به گزارش خبرگزاری آنا، رسانه ایندیپندنت در گزارشی مفصل و ویژه به تحلیل و نقد اتفاقات جام جهانی 2026 و میزبانی آمریکا پرداخته است.
جام جهانی قرار بود دوباره روی چیزی تمرکز کند که واقعاً اهمیت دارد؛ فوتبال… و پولی که میتواند تولید کند اما هیچ چیز از واقعیت دورتر از این نبود. این تورنمنت شاید حتی بیش از دورههای قبلی سیاسی شده باشد، آن هم به شیوههای مختلف. جام جهانی ۲۰۲۶ نهتنها به شرایط آشنا بازنگشت، بلکه مشکلاتی کاملاً بیسابقه را به وجود آورد. مشکلاتی که شاید در کل تاریخ ۹۲ ساله این رقابتها نمونهای برای آن وجود نداشته باشد.
بیتردید جدیترین مسئله، حمله نظامی یکی از کشورهای میزبان به یکی از تیمهای حاضر در مسابقات بود. همان اتفاقی که در پایان فوریه با حمله آمریکا به ایران رخ داد. جام جهانی تاکنون هرگز چنین چیزی را تجربه نکرده بود.
اگر این اتفاق در هر کشور دیگری رخ میداد، اکنون بحث درباره تغییر محل برگزاری یا تحریم مسابقات در جریان بود. حتی پیش از آن درگیری تاریخی نیز مسئولان تورنمنت با مشکلاتی بسیار بیشتر از توان مدیریتشان دستوپنجه نرم میکردند.
اگرچه جام جهانی ۲۰۲۶ مانند قطر با فاجعه اخلاقی بزرگی همچون استفاده از کارگران برده گره نخورده و برخلاف روسیه همچنان در یک دموکراسی لیبرال برگزار میشود اما ماهیت خاص ساختار سیاسی آمریکا و رابطه آن با دو میزبان دیگر، مجموعهای از مشکلات پراکنده اما جدی را ایجاد کرده است. سازمان عفو بینالملل حتی در گزارشی، آمریکا را در آستانه وضعیت اضطراری حقوق بشر در ارتباط با جام جهانی توصیف کرد.
پولی که فیفا با چنین حرصی بهدنبال آن بود، حالا خود به بخشی از مشکل تبدیل شده است، هزینههایی که حضور هواداران واقعی فوتبال از سراسر جهان را تقریباً غیرممکن میکند و در عین حال گسترش تورنمنت به ابعادی اغراقآمیز، ممکن است ارزش واقعی این رقابتها را از بین ببرد و این خودش نشان میدهد که جام جهانی ۲۰۲۶ تا چه اندازه مسئلهدار است چون این موارد تازه جزو کماهمیتترین مشکلات آن به حساب میآیند.
جنگ ایران و میزبانی که به یک کشور حاضر در مسابقات حمله کرد
وقتی خبر شهادت آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در حمله آمریکا منتشر شد، مدیران فیفا در قلعه هنسول در ولز حضور داشتند تا در صد و چهلمین مجمع عمومی سالانه هیات بینالمللی فوتبال شرکت کنند و در همان حال که به اجرای یک خواننده اپرا گوش میدادند، با اضطراب اخبار را در تلفنهای همراه خود دنبال میکردند.
آنها از قبل میدانستند که این بزرگترین بحران پیرامون این جام جهانی و دشوارترین آزمون فیفا خواهد بود. با این حال، وقتی مشخص شد ۱۶۸ نفر از جمله ۱۱۰ کودک در پی اصابت موشک به یک مدرسه ابتدایی در میناب بیگناه کشته شدهاند، حتی نگرانیها درباره حضور ایران در جام جهانی نیز ناچیز به نظر رسید. تیم ملی ایران هنگام ورود به مکزیک در روز دوشنبه، نشانهایی بر لباس خود داشت که به این فاجعه اشاره میکرد. آن هم در شرایطی که آمریکا نهتنها اجازه استقرار در خاک خود را به ایران نداد، بلکه برای بسیاری از اعضای کادر نیز ویزا صادر نکرد.
صرفنظر از دیدگاهها درباره این جنگ، این اتفاق یک نقطه تاریخی برای جام جهانی محسوب میشود. هرگز در تاریخ این تورنمنت چنین وضعیتی رخ نداده بود و اگر این اتفاق مربوط به هر کشور دیگری بود، بدون شک بحث درباره سلب میزبانی شکل میگرفت. در عوض، اکنون تمرکز اصلی بر این است که آیا تیم ملی ایران اصلاً میتواند در مسابقاتی که بهطور قانونی به آن صعود کرده شرکت کند یا نه. جنگ نیز وارد صدودومین روز خود شده و قرار است سایهاش بر کل جام جهانی باقی بماند.
