صاحبخبر - گروه اجتماعی – سعید تهرانی : شاید مهمترین تغییر در حوزه خانواده طی دو دهه اخیر، تغییر نگاه جوانان به مقوله ازدواج باشد. در گذشته، ازدواج برای بسیاری از افراد یک مرحله طبیعی و اجتنابناپذیر در مسیر زندگی محسوب میشد، مرحلهای که حتی در شرایط اقتصادی دشوار نیز انجام میگرفت. اما امروز ازدواج بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم بزرگ، پیچیده و پرریسک تبدیل شده است.بسیاری از جوانان ترجیح میدهند تا رسیدن به شرایطی که از نگاه خودشان «استاندارد» تلقی میشود، ازدواج را به تعویق بیندازند؛ شرایطی که گاهی هرگز فراهم نمیشود.این تغییر نگرش، آثار خود را در آمارهای جمعیتی نیز نشان داده است.
گره جمعیت در ازدواج
هرچه سن ازدواج افزایش مییابد، فاصله زمانی میان ازدواج و فرزندآوری بیشتر میشود و در نهایت تعداد فرزندانی که یک زوج در طول زندگی خود به دنیا میآورند کاهش پیدا میکند.برخلاف بسیاری از تحلیلهای رایج که کاهش فرزندآوری را ناشی از تغییر نگرش خانوادهها میدانند، تازهترین اظهارات مسئولان وزارت بهداشت از واقعیتی متفاوت پرده برمیدارد. واقعیتی که هنوز هم فرزندآوری در جامعه ایرانی یک هنجار اجتماعی محسوب میشود و اکثریت خانوادهها تمایل دارند صاحب فرزند شوند، اما موانع موجود در مسیر ازدواج و تشکیل خانواده، فرصت فرزندآوری را محدود کرده است.در واقع مسئله امروز ایران تنها کاهش تعداد تولدها نیست، بلکه طولانیتر شدن مسیر رسیدن جوانان به نقطهای است که بتوانند با اطمینان خاطر مسئولیت تشکیل خانواده و تربیت فرزند را بر عهده بگیرند. از این منظر، هر سیاست جمعیتی که بخواهد به افزایش ازدواج و فرزندآوری منجر شود، ناگزیر است پیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات و امید در میان نسل جوان توجه کند و بسیاری از کارشناسان این سه مؤلفه را مهمتر از هر مشوق مالی در تصمیمگیری برای ازدواج و فرزندآوری میدانند.
رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، با اشاره به تفاوتهای معنادار الگوی ازدواج و فرزندآوری در استانهای مختلف کشور میگوید: بیش از ۸۰ درصد خانوادههای ایرانی تمایل دارند یک یا دو فرزند داشته باشند. این آمار نشان میدهد برخلاف برخی کشورهای توسعهیافته که فرزندآوری خارج از چارچوب ازدواج نیز رواج یافته، در ایران همچنان ازدواج مهمترین مسیر تشکیل خانواده و تولد فرزند به شمار میرود.با این حال، روند افزایش سن ازدواج در سالهای اخیر به یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر شاخصهای جمعیتی تبدیل شده است. بر اساس اعلام وزارت بهداشت، میانگین سن ازدواج مردان در کشور بین ۳۰ تا ۳۲ سال و زنان بین ۲۶ تا ۲۷ سال است. این ارقام در تهران حتی به ۳۲ تا ۳۳ سال نیز میرسد؛ سنی که به گفته کارشناسان، بخشی از دوره طلایی فرزندآوری را به تأخیر میاندازد.
