به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، هنرمندان حوزه صنایع دستی روزهای خوبی را نمیگذرانند. بسیاری از زنانی که در روستاها صنایع دستی تولید میکردند، در طول جنگ و پس از آن بیکار شدهاند یا بخشی از درآمد خود را از دست دادهاند. به بهانه بیستم خرداد که روز جهانی صنایع دستی است، با تعدادی از تولیدکنندهها و صادرکنندههای صنایع دستی گفتوگو کردیم؛ صحبتهای این افراد نشان میدهد صادرات و فروش داخلی کم یا حتی در موارد زیادی متوقف شده است و بنابراین به اندازه قبل به کارگاهها یا هنرمندان صنایع دستی -که بسیاری از آنها در روستاها هستند- سفارش تولید داده نمیشود.
با این روند، افراد زیادی در شهرها و روستاها در خطر بیکاری قریبالوقوع هستند یا حتی همین الان هم بخشی از منبع درآمدشان را از دست دادهاند.
بهویژه که جنگ در اسفند و نوروز رخ داد که به عنوان پیک تولید و فروش صنایع دستی به حساب میآید.
مسیرها بسته و کالا ارسال نمیشد
یک فعال حوزه صنایع دستی که همزمان در حوزههای طراحی، تولید، فروش و برندینگ و همچنین کارآفرینی روستایی صنایع دستی اشتغال دارد، میگوید: «صنایع دستی در 47 سال گذشته به اندازه این چند ماه در بحران نبوده و امروز صنف ما یتیم مانده است».
برآورد محمد هاشمی، از شرایط فعلی این است: «تورم زیاد باعث شده صنایع دستی از سبد خانوار حذف شود و خانوادهها آن را در اولویت خرید قرار ندهند. فروش در داخل بسیار ناچیز است و فقط از طریق ایجاد بازارچه در بعضی شهرها میتوان اجناسی را به فروش رساند. فروش به سازمانها هم بخش دیگری از بازار این کالاها را در بر میگیرد. با این حال برآورد من این است که میزان فروش تا 70 درصد کاهش داشته است».
او به مشکلات در زمینه صادرات هم اشاره میکند: «مسیرهای دریایی و پروازی بسته شده است. مسیرهای زمینی هم فقط به مقاصد محدودی مانند وان ترکیه باز است و میزان کمی از محصولات به صورت چمدانی خارج میشود که این روش هم با محدودیت زیادی در ظرفیت جابهجایی مواجه است».
هاشمی جای خالی گردشگران را مطرح میکند: «توریستها از مهمترین خریداران صنایع دستی بودند که ورودشان در این ماهها تقریبا صفر شده است». به گفته هاشمی: «تولیدات صنایع دستی، بهروز نشده است و مصرف کاربردی ندارد. در نتیجه بیشتر به حضور توریستها وابسته است و نبود گردشگر تا حد زیادی بازار این صنایع را تحت تأثیر قرار داده است».
هلدینگی که هاشمی در آن مشغول به کار است، بیش از هزار زن را در روستاها آموزش داده تا صنایع دستی تولید کنند: «محصولات صادراتی زیادی که در روستاها تولید شدهاند، با لغو پروازها در انبارها مانده است. نمایشگاه این محصولات در اسفندماه به دلیل شرایط و بستهبودن آسمان ایران برگزار نشد. بنابراین محصولات فروش نرفته است و ما درگیر بدهی هستیم. تسهیلات برای فعالان صنایع دستی هم کافی نیست و همه این عوامل فعالان این حوزه را در بحران قرار داده است».
کالای چینی جای صنایع دستی داخلی
این فعال حوزه صنایع دستی میگوید هزارو 600 زن در روستاهای استانهای مختلف با مجموعه آنها همکاری دارند: «این افراد اهالی روستاهایی در شرق اصفهان، جنوب کرمان و سیستانوبلوچستان هستند و در حال حاضر نمیدانیم باید چه جوابی به آنها بدهیم، چراکه محصولاتی که به آنها سفارش دادیم و تولید کردهاند فروش نرفته و پولی برای دستمزد آنها وجود ندارد. بقیه سفارشاتی که گرفته بودیم هم کنسل شده و این افراد در روستاها با بیکاری دستوپنچه نرم میکنند».
