شناسهٔ خبر: 78478388 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

تیپ‌شناسی محتوای پلاکاردها در حماسه خیابان نشان می‌دهد مردم خود یک رسانه محسوب می‌شوند/ پلاکارد؛ رسانه تجمعات پرشور خیابانی

کنش‌ها در حماسه خیابان متفاوت است. برخی در سکوت و بعضی پشت میکروفن و بلندگو. گاهی باید فریاد زد و گاهی فقط ایستاد و تماشا کرد.

صاحب‌خبر -

کنش‌ها در حماسه خیابان متفاوت است. برخی در سکوت و بعضی پشت میکروفن و بلندگو. گاهی باید فریاد زد و گاهی فقط ایستاد و تماشا کرد. کنش مردم خیابان نسبت به ۱۰۱روز جنگ، آتش‌بس و باز هم جنگ، ترکیبی از فعالیت‌های مختلف و خلاقانه بوده که یکی از این حرکت‌ها، پلاکاردی است که در این شب‌ها نقشی فراتر از یک دلنوشته یا حرکت شعاری را برای میدان و خیابان بازی کرده است. آنجا که مردم ترجیح می‌دهند با سکوت خود و فقط با گرفتن یک پلاکارد در دست، همه آنچه را که در ذهن و روانشان می‌گذرد، در جمله‌ای خلاصه کنند و به افراد حاضر در محیط پیرامون خود که شاید همراه اجتماعات نیستند و نقش رهگذر را دارند، نشان دهند و گاهی هم در واکنش به وقایع میدان، با نوشته‌هایی از مردان میدان حمایت کرده و پلاکارد و شعارها را به ابزاری برای انتقال مفاهیم و ارتباط مستقیم تبدیل کنند؛ اما اینکه «چرا پلاکارد؟»، «تأثیر آن چیست؟» و «آیا حضور در خیابان کافی نبود» را در گفت‌وگو با مردم خیابان پیگیری کردیم.

در رهاشدگی ابتدای جنگ، تنها جایی که به دستمان رسید، نخستین میدان شهرمان بود

چهارراه مخابرات مشهد از جمله تقاطع‌هایی است که می‌توان گفت در حماسه خیابان همچون احمدآباد و طبرسی از مهم‌ترین و شلوغ‌ترین اجتماعات این شهر محسوب می‌شود. با چند نفر که پلاکارد دارند، صحبت می‌کنیم و همگی می‌گویند: «پلاکارد ما امانتی است؛ اما موضوع پلاکارد را خودمان انتخاب کردیم» و ما را به سمت میزی که یک خانم، مسئولیت آن را بر عهده دارد، راهنمایی می‌کنند. میزی با چندین پلاکارد و یک سررسید که مملو از شعار با دستخط مردم است. اینجا بینش خاصی حکمفرماست. یک دغدغه محیط ‌زیستی در کنار حماسه خیابان.
الیا وطن‌پرست که یک پژوهشگر محیط زیستی است، از تجربه شخصی خود در ابتدای جنگ، شروع و بیان می‌کند: پس از شهادت رهبر عزیزمان، من و بسیاری دیگر واقعاً دچار آشفتگی و پریشانی شده بودیم.حیرانی عجیبی جامعه را فرا گرفته بود. گویا جامعه دچار نوعی رهاشدگی شده بود و نمی‌دانستیم باید کجا برویم تا حرفمان را بزنیم یا دغدغه‌مان را مطرح کنیم. تنها جایی که دستمان به آن رسید، نخستین و نزدیک‌ترین میدان شهرمان بود. آمدیم اینجا، شعار دادیم و حرف زدیم؛ اما احساس کردیم این صدا باید بازتاب بیشتری پیدا کند. من نمی‌توانستم فقط با فریاد زدن، صدایم را در سطح کشور یا دنیا بازتاب دهم. شروع کردیم به نوشتن. من متنی را نوشتم و بالا گرفتم تا آن مطالبه، خونخواهی یا تناقضاتی را که در سطح دیپلماسی و میدان می‌دیدم، فریاد بزنم. به تعبیر حضرت آقا، ما یک «ملت مبعوث‌شده» هستیم و این ایده هم الهامی بود که پروردگار در ذهنمان گذاشت: «یک عدد پلاکارد کافی نیست!». من با یک پلاکارد نمی‌توانم تمام حرف‌هایم را بزنم. بنابراین، یک غرفه در این محل برپا کردیم. مسائل، دغدغه‌ها و اخبار روز را رصد کرده و آن‌ها را به پلاکارد تبدیل کردیم. ما این پلاکاردها را به امانت دست مردم می‌دادیم تا دغدغه‌هایشان نه‌تنها به اطرافیان؛ بلکه در شبکه‌های اجتماعی، فضای کشور و حتی در عرصه بین‌المللی بازتاب داده شود. شاید نتوانم رئیس‌جمهور کشورم یا کشورهای دیگر را ببینم؛ اما پلاکارد من به چشم آن‌ها می‌خورد. نخستین مخاطب ما در داخل کشور است؛ مسئولان باید واکنش نشان دهند. در واقع، این پلاکاردهای مردمی دست مسئولان ما را پُر می‌کند تا بتوانند در فضای بین‌المللی با تکیه بر «خواسته و واکنش مردمشان» عمل کنند. ما یک زنجیره ایجاد کردیم تا دیپلماسی ما پشتوانه مردمی داشته باشد.

