنان بر لزوم پاسخ نظامی قاطع و حفظ فشار بر ایران اصرار دارد و بهعنوان رابط اصلی رژیمصهیونیستی در واشنگتن عمل میکند. او از دیپلماسی دفاع میکند، اما هر توافق را مشروط به خلع سلاح هستهای گسترده ایران میداند و مخالف هر امتیازی بدون تضمینهای محکم است. روبیو تلاش دارد سیاست ترامپ را در جهت اهداف بلندمدت رژیمصهیونیستی هدایت کند و در برابر رویکرد محتاطانه ونس، موضع نزدیکتری به تلآویو اتخاذ کرده است.
الاکلنگ تصمیمگیری
در دولت دوم ترامپ، جدال میان جناح انزواطلب به رهبری جیدی ونس و جناح نئوکان به رهبری مارکو روبیو بر سر سیاست نهایی در قبال ایران، به یکی از جدیترین شکافهای داخلی تبدیل شده است. ونس با تأکید بر «اول آمریکا» و مخالفت اولیه با گسترش جنگ، بر لزوم توافق دیپلماتیک بلندمدت و قابل راستیآزمایی برای جلوگیری از هستهای شدن ایران تمرکز دارد و معتقد است ادامه درگیریها به ضرر منافع اقتصادی و امنیتی مستقیم آمریکاست. در مقابل، روبیو رویکرد سختگیرانهتری اتخاذ کرده و بر فشار حداکثری نظامی ــ دیپلماتیک برای تضعیف برنامه هستهای و موشکی ایران اصرار دارد. این اختلاف، ترامپ را در موقعیت انتخاب میان دو دیدگاه واقعگرایانه و ایدئولوژیک قرار داده است. جدال میان جیدی ونس و مارکو روبیو بر سر سیاست ایران، مستقیما بر چشمانداز انتخابات ۲۰۲۸ سایه افکنده است. ونس با تأکید بر رویکرد اول آمریکا و بدبینی نسبت به گسترش جنگ، تلاش کرده وفاداری خود به پایگاه ضدجنگ ماگا را حفظ کند، اما این احتیاط باعث شده ترامپ در خلوت تردیدهایی درباره توانایی او برای رهبری جنبش ابراز کند. در مقابل، روبیو با حمایت از اقدام نظامی علیه ایران خود را بهعنوان چهرهای همسو با لابی رژیمصهیونیستی در سیاست خارجی معرفی کرده و حمایت بخشهایی از اسپانسرهای مالی و جمهوریخواهان سنتی را جلب کرده است. در حالی که روبیو ممکن است بهعنوان دستیار ترامپ در بحرانهای خارجه، اعتبار کسب کند؛ گزارشها نشان میدهد که نتیجه عملیات نظامی و مذاکرات، شانس هر کدام را بهطور قابل توجهی تغییر خواهد داد؛ موفقیت دیپلماتیک ونس را تقویت میکند و افزایش موفقیت ابزارهای نظامی روبیو را به جلو میاندازد. اکنون ترامپ نیز میان دو وزنه کاخسفید بنا بر موقعیت، درحال رفتوآمد است و نیات وی بهویژه نزدیکی به کدام جناح نسبت به پرونده ایران همچنان برای ناظران کاملا مشخص نیست.
جنگ قدرت چهرههای شاخص کاخ سفید به ایجاد بحران تصمیمگیری در قبال جنگ ایران منجر شده است
شکاف در دولت ترامپ
شکاف میان دو جناح اصلی سیاست خارجی آمریکا در دولت دوم دونالد ترامپ میان انزواطلبان ماگا بهرهبری جیدی ونس و نئوکانهای حامی اسرائیل به محوریت مارکو روبیو بر سر آینده سیاست در قبال ایران عمیقتر شده است. در همین راستا، ونس در گفتوگوی اخیر خود با فاکس نیوز صراحتا اعلام کرد که منافع آمریکا و اسرائیل در برخی پروندهها متفاوت است و اولویت واشنگتن نه الزاما دنبال کردن تمام اهداف تلآویو، بلکه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای از طریق یک توافق بلندمدت و قابل راستیآزمایی است. او تأکید کرد تحولات ماههای اخیر فضایی برای توافق ایجاد کرده، ایران تمایلی به ادامه جنگ ندارد و موضوعات جدی را روی میز مذاکره گذاشته است. در مقابل، بهنقل از اسرائیل هیوم سناتور سابق ایالت فلوریدا مارکو روبیو بهعنوان وزیر خارجه آمریکا، پشت صحنه نقش رابط نزدیک مقامات سیاسی ــ امنیتی تلآویو در واشنگتن عمل میکند و تلاش دارد سیاستهای جنگطلبانه و همسو با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیمصهیونیستی را پیش ببرد. این اختلاف، بازتاب تقابل تجدیدنظرطلبانه میان جنبش اول آمریکا و رویکرد سنتی ایدئولوژیک نئوکانهاست که بر چشمانداز آتی بحران جاری غربآسیا تأثیر بسزایی دارد.
صاحبخبر -