شناسهٔ خبر: 78491985 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

گفت‌وگو با ابراهيم حقيقي به مناسبت برپايي نمايشگاه «تيغ‌انديشي‌ها» در گالري سهراب

اين تيغ نه از بهر ستمكاران كردند

صاحب‌خبر -

مريم آموسا

ابراهيم حقيقي گرافيست، نقاش و عكاس نام‌آشنا ۱۳مهر ۱۳۲۸ در تهران به دنيا آمد. فارغ‌التحصيل دانشكده هنر‌هاي زيبا دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۴ است. او طي سال‌ها فعاليت هنري، در زمينه‌هاي مختلفي كار كرده؛ از طراحي صحنه فيلم و سريال گرفته تا ساخت تيتراژ براي فيلم‌هاي سينمايي، مديريت هنري و طراحي جلد كتاب، ساخت فيلم، طراحي پوستر، عكاسي، نقاشي، كاريكاتور و هنر‌هاي بصري و... از آثار تلويزيوني و سينمايي كه حقيقي طراحي صحنه و تيتراژشان را برعهده داشته، مي‌توان مجموعه‌هاي تلويزيوني «سربداران»، «سلطان و شبان»، «علي كوچولو» و «كيف انگليسي» و فيلم‌هاي سينمايي مانند «زير پوست شهر»، «روسري آبي»، «گيلانه»، «سه زن» و... را نام برد. حقيقي علاوه بر اينها در مقام طرح گرافيك، طراحي بيش از ۲۰۰ جلد كتاب و نشريه را در كارنامه خود دارد. نگاهي اجمالي به كارنامه او همچنين تنوعي بيش از اين را هم چه به لحاظ رشته‌هاي هنري و چه از نظر حضور در رويدادها نشان مي‌دهد. از آن جمله مي‌توان به برگزاري ده‌ها نمايشگاه از آثارش اشاره كرد كه سبب آشنايي هر چه بيشتر مخاطبان هنرهاي تجسمي با جهان هنري اين هنرمند باتجربه شد.

در كنار اينها حقيقي در رقابت‌هاي هنري هم درخشش داشته. او در رويدادهاي رقابتي مختلفي حضور داشته و توانسته موفقيت‌هاي قابل‌اعتنايي به دست بياورد كه دريافت جوايز متعدد ملي و بين‌المللي گواه اين مدعاست.

از ويژگي‌هاي ابراهيم حقيقي -آن‌طور كه مرور گذرايي بر كارنامه‌اش نشان مي‌دهد- اين است كه در ميان همتايانش در هنرهاي بصري، هنرمندي چندوجهي و به قول قدما ذوالابعاد به شمار مي‌آيد. اين را حضور پررنگ و كارنامه پر و پيمانش در عرصه‌هاي گوناگون در طول نيم قرن به ما مي‌گويد. چه زماني كه با طراحي پوسترها و تيتراژها، خاطراتي در حافظه ديداري ما از سينما و تلويزيون به‌جا گذاشت، چه وقتي با هر نمايشگاه وجه تازه‌اي از هنر خود را رو كرد و نشان داد مصداق اين تلقي است كه هنر مانند زندگي مدام در حال ساخته شدن دوباره و تجربي است.

