شناسهٔ خبر: 78491981 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» در گفت‌وگو با ابوالقاسم دلفي بررسي مي‌كند

شطرنج واشنگتن در وين

صاحب‌خبر -

حديث روشني

 درحالي كه نشست فصلي شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تا روز سه‌شنبه در وين ادامه داشت، منجر به آن شد كه پرونده هسته‌اي ايران بار ديگر در نقطه‌اي حساس قرار گيرد؛ نقطه‌اي كه همزمان با تشديد تنش‌هاي منطقه‌اي، تداوم پيام‌هاي متناقض ميان تهران، واشنگتن و تل‌آويو و نيز زمزمه‌هاي تدوين يك قطعنامه جديد عليه ايران در نشست فصلي شوراي حكام بالا گرفته است. در همين رابطه نمايندگي ايران در وين در آستانه اين نشست با توصيف وضعيت كنوني همكاري تهران و آژانس به عنوان «بي‌سابقه»، حملات اخير امريكا و اسراييل به تاسيسات هسته‌اي تحت پادمان ايران را عامل اصلي شرايط فعلي دانست و هشدار داد كه شوراي حكام نبايد به ابزاري براي ناديده گرفتن مسووليت عاملان اين حملات تبديل شود. همزمان، رافائل گروسي مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از كاهش توان نهاد پادماني بر برنامه هسته‌اي ايران سخن گفت و بار ديگر تنها راه خروج از بن‌بست موجود را دستيابي به يك توافق ديپلماتيك پايدار و قابل راستي‌آزمايي دانست. با اين همه اين تحولات در شرايطي رخ مي‌دهد كه گزارش‌هاي رسانه‌اي از تعديل پيش‌نويس قطعنامه مورد حمايت امريكا و تبديل آن به سندي مشترك ميان واشنگتن و سه كشور اروپايي حكايت دارد؛ اقدامي كه مي‌تواند نشانه‌اي از تلاش غرب براي حفظ فشار سياسي بر ايران، بدون ورود فوري به مسير پرهزينه ارجاع پرونده به شوراي امنيت باشد. در سوي ديگر، دونالد ترامپ نيز از احتمال دستيابي به توافقي با ايران در روزهاي آينده سخن گفته و تاكيد كرده است كه گزينه مطلوب واشنگتن همچنان فشار اقتصادي به جاي رويارويي نظامي است. از اين رو برخي ناظران مدعي‌اند مجموعه اين تحولات نشان مي‌دهد كه پرونده هسته‌اي ايران بار ديگر در ميانه يك دوگانگي پيچيده قرار گرفته است؛ از يك‌سو شوراي حكام و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در حال بررسي آينده همكاري‌هاي فني و پادماني هستند و ازسوي ديگر، تحولات ميداني از لبنان تا تنگه هرمز و شكاف ظاهري ميان رويكردهاي ترامپ و بنيامين نتانياهو، معادلات سياسي پيرامون مذاكرات را دگرگون كرده است. لذا به باور اين گروه از تحليلگران، نشست كنوني شوراي حكام صرفا يك نشست فني نيست؛ بلكه مي‌تواند به آزموني براي سنجش امكان بازگشت ديپلماسي يا آغاز مرحله‌اي تازه از تقابل سياسي بر سر برنامه هسته‌اي ايران تبديل شود. در همين رابطه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي و تحليل گزاره‌هاي همزمان در رابطه با معادلات مذاكره‌اي ميان تهران و واشنگتن طي روزهاي اخير با ابوالقاسم دلفي، سفير اسبق ايران در پاريس گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد: 

ابوالقاسم دلفي، سفير اسبق ايران در فرانسه در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزيابي‌اش از نتايج احتمالي نشست فصلي شوراي حكام در روز سه‌شنبه گفت: در رابطه با پاسخ به اين سوال ابتدا بايد متغيرهايي در رابطه با معادلات اخير مذاكرات ميان ايران و امريكا را مورد ارزيابي قرار دهيم. به هر حال، مذاكرات و آنچه براي رسيدن به يك تفاهمنامه ميان دوطرف مطرح است، يك بخش ماجراست. امريكايي‌ها مدام از نزديك بودن توافق سخن مي‌گويند و ترامپ نيز مانند هميشه تلاش مي‌كند اين تصوير را ارايه دهد كه توافق در دسترس است و به‌زودي حاصل خواهد شد. اما واقعيت اين است كه مذاكرات همچنان از طريق مجاري مختلف در جريان است و امريكايي‌ها نيز اشتياق زيادي براي به نتيجه رساندن آن دارند. در اين ميان، شخص ترامپ بيش از ديگران اين تمايل را آشكارا نشان مي‌دهد.  