به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، در روزهای اخیر برخی رسانهها تلاش کردهاند واکنش رئیسجمهور به عملکرد صدا و سیما و برخی فعالان رسانهای را به عنوان نشانهای از غفلت دولت نسبت به تحولات مهم منطقهای معرفی کنند. در این روایت، چنین القا میشود که در شرایطی که کشور و منطقه با تنشهای امنیتی و سیاسی مواجه است، رئیسجمهور به جای توجه به مسائل اصلی، درگیر اختلاف با رسانهها شده است.
این در حالی است که در همین روزها، دولت و به ویژه دستگاه دیپلماسی کشور به طور مستمر درباره تحولات لبنان، فلسطین و اقدامات رژیم صهیونیستی موضعگیری کرده و رایزنیهای سیاسی خود را ادامه داده است؛ بنابر این تلاش برای القای بیتوجهی دولت به مسائل امنیتی کشور و محور مقاومت، با واقعیات موجود همخوانی ندارد.
خطای محاسباتی با روایتهای جهتدار
با این حال، آنچه محل بحث است، موضوع دیگری است؛ اینکه آیا در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به انسجام داخلی نیاز دارد، رفتارهای دوگانه در برخی رسانهها قابل دفاع است؟
این در حالی است که آیت الله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفتههای اخیر بارها نسبت به خطای محاسباتی هشدار دادهاند. معمولاً وقتی از خطای محاسباتی سخن گفته میشود، ذهنها به سمت تهدیدات خارجی میرود؛ اما گاهی یک تصمیم رسانهای، یک روایت جهتدار یا یک دوقطبیسازی غیرضروری نیز میتواند به خطایی محاسباتی و البته راهبردی تبدیل شود.
در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی، جنگ روانی دشمن و تلاش برای ناامیدسازی افکار عمومی مواجه است، انتظار میرود همه نهادها در جهت تقویت امید، همبستگی و همکاری میان ارکان کشور حرکت کنند. رسانهها نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
در این خصوص، صحبت مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین قاعده استوار است. رئیس جمهور روز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس به مناسبت میلاد امام موسوی کاظم(ع) نوشت: «مَن کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ. میلاد اسوه صبر و تحمل، امام موسی کاظم (ع) یادآور این است که جامعه با خشم، پرخاش و دوقطبیسازی پیش نمیرود. امروز بیش از هر زمان به مدارا، گفتوگو، تحمل تفاوتها، همبستگی و همکاری نیاز داریم».
تحقق وفاق از شعار تا عمل
این پیام در کنار رفتار و تصمیمگیری پزشکیان در دوسالی که از ریاست جمهوری او میگذرد، نشان میدهد، وفاق نه صرفا یک شعار، بلکه رویکرد عملی او و دولت چهاردهم بوده است. حضور افراد مختلف از گرایشهای سیاسی متنوع و حتی منتقد در دولت ثابت کرد که پزشکیان بیش از هر چیز تلاش کرده است جلوی دوقطبی شدن جامعه و هزینه های مترتب بر آن را بگیرد.
در مقابل اما، هر بار که رئیس جمهور از وفاق، وحدت و همدلی سخن گفته است، منتقدان نه چندان منصف، تیغ را برای او از رو کشیدند. رئیس جمهور به فاصله یک روز از پست قبلی در شبکه ایکس تاکید کرد که «همکاران ما در دولت همواره مراقب بودهاند آرامش روانی جامعه مورد تهدید قرار نگیرد و تاکید من بر حفظ وحدت و تحمل تفاوتهاست. اما وقتی صدا و سیما و برخی فعالان رسانهای در شرایط جنگی لبه نقدهای نامنصفانه را به سمت دولت بگیرند، مجبور خواهیم بود پاسخ درخور بدهیم، این به صلاح کشور نیست».