سیاست خارجی آمریکا و مقایسه با روسیه
تحولات ژئوپلیتیکی بهقدری گسترده بوده که جایزه صلح فیفا از یک جنجال مستقل، به شوخی تلخی تبدیل شده است. از زمانی که اینفانتینو با چاپلوسی این جایزه را به دونالد ترامپ اهدا کرد، آمریکا در چهار کشور مختلف ـ از جمله ایران ـ عملیات نظامی انجام داده و تعداد مداخلات نظامی این کشور از زمان اعطای میزبانی جام جهانی در سال ۲۰۱۸ به ۱۲ مورد رسیده است؛ البته بسته به نوع تفسیر.
این تعداد از هر میزبان دیگری پس از دریافت میزبانی بیشتر است، اما آنچه برای گروههای حقوق بشری مانند FairSquare اهمیت دارد، اقداماتی است که آنها «تجاوز» مینامند؛ یعنی حملاتی که «بدون تحریک، بدون دعوت و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل» انجام شدهاند.
ونزوئلا و ایران در همین دسته قرار میگیرند؛ در کنار مواردی همچون ربودن یک رئیس دولت خارجی، قتلهای فراقانونی در کارائیب، تحریم قضات دادگاه کیفری بینالمللی و خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل، سازمان جهانی بهداشت و یونسکو.
در حالی که سیاست خارجی کشورهای میزبان معمولاً جدا از برگزاری جام جهانی تلقی میشد، محرومیت روسیه به دلیل حمله به اوکراین باعث شد معیارها تغییر کند. بسیاری از نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی نیز از حمایت آمریکا از اسرائیل در جنگی سخن گفتهاند که یک هیئت سازمان ملل آن را «نسلکشی» در فلسطین توصیف کرده است. FairSquare نیز معتقد است که «تخریب نظام بینالمللی و حاکمیت قانون توسط ترامپ، با مهر تأیید فیفا همراه شده است.»
مشکلات ویزا و نقض اصول جام جهانی
بزرگترین جنجال در آستانه مسابقات، مسئله ویزا بود. موضوعی که بسیاری از دیگر بحرانها را نیز نمایان میکند. تنها دو روز پیش از آغاز جام جهانی، عمر آرتان، داور مشهور سومالیایی، و تعداد زیادی از اعضای کادر ایران از ورود به آمریکا منع شدند. ایمن حسین، مهاجم عراق، ساعتها در فرودگاه شیکاگو بازجویی شد و تیمهای سنگال و ازبکستان نیز تحت بازرسیهای شدید امنیتی قرار گرفتند.
این هم نکته مهمی است که در هیچ جام جهانی مدرنی سابقه نداشته است. یکی از شروط قراردادی میزبانی جام جهانی، آزادی تردد برای شرکتکنندگان است. خود اینفانتینو در سال ۲۰۱۷ گفته بود: «واضح است که در مسابقات فیفا، هر تیمی که به جام جهانی صعود کند ـ همراه با هواداران و مسئولانش ـ باید امکان ورود به کشور میزبان را داشته باشد و در غیر این صورت اصلاً جام جهانیای وجود ندارد.»
با وجود هشدارهای مکرر درباره مشکلات احتمالی جام جهانی ۲۰۲۶، اینفانتینو سال گذشته هم گفت: «سوءبرداشتهای زیادی وجود دارد. همه برای جام جهانی در کانادا، مکزیک و آمریکا خوشآمد خواهند بود.» اما در عمل چنین نشد. فیفا اکنون بهشدت تأکید میکند که «در روندهای مهاجرتی کشور میزبان دخالتی ندارد»، اما این موضع تفاوت زیادی با واکنش این نهاد در سال ۲۰۲۳ دارد. زمانی که اندونزی اجازه ورود تیم رژیم صهیونیستی برای جام جهانی زیر ۲۰ سال را نداد و بلافاصله میزبانی از این کشور گرفته شد. فیفا آن زمان فقط بهطور مبهم از «شرایط موجود» صحبت کرده بود.
این بحران، تصویر فیفا را بدتر هم کرده است زیرا نگرش دولت ترامپ نسبت به برخی کشورها بهویژه کشورهای مسلمان مدتها پیش مشخص بود و فیفا رابطه نزدیک خود با این دولت را با این توجیه پیش میبرد که قرار است چنین مشکلاتی را حل کند. حالا حتی روند مسابقات هم ممکن است تحت تأثیر برخورد نابرابر با برخی تیمها قرار بگیرد. جالب اینکه روسیه و قطر در مقایسه با آمریکا، میزبانهای بسیار خوشبرخوردتری به نظر میرسند.