به گفته دلفي تجربه دوره گذشته نيز نشان داد كه ترامپ بيش از همه نگران نقض آتش‌بس و بازگشت شرايط به سمت جنگ است. آتش‌بس نقض شد، ما حمله كرديم، اسراييلي‌ها نيز پاسخ دادند و شرايط به سرعت متشنج شد، اما در ظاهر امر اين‌گونه به نظر مي‌رسد كه درنهايت امريكايي‌ها تلاش زيادي كردند تا درگيري‌ها متوقف شود و طرف‌ها از ورود مجدد به جنگ اجتناب كنند. البته اينكه اين وضعيت تا چه اندازه مي‌تواند پايدار بماند، موضوع ديگري است. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: به نظر مي‌رسد اسراييلي‌ها تمايل چنداني به تداوم اين وضعيت نداشته باشند. آنها در پرونده لبنان همواره ابزارها و بهانه‌هاي لازم را دراختيار دارند تا شرايط را بر هم بزنند؛ ازجمله اينكه مدعي شوند حزب‌الله آتش‌بس را نقض كرده يا اقدام خاصي انجام داده است و بر همين اساس دوباره تنش‌ها را از سر بگيرند. با اين حال، به نظر مي‌رسد امريكايي‌ها فعلا فشار لازم را وارد كرده‌اند تا دست‌كم در لبنان فضا تا حدودي آرام بماند و شرايط به نقطه موردنظر آنها برسد. دلفي در ادامه اين گفت‌وگو خاطرنشان كرد: ازسوي ديگر، تنها دو روز تا آغاز مسابقات جام جهاني باقي مانده است و اگر قرار باشد روندهاي بين‌المللي به شكل طبيعي خود پيش برود، دشوار است كه چنين رويداد بزرگي در شرايطي برگزار شود كه منطقه درگير جنگ و بي‌ثباتي باشد. از اين رو، امريكايي‌ها تلاش مي‌كنند مانع از وقوع تحولات تنش‌زا شوند، اما اين بدان معنا نيست كه از پيگيري اهداف خود در مذاكرات صرف‌نظر كرده‌اند، چراكه مطالبات اصلي امريكا همچنان همان موضوعاتي است كه پيش‌تر نيز مطرح بوده؛ به‌ ويژه مساله هسته‌اي و موضوع غني‌سازي. اين ديپلمات اسبق كشورمان در ادامه تصريح كرد: در مقابل، مطالبات ايران متفاوت است. البته اين بدان معنا نيست كه امريكايي‌ها لزوما اصرار دارند ابتدا به همه خواسته‌هاي خود برسند و سپس درباره ساير موضوعات گفت‌وگو كنند. آنها نشان داده‌اند كه مي‌توانند در اين زمينه انعطاف و بازي سياسي داشته باشند و برخي موضوعات را به مراحل بعدي موكول كنند. اما آنچه اكنون براي ايران در اولويت قرار دارد، تثبيت آتش‌بس و جلوگيري از آغاز مجدد جنگ است؛ چه در لبنان و چه در ارتباط با ايران. موضوع دوم، رفع محاصره دريايي و بازگشت شرايط تردد كشتي‌ها به وضعيت عادي، به‌ ويژه در تنگه هرمز، است. هدف اين است كه رفت‌وآمد دريايي به شرايط پيش از درگيري‌ها بازگردد، بنابراين به نظر مي‌رسد اگر اين موارد در يك بازه زماني يك يا دو ماهه محقق شود، آن‌گاه مي‌توان درباره ساير موضوعات نيز وارد گفت‌وگو شد و آنها را در چارچوب مذاكرات حل‌وفصل كرد. دلفي در ادامه و در رابطه با ديگر مطالبه ايران در رابطه با آزادسازي اموال بلوكه شده به «اعتماد» گفت: طي دو تا سه روز اخير، موضوع دارايي‌هاي بلوكه‌شده ايران بيش از گذشته در اولويت قرار گرفته است. اين موضوع از ابتدا نيز يكي از محورهاي مذاكرات بود، اما اكنون اهميت بيشتري پيدا كرده است. وزارت امور خارجه كشورمان نيز اعلام كرده كه پيش از هرگونه امضاي نهايي، نخستين گام عملي بايد آزادسازي بخشي از دارايي‌هاي ايران باشد. آنچه تاكنون مطرح شده، آزادسازي دست‌كم ۵۰درصد اين دارايي‌ها در همان مراحل ابتدايي اجراي توافق است. البته هنوز موافقت رسمي طرف مقابل با اين موضوع اعلام نشده، اما اين مساله به يكي از مطالبات اصلي ايران تبديل شده است.  