به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در تاریخ ملتها، لحظات محوری وجود دارد که تصمیم شجاعانه، ادامه جنگ نیست، بلکه مکث کردن؛ نفس تازه کردن، دیدن واقعیت با چشمان باز و تلاش برای جلوگیری از فاجعه قریبالوقوع است.
با توجه به واقعیتهای میدانی، ارتش اسرائیل نزدیک به سه سال با وضعیت پیچیدهای روبروست
اسرائیل امروز در دوراهی وجودی قرار دارد، جایی که چسبیدن به مسیر فعلی دیگر نشانه قدرت نیست، بلکه بازتابی از ناتوانی در ارزیابی عینی اوضاع است. حقیقتی که باید به روشنی بیان شود، اینکه ادامه جنگ به شکل فعلی آن به پیروزی منجر نخواهد شد، بلکه اسرائیل را به سمت پرتگاه سوق خواهد داد.
تاریخ درسهای سختی به ما میدهد. شورش بار کوخبا همچنان نمونه بارزی از تلاشی ناامیدانه برای کاری غیرممکن در مواجهه با تعادل نداشتن عظیم قدرت و به نابودی وجودی منجر شده است. امروزه، وقتی رؤسا بر اقداماتی اصرار دارند که فراتر از تواناییهای واقعی کابینه است، پایان کار را به تعویق نمیاندازد، بلکه فروپاشی را تسریع میکند.
واقعیت طاقتفرسای همه جبههها
با توجه به واقعیتهای میدانی، ارتش اسرائیل نزدیک به سه سال با وضعیت پیچیدهای روبروست. با وجود شجاعت سربازان، نیروهای زمینی به شدت تحلیل رفتهاند و توانایی خود را برای دستیابی به پیروزیهای قاطع، حتی در جبهههای محدود از دست دادهاند. از نظر سیاسی، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر بدون هیچ دستاورد واقعی باقی مانده، جایگاهش در حلقه تصمیمگیرندگان اطراف دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تا حدی کاهش یافته که از مشورتهای راهبردی کنار گذاشته شده است.
در عین حال، حماس شکست نخورده بلکه تقویت شده، حزبالله همچنان تهدید وجودی است و اتحادی که اسرائیل به دنبال ایجاد آن با واشنگتن و سایر کشورها علیه ایران بود، در دستیابی به نتیجه مطلوب شکست خورده است. حقیقت اینکه با توجه به شرایط فعلی، هیچ شانسی برای پیروزی در جنگی چند جبههای وجود ندارد و هر روز اضافی، آنچه از قدرت بازدارندگی و تابآوری داخلی باقی مانده است، از بین میبرد.
تغییرات منطقهای و خطرات راهبردی
چشمانداز منطقهای و بینالمللی با سرعت فزایندهای علیه اسرائیل در حال تغییر است. در حالی که ما در جنگ فرسایشی گرفتار شدهایم، اتحادهای راهبردی خطرناکی مانند هماهنگی بین ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی در حال شکلگیری هستند؛ اتحادهایی که آشکارا علیه منافع اسرائیل هستند. در عین حال، ترامپ به دنبال توافق با ایران به قیمت تضعیف اسرائیل است و آن را در حاشیه قرار میدهد.
تهران همچنان به تقویت حزبالله، گروههای عراقی و حوثیها ادامه میدهد، در حالی که تولید موشکهای بالستیک خود را که انتظار میرود با حمایت چین و روسیه به دهها هزار فروند برسد، تسریع میکند. علاوه بر این، متحدان سنتی غیرفعال ماندهاند، صرفاً مطابق با منافع ملی خود عمل میکنند و اسرائیل را درگیر خاموش کردن آتشهای تاکتیکی خود کردهاند.
تخلیه کامل و نیاز به تغییر
هیچ گریزی از نیاز به تغییر ساختار سیاسی و نظامیای که ما را به این مخمصه کشانده است، وجود ندارد
این هدررفت محدود به ارتش نیست؛ بلکه به تمام ساختار کابینه نفوذ میکند. تابآوری در حال فرسایش، آموزش در حال فروپاشی، روابط بینالمللی رو به وخامت است و اقتصاد زیر بار بودجههای گزاف رنج میبرد. عوامفریبی است که آتشبس را تسلیم نشان دهیم. آن آماتورهایی که بدون در نظر گرفتن هزینهها، از ادامه جنگ حمایت میکنند، موجودیت ما را به خطر میاندازند.
تنها راه نجات ما تلاش برای پایان دادن به جنگ در همه جبههها، رهایی از بار غیرقابل تحمل نهاد نظامی و بازسازی داخلی و روابط بینالمللی آن است. بزرگترین مانع برای این نجات، فقدان رهبری است که منافع داخلی را بر منافع شخصی اولویت دهد. نتانیاهو بقای سیاسی خود را بر نیازهای داخلی ترجیح میدهد، در حالی که اطرافیانش سکوت میکنند؛ رفتاری که به شدت به تابآوری و روابط خارجی ما آسیب رسانده است.
موضوع امروز فراتر از انتقاد سیاسی و به نجات جان انسانها تبدیل شده است. هیچ گریزی از نیاز به تغییر ساختار سیاسی و نظامیای که ما را به این مخمصه کشانده است، وجود ندارد. تنها یک ریاست تجدید نظر شده و واقعبین، آگاه از بزرگی خطرات، میتواند بر اساس برنامهریزی راهبردی و درک اینکه قدرت واقعی در انعطافپذیری داخلی و ثبات سیاسی نهفته است، جلوی زوال را بگیرد و کشور را بازسازی کند. زمان آن رسیده است قبل از اینکه خیلی دیر شود، مسیر خود را دوباره ارزیابی کنیم.