فاصله میان ازدواج و فرزندآوری
افزایش سن ازدواج تنها یک عدد آماری نیست، چراکه پشت این ارقام مجموعهای از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. هزینههای بالای مسکن، نااطمینانی شغلی، کاهش قدرت خرید و دشواری تأمین حداقلهای زندگی مشترک، بسیاری از جوانان را به تعویق ازدواج سوق داده است. در چنین شرایطی، تصمیم برای فرزندآوری نیز به طور طبیعی به سالهای بعد موکول میشود.آمارهای وزارت بهداشت نشان میدهد فاصله میان ازدواج و فرزندآوری در کشور به طور متوسط ۴.۵ سال است. این فاصله در استانهایی مانند مازندران و گیلان به حدود ۵.۵ تا ۶ سال میرسد، در حالی که در سیستان و بلوچستان حدود ۲.۵ تا ۳ سال است. این تفاوتها بیانگر آن است که الگوی زندگی، شرایط اقتصادی و سبک زیست مناطق مختلف کشور تأثیر مستقیمی بر رفتارهای جمعیتی دارد.کارشناسان معتقدند اگرچه سیاستهای تشویقی برای فرزندآوری ضروری است، اما تمرکز صرف بر افزایش موالید بدون حل موانع ازدواج نمیتواند به نتایج مطلوب منجر شود. وقتی بخشی از جمعیت جوان کشور اساساً وارد زندگی مشترک نمیشوند، طبیعی است که نرخ باروری نیز کاهش یابد. به همین دلیل برخی جمعیتشناسان معتقدند مهمترین حلقه مفقوده سیاستهای جمعیتی، تسهیل ازدواج جوانان است.اظهارات رئیس مرکز جوانی جمعیت نیز همین موضوع را تأیید میکند. او میگوید: اگر درصد بالایی از جوانانی که هنوز ازدواج نکردهاند، تشکیل خانواده دهند، وضعیت جمعیتی کشور تا حد زیادی بهبود خواهد یافت. این سخن در واقع تأکید بر یک واقعیت مهم است. اینکه بحران جمعیت تنها در اتاق زایمان حل نمیشود، بلکه از بازار کار، مسکن، امنیت اقتصادی و امکان تشکیل خانواده آغاز میشود.سعیدی درباره نرخ باروری نکاحی نیز می گوید: منظور از نرخ باروری نکاحی این است که تعداد کودکان متولد شده را نباید براساس تمام زنان در سن باروری درنظر گرفت، بلکه زنان ازداوج کرده میبایست مبنا باشند. براساس نتایج مطالعهای در سال ۹۹، نرخ TFR نکاحی ایران حدود ۲.۵ و بالای نرخ جایگزینی بود. در حال حاضر، این عدد کاهش یافته و نرخ باروری زنان ازدواج کرده نیز حدود یک تا ۳ است.اما چرا بسیاری از جوانان هنوز امکان ازدواج و تشکیل خانواده را پیدا نکردهاند؟ پاسخ را نمیتوان تنها در تغییر سبک زندگی یا کاهش تمایل به ازدواج جستوجو کرد. واقعیت این است که مجموعهای از عوامل اقتصادی و اجتماعی، مسیر تشکیل خانواده را برای نسل جوان دشوارتر از گذشته کرده است.
آغاز بحران جمعیت از بازار مسکن
مسکن، مهمترین مانع پیش روی جوانان به شمار میرود. افزایش مداوم قیمت خرید و اجاره خانه باعث شده بسیاری از زوجهای جوان حتی پس از رسیدن به ثبات نسبی شغلی نیز توانایی آغاز یک زندگی مستقل را نداشته باشند. در کنار آن، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، درآمدهای ناپایدار و فاصله میان دستمزدها و هزینههای زندگی، تصمیم برای ازدواج را به تعویق میاندازد.از سوی دیگر، تغییر انتظارات اجتماعی نیز در این روند بیتأثیر نبوده است. بسیاری از جوانان معتقدند برای ازدواج باید به سطحی از رفاه، امنیت اقتصادی و ثبات اجتماعی دست پیدا کنند که دستیابی به آن در شرایط فعلی زمانبر شده است. نتیجه آنکه سن ازدواج افزایش یافته و فرصت فرزندآوری نیز محدودتر شده است.به همین دلیل، اگر سیاستگذاران به دنبال بهبود شاخصهای جمعیتی هستند، شاید مهمترین اقدام نه صرفاً تشویق به فرزندآوری، بلکه تسهیل شرایط ازدواج و تشکیل خانواده باشد. زیرا تا زمانی که جوانان نتوانند زندگی مشترک خود را آغاز کنند، انتظار افزایش چشمگیر نرخ فرزندآوری چندان واقعبینانه نخواهد بود.
∎