در روزهایی که گذشت سه رویداد مهم کتابمحور در کشورمان برپا شد. نمایشگاه مجازی کتاب از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ برنامه اردیبهشت کتاب به همت باغ کتاب وابسته به شهرداری تهران.
همزمانی این سه برنامه تا حد زیادی سبب شد جای خالی رویداد ملی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران که هر ساله در اردیبهشت ماه برپا میشد کمتر احساس شود و پس از جنگ و تجاوز و روزهای تلخی که در یک سال گذشته بر کشورمان گذشت تا حدی حال و هوای فرهنگ و نشر به مسیر عادی نزدیک شود. خصوصا دو رویداد دوم به دلیل حضوری بودن بیش از هر نتیجهای دیدارها و همدردیهای اهل قلم و اهالی صنعت نشر را به همراه داشت که بیش از نتایج اقتصادی و عملی، از منظر روحی و عاطفی مرهم و تسلایی به شمار میرفت.
در این یادداشت کوتاه میکوشم چند نکته کوچک اما مهم را درباره این رویدادها متذکر شوم و آرزو کنم آرامش و رونق و ثبات به بازار کتاب و به کسب و کارهای نشر و فرهنگ برگردد و خانواده بزرگ فرهنگ و هنر و ادب و تمامی مردم سرزمینمان روزهای بهتری را تجربه کنند.
نمایشگاه در ایجاد تحرک دوباره در صنف و جامعه موفق بود
نمایشگاه مجازی کتاب به دنبال تجربه ۶ دوره قبل که از زمان همهگیری کرونا آغاز شده بود توانست تحرک و نشاطی در بخشی از خانواده نشر ایجاد کند. البته در این برنامه همچون نمایشگاههای قبل بخشی از ناشران در اعتراض به برخی سیاستها و دخالتها در چرخه نشر و آسیب به کتابفروشیها همراهی نداشتند.
براساس اعلام برخی ناشران، سایت نمایشگاه با ضعفهایی همراه بوده و بخشی از کتابها در دسترس قرار نداشتند. همچنین برنامههای فرهنگی و جانبی نمایشگاه هم به شکلی نسبتا محدود و مستقیما از سوی وزارت ارشاد برپا شد و در آن تشکلهای نشر، انجمنها، نهادهای مدنی، نشریات تخصصی و صنوف دخالتی نداشتند. نکته مهم سیاستهای ناشرمحور در عرصه نشر است که سالهای سال است محل انتقاد بوده و سبب شده عمده بودجه و توان این وزارتخانه در بحث کتاب به ناشران اختصاص یابد و سایر عوامل این چرخه از نویسنده، مترجم، ویراستار، تصویرگر و گرافیست گرفته تا مروج، منتقد، روزنامهنگار تخصصی، موسسات پخش، کتابفروشیها، پلتفرمها و استارتآپها از حمایت و توجه کافی بیبهره باشند.
اتفاق عجیب امسال حذف بُن اهل قلم و محو شدن همان سهم اندک و نمادین پدیدآورندگان از بودجه نمایشگاه بود. همچنین یارانه مخاطبان و مصرفکنندگان نیز تا حد زیادی به ناشران اختصاص یافت و بنهای دانشجویی، دانشآموزی، طلاب، اعضای هیات علمی، کتابخانهها و دانشگاهها به فراموشی سپرده شد. حتی بخشی از هزینه پست نیز به عهده خریداران گذاشته شد. طنز تلخ هم مشمول کتابهای کودک شد که خریدهای کمتر از مبلغی خاص از حمایت پست بیبهره بود و سبب شد خرید کتاب کودک تکجلدی قابل انجام نباشد.
ابتکار نمایشگاه امسال امکان خرید کتب الکترونیک و صوتی از سایتها و موسسات بزرگ عرضهکننده بود. هر چند که این بخش با نارضایتیهایی از سوی خریداران و اعتراضاتی از سوی برخی ناشران همراه شد اما گامی رو به جلو بود و باید بیشتر و بهتر زمینههای آن را فراهم و اشکالات آن را برطرف کرد.