هاشمی آنچه دیده را روایت میکند: «کارگاههای زیادی در این مدت تعطیل شدهاند. وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری باید فکری برای این وضعیت بکند و تسهیلاتی را برای پرداخت بدهی کارگاهها در نظر بگیرد تا این صنف سر پا بمان و علاوه بر آن، نمایشگاههایی را در مرزها برگزار کند. اداراتی مانند استانداریها هم بازارچههایی را برگزار کنند تا فروش داخلی بیشتر شود. همچنین سازمانها مکلف شوند صنایع دستی را به عنوان هدایای سازمانی خریداری کنند. در حال حاضر در بسیاری از سازمانها بهجای صنایع دستی، کالاهای چینی هدیه داده میشود و این فاجعه است. در این زمینه به یک دستورالعمل قطعی نیاز داریم تا خرید سازمانی را به یک تکلیف تبدیل کند». او از دولت گلایه دارد: «ما از بخش دولتی ناامیدیم و اگر پیشرفتی هم در حوزه صنایع دستی حاصل شده باشد، تلاش بخش خصوصی بوده است».
مواد اولیه کمیاب یا بسیار گران
«مینا کامران» رئیس هیئتمدیره یکی دیگر از مجموعههای تولید صنایع دستی است که محصولات خود را به دست روستاییان تولید میکند. او هم تجربههای دیگری درباره این روزها دارد: «مواد اولیه گران شده است، در نتیجه تولید سخت شده و کاهش پیدا کرده است. علاوه بر آن میزان تقاضای کالای صنایع دستی هم کم شده، چراکه توان خرید مردم پایین آمده است. گردش مالی در این حوزه تحت تأثیر قرار گرفته است. بعضی مواد اولیه مانند نخ پنبه با کیفیت خوب در بازار بسیار کمیاب شده است.
از دیماه برای تهیه نخ ابریشم و نخ کاموا که از پاکستان وارد میشود با چالش مواجه بودیم و در حال حاضر قیمت بعضی از آنها تا سه برابر بالا رفته است، به طوری که قیمتی که کالا را میفروختیم در حال حاضر با هزینههای تولید همخوانی ندارد و در مواردی حتی به اندازه نصف هزینههای تولید جدید است».
مجموعه تولید صنایع دستی که «کامران» مدیر آن است، در حدود 50 روستا با هزارو 500 نفر همکاری دارد و این افراد برای او کالا تولید میکنند. طبق گفته او، فروش نوروز آنها تقریبا به طور کامل از دست رفته است: «حجم اصلی کار ما در طول سال مربوط به فروش نوروز بود که از آذرماه شروع میشد، اما امسال تحت تأثیر شرایط کشور قرار گرفت». او ادامه میدهد: «برای جلوگیری از بیکاری هزاران زن روستایی، به برگزاری رویداد و ایجاد بازارچه در شهرهای مختلف رو آورده است: «با این حال به دلیل شرایط اقتصادی میزان خرید مردم در رویدادها هم کمتر شده است، بهویژه اینکه صنایع دستی جزء اقلام ضروری زندگی به حساب نمیآید».
او درباره فروش از طریق سایت خارجی مجموعه توضیح میدهد: «به دلیل مشکلات ارسال، فروش در این بخش هم تا حد زیادی از دست رفته است، در این مدت فقط از طریق ترکیه امکان ارسال کالا داشتیم که این روش هم هزینهها را بسیار بالا برد». قطعی اینترنت هم بلایی است که به جان مجموعههای کوچک و بزرگ تولید صنایع دستی افتاده است: «بسیاری از زنانی که در روستاها به تولید صنایع دستی و فروش در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام مشغول بودند، با مشکلات زیادی روبهرو شدند. کوچ آنها به شبکههای داخلی و افزودن عضو به کانالهایشان در این شبکهها برای آنها درواقع شروع از ابتدای کار بود و هزینههای تبلیغات زیادی را متحمل شدند».
ناامیدی افراد دارای معلولیت
بسیاری از افراد دارای معلولیت که به دلیل مشکلات جسمی و حرکتی امکان فعالیت حضوری در ادارات و بازارها را ندارند، با تولید صنایع دستی هزینههای زندگی خود را تأمین میکنند. «احمد» به بیماری دیستروفی دچار است و از طریق تولید محصولات چرمی زندگی را میگذارند و حالا با قطعی اینترنت و جنگ، مشکلات زیادی پیدا کرده است.
او نانآور خانواده سهنفره خود است و حالا روزهای سختی را میگذارند. احمد که کار خود را با کمک همسرش از تیرماه سال گذشته شروع کرده بود، درباره وضعیت کار خود میگوید: «خرید چرم و بقیه مواد اولیه تابستان سال گذشته آسانتر بود اما امسال مواد اولیه بسیار گران شده. علاوه بر آن، وجود اینترنت علاوه بر فروش، برای تولید و آشنایی با نمونه کارها هم مفید بود و کار را برای ما راحتتر میکرد، اما حالا تولید و همچنین فروش در فضای مجازی با قطعشدن اینترنت سخت شده است.