به گفته اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي اگر قرار باشد مذاكرات به نتيجه برسد، طبيعتا طرف‌هاي مقابل بايد فشارهاي خود را به شكلي مديريت كنند كه موجب فروپاشي فضاي موجود نشود. به همين دليل نيز تلاش مي‌كنند سطح فشارها به سمتي نرود كه در ميدان به عنوان مقدمه‌اي براي نقض آتش‌بس يا آغاز دوباره درگيري‌ها تلقي شود. در مقطع فعلي، ترجيح آنها اين است كه فشارها را از مسيرهاي سياسي و ديپلماتيك دنبال كنند.  به گفته دلفي بنابراين و در اين ميان، نخستين عرصه‌اي كه مي‌تواند بر روند مذاكرات تاثير بگذارد، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و نيز مجراي شوراي حكام است، به همين دليل نيز طي هفته‌هاي اخير شاهد فعال‌تر شدن آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بوده‌ايم. رافائل گروسي بار ديگر وارد فضاي رسانه‌اي شده، مصاحبه مي‌كند و بر اين موضوع تاكيد دارد كه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به برخي مراكز دسترسي ندارد و بدون دسترسي نمي‌تواند ارزيابي دقيقي از وضعيت برنامه هسته‌اي ايران ارايه دهد. بخشي از اين تحركات را مي‌توان در چارچوب فعاليت‌هاي شخصي و سياسي او نيز ارزيابي كرد، زيرا اين فضا امكان حضور و ديده شدن بيشتر را براي او فراهم مي‌كند. اما ازسوي ديگر، مساله هسته‌اي ايران نيز به‌طور جدي در دستور كار امريكا و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قرار دارد و طبيعي است كه اين موضوع مجددا برجسته شود. دلفي در ادامه گفت‌وگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: به اعتقاد من، افزايش فشارهاي سياسي و رسانه‌اي پيرامون پرونده هسته‌اي ايران به اين دليل است كه امريكايي‌ها تلاش مي‌كنند در مذاكرات حداكثر امتيازات ممكن را به دست آورند. اگر در مرحله نخست مذاكرات نتوانند در موضوعات موردنظر خود به نتيجه برسند، تلاش خواهند كرد از ابزارهاي ديگر براي افزايش فشار استفاده كنند. لذا در همين چارچوب، بحث قطعنامه شوراي حكام نيز مطرح شده است. اينكه اين قطعنامه تصويب شود يا نه، به ميزان آراي موافق كشورهاي عضو بستگي دارد كه البته به باور من و باتوجه به عدم وجود حق وتو، تصويب خواهد شد. با اين حال، اين ابزار براي امريكايي‌ها يك وضعيت دوگانه ايجاد كرده است. از يك‌سو، مي‌خواهند از طريق شوراي حكام فشار سياسي بر ايران را افزايش دهند، اما ازسوي ديگر، اگر اين فشار بيش از حد افزايش پيدا كند، ممكن است ايران نيز در ميز مذاكرات واكنش نشان دهد و روند گفت‌وگوها تحت‌تاثير قرار گيرد.  اين ديپلمات اسبق كشورمان در پاريس در ادامه به «اعتماد» گفت: موضع ايران نيز روشن است. مراكزي كه امروز آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نسبت به آنها ابراز نگراني مي‌كند، همان مراكزي هستند كه در جريان دو جنگ هدف حمله قرار گرفتند و طبعا شرايط آنها با قبل متفاوت است. در نتيجه، محدوديت‌هاي موجود در دسترسي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، ناشي از همين وضعيت است. به گفته دلفي نكته مهم اين است كه پيش از آغاز جنگ، ميان آقاي عراقچي و آقاي گروسي در قاهره تفاهمي صورت گرفته بود