به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان خراسان رضوی، همزمان با سالروز ولادت فرخنده حضرت امام موسی کاظم (ع)، نشست ادبی «شکوه خراسان» با حضور شاعران برجسته و اهالی قلم در کتابخانه عمومی شهید نواب صفوی مشهد برگزار شد؛ این محفل معنوی ک با هدف ترویج ادبیات آیینی و بهرهگیری از ظرفیت هنر در تبیین شعائر دینی با قرائت سرودهای سوزناک در وصف اشتیاق زیارت کاظمین فضای نشست را به عطر ارادت مزین کرد.

محمدحسن مطهرنیا
امام کاظم
نشسته تیر قضا گر چه بر پرم آقا
ولی به شوق تو پیوسته میپرم آقا
ازآن زمان که گذارم به کاظمین افتاد
لوای لطف توشد سایه سرم آقا
همان دمی که به لب آمد السلام و علیک
دعا برای تو میکرد مادرم آقا
از آستان تو ومحضرامام جواد
غبار و عطر حرم هدیه میبرم آقا
تورا به حضرت زهرا برس به فریادم
در امتداد نفسهای آخرم آقا
غریق بحر گناهم چه میشود از لطف
به یک نگاه نمائی مطهرم آقا
******************
علی اصغر شکفته
سلام صبحگاه
ندارد جز خدا آگاهی از حالی که من دارم
کسی جز او نمی داند از اعمالی که من دارم
مرا طبعی بلند است و هزاران آرزو در دل
چه سازم با دل از دریای آمالی که من دارم
همیشه شهرت خوش بختها درشهر مشهور است
نمی گوید کسی اما از اقبالی که من دارم
در آنجایی که شرط عاشقی پرواز تاعرش است
چه خیزد از تقلّای پَرو بالی که من دارم
مگیر ای آشنا از باد هم دیگر سراغم را
که اوهم خود نمی داند از احوالی که من دارم
نخواهم از کسی غیر از خدا عذرگناهم را
که او تنها خبردارد از اعمالی که من دارم
قرابت هست با آیینه دلها را، ولی از چه
ترک انداخت در آیینه تمثالی، که من دارم
**************************
غلامرضا غلامپور دهسرخی
برشی از مثنوی امام کاظم(ع)
شوق کاظمین
سینه را مهد حقایق میکنم
یاد آن مولای عاشق میکنم
یاد مولایی که غیر از حق نگفت
غیر درّ معرفت هرگز نسفت!
دشمن هر ظلم و هر بیداد بود
رهبر آیین عدل و داد بود
صبر و تسلیم و رضا را پیشه کرد
در دل اهل عبادت ریشه کرد
منجیِ مظلوم عهد خویش بود
قلب پاکش از ستمها ریش بود!
تا دلم با حضرتش همراه شد
سینهام از عشقِ حق آگاه شد
ای وجودت نورِ خلّاقِ جلی!
پرتو چشمان زهرا (س) و علی (ع
عالِم آیات قرآن خدا
اسوۀ تقوا و ایمان و سخا
از همه خوبانِ عالم برتری
پارۀ جانِ امام جعفری
ای امام و پیشوای مسلمین
هفتمین¬حجّت خدا را در زمین
سعی تو آیینۀ احیای دین
کُنج زندان خفتی ای مولای دین!
ای سپهر معرفت را افتخار
غربت و اندوه و دردت بیشمار!
این مصیبتها ز عزمت کم نکرد
قامتت را پیش دشمن خم نکرد
خونِ دل خوردی، صبوری کردهای
از زبان شِکوه دوری کردهای
ای شهید مکتب دین خدا
وارث موجِ قیام کربلا
دین احمد (ص) را تو یاری کردهای
گلشن دین را بهاری کردهای
دل هوای کاظمینات کرده است
یاد دیدار حسینات کرده است
روزیام بنما تو از راه وفا
کربلا و کاظمین و سامرا
میشود مولا تو را زائر شوم؟
تا به فیض معرفت نائل شوم
آرزوی نوکری دارد رضا
در جوار پارۀ جانِ شما
این نشست ادبی که با استقبال اعضا و علاقهمندان همراه بود، با تأکید بر ضرورت پیوند میان متون دینی و ادبیات متعهد در فضای کتابخانههای عمومی به عنوان پایگاههای فرهنگیِ پیشرو، به کار خود پایان داد.