ساعت ۱:۱۵ بامداد ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بمبافکنهای B-۲ و جنگندههای F-۲۲ و F-۳۵ آسمان ایران را در عملیات موسوم به «خشم حماسی» شکستند. بیش از ۱۷۰۰ هدف، از تأسیسات نظامی گرفته تا زیرساختهای امنیتی، هدف حملات سنگین آمریکا قرار گرفت و رهبر جمهوری اسلامی ایران و شماری از مقامات ارشد به شهادت رسیدند. کاخ سفید این عملیات را موفقیتآمیز توصیف کرد و اعلام کرد که اهداف نظامی محقق شدهاند.
با این حال، همانطور که مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) در تحلیل خود تأکید میکند، برتری نظامی و اثربخشی راهبردی یکسان نیستند. آمریکا توانست ضربات تاکتیکی سنگینی وارد کند، اما نه تنها موفق نشد به اهداف اعلام شده خود اعم از تغییر رژیم و تسلیم کردن ایران دست یابد که حتی نتوانست تهدید تنگه هرمز را از میان بردارد و به نتیجه سیاسی پایدار دست یابد.
پیروزی نظامی، پیامدهای سیاسی و اقتصادی
بر اساس ادعای برخی رسانهها تا ۱۰ مارس، بیش از ۵ هزار هدف در سراسر ایران مورد حمله قرار گرفت و برخی شناورهای ایرانی آسیب دید یا ازبین رفت. با این حال، بسته شدن تنگه هرمز باعث شد بازار جهانی انرژی متزلزل شود. آژانس بینالمللی انرژی این اختلال را «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» توصیف کرد و قیمت نفت برنت از مرز ۱۲۰ دلار عبور کرد. سازمان تجارت جهانی نیز هشدار داد که رشد تجارت جهانی ممکن است امسال ۱.۹ درصد کاهش یابد.
در داخل آمریکا، محبوبیت ترامپ کاهش یافت. نظرسنجی مشترک رویترز-ایپسوس نشان داد که تنها ۳۶ درصد آمریکاییها ترامپ را تأیید میکنند و ۲۹ درصد عملکرد اقتصادی او را مناسب دانستهاند. افزایش بهای انرژی، هزینهای مستقیم از سیاست خارجی آمریکا بود که مردم ایران را هم در وضعیت دشواری اقتصادی قرار داد، چرا که آسیب زیرساختها و محدودیت صادرات انرژی به افزایش فشارها در جامعه ایران منجر شد.
ایران؛ اهرم فشاری به نام تنگه هرمز
یکی از درسهای کلیدی جنگ، اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران بود. حتی پس از تخریب گسترده تأسیسات و تلفات انسانی، ایران همچنان توانست از طریق کنترل تنگه هرمز بازار جهانی نفت را تحت تأثیر قرار دهد. همانطور که مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) اشاره میکند، این موضوع نشان داد که تهران حتی در شرایط ضعف نظامی میتواند از موقعیت استراتژیک خود برای ایجاد فشار سیاسی و اقتصادی استفاده کند.
در این میان، آمریکا با کاهش ذخایر مهم موشکی و سامانههای رهگیری خود مواجه شد. این مرکز گزارش داد که بازسازی ذخایر تاماهاوک و سیستمهای رهگیر، حداقل سه سال طول خواهد کشید و پنجرهای از آسیبپذیری راهبردی برای آمریکا در غرب اقیانوس آرام ایجاد کرده است.
برندگان غیرمنتظره و بحران رهبری آمریکا
جنگ علیه ایران اما سود غیرمستقیم بزرگی برای رقبای ژئوپلیتیک آمریکا به همراه داشت. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) برآورد کرد که افزایش قیمت انرژی میتواند بین ۴۵ تا ۱۵۱ میلیارد دلار درآمد اضافی برای روسیه در سال ۲۰۲۶ ایجاد کند و این کشور را قادر سازد توان نظامی خود در اوکراین را تقویت کند.
همزمان، همکاریهای روسیه، ایران و چین عمیقتر شده است و میانجیگری پاکستان در مذاکرات صلح نشاندهنده کاهش نفوذ دیپلماتیک آمریکا در منطقه است. در داخل آمریکا، مجلس نمایندگان برای نخستین بار تلاش کرد عملیات نظامی بدون مجوز را متوقف کند و ۵۹ درصد مردم معتقد بودند استفاده از زور علیه ایران تصمیم اشتباهی بود.
جنگ علیه ایران نشان داد که شاید آمریکا هنوز یکی از قدرتمندترین ماشینهای نظامی جهان را داشته باشد، اما تبدیل این قدرت به دستاوردهای سیاسی پایدار، برای واشنگتن دشوارتر از همیشه شده است. شاید مراکز نظامی و برخی تاسیسات زیرساختی ایران در نتیجه حملات آسیب دید، اما ایران توانست از موقعیت جغرافیایی خود برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی بر جهان بهره ببرد و پرسشی اساسی را پیش روی واشنگتن بگذارد؛ آیا قدرت نظامی به تنهایی معنای رهبری جهانی را تضمین میکند؟