صدویکمین موج حملات ایران، نخستین حمله پیشدستانه کشور بود که درست در صدمین شب همراهی و پایمردی مردم در کوچهها و خیابانهای شهرهای مختلف ایران رخ داد. صد شب احیای سیاسی ایرانیان، در عمل نوعی اعلام آمادگی برای همراهی با اقدامی بود که شاید تا پیش از این، دور از دسترس یا حتی نامحتمل به نظر میرسید. بسیاری از ارزیابیهای جامعهشناختی از افکار عمومی بر این مبنا استوار بود که در صورت وقوع یک حمله پیشدستانه، ممکن است بخشی از جامعه نسبت به اراده جمهوری اسلامی و اهداف آن دچار سوءبرداشت یا تردید شود. اما صد شب شعار، فریاد و ایستادگی، به همگان نشان داد که ایرانیها اراده کردهاند با دشمنان خود به زبانی سخن بگویند که خود آنان بهتر از هر زبان دیگری میفهمند. در عین حال، این اراده نه در فضایی هیجانی و ناگهانی، بلکه به شکلی آرام، تدریجی و مردمسالارانه، در طول صد شب گفتوگوی دوسویه میان مردم و حاکمیت شکل گرفت. درواقع مردم همان اندازه که با مسیر دیپلماسی و سرداران آن همراه و هممسیر بودند، همان اندازه نیز از تصمیم به حمایت قاطع از شرط ایران در مذاکرات، یعنی برقراری آتشبس در لبنان، استقبال کردند.این نسخه فقط از نظر زبانی و انسجام جملهها تنظیم شده و جهت محتوایی آن تغییری نکرده است.
بعد از پاسخ دیشب ایران به تعرضات مستمر رژیم صهیونیستی به لبنان، آن هم در شرایطی که تهران طی ماههای گذشته همواره بر ضرورت صلح منطقهای، ثبات لبنان و خویشتنداری تأکید کرده بود، حالا افکار عمومی دو کشور از طریق حضورهای میدانی، شعارها، اشعار و محتوای شبکههای اجتماعی در حال برقراری ارتباطی مستقیم با یکدیگر هستند و موجی از همدلی و قدردانی دوسویه در فضای عمومی دو ملت جریان یافته است.
تلاشهای فردی و جمعی مردم برای ارتباط گرفتن با زبانهای دیگر، بهویژه زبان عربی به عنوان زبان اصلی منطقه، در این موج همدلی کاملاً مشهود است. چنانکه شعار دستهجمعی «نحن جنود الدین و العقیده / لبنان لن نترکها وحیده» بهطور مشخص تلاش دارد این پیام را به افکار عمومی لبنان منتقل کند که ایرانیها خود را نسبت به سرنوشت آنان بیتفاوت نمیدانند. این در حالی است که برخی رسانههای معاند طی سالهای اخیر کوشیدهاند با القای روایتهایی خاص، چنین وانمود کنند که ایران از امنیت لبنان و سوریه صرفاً به عنوان یک سپر برای امنیت خود بهره میبرد. حال آنکه افکار عمومی ایران به خوبی میداند که اقدام اخیر نشانهای از آن است که تهران حاضر است حتی دستاوردهای مهم خود در کنترل بحرانها و جلوگیری از گسترش جنگ را به خاطر دفاع از امنیت لبنان به مخاطره بیندازد.
البته این موضوع در افکار عمومی ایران چندان تازه یا دور از انتظار نیست. جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده که امنیت خود را با امنیت منطقه، بهویژه کشورهای محور مقاومت، پیوندخورده میداند. از همین رو نیز حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه را نه فقط تهدیدی علیه خود، بلکه مغایر با منافع ملتهای همان کشورها ارزیابی کرده و تجربه سالهای گذشته نیز از نگاه بسیاری از تحلیلگران مؤید همین برداشت بوده است.
با این حال، وجود موانعی همچون اختلاف زبانی، ضعف رسانههای بینالمللی ایرانی، حجم گسترده تبلیغات رسانهای دشمن و فعالیت رسانههای همسو با آن، باعث شده بسیاری از این مفاهیم، اهداف و روایتهای ایران به شکل مطلوب به افکار عمومی کشورهای منطقه منتقل نشود.
از این منظر، اقداماتی نظیر حمله پیشدستانه شب گذشته را باید دارای ابعاد رسانهای مهمی نیز دانست؛ اقدامی که فراتر از ابزارهای متعارف رسانهای، به شکلی روشن و مستقیم با ملتهای منطقه و بهویژه مخاطب لبنانی ارتباط برقرار میکند و تلاش دارد تصویری از همراهی و صداقت ایران در ترسیم چشماندازی برای امنیت منطقهای ارائه دهد.
نشانههای این ارتباط را میتوان در واکنشهای رسانهای مردم لبنان نیز مشاهده کرد. انتشار ویدئوهای متعدد از ابراز خوشحالی نسبت به حرکت موشکهای ایرانی و اجرای اشعار و سرودهای جمعی، از جمله نشانههایی است که حاکی از دریافت پیام ایران توسط بخشی از مخاطبان هدف در لبنان است.
البته این اقدام، پیامهای متفاوتی را برای مخاطبان دیگری هم نیز مدنظر داشته است. رژیم صهیونیستی اکنون بیش از گذشته با این واقعیت مواجه است که ایران صرفاً یک کشور نیست، بلکه در نگاه حامیانش به عنوان قلب تپنده جریانی منطقهای شناخته میشود که امنیت را برای همه ملتهای منطقه مطالبه میکند. از همین منظر، نمایش اراده ایران برای دفاع از خطوط و شروط اعلامی خود را نیز میتوان یکی دیگر از ابعاد رسانهای این اقدام دانست.حالا بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که قدرتمندتر از موشکها، پستهای شبکههای اجتماعی یا شعارهای خیابانی که صرفاً نشانهها و مظاهر این وضعیت هستند، ارادهای است که چنین همدلیای را شکل داده و آن را از مرزهای جغرافیایی فراتر برده است. ارادهای که سبب شده مردمانی که شاید هرگز یکدیگر را از نزدیک ندیدهاند، امروز نسبت به هم احساس نزدیکی، مسئولیت و مراقبت داشته باشند؛ گویی اعضای یک خانواده بزرگترند که سرنوشت خود را در پیوند با یکدیگر تعریف میکنند.
خیابان صد شب است که به ضلع مهم قدرت در ایران تبدیل شده است
۱۰۰ از ۱۰۰
صاحبخبر -
∎