همشهری آنلاین: هر بار که یک بطری پلاستیکی، یک جعبه مقوایی، یک باتری فرسوده یا قطعهای از تجهیزات صنعتی را دور میاندازیم، تصور میکنیم عمر آن به پایان رسیده است. اما واقعیت این است که در همان لحظه، یک جریان جدید در اقتصاد آغاز میشود؛ جریانی که میتواند با تکیه بر فناوریهای نوین، به خلق ارزش، اشتغال، کاهش آلودگی و حتی جذب سرمایههای بینالمللی منجر شود.
سالهاست که در ادبیات سنتی، نام «پسماند» و «ضایعات» را بر این مواد گذاشتهایم؛ واژهای که ناخودآگاه مفهوم پایان، بیارزشی و دفن شدن را تداعی میکند. اما آنچه ما زباله مینامیم، در حقیقت مجموعهای از منابع ارزشمند و «بستههای متراکم از داده و ثروت» هستند که هنوز ظرفیت خلق ارزش از آنها بهطور کامل شناخته نشده است.
در قرن بیستم، ثروت عمدتاً از استخراج منابع طبیعی به دست میآمد؛ اما در قرن بیستویکم، مزیت رقابتی کشورها در توانایی آنها برای استخراج ارزش از دادهها و بازگرداندن مواد به چرخه اقتصاد شکل خواهد گرفت. اگر قرن بیستم عصر استخراج از معادن زیرزمینی بود، قرن بیستویکم عصر استخراج ارزش از دادهها و بازگرداندن مواد به چرخه اقتصاد خواهد بود. به همین دلیل است که اقتصاد چرخشی به یکی از مهمترین رویکردهای توسعه پایدار در جهان تبدیل شده است.

تقابل دو الگو: از دورریز تا چرخه ارزش
اقتصاد چرخشی در نقطه مقابل الگوی سنتی «استخراج، تولید، مصرف و دورریز» قرار دارد. در این رویکرد، محصولات و مواد پس از مصرف به پایان مسیر نمیرسند، بلکه دوباره به چرخه ارزش بازمیگردند؛ تعمیر میشوند، بازتولید میشوند، بازیافت میشوند و بار دیگر در اقتصاد نقشآفرینی میکنند. اما تحقق چنین مدلی بدون داده و فناوریهای نوین تقریباً امکانپذیر نیست.
امروز مهمترین دارایی اقتصاد چرخشی صرفاً مواد قابل بازیافت نیست؛ داده است. هر محصول، هر بستهبندی و هر ماده مصرفشده دارای یک ردپای دادهای است. این دادهها نشان میدهند چه چیزی، در چه زمانی، در کجا و به چه مقدار به پسماند تبدیل میشود. هرچه این دادهها دقیقتر تحلیل شوند، امکان مدیریت هوشمند منابع نیز افزایش مییابد. اینجاست که هوش مصنوعی و علوم داده وارد میدان میشوند.
وقتی الگوریتمها جادههای بازگشت را روشن میکنند
در گذشته، مدیریت پسماند عمدتاً بر جمعآوری و دفع متمرکز بود. اما امروز الگوریتمهای هوشمند میتوانند الگوهای تولید پسماند را پیشبینی کنند، رفتار مصرفکنندگان را تحلیل کنند، نقاط تولید زباله را شناسایی کنند و بهترین تصمیمها را برای کاهش تولید، تفکیک، جمعآوری و بازیافت اتخاذ کنند.
برای مثال، غیرمادیسازی ارائه یک کالا یا خدمت (مثلا بارگذاری یک فیلم روی یک سایت) میتواند از تولید زباله (سیدی) جلوگیری کند. از طرف دیگر، هوش مصنوعی با تحلیل دادهها، میتواند پیشبینی کند که در کدام مناطق شهری و در چه زمانهایی حجم کالاهای مستعمل یا مواد قابل بازیافت افزایش مییابد. همچنین میتواند مسیرهای جمعآوری را بهینه کند تا خودروهای حمل پسماند کمترین مسافت را طی کنند، مصرف سوخت کاهش یابد و انتشار گازهای گلخانهای کمتر شود. این یعنی محیط زیست، اقتصاد و فناوری به جای آنکه در مقابل یکدیگر قرار گیرند، در یک مسیر مشترک حرکت میکنند.
معدنکاوی شهری؛ استخراج ثروت با ابزار داده
در ادبیات جدید توسعه پایدار، مفهومی با عنوان «معدنکاوی شهری (Urban Mining) » مطرح شده است. بر اساس این دیدگاه، شهرها به معادن جدید جهان تبدیل شدهاند. در این معادن، منابع ارزشمند نه از دل کوهها، بلکه از میان تجهیزات الکترونیکی مستعمل، بستهبندیها، قطعات صنعتی و سایر پسماندها استخراج میشوند. اما استخراج از این معادن جدید با ماشینآلات حفاری انجام نمیشود؛ ابزار اصلی آن داده، تحلیل داده و هوش مصنوعی است.