سازوکار میز پلاکارد؛ جلوگیری از اسراف و خلق ایده‌های نو

او درباره آغاز کار توضیح می‌دهد: از اواخر تعطیلات نوروز که این کار را شروع کردیم، شاید بیش از ۵۰۰ پلاکارد نوشته باشیم. در ابتدا خودم آشفته بودم و می‌نوشتم، تا اینکه دیدم استاد «گل‌صفت» روی بادکنک‌ها برای بچه‌ها شعار می‌نویسند. از ایشان خواستم با خط زیبایشان متن‌های ما را هم بنویسند. برای ما مهم بود که این پلاکاردها به مرور زمان دچار آسیب، بی‌توجهی یا دلزدگی نشوند و کسی آن‌ها را دور نیندازد. به همین دلیل سیستم «امانت پلاکارد» را راه انداختیم؛ یعنی پلاکاردها را به مردم می‌دهیم و دوباره پس می‌گیریم. همچنین یک «دفتر دلنوشته و شعار» داریم که مطالب و دغدغه‌های مردم را می‌گیریم، گلچین می‌کنیم، با اخبار روز تلفیق کرده و به صورت جذاب‌تر روی پلاکارد می‌نویسیم تا مردم از میان آن‌ها انتخاب کنند. من به‌عنوان یک پژوهشگر محیط‌ زیست تأکید دارم برای جلوگیری از اسراف کاغذ، یک محتوای تکراری را مدام روی ده‌ها پلاکارد جدید نمی‌نویسیم؛ بلکه محتواهای متنوع تولید می‌کنیم.
وطن‌پرست درباره درخواست مردم و نوع محتوای نوشته شده روی پلاکاردها می‌گوید: محتوای پلاکاردها دقیقاً به اخباری وابسته است که مردم می‌شنوند. یک شب ممکن است ۲۰ پلاکارد با موضوع «لبنان» بدهیم، شب‌های گذشته پلاکاردهای «خونخواهی» در اولویت بود و در مقطعی دیگر، مردم مدام پلاکاردهایی با موضوع «حجاب» را درخواست می‌کردند؛ اما مسئله این نیست که مردم صرفاً بازتاب و آینه منفعل فضای رسانه باشند. وقتی می‌گوییم «ملت مبعوث»؛ یعنی جلوداری با مردم است. در این مدت، واکنش‌های مثبت بسیار زیادی داشتیم و مردم تشکر می‌کنند که فرصتی برای بیان دغدغه‌هایشان فراهم شده است. تا به حال ندیده‌ام کسی بیاید بگوید مثلاً «پلاکارد کار بیهوده‌ای است» یا نهادهای امنیتی بگویند «این کار شما نیست، بسپارید به بزرگ‌ترها و...». من نمی‌دانم برخی، مردم ایران را چگونه می‌شناسند؛ اما شناخت من از مردم ایران در تمام عرصه‌ها این است که آن‌ها همیشه فرسنگ‌ها از مسئولان سیاسی خود جلوتر بوده‌اند. کاری به پمپاژ رسانه‌ای و شانتاژهای ایام انتخابات ندارم که جامعه را دچار سردرگمی می‌کند. به صورت کلی، مردم حتی اگر ندانند کدام سیاستمدار دروغ می‌گوید؛ اما حقیقت و مسیر درست را می‌شناسند. اگر ما در عرصه سیاسی جایی عقب افتاده‌ایم، به خاطر دروغ‌گویی سیاستمدارانی بوده که وعده‌ای دادند و جور دیگری عمل کردند، نه به خاطر اینکه مردم مطالبات اشتباهی داشتند.