كساني كه آثار حقيقي را در طول سال‌هاي كار هنري‌اش دنبال كردند، مي‌دانند كه او هر بار با هر نمايشگاهي كه برگزار مي‌كند، برگ تازه‌اي از فعاليت‌هاي هنري‌اش را رو مي‌كند و مخاطب را در موقعيتي قرار مي‌دهد تا با آثار جديد اين هنرمند روبه‌رو بشوند. خودش درباره اين تجربه‌گرايي و ميل به آزمودن جهان‌هاي هنري تازه اين‌طور مي‌گويد: «من هميشه به يك شكل رفتار مي‌كنم؛ هر چيزي را كه دوست داشته باشم، اجازه تجربه‌اش را داشته باشم و بتوانم انجامش بدهم، تجربه مي‌كنم. اين تجربه از سر بازيگوشي نيست، بلكه نوعي كار كردن در قلمرويي است كه احساس مي‌كنم توانايي حضور در آن را دارم.» اين روزها نمايشگاهي از آثار ابراهيم حقيقي با عنوان «تيغ انديشي‌ها» در گالري سهراب برپا بوده و تا 21 خرداد ادامه داشته است. در اين نمايشگاه، حقيقي مجموعه‌اي از 65 اثر جديد خود را در معرض ديد مخاطبان قرار داد. او در بخشي از استيمنت اين نمايشگاه نوشت:  «بر مل‌ملِ ابرسفيدِ آرام ‌لغزنده‌اي لميده، روان باشي، يا بر تيغِ بُرنده طويلي به تندي فرود‌يي. به ناگزير پذيرا خواهي شد كه اين چيزي جز تقدير تو نيست، كه اگر در آن دستي داشته باشي يا نه، چيزي جز تقديرِ گذشتنِ تو از درازناي عمرِ از ازل تا ابدِ جهان نيست. آدميزاد كه همزادِ درد است، راهي جز پذيرش تيزي بُرنده تيغ‌ها ندارد. تيغ‌هايي در راه يا همچون شمشير داموكلس، آويخته به تارِ مويي بر بالاي سر. تيغ‌هايي بر سرِ راهِ مردمِ عاشق، يا گرسنه، يا ترسيده، يا در دستِ قدرتمندان، يا با نامِ قديمي سرنوشت، خواسته و ناخواسته همجوار تو. بُرّان و زخم‌زننده و خون‌ريز و هراسناك. هميشه از تيزي تيغ ترسيده‌ام و چشم‌هايم را بر خون بسته‌ام. اما چه سود كه تيغ و زخم و خون، ناگزيري حضورِ تو در جهان است. تو كه نامت آدمي است، در ميان تمامِ جاندارانِ ديگر كره خاكي. كه آنها نيز از تيغ و زخم و خون، گزيري و گريزي ندارند.»

حقيقي در اين مجموعه بسياري از شخصيت‌هاي داستاني و نقاشي‌هاي مدرن را فراخواند و در مواجهه با تيغ‌هاي برنده و خونريز خوانشي جديد و كاريكاتوري از آنها ارائه داده است. مي‌گويد مي‌خواسته قرائتي آزاد از كاركرد بصري تيغ به دست بدهد، چنان‌كه هر مخاطب برداشت خود را از اين شيء داشته باشد. با اين حال، روشن است و خود نيز صراحتا مي‌گويد كه نگاهش ناظر بر دوگانه‌اي است كه از يك‌سو تيغ را به ابزار خونريزي در حافظه تاريخي ما بدل ساخته و ازسوي ديگر، كاركردهاي راهگشايي است كه اين شيء را در خدمت امر انساني قرار مي‌دهد. تو گويي هنرمند بخواهد به زبان هنرهاي تجسمي شعر معروف ناصرخسرو را به اجرا دربياورد، خصوصا اين بيتش را كه «اين تيغ نه از بهر ستمكاران كردند...» به مناسبت برپايي نمايشگاه «تيغ‌انديشي‌ها» با ابراهيم حقيقي گفت‌وگو كرديم.