در این میان، لجستیک معکوس نقشی کلیدی ایفا میکند. اگر زنجیره تأمین سنتی مسئول انتقال کالا از تولیدکننده به مصرفکننده است، لجستیک معکوس مسیر بازگشت محصولات، قطعات و مواد مصرفشده را به چرخه ارزش مدیریت میکند.
در گذشته این مسیر اغلب پرهزینه، نامشخص و غیرقابل پیشبینی بود. اما امروز شرکتهای پیشرو با استفاده از مدلهای دادهمحور و هوش مصنوعی میتوانند زمان بازگشت محصولات، محل جمعآوری، ارزش اقتصادی مواد بازیافتی و حتی بهترین سناریوی بازتولید یا بازیافت را پیشبینی کنند. نتیجه این تحول، کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری و استفاده بهینه از منابع برای کارخانهها و صنایع است.
برای شهروندان نیز این تحول پیامدهای مثبتی دارد. شهرهای هوشمند آینده تنها شهرهای پاکتر نخواهند بود؛ بلکه شهرهایی خواهند بود که برای هر ماده، هر محصول و هر پسماند، یک هویت دیجیتال و یک مسیر بازگشت تعریف کردهاند. در چنین شهرهایی، مدیریت پسماند از یک هزینه شهری به یک فرصت اقتصادی در زندگی مردم تبدیل میشود.
بیشتر بخوانید:
پیشنهاد ۶ میلیارد دلاری در انتظار ایران | غرامت محیطزیستی جنگ را از کجا بگیریم؟
تلاش جهانی برایکاهش گازهای گلخانهای
آشنایی با کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل ۲۰۲۱ یا COP۲۶
افقهای بینالمللی و فرصت طلایی حضور در COP
برای کشوری مانند ایران، این موضوع تنها یک ضرورت محیطزیستی نیست؛ بلکه یک فرصت اقتصادی و فناورانه است. توسعه اقتصاد دیجیتال، شرکتهای دانشبنیان، ظرفیتهای رو به رشد هوش مصنوعی و حجم قابل توجه پسماندهای شهری، صنعتی و الکترونیکی میتواند زمینه شکلگیری نسل جدیدی از کسبوکارهای سبز را فراهم کند.
از سوی دیگر، تحولات جهانی نیز نشان میدهد که اقتصاد چرخشی و فناوریهای سبز به یکی از مهمترین محورهای سرمایهگذاری بینالمللی تبدیل شدهاند. امروز صندوقهای مالی اقلیمی و سرمایهگذاران جهانی به دنبال پروژههایی هستند که بتوانند کاهش انتشار کربن را به صورت شفاف، مستند و دادهمحور اندازهگیری و اثبات کنند.
در این میان، اجلاسهای جهانی تغییر اقلیم (COP) تنها محلی برای گفتوگو درباره محیط زیست نیستند؛ بلکه بستری برای شکلگیری همکاریهای فناورانه، جذب سرمایه و دسترسی به منابع مالی بینالمللی (Green Funds) نیز محسوب میشوند. پروژههای مبتنی بر اقتصاد چرخشی، لجستیک معکوس هوشمند، تحلیل داده و هوش مصنوعی، از جذابترین حوزهها برای بهرهگیری از این صندوقهای سبز جهانی و سرمایهگذاریهای اقلیمی به شمار میروند.
حضور فعال و هدفمند در این اجلاسها میتواند فرصت ارزشمندی برای معرفی ظرفیتهای کشور، جذب دانش فنی، توسعه همکاریهای بینالمللی و بهرهگیری از منابع مالی جهانی فراهم کند؛ منابعی که میتوانند مسیر گذار به صنعتی رقابتپذیرتر، هوشمندتر و کمکربنتر را هموار سازند.
درس بزرگ عصر هوش مصنوعی
هفته محیط زیست فرصتی است تا نگاه خود را به مفهوم پسماند بازنگری کنیم. شاید مهمترین درس عصر هوش مصنوعی این باشد که ارزش واقعی تنها در مواد فیزیکی نهفته نیست؛ بلکه در دادههایی است که به ما کمک میکنند این منابع را هوشمندانه مدیریت کنیم. معدنهای قرن بیستویکم الزاماً در اعماق زمین قرار ندارند. بسیاری از آنها همین امروز در شهرهای ما، در کارخانههای ما و حتی در خانههای ما حضور دارند؛ در میان موادی که هنوز آنها را زباله مینامیم، اما با کمک هوش مصنوعی، علوم داده، لجستیک معکوس و اقتصاد چرخشی میتوانند به موتور خلق ثروت، اشتغال و توسعه پایدار تبدیل شوند.