رسانه‌ای بی‌تکلف در دستان یک شهروند

مردی شصت ساله کنار غرفه‌های همجوار پارک ملت ایستاده که به گفته مردم منطقه هر شب با پلاکاردی جدید می‌آید تا از او عکس بگیرند و منتشر شود. متن‌هایش را با ادبیات خودش می‌نویسد. سر صحبت را باز می‌کنیم. می‌گوید از ۱۰۱ شب گذشته دست‌کم ۴۰ شب پلاکارد جدید آورده و معتقد است: پلاکارد، حرف جوشیده از دل خودمان است. من برای نوشتن متن‌هایم، هیچ چیزی را مستقیماً از روی اخبار کپی نمی‌کنم. همین امشب که در مسیر آمدن به اینجا بودم، موضوعی درباره امام زمان(عج) به ذهنم رسید؛ همان‌جا خودرو را کنار زدم، دو تا متن نوشتم و دوباره راه افتادم. الان در خانه‌ام ده‌ها متن آماده دارم که خودم آن‌ها را خلق کرده‌ام.
حسن ابراهیمی ادامه می‌دهد: برای اینکه کارم درست و اصولی باشد، در مورد متن پلاکاردهایم با یکی از اهالی معتمد و آشنای همین محل مشورت می‌کنم. این کار را انجام می‌دهم تا متن‌ها مشکلی نداشته باشند یا توهینی به کسی صورت نگیرد و اگر ایرادی باشد، درستش می‌کنم؛ اما الحمدلله تا الان با تشویق گفته‌اند که متن‌ها بسیار عالی است.

به ما می‌گویند هوش مصنوعی!