و براساس آن، چارچوب جديدي براي همكاري‌ها و بازرسي‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تدوين شد. قرار بود كارشناسان نهاد پادماني در قالب سازوكارهاي جديد به برخي مراكز دسترسي پيدا كنند، اما وقوع جنگ باعث شد اجراي آن متوقف شود. با اين حال، از اظهارات اخير آقاي گروسي چنين برمي‌آيد كه همچنان امكان احياي همان تفاهم قاهره وجود دارد. به همين دليل معتقدم امريكايي‌ها همزمان از دو مسير حركت مي‌كنند؛ از يك‌طرف، از طريق شوراي حكام و بحث قطعنامه فشار سياسي وارد مي‌كنند و از طرف ديگر، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از طريق ارايه راهكارهاي فني و تاكيد بر امكان ادامه همكاري‌ها، مسير ديپلماتيك را باز نگه مي‌دارد. درواقع، همزمان هم فشار وجود دارد و هم پيشنهاد راه‌حل. به گفته اين تحليلگر ارشد مسائل بين‌الملل بنابراين درنهايت، هر توافقي كه ميان ايران و امريكا حاصل شود، چه به صورت مرحله‌اي و چه در قالب يك توافق جامع، در بخش هسته‌اي نيازمند نقش‌آفريني آژانس بين‌المللي انرژي اتمي خواهد بود، به همين دليل نيز آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از هم‌اكنون در مركز اين معادله قرار گرفته است. البته پيش از جنگ نيز امريكايي‌ها پيشنهادهاي ديگري مطرح مي‌كردند و حتي در مقاطعي مدعي بودند كه كارشناسان امريكايي به‌طور مستقيم در برخي فرآيندهاي نظارتي مشاركت داشته باشند. اين موضوع مدتي مطرح بود، اما در حال حاضر به نظر مي‌رسد در نهايت به نتيجه نرسيد و كنار گذاشته شد. لذا مجموع اين تحولات مستقيما به بده‌بستان‌هاي مذاكراتي مرتبط است؛ اينكه هر طرف چه امتيازي بدهد و چه امتيازي دريافت كند. به نظر مي‌رسد ترامپ همچنان تمايل دارد پيش از آغاز رقابت‌هاي جام جهاني، توافقي هر چند اوليه به نتيجه برسد. اينكه اين هدف تا چه اندازه محقق شود، بستگي به ميزان تاثيرگذاري همزمان فشارهاي سياسي و روند مذاكرات دارد. دلفي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با چرايي آغاز دوباره تبادل آتش‌ ميان تهران و وتل‌آويو در ميانه مذاكرات دستيابي به توافق ميان ايران و ايالات‌متحده و اعلام آتش‌بس زودهنگام گفت: با اين حال، نبايد از يك واقعيت مهم غافل شد؛ اسراييل اساسا تمايلي به شكل‌گيري چنين توافقي ندارد. رفتار تل‌آويو در روزهاي اخير نيز اين مساله را نشان داده است. اقداماتي كه در لبنان انجام شد، عملا با روح تفاهمات موجود در تضاد بود. حتي برخي توافق‌هايي كه ميان امريكا، اسراييل و طرف‌هاي مرتبط درباره آتش‌بس در لبنان شكل گرفته بود، تحت تاثير همين اقدامات قرار گرفت. لذا علت اين مساله نيز روشن است. اسراييل نمي‌خواهد ايران و امريكا به تفاهمي در منطقه دست پيدا كنند كه درنهايت به كاهش حضور نظامي امريكا منجر شود. يكي از مطالبات اصلي ايران رفع محاصره و بازگشت شرايط عادي در حوزه دريايي و امنيتي منطقه است و از نگاه تهران، اين مساله با كاهش حضور نظامي امريكا در خليج‌فارس و آب‌هاي پيراموني ارتباط مستقيم دارد. به همين دليل، اسراييل همچنان يكي از مهم‌ترين موانع شكل‌گيري هرگونه تفاهم پايدار ميان تهران و واشنگتن به شمار مي‌رود و بايد اين عامل را در تحليل تحولات آينده به‌ طور جدي مدنظر قرار داد. از طرفي به نظر مي‌رسد ترامپ به‌شدت به دنبال دستيابي به توافقي با ايران طي يك تا دو روز آينده است و پايان زودهنگام درگيري‌هاي بيست‌وچهارساعته ميان ايران و اسراييل نيز به اين عامل بازمي‌گردد.