پس از این پیام رئیس جمهور، جمهوری اسلامی ایران درگیر پاسخ به نقض آتشبس از سوی رژیم صهیونیستی شد؛ در این شرایط برخی از رسانهها پزشکیان را متهم به خطای محاسباتی کردند که رئیسجمهور هیچ واکنشی در سطح ملی به این حوادث نشان نداد؛ این در حالی است که هیچ یک از سران قوا در 17 ساعت دفاع در برابر رژیم صهیونیستی، سخنی به میان نیاوردند و بعد از اعلام توقف عملیات از سوی قرارگاه خاتمالانبیا، نسبت به آن واکنش نشان دادند.
رئیس جمهوری نیز از این قاعده مستثنی نبود و بلافاصله بعد از اعلام اتمام عملیات نظامی، در صفحه شخصی خود در ایکس نوشت: «اولویت ما امنیت ملی و آرامش مردم است. با اقتدار از حقوق ملت دفاع میکنیم و در برابر هیچ تهدیدی عقبنشینی نخواهیم کرد. دیپلماسی و دفاع دو بال قدرت ملیاند؛ نه میدان را ترک کردهایم و نه میز مذاکره را. به امید خدا با وحدت و عقلانیت ایران از این آزمون نیز سربلند عبور خواهد کرد.»
مصداق خطای محاسباتی در شرایط کنونی چیست؟
در این شرایط، پرسش اصلی اینجاست که آیا تبدیل اختلافات سیاسی به سوژههای دائمی رسانهای، به تقویت انسجام ملی کمک میکند یا برعکس، همان هدفی را محقق میکند که دشمنان ایران سالهاست دنبال آن هستند؟
مصداق خطای محاسباتی در شرایط کنونی چیست؟ آیا تمرکز بر اختلافات داخلی در حالی که منطقه با تهدیدات جدی مواجه است، مصداق خطای محاسباتی نیست؟ آیا تبدیل رسانهها از بستری برای همافزایی ملی به محلی برای تسویهحسابهای سیاسی، در راستای تقویت انسجام کشور ارزیابی میشود؟
واکنش رئیسجمهور به برخی رویکردهای رسانهها را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. در واقع، مساله اصلی نه نقد دولت، بلکه استفاده از رسانه به گونهای است که به جای ایفای نقش وحدتآفرین، به میدان رقابتهای سیاسی تبدیل شود.
عبور از بحرانها با حفظ همبستگی
طبیعی است که دولت نسبت به چنین عملکردی واکنش نشان دهد؛ واکنشی که بیش از آنکه ناظر بر منافع سیاسی باشد، معطوف به ضرورت حفظ همبستگی ملی در شرایط حساس کنونی است. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که هر زمان میان ارکان مختلف کشور همکاری و همافزایی شکل گرفته، دستاوردهای مهمی حاصل شده و هر زمان اختلافات داخلی به صدر اخبار آمده، دشمنان خارجی بیشترین بهره را از آن بردهاند.
واکنش رئیسجمهور را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. موضوع صرفا انتقاد از یک برنامه یا یک گزارش نیست؛ بلکه اعتراض به رویکردی است که در مقاطعی به جای کمک به همافزایی میان دستگاهها، به بازتولید اختلافات سیاسی دامن میزند.
از این منظر، شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا رئیسجمهور به عملکرد برخی رسانهها واکنش نشان داده است؛ بلکه باید پرسید چرا در شرایطی که کشور به وحدت و همگرایی نیاز دارد، برخی رسانهها همچنان بر طبل اختلاف و دوقطبیسازی میکوبند؟
در چنین شرایطی، نقد منصفانه و مطالبهگری مسئولانه ضروری است، اما تبدیل رسانهها به ابزار تخریب و دوقطبیسازی، کمکی به حل مشکلات کشور نخواهد کرد. اگر قرار باشد درباره خطای محاسباتی سخن گفته شود، شاید نخستین مصداق آن، غفلت از این واقعیت باشد که در میانه یک نبرد پیچیده رسانهای و سیاسی، مهمترین سرمایه کشور وحدت ملی است؛ سرمایهای که نباید قربانی رقابتهای جناحی و منازعات کوتاهمدت شود.