گام مهم نمایشگاه امسال حرکت آن از یک رویداد کتاب محور به یک رویداد جامع فرهنگی بود. سالهای سال است که در جهان تفکیک و جداسازی محصولات فرهنگی منسوخ شده و در کتابفروشیها و سایتهای بزرگ همه محصولات فرهنگی کنار هم عرضه میشوند اما در ایران به دلیل آن که برنامهها نه بر اساس نیاز بازار و یا اقتضائات صنف و مخاطبان بلکه بر اساس تقسیمبندی ادارات دولتی طراحی میشوند این مهم مغفول مانده و امروز با هزاران محصولی روبهرو هستیم که به یک معاونت یا اداره خاص محدود نمیشوند و باید هر بخش از مسائل خود را با یک اداره حل کنند. در نمایشگاه امسال در گام اول برای اصلاح این عیب بزرگ نسخههای الکترونیک بسیاری از مجلات هم قابل خریداری بود و در سایت نمایشگاه مجلات مختلفی مثل سروش، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سروش کودکان و ... دیده میشد. باشد که این گام کوچک آغازی برای یککاسه شدن یارانههای فرهنگ و هنر و کارآمد شدن برنامههای ترویجی محصولات مختلف باشد.
مهمترین ضعف نمایشگاه هم غیبت تمام و کمال برخی انجمنها و اصناف و تشکلها و نهادهای مدنی در سیاستگذاری و برگزاری این نمایشگاه بود که با هیچ توضیحی قابل توجیه نیست. با همه اینها گرچه این نمایشگاه فروش پایینی نسبت به نمایشگاههای قبل داشت و نتوانست گرهی از مشکلات مالی صنعت نشر باز کند، در روحیهآفرینی و ایجاد تحرک دوباره در صنف و جامعه موفق بود.
ظرفیت نمایشگاه «میناب ۱۶۸» جدی گرفته نشد
کم و بیش همزمان با روزهای برپایی نمایشگاه مجازی، نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان با نام «میناب ۱۶۸» در سالن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و با پیشنهاد، همراهی و مدیریت انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک برگزار شد.
این نمایشگاه چند حسن بزرگ داشت؛ یکی همراهی یک تشکل صنفی در طراحی و اجرا و دیگری حضوری بودنش که به نشاط و شادی در میان خانوادهها و همچنین اهالی کتاب انجامید. به گفته یکی از دوستان «خدا میداند چند هزار عکس یادگاری در این روزها گرفته شد» و دیدارهای میان ناشران، شاعران، قصهنویسان، مترجمان، قصهگویان و ... چقدر ذیقیمت بود.
در کنار این نمایشگاه برنامههای فرهنگی مثل رونمایی، قصه گویی، نمایش و ... پیشبینی شده بود. با این حال عمده برنامهها مربوط به برگزارکننده یعنی کانون پرورش بود و از نشستهای علمی، آموزشی و فرهنگی با مشارکت انجمنها و ناشران و موسسات و نهادها خبری نبود. حتی گویا انجمن ناشران کتاب کودک هم در نمایشگاه خودش نشستی نداشت تا تاکید کند رویکردش تماما اقتصادی است. بازدید گسترده مسئولان و همراهی صداوسیما در این اتفاق قابل تقدیر بود اما با برنامهریزی بهتر میتوانست فراتر از کارکرد خبری و نمایشی، به فروش بهتر نمایشگاه هم کمک کند.
