به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام والمسلمین قاسم ترخان، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست علمی اولویتشناسی میان انسجام اجتماعی و صیانت از حقیقت در اندیشه اسلامی با اشاره به برخی برداشتهای رایج درباره ضرورت حفظ انسجام اجتماعی اظهار کرد که گاه تصور میشود هرگونه مواجهه با باطل و انحراف که منجر به بروز اختلاف در جامعه شود، امری ناپسند و خلاف مصلحت عمومی است. با این حال، بررسی تاریخ ادیان الهی و حرکت پیامبران نشان میدهد که واقعیت مسئله بسیار پیچیدهتر از این برداشت سادهانگارانه است.
وی افزود: هنگامی که به تاریخ نگاه میکنیم، با این حقیقت روبهرو میشویم که همه مصلحان بزرگ و همه پیامبران الهی بر سر حق ایستادگی کردند و حاضر شدند انسجام ظاهری موجود در جامعه شکسته شود. در نتیجه، در بسیاری از موارد جامعه به دو جریان تقسیم شد؛ گروهی که از پیامبر و مسیر حق حمایت میکردند و گروهی که در جبهه باطل قرار میگرفتند. از همین رو، پرسش اصلی آن نیست که آیا مقابله با باطل موجب اختلاف میشود یا خیر؛ زیرا پاسخ این پرسش روشن است. هرگاه حق در برابر باطل قرار گیرد، طبیعی است که نوعی دوگانگی و اختلاف در جامعه شکل بگیرد. بنابراین اصل وقوع اختلاف، مسئلهای اجتنابناپذیر در بسیاری از حرکتهای اصلاحی و تحولآفرین تاریخ بوده است.
حجت الاسلام ترخان با تأکید بر ضرورت بازتعریف این مسئله، تصریح کرد که سؤال اساسی در این زمینه، وجود یا عدم وجود اختلاف نیست، بلکه باید پرسید آیا برای مواجهه با چنین موقعیتهایی معیار، ضابطه و چارچوبی وجود دارد یا خیر؟ از این رو در چنین شرایطی باید از معیار اهمیت و مصلحت بهره گرفت چرا که همه ارزشها در یک سطح قرار ندارند و همه مصالح نیز وزن و اهمیت یکسانی ندارند. به همین خاطر در مقام تصمیمگیری باید میان ارزشهای مختلف اولویتبندی صورت گیرد و آنچه اهمیت بیشتری دارد، مبنای عمل قرار گیرد. البته گاهی ممکن است حفظ انسجام اجتماعی یک مصلحت مهم باشد، اما در شرایطی که یک باطل بنیادین و اساسی در حال تهدید ارزشهای اصلی جامعه باشد، سکوت در برابر آن میتواند خسارتی به مراتب بزرگتر از آسیبهای ناشی از اختلاف به همراه داشته باشد که در چنین وضعیتی مقابله با انحراف نهتنها مجاز، بلکه ضروری خواهد بود؛ حتی اگر این اقدام به کاهش یا تضعیف بخشی از انسجام موجود منجر شود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه نمیتوان ارزش وحدت را به صورت مطلق و فارغ از محتوا ارزیابی کرد، خاطرنشان کرد که وحدت زمانی ارزشمند است که در مسیر حق و عدالت قرار داشته باشد. اگر حفظ وحدت به معنای نادیده گرفتن حقیقت، پذیرش انحراف یا چشمپوشی از نابودی ارزشهای بنیادین باشد، دیگر نمیتوان آن را به عنوان یک مصلحت برتر تلقی کرد. همچنین نمونه برجسته این نوع مصلحتسنجی را میتوان در اقدام امام حسین(ع) مشاهده کرد. آن حضرت در شرایطی قرار داشتند که سکوت میتوانست به حفظ نوعی آرامش و انسجام ظاهری منجر شود، اما چنین سکوتی در عمل به معنای تأیید روندی بود که اساس اسلام را با خطر جدی مواجه کرده بود. امام حسین(ع) به خوبی تشخیص دادند که ارزشهای بنیادین اسلام دچار انحراف شده است و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، حقیقت دین و جهتگیری اصلی جامعه اسلامی آسیب خواهد دید. از این رو، ایشان راه مقابله و اصلاح را برگزیدند؛ مسیری که هرچند به ظاهر موجب شکلگیری شکاف و تقابل در جامعه شد، اما در واقع تلاشی برای حفظ جوهره اسلام و بازگرداندن جامعه به مسیر صحیح بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد که قیام عاشورا یکی از روشنترین نمونههای تقدم مصالح عالی بر مصالح درجه دوم است. در این واقعه، حفظ حقیقت و صیانت از اصول اساسی دین در جایگاهی قرار گرفت که هیچ مصلحت دیگری، حتی حفظ آرام و انسجام ظاهری جامعه، نمیتوانست بر آن مقدم شود. باید این نکته را اشاره کرد که تاریخ پیامبران الهی نیز سرشار از نمونههایی است که در آنها دفاع از حق و مبارزه با باطل، به بروز اختلافات اجتماعی انجامیده است و با این حال، هیچیک از پیامبران مأمور به سازش با باطل برای حفظ وحدت ظاهری نبودهاند؛ بلکه همواره تلاش کردهاند جامعه را به سوی حقیقت هدایت کنند، حتی اگر این مسیر با مقاومت و مخالفت گروههایی همراه باشد و بر همین اساس، در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی نیز باید از نگاههای سطحی پرهیز کرد و میان انواع اختلافها تمایز قائل شد. از این منظر هر اختلافی لزوماً منفی نیست و هر وحدتی نیز الزاماً ارزشمند به شمار نمیرود و آنچه اهمیت دارد، سنجش نسبت این امور با حقیقت، عدالت و مصالح بنیادین جامعه است.
حجت الاسلام و المسلمین قاسم ترخان در پایان تأکید کرد: تشخیص درست اولویتها نیازمند بصیرت، شناخت شرایط زمانه و درک صحیح از ارزشهای اساسی است. هنگامی که ارزشهای بنیادین جامعه در معرض تهدید قرار میگیرند، نمیتوان صرفاً به بهانه حفظ انسجام از مسئولیت دفاع از حقیقت شانه خالی کرد. بنابراین در چنین موقعیتهایی، معیار نهایی همان مصلحتسنجی مبتنی بر اهمیت ارزشهاست؛ معیاری که سیره انبیا و قیام امام حسین(ع) به روشنی آن را پیش روی جوامع اسلامی قرار داده است.
انتهای پیام/