     مجموعه تيغ‌انديشي‌ها چگونه شكل گرفت؟

همان‌گونه كه در استيمنت نمايشگاه نوشته‌ام و اتفاقا در ابتداي گالري روي ديوار نقش بسته، در سال دوم دانشكده هنرهاي ‌زيباي دانشگاه تهران، يعني سال ۱۳۴۹، پس از گذر از سال اول و ته‌نشين شدن شگفت‌زدگي‌هاي فضاي تازه و متفاوت با مدرسه‌هاي خستگي‌آور سيستم آموزش و پرورش، و آشنايي با هنر و ديدن كتاب‌هايي پر از آنچه تاكنون نديده‌اي تو را وادار به فكر كردن مي‌كند. پس از ورق زدن كتاب‌هايي نفيس از هنر مدرن كه تاكنون نديده ‌بودي و رسيدن به كتاب‌هاي خيل بزرگ كاريكاتوريست‌هاي بزرگ جهان مثل: سامپه، گورمه‌لن، بوسك، راوخ، توپور، لوين، شاوال، اشتاين‌بِك و بسياري‌ ديگر، پنجره‌هاي تازه گشوده‌اي بودند به باغ هميشه بهار هنر. كشف دسن و تركيب‌بندي و نگاه و نگرشِ تلخ‌انديشانه قرن بيستمي بعد از جنگ‌هاي جهاني، صراحت بيان در آزادانديشي نوپاي هم‌عصر برشت و سارتر و كامو و راسل و بكت و يونسكو، در زمانه‌ جنگ كوبا و ويتنام و غارت آفريقا. اين ديدن‌ها و گشت و گذارها سبب تمرين و تفريح كردن و دست انداختن مثلا به ريسمان بلند و قطور كارتون به‌مثابه هنر مي‌شود كه پيش‌تر اردشير محصص، احمد سخاورز، مصطفي رمضاني و كامبيز درمبخش نمايندگان زبردست ايراني راه‌ها پيموده بودند. خط‌خطي‌ها كه زياد‌تر مي‌شوند حضور واقعي تيغ براي حس لمس مستقيم روي كاغذ و احساس نزديك تيزي و برندگي آن، نقش اول را به خود خود تيغ متعلق مي‌كند. به همين سبب در تمامي كارهايي هم كه بعد از ۵۵ سال مرتكب مي‌شوم، تيغ همچنان نقش اول را دارد و اندازه‌هاي آثار هم تابع آن هستند.

    چرا نمايش اين مجموعه اين‌قدر دير، پس از 55 سال، اتفاق افتاد؟

اگرچه اين پروژه از سال ۱۳۴۹ آغاز شد؛ اولين نمونه آن زماني بود كه سال دوم دانشكده بودم. در طول ۵۵ سالي كه از آن تاريخ گذشته، فكر اينكه اين رفتار با تيغ ادامه پيدا كند، هميشه وجود داشت و پراكنده انجام مي‌شد و در تمام اين سال‌ها همواره براي اين مجموعه اتود زدم تا اينكه در دو سال گذشته تصميم گرفتم آنها را دوباره اجرايي كنم. ايده اين كارها در طول اين سال‌ها شكل گرفته اما كل پروژه در دو سال انجام شد. همزمان سه مجموعه آماده نمايش داشتم كه به پيشنهاد شاهين تركمن، مدير گالري سهراب تصميم گرفتم كه اين مجموعه را به نمايش بگذارم.

     آيا با نمايش اين مجموعه بر ايده نمايشگاهي كه 55 سال ذهن‌تان را درگير خود كرده بود، نقطه پايان گذاشتيد؟ 

دقيقا نمي‌دانم، ممكن است دوباره به شكلي اين مجموعه ادامه پيدا كند، اما در شرايط فعلي تصميم گرفتم اين پروژه را به نمايش بگذارم تا به ساير ايده هايم سر و سامان ببخشم.

     پس اين روزها ديگر مشغول خلق اثر جديدي براي اين مجموعه نيستيد؟

نه.

     ايده اوليه اين مجموعه چگونه شكل گرفت؟

نمي‌دانم، پرسيدن اين سوال شايد شما را به پاسخي كه مي‌خواهيد، نرساند. اگر از يك نقاش بپرسيد كه چرا نقاشي مي‌كني، فكر مي‌كنيد چه جوابي مي‌دهد؟ او به‌ خاطر نياز به نقاشي كردن، نقاشي مي‌كند؛ همان‌طور كه بازي كردن نياز يك بازيگر است. هر كسي تفكرش به سمتي مي‌رود كه بايد آن را با انجام كاري در حقيقت درست كند. اين مجموعه هم در شمار كاريكاتورهاي من جاي مي‌گيرند. حتما در اين سال‌ها تيغ حضورش برايم پررنگ و برجسته بوده كه بخواهم تمركزم را روي اجراي اين مجموعه بگذارم.