نمایشگاه «میناب ۱۶۸» ظرفیت بزرگی داشت که متاسفانه چندان جدی گرفته نشد. گویا بسیاری از ناشران از برپایی آن بیخبر بودند و با وجود خالیماندن طبقه پایین نمایشگاه امکان حضور نیافتند. بُن و یارانه برای حمایت از خرید مردم پیشبینی نشده بود و جا داشت وزارت ارشاد و وزارت آموزش و پرورش چنین تمهیداتی میاندیشیدند. جای غرفههای تجمیعی که کتابهای ناشران غایب، کوچک و شهرستانی را ارائه کنند خالی بود. همچنین مطبوعات کودک و نوجوان، پلتفرمها و استارتآپهای کتاب کودک، ترویج، قصهگویی و محصولات فرهنگی کودک هم میتوانستند در این نمایشگاه حضور یابند و کتابهای قدیمی در قالب «چاپ بر اساس سفارش» در دسترس قرار گیرند.
به هر حال به دلیل عدم استفاده از انجمنها، تشکلها، نهادهای علمی و مدنی مرتبط با کتاب کودک و نشریات تخصصی در شورای سیاستگذاری این رویداد چنین ظرفیتهایی به فراموشی سپرده شد.
امیدوارم این رویداد با ایجاد شورایی فراگیر، تخصصی و دائمی هر ساله تداوم یابد و نام زیبای آن که یادآور کودکان مظلوم سرزمینمان است به نماد و نهادی قدرتمند و تاثیرگذار در ادبیات کودک و نوجوان بدل شود.
باغ کتاب، باغی برای همه مردم یا ویترینی برای ناشران یک مجمع
برنامه «اردیبهشت کتاب» در اردیبهشت و خرداد ماه در محل باغ کتاب تهران برگزار شد. در این رویداد غرفههای متعددی به ارائه خدمات و تعامل با مخاطب میپرداختند. همچنین روزانه چندین نشست، برنامه فرهنگی، میزگرد و رونمایی به اجرا در میآمد. در گوشه و کنار فضای باغ کتاب غرفههایی به چند ناشر هم داده شده بود و دو کتابفروشی بزرگ این مجموعه هم با استقبال روبرو بود و با بنهای خرید تعریف شده از سوی شهرداری تهران برای کارکنان، عده زیادی برای بازدید و خرید محصولات فرهنگی به نمایشگاه آمده بودند.
دیدن جمعیت فراوان مشتاق کتاب در این رویداد پس از روزهای تلخ ماههای گذشته بسیار شیرین بود. با این حال این برنامه نیز میتواند با اصلاحاتی در ساختار خود به رویدادی موثر و سالیانه بدل شود.
مهمترین نکته جامعیت و فراگیری آن است. باغ کتاب باید به طور روشن تصمیم بگیرد که آیا میخواهد باغی برای همه مردم، همه نویسندگان و همه ناشران باشد و یا ویترینی برای ناشران یک مجمع و گرایش خاص از میان دههزار ناشر. نکته دوم ضرورت غیر قابل اجتناب تعامل با اتحادیه، اصناف، تشکلها و انجمنهای نشر و اهل قلم است. همچنین جا دارد حمایتهای مشابه شهرداری تهران از سایر نهادهای دولتی، صنعتی و ... جذب شود تا امکان خرید گسترده کتاب برای همه مردم فراهم گردد.
هر سه نمایشگاه رویدادی مبارک در بازار کتاب بودند
در کل باید گفت هر سه نمایشگاه رویدادی مبارک در بازار کتاب بودند و همافزایی آنها اتفاقی خجسته. نکات کلی که باید همه چنین رویدادهایی در نظر قرار دهند تا از حرکتی نمایشی به اتفاقی اثربخش تبدیل شوند، چنین است:
- پرهیز نهاد حاکمیتی متولی ( ارشاد، کانون، شهرداری) از دخالت مستقیم و سپردن امور به نهادهای مدنی و تخصصی
- پرهیز از ناشر محوری و تعامل با همه عناصر چرخه نشر و کوشش برای حمایت از مصرفکننده نهایی
- اطلاع رسانی شفاف در تمام مراحل درباره حمایتها، ملاکها، میزان فروش، نظرسنجیها و ...
نویسنده، شاعر و روزنامهنگار