رابطه اینفانتینو و ترامپ
بحران ویزا باعث شد توجهها بیش از پیش به رابطه بیسابقه میان رؤسای فعلی فیفا و ایالات متحده جلب شود. در تاریخ فوتبال هرگز چنین رابطه نزدیکی وجود نداشته حتی در دوران ژوائو هاولانژ و ژنرال خورخه رافائل ویدلا یا رابطه اینفانتینو با ولادیمیر پوتین. مدتها مدیران داخلی فیفا استدلال میکردند که آرام نگه داشتن ترامپ ضروری است، زیرا رفتار غیرقابل پیشبینی او میتواند برای جام جهانی بحران ایجاد کند، اما حالا همان بحرانها در حال وقوع است. حتی حل مشکل ویزا هم قرار بود یکی از دلایل این نزدیکی باشد.
نبود هرگونه کمک واقعی در بسیاری از مسائل مرتبط با جام جهانی، این سؤال را ایجاد میکند که چرا اینفانتینو اساساً وارد چنین رابطهای شد و آن هم در شرایطی که این ارتباط با اساسنامه فیفا مغایرت دارد. فیفا باید از نظر سیاسی بیطرف باشد تا بتواند در فضای پیچیده ژئوپلیتیک عمل کند، اما اینفانتینو در بسیاری از مراسم سیاسی ترامپ، از جمله مراسم تحلیف او، حضور پررنگی داشته است.
این موضوع زمانی عجیبتر میشود که بدانیم چنین رابطهای در دوران دولت دموکرات قبلی وجود نداشت. نزدیکی اینفانتینو به رهبران اقتدارگرا از ویژگیهای دوران ریاست او بوده، اما رابطهاش با ترامپ از همه موارد قبلی فراتر رفته و این سؤال اساسی را مطرح میکند که جام جهانی دقیقاً در حال تبدیل شدن به چه ابزاری است.
«جام جهانی ماگا» و «ورزششویی»
از آنجا که بیشتر مشکلات داخلی جام جهانی در شهرهای دموکرات آمریکا رخ داده و نهادهایی مانند فدراسیون فوتبال آمریکا که گرایش دموکرات دارند تا حد زیادی کنار گذاشته شدهاند، این جام جهانی حالوهوایی کاملاً جمهوریخواهانه یا به اصطلاح «قرمز» پیدا کرده است. ایندیپندنت از مارس ۲۰۲۵ گزارش داده بود که بسیاری از افراد دنیای فوتبال از «جام جهانی ماگا» صحبت میکنند. جامی که فیفا در حال تسهیل آن است. یکی از منابع ارشد گفته بود: «ترامپ از این جام جهانی برای تبلیغ ایدئولوژی سیاسی خودش استفاده خواهد کرد.» به عبارت دیگر، «ورزششویی».
سازمانهایی مانند عفو بینالملل نیز از همان زمان نگران بودند که جام جهانی به بستری برای گسترش نفرتپراکنی، سرکوب اعتراضات و تضعیف اتحادیهها تبدیل شود. روندی که میتواند به تقویت گرایشهای اقتدارگرایانه در سیاست جهانی منجر شود.
«تهدید ترسناک» ICE
یکی از جدیترین نگرانیهای این جام جهانی، احتمال بازداشت ناگهانی افراد توسط مأموران ICE است، چه هنگام ورود به آمریکا و چه حتی هنگام حضور در ورزشگاه. این شرایط فاصله زیادی با جشن جهانیای دارد که جام جهانی باید نماد آن باشد؛ آن هم در حالی که این دوره با ۴۸ تیم بزرگترین جام جهانی تاریخ است.
عفو بینالملل همچنین هشدار داده برخی هواداران ممکن است تحت «نظارت شدید» قرار بگیرند؛ از جمله طرحهایی برای بررسی حسابهای شبکههای اجتماعی افراد بهمنظور شناسایی «ضدآمریکایی بودن».
FairSquare نیز فیفا را متهم کرده که «دستهایش را از مسئولیت شسته است». ICE هنوز سیاست مشخصی درباره جام جهانی ارائه نکرده و در آستانه بازی افتتاحیه، کنگره آمریکا در حال بررسی بودجهای عظیم برای گسترش روند اخراج مهاجران است.
