شناسهٔ خبر: 78495795 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

ما هم ابرقدرتیم! در ستایش شجاعت بروکراتیک

جنگ سوم تحمیلی شگفتانه کم نداشته است. در این میان، پیروزی در جنگ روایت‌ها به گواه بسیاری از صاحب نظران بین‌المللی یکی از این شگفتانه‌های دور از انتظار بود.

صاحب‌خبر -

اینکه بخش دولتی و مشخصاً دستگاه دیپلماسی نیز بتواند بر خلاف رویه معمول خود، با ابتکارات بی‌سابقه نزدیک به دو میلیارد بازدید در شبکه‌های اجتماعی جذب کند بر شگفتی ماجرا افزوده است. اما چرا همان ساختار متصلب دیوان‌سالار این بار موفق شد، از پوسته‌ خود خارج شود و عملکرد قابل دفاعی از خود بر جای بگذارد؟

این عملکرد درخشان در حالی به وقوع پیوست که امپراطوری‌های جهانی رسانه و صاحبان سکوهای دیجیتال که عمدتا یهودی-آمریکایی هستند به نبرد شناختی با ایران آمده بودند، اما در نهایت این ترامپ بود که به شکست در نبرد روایت‌ها اذعان کرد. شخصیت رسانه‌زده ‌ای که فقط با حساب کاربری خودش بیش از صد بار در طول جنگ در مورد ایران پیام داد. حساب‌های کاربری نمایندگی‌های ج.ا.ایران در سکوهای اجتماعی بویژه پلتفرم ایکس، جبهه‌ تازه‌ای را علیه دشمن صهیونی-آمریکایی در جنگ رمضان گشودند تا جایی که وزیر خارجه ایالات متحده مجبور شد با صدور تلگرافی در میانه‌ جنگ، از سفارتخانه‌های آمریکا در سراسر جهان بخواهد برای مقابله با کارزار تبلیغاتی ایران، با واحد عملیات روانی ارتش همکاری کنند.

در این دستور، روبیو می‌خواهد برای انتشار روایت آمریکایی از افراد بومی و محلی استفاده شود. اما ایران چگونه در زمین بازی دشمن، نبرد رسانه‌ را نباخت؟ صاحب‌نظران بین‌المللی باور دارند ایران با صورت‌بندی متفاوت، شناخت درست از روان‌شناسی مخاطب و فرهنگ شبکه‌های اجتماعی توانست الگویی نامتقارن را در جنگ روایت‌ها اعمال کند و به موفقیت چشمگیری دست پیدا کند.

ایرانی‌ها با درک این نکته که صفحه تلفن همراه مردم جهان نیز جبهه‌ درگیری آنها با آمریکا و اسرائیل است، بجای آنکه مثل همیشه با زبان خشک، رسمی و ایدئولوژیک عده محدودی را مخاطب قرار دهند، تلاش کردند با استفاده از ابزار هوش مصنوعی خیلی سریع و ارزان محتواهایی بسازند که ظرفیت پربازدید شدن داشته باشند. حساب کاربری سفارتخانه‌های ایران در پاسخ به کارزار رسانه‌ای ترامپ، با جسارتی کم‌سابقه به فکاهه، طنز و حتی هزل و هجونویسی روی آوردند. پدیده‌ای که فرسنگ‌ها با زبان یک نهاد دیپلماتیک فاصله دارد. ترول اینترنتی جوابی بود که احتمالاً ترامپ انتظارش را نمی‌کشید.

ایران به خوبی دریافته بود که در نبرد روایت‌ها، هدف نابودی دشمن نیست، بلکه جنگ بر سر تعیین مقصر و قربانی در جریان است. ساختن ویدئو و انیمیشن به سبک بازی های رایانه‌ای، تولید موسیقی رپ و میم‌های اینترنتی پر از ارجاع به فرهنگ عامه آمریکایی با هدف حمله به شکاف‌های موجود در ایالات متحده مسیری بود که ایران دنبال کرد. ایران بجای تلاش برای تغییر نظر مخاطبان جهانی در مورد خودش، دست روی مشکلات آمریکا گذاشت و پاسخ ترامپ را با ادبیاتی مشابه خودش داد.

نیروی جوان سازنده انیمیشن‌های لگویی، به خوبی نسل زد را می‌شناخت و با انتخاب این قالب آشنا، کودکانه و احساسی توانست روایت پیچیده همراه با خشونت عریان را در قالبی ساده و نرم به تصویر بکشد. بدین ترتیب ایران در این انیمیشن‌ها، برساخته‌های کهنه از خودش را با یک قدرت با مزه و محبوب عوض کرد. قدرتی که به نمایندگی از تمام قربانیان تاریخی آمریکا، جلوی این قلدر ایستاده است.

ایران زودتر از آنکه بتواند معادلی فارسی برای "اسلوپاگاندا" پیدا کند از آن علیه دشمن خود استفاده کرد. به این‌ها ابتکار موشک‌نویسی‌ها و پدیده سرهنگ ابراهیم ذوالفقاری را نیز باید اضافه کنیم. ابتکارات نوین، جریان سنتی و اصلی خبررسانی حرفه‌ای را تکمیل کردند. در طول جنگ، مقامات دستگاه دیپلماسی اعم از وزیر، سخنگو، سایر معاونان و مدیران کل، در بیش از دویست مصاحبه رسانه‌ای حاضر شدند تا ضرباهنگ روایت‌سازی استمرار خود را حفظ کند.

در کنار تمجید از این جسارت بروکراتیک، نباید چشم‌ها را بر روی کاستی‌ها و ضعف‌ها بست. ایران هنوز در ساختن روایت اول ضعف جدی دارد و به کرات در طول این آتش‌بس مقاوم، مشاهده شده است که مرجعیت خبر اول خارج از ایران است. شجاعت دیوانسالاران و ایجاد فضا برای نیروهای جوان و با انگیزه، نباید به توئیپلماسی محدود بماند. لازم است در همه سطوح، باورمندانه به بازی‌سازی پیش‌دستانه در عرصه رسانه و روایت‌سازی روی آورد که از مهم‌ترین مصادیق آن،‌ خبرسازی نخست توسط مراجع و مقامات ایرانی است.

* کارشناس بین‌الملل