حتی کار با شبکههای داخلی هم مشکل را حل نکرد، چراکه اپلیکیشنها باگهای زیادی دارد و نمیتوان بهراحتی از آنها استفاده کرد. علاوه بر آن بسیاری از مردم اپهای داخلی را دنبال نمیکنند و جذب مخاطب در این فضاها ماجراهای خود را دارد، در نتیجه از آنجا که نمیتوانم فروش حضوری در مغازه داشته باشم، قطعی اینترنت محدودیت زیادی برای فروش محصولات ما به وجود آورد. بسیاری از تولیدات در این مدت روی دستمان ماند و درآمدمان کاهش زیادی پیدا کرد. این در حالی است که تنها راه درآمد من همین است».
او مشکلات دیگری هم دارد: «با کاهش درآمد و گرانی مواد اولیه، تأمین سرمایه لازم برای خرید چرم و... سخت شده است. برای مثال نخ امروز 150 هزار تومان است، سه روز بعد 200 هزار تومان. وقتی به فروشنده اعتراض میکنیم که شما جنس را از قبل در انبار داشتید و چرا گرانتر میفروشید، پاسخ میدهد اگر به قیمت قبل بفروشم خودم امکان خرید مجدد نخواهم داشت. این در حالی است که من سرمایه کافی برای خرید عمده و زیاد ندارم و مجبورم مواد را به قیمت بالاتر و بهروز بخرم. درواقع هزینهها بالا و سود کم است».
توقف صادرات فرش ابریشم پس از جنگ
علاوه بر کارگاههای کوچک و بزرگ صنایع دستی و روستاییان، فرش دستباف هم به عنوان نوعی از صنایع دستی از چالشهای ماههای گذشته در امان نمانده است. جواد کاظمی، نایبرئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران میگوید: «حدود 80 درصد از مواد اولیه فرش دستباف ابریشم وارداتی است و بیشتر از چین و ازبکستان وارد میشود. نسبت به پیش از جنگ، نخ ابریشم برای فرش دستباف تا حدود 50 درصد گران شده، یعنی حتی بسیار بیشتر از قیمت ارز.
دلیل این گرانی هم مشکلاتی است که بر سر ورود مواد اولیه به کشور وجود دارد. مشکلات در مسیرهای دریایی و همچنین سختگیریها در زمینه ثبت سفارش این وضعیت را به وجود آورده است». کاظمی درباره وضعیت فروش و صادرات، توضیح میدهد: اروپا، کشورهای حوزه خلیج فارس، ژاپن، چین و روسیه خریداران فرش ابریشم ایران بودهاند.
بسیاری از این کشورها در طول جنگ از لیست صادرات فرش حذف شدهاند. نمیتوان درصد مشخصی برای میزان کاهش تعیین کرد اما از آنجا که فهرست کشورهای پذیرنده فرش ما محدود بود، قطعا کمشدن تعدادی از آنها بر درآمد کارگاهها و تولیدکنندگان و بافندگان فرش اثر داشته است». او تأکید میکند: «آمار دقیقی نداریم اما با توجه به شرایط اقتصادی که پس از جنگ تحمیلی گریبان همه بخشهای کشور را گرفته، به طور قطع تعدیل نیرو و کاهش تولید در کارگاههای فرش اتفاق افتاده است».
کالاها در انبارها دپو شده
آرش حیدریان، عضو کمیسیون صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران است. او میگوید از دیماه سال گذشته نتوانستهاند سفارشهای گرفتهشده را ارسال کنند: «کالاها برای حملونقل به خارج از کشور آماده شده بود، اما تاکنون امکان ارسال آن را نداشتهایم، چراکه کشتیرانی بار را قبول نمیکند. پروازها هم با اختلال روبهرو بود و در حالت کلی صادرات صنایع دستی به مشکل برخورد. وضعیت بهگونهای است که حتی بهدنبال انباری برای دپوی محصولاتی هستیم که تولید شده اما امکان ارسال نداشته است».
آرش حیدریان ادامه میدهد: «تا پیش از این به تولیدکننده سفارش میدادیم و او مواد اولیه را تهیه و کالا را برای ما تولید میکرد، اما در حال حاضر وقتی سفارش تولید صنایع دستی را به کارگاهها میدهیم، حتی مطمئن نیستیم او بتواند مواد اولیه لازم را تهیه کند یا اصلا برای سفارشات ما بازار فروش وجود داشته باشد یا خیر».
او به تعدیل نیرو در کارگاههای تولید صنایع دستی اشاره میکند: «شاید بتوانم بگویم بسیاری از کارگاهها حتی تا حدود یکپنجم نیروهای خود را اخراج کردهاند. تولیدکنندگان صنایع دستی معمولا شرکتهای بزرگی نیستند و کارگاههای کوچکی دارند که تاکنون مواد اولیه را به صورت اعتباری تهیه میکردند اما امروز همه چیز به صورت نقد به آنها فروخته میشود و معمولا نقدینگی کافی برای تهیه مواد ندارند».