سرکوب اعتراضات در هر سه کشور میزبان
این گزارش به برخورد دولت ترامپ با دانشجویان خارجی معترض به اقدامات اسرائیل در غزه اشاره میکند و میگوید حتی شهروندان آمریکایی که در برابر عملیاتهای خشن مهاجرتی اعتراض کرده بودند، توسط مأموران فدرال کشته شدهاند.در کانادا نیز اعتراضات مربوط به غزه «بهطور نامتناسبی توسط پلیس متفرق یا پاکسازی شدهاند.»
بزرگترین تیغزنی
با توجه به اینکه قیمت بیشتر بلیتها بیش از سه برابر جامهای جهانی اخیر است و هزینههای عمومی حضور در آمریکا نیز بسیار بالاست، برآورد میشود دنبال کردن تیم محبوب تا پایان مسابقات برای یک هوادار بین ۱۰ تا ۳۵ هزار دلار هزینه داشته باشد.قراردادهای یکطرفه فیفا با شهرهای میزبان هم این هزینهها را بیشتر کرده است. فیفا برای دفاع از این وضعیت، استدلالهایی از جمله توزیع درآمد در فوتبال یا هماهنگی با «فرهنگ سرگرمی آمریکایی» مطرح کرده، اما هر دو استدلال مضحک به نظر میرسند؛ زیرا درآمدهای پیشبینیشده حتی با مدل قدیمی قیمتگذاری هم رکوردشکن بود و فیفا تاکنون هرگز خود را با فرهنگ بلیتفروشی کشور میزبان تطبیق نداده بود؛ حتی در جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا. اگر چنین میکرد، شاید مردم محلی آفریقای جنوبی هم میتوانستند در جام جهانی ۲۰۱۰ حضور بیشتری داشته باشند.
جام جهانی طردکننده؛ بهویژه برای هواداران دارای معلولیت
هزینههای بالا پیامد منفی دیگری هم داشته که برخی ادعاهای اینفانتینو را کاملاً پوچ جلوه میدهد. رئیس فیفا از «فراگیرترین جام جهانی تاریخ» صحبت میکند، اما بازار بلیت عملاً بسیاری از هواداران را حذف کرده است؛ نهفقط جوامع محلی مانند هواداران MLS، بلکه طیف گستردهای از طرفداران فوتبال.
اندازه بیش از حد تورنمنت
گسترش سیاسی جام جهانی به ۴۸ تیم که خودش به بخشی از مشکلات فیفا تبدیل شده ـ ممکن است در نهایت ارزش معنوی مسابقات را از بین ببرد. شاید «بیشتر»، در عمل «کمتر» باشد. ساختار نامتقارن مسابقات، جایی که ۴۸ تیم بهراحتی به دو گروه تقسیم نمیشوند، باعث بازگشت صعود تیمهای سوم شده است؛ مسئلهای که خطر حذف را کاهش میدهد و میتواند شرایط عجیب و پیچیدهای ایجاد کند. این تصمیم همچنین نشان میدهد فیفا یا به طور مشخص اینفانتینو درک درستی از چیزی که گروههای چهارتیمی جام جهانی ۲۰۲۲ را جذاب کرده بود، ندارد. به بیان سادهتر، آنها درک دقیقی از ماهیت واقعی فوتبال ندارند.
حتی تعداد بیش از حد مسابقات و تیمها هم باعث میشود حس خاص و جمعوجور جام جهانی از بین برود، زیرا حجم مسابقات دیگر بیش از اندازه شده است. دقیقاً همینجاست که جادوی جام جهانی شروع به محو شدن میکند. شاید هیچ مثال بهتری از مفهوم «فوتبال در حال بلعیدن خودش» وجود نداشته باشد.
حراج بزرگ فوتبال
تقریباً بالاتر از هر چیز دیگر، تمام این مشکلات نشاندهنده مسئلهای عمیقتر درباره جام جهانی ۲۰۲۶ و مسیری است که فوتبال در پیش گرفته است. فیفای تحت ریاست اینفانتینو همچنان در حال فروختن و تغییر دادن فوتبال ـ و بهویژه تورنمنتی که یک دارایی واقعی جهانی محسوب میشود ـ است، بدون آنکه ظاهراً کسی توان مخالفت یا جلوگیری از آن را داشته باشد. سؤال اینجاست که چگونه به این نقطه رسیدیم؟
در نهایت، اینفانتینو باید در خدمت فوتبال باشد، نه اینکه فوتبال در خدمت او قرار گیرد. شاید این، تمی تلخ اما متناسب برای جام جهانیای باشد که قرار بود فقط درباره پول باشد، اما حالا به چیزی بسیار فراتر از آن تبدیل شده است.
انتهای پیام/