     باتوجه به اينكه شما گرافيست هستيد و بيشتر كارهاي‌تان را به صورت دستي اجرا مي‌كنيد و تيغ يكي از ابزارهاي هميشگي كار شما به شمار مي‌رود. چه شد كه تيغ از پشت صحنه وارد صحنه شده و در اين مجموعه به عنوان شخصيت اصلي آثارتان مي‌بينيم؟

به نظرم هر اثري متريال خاص خودش را مي‌طلبد. تاريخ هميشه نشان داده ابزار هميشه كمك‌كننده است و اين به چاقويي دو لبه مي‌ماند كه با آن مي‌شود غده‌اي بزرگ را جراحي كرد و انساني را نجات داد و هم مي‌شود مرتكب قتل شد. اگر عده‌اي با اين ابزار، سهل‌انگارانه رفتار مي‌كنند و باعث تخريب در هنر مي‌شوند، نمي‌شود گناه را گردن آن انداخت. غيرممكن است امروز بشود يك فكر، ايده يا تخيل را به ايماژ تبديل كرد و به اين ابزار فكر نكرد. مثلا يك هنرمند با آبرنگ كار مي‌كند، هنرمند ديگري با پاسيل و اين روايت من احتياج به اين داشت كه با تيغ كار كنم. به نظرم اين روايت اثر است كه متريال كار را به صورت مستقيم و غيرمستقيم انتخاب مي‌كند و اصلا نبايد دنبال جواب‌هاي عجيب و غريب باشيم. تيغ، اين شيء به اين كوچكي، بُرندگي‌اي دارد كه به اندازه كافي براي همه آدم‌ها ملموس است و مثل تمام ابزارهاي بُرنده ديگر مي‌تواند كاركردي مثبت و كاركردي منفي پيدا كند. در بعضي از اين كارها تيغ‌هاي جراحي را مي‌بينيد كه اگر دست يك جراح بيفتد، يك بيمار يا مجروح را نجات مي‌دهد و اگر دست آدم نااهل باشد، ممكن است بر سر و صورت مردم خط بيندازد؛ اما اگر به تاريخ نگاه كنيم هميشه مردم از اين شيء ترس داشته‌اند چون همواره تيغ با خون و خونريزي همراه است و تيغ در موقعيت‌هاي مختلف كاركردش تغيير مي‌كند. در اين نمايشگاه هم ترجيح مي‌دهم هر مخاطب برداشت خودش را داشته باشد.

     چرا قطع كارهاي اين مجموعه اين‌قدر كوچك هستند؟

چون مي‌خواستم در اين مجموعه كاركرد تيغ را نشان بدهم، از اين رو بايد ساير اجزاي كار را هم كوچك‌تر اجرا كنم تا تيغ واقعي باشد. براي من عكس تيغ مهم نبود. خود تيغ مهم است.

     در اين نمايشگاه، شما مجموعه‌اي حجم هم كه شامل پرتره انسان و دست به عنوان عضوي انساني است و اتفاقا تمام اين حجم‌ها با تيغ‌هايي طلايي بريده شده‌اند، به نمايش گذاشتيد. حجم‌ها چگونه به مجموعه‌تان اضافه شدند؟

حجم‌ها به مرور به اين مجموعه اضافه شدند و در اين مجموعه براي اينكه تيغ‌ها بهتر به چشم بيايند آنها را در ابعاد بزرگ‌تر اجرا كرده‌ام. نمي‌دانم تيغ‌ها در ابعاد بزرگ آيا اثرگذاري را دارند يا خير! اميدوارم كه مخاطبانم توانسته باشند با كارهايم ارتباط برقرار كنند.

     آيا قصد نداريد به زودي نمايشگاهي مستقل به مجسمه‌هاي‌تان اختصاص بدهيد؟

نمي‌دانم، ممكن است اين اتفاق بيفتد.

     اين روزها مشغول چه كاري هستيد؟

مشغول نقاشي كردن روي بوم و مقوا هستم. قطعا نمايشگاه بعدي من نقاشي خواهد بود.

٭ عنوان گفت‌وگو مصرعي از يك شعر ناصرخسرو است.