فقط سه درصد تسهیلات گرفتهاند
طبق اعلام بهروز ندایی، سرپرست معاونت صنایع دستی کشور، نزدیک به 624 هزار نفر در حوزه صنایع دستی در کشور شاغل هستند. البته باید گفت این عدد فقط بیانگر آمار رسمی و افراد دارای مجوز از وزارت میراث فرهنگی است و افراد زیادی در این حوزه شاغلاند که در این آمار نیامدهاند. طبق گفته ندایی، در سال گذشته حدود 18 هزار نفر از فعالان صنایع دستی حدود دو ممیز سهدهم همت تسهیلات با نرخ بهره چهار درصد دریافت کردهاند.
با توجه به این آمار، اگر تعداد افرادی را که تسهیلات دریافت کردهاند با تعداد کلی فعالان شاغل در این حوزه مقایسه کنیم، شاید علت نارضایتی فعالان صنایع دستی مشخص شود. مقایسه آمار حاکی از آن است که فقط نزدیک به سه درصد از افراد توانستهاند تسهیلات دریافت کنند، این در حالی است که جنگ و شرایط اقتصادی بسیاری از این هنرمندان را با مشکلات جدی مواجه کرده است. البته ندایی بر این نکته تأکید میکند که پیشبینی میشود در سال جاری مجموع اعتبارات استانی و ملی حوزه صنایع دستی به حدود 12 همت برسد. در زمینه صادرات صنایع دستی هم طبق گفته این مقام مسئول، در 10ماهه سال 1404 حدود 163 میلیون دلار صادرات رسمی صنایع دستی به ثبت رسیده، اما به دلیل جنگ هنوز آمار پایان سال 1404 و ابتدای 1405 اعلام نشده است.
آمار دقیق بیکاری وجود ندارد
حسین خواجه بیدختی، سرپرست دفتر حمایت از تولید معاونت صنایع دستی هم درباره وضعیت فعلی هنرمندان صنایع دستی میگوید: «آمار رسمی از بیکاری فعالان حوزه صنایع دستی و تعطیلی کارگاهها در طول جنگ و پس از آن وجود ندارد. به طور کلی، آماری که ما از فعالان صنایع دستی داریم، مربوط به کسانی است که خودشان به ما مراجعه کردهاند و هیچ راهکاری بهجز ابزار نمایشگاهی و تسهیلاتی وجود ندارد تا هنرمندان را به ثبت در وزارت میراث تشویق کنیم». او در پاسخ به اینکه فعالان حوزه صنایع دستی نسبت به دریافتنکردن کمکهای دولتی در شرایط فعلی گلایه دارند، توضیح میدهد: «شاید سکوت در این زمینه بهترین پاسخ باشد. ما مخاطب گستردهای داریم. صنایع دستی برای تعدادی از آنها شغل تماموقت است، اما برای عده زیادی هم شغل مکمل و کمکهزینه خانواده است. ما بهوضوح میبینیم در مناطق روستایی یا عشایری یا خانوادههایی که تولید صنایع دستی وجود دارد، سطح زندگی از دیگر افراد در آن منطقه بالاتر است، چراکه یک درآمد مکمل وجود دارد. اگر مشکلات در حوزه صادرات حل شود، خیلی سریع تأثیر خود را در بخش تولید خواهد گذاشت». بیدختی ادامه میدهد: «قطعا نمیتوانیم به بیکاری هنرمندان بیتفاوت باشیم.
بگذارید مثالی بزنم. دو هفته پیش با یک تولیدکننده انگشتر نقره در مشهد صحبت میکردم. او گفت مجبور است در اسنپ کار کند، در حالی که توان تولید دارد و مواد اولیه هم یافت میشود اما در جذب مشتری مشکل وجود دارد، چراکه قیمت زیورآلات نقره چند برابر شده و قیمت خرید مردم پایین است. امید این افراد به مسافران و زائران خارجی است که ارز برای خرید دارند. این افراد به امید چنین گردشگرانی، فعالیت میکنند اما اکنون تغییر شغل دادهاند و قطعا با حل مشکل، به شغل اصلی خود برمیگردند». به گفته او، مشکل عمده ما در حال حاضر در مورد صنایعی است که مواد اولیه آنها منشأ خارجی دارد و وارداتی است. برای مثال چاپ کلاقهای باتیک، مصنوعات ابریشمی دشت مغان، پاپوشهای سنتی کرمانشاه که ابریشم ماده اولیه غالب آن است. با توجه به شرایط کشور، تأمین ارز برای این محصولات دشوارتر هم خواهد شد و صنایع دستی با افزایش قیمت و رکود جدی مواجه میشود.