جمیله طلوع یک خانم خانه‌دار پنجاه و نه ساله است. او در بولوار امامت با پلاکاردی با عبارت «مردم مبعوث شدند تا نقشه کودتاچیان را نقش بر آب کنند» کنار خیابان ایستاده و درباره هدفش از گرفتن پلاکارد در خیابان می‌گوید: به‌طور مداوم از شبکه خبر موضوعات را پیگیری می‌کنم و تصمیم گرفتم پلاکارد به خیابان بیاورم تا مردم را بیشتر آگاه کرده و توصیه کنم به حرف‌های شبکه اینترنشنال گوش ندهند؛ زیرا این شبکه سعی دارد ذهن مردم را شست‌وشو دهد و بگوید ما قوی نیستیم در حالی که تحلیلگران خارجی بر این باورند که مردم ایران از اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای برخوردار و در واقع پیروز هستند.
او در پاسخ به اینکه مگر ما رسانه برای آگاهی‌بخشی نداریم، چرا شما پلاکارد دارید؟ توضیح می‌دهد: هر چند رسانه داریم؛ اما هر چه بیشتر بهتر. واقعاً تک‌تک ما مسئولیم. به‌عنوان یک زن خانه‌دار، ۱۰۱ شب است به خیابان آمده‌ام تا آگاهی بدهم و چهار نفر دیگر را نیز تشویق کنم تا بیایند و بدانند حضورشان واقعاً مؤثر است. شاید تأثیر پلاکارد من بیشتر از رسانه باشد؛ زیرا واقعی است. به ما می‌گویند «شما هوش مصنوعی هستید» و من می‌خواستم روی پلاکاردم بنویسم «من هوش مصنوعی هستم». از ما می‌پرسند چقدر برای آمدن به خیابان پول می‌گیریم یا می‌گویند شما خانواده مسئولان هستید. مگر مسئولان ما چقدر خانواده دارند؟ مگر حاکمیت ما چقدر پول دارد که ۱۰۱ شب به من نوعی و چندین میلیون نفر دیگر داده باشد؟
خانم طلوع نسبت به تعداد پلاکاردهایی که به خیابان آورده، عذاب وجدان دارد و می‌افزاید: هر روز با توجه به اتفاقات، دوست دارم دست‌نوشته‌هایی را با خودم بیاورم؛ اما راستش کوتاهی کرده‌ام. فقط ۵ یا ۶ شب پلاکارد با موضوعات خونخواهی رهبر معظم انقلاب، لبنان و مفسدان اقتصادی آوردم. ما در این ۱۰۰شب به خاطر خونخواهی رهبر شهیدمان به خیابان آمدیم تا خون ایشان پایمال نشود. تمام کارهایی که انجام می‌دهیم، به خاطر ایرانی بودنمان و اقتداری است که رهبر معظم انقلاب به ما داده‌اند. یک شب هم برای لبنان پلاکارد نوشتم با این مضمون که «ما همه پشت شما هستیم». شما برای ما می‌جنگید و ما حمایتتان می‌کنیم. «لبنان، جان ایران است». برخی از افراد بیرون از تجمع فکر می‌کنند کار ما بیهوده است و بعضی هم کوته‌فکرند و تصور می‌کنند ما آمده‌ایم چیزی دریافت کنیم در حالی که حتی هزینه چای کنار خیابانمان را هم می‌دهیم و در چایخانه به اندازه خودمان کارت می‌کشیم. من احساس می‌کنم در سرزمین کسانی هستم که مبعوث شده‌اند، درست مانند اینکه برای امام حسین(ع) هزینه کنیم. اینجا هم برای من مثل جبهه است و دوست دارم برای همسنگرانم خرج کنم.

فقط پرچم کافی نیست

در ضلع دیگری از چهارراه آزادشهر خانمی ایستاده که پلاکارد دارد. برای گفت‌وگو به سمتش می‌روم. او می‌گوید: این پلاکارد را یک خانم دیگر به من داده و بهتر است با خودش صحبت کنید و با دست خانمی را نشان می‌دهد که برایم آشناست؛ کسی که در باران ۱۰ اردیبهشت که تجمع مردم مشهد در خیابان‌ها را خاطره‌انگیز کرد، سر چهارراه آزادشهر با پسرش حضور داشت. وکیل پایه یک دادگستری است و اعتقاد دارد اینکه در این شب‌ها فقط در خیابان پرچم بچرخاند، کافی نیست.
بهاره داوودی خباز می‌افزاید: ما باید به مسئولان نشان دهیم خواسته‌مان چیست و چرا به خیابان آمده‌ایم. در تمام شب‌های گذشته، با فرزند چهار ساله‌ام حتی در شرایط بد آب و هوایی یا وقتی مریض بودم، خودم را سر ساعت به اینجا رساندم. هدفم از آمدن، خونخواهی امام شهیدم است. من اینجا هستم تا به مسئولان بگویم از این نوع مذاکرات راضی نیستم. موضوع پلاکاردهایم نیز مذاکرات، خونخواهی امام خامنه‌ای(ره) و دفاع از شروط ده‌گانه رهبری است. تاکنون هشت پلاکارد را با خودم به تجمعات آورده‌ام و به کسانی می‌دهم که عقاید مشابه داریم. متن‌ پلاکاردها همگی ایده و پیشنهاد خودم است؛ ولی به یک خطاط دادم تا برایم بنویسد.
او درباره واکنش مردم حاضر و خارج تجمعات نسبت به پلاکاردها توضیح می‌دهد: یکی از پلاکاردهایم برای روشن‌گری مردم داخل خودروهایی بود که از اینجا رد می‌شدند. نوشتم: «چرا ما تنگه هرمز را نگه داشته‌ایم؛ زیرا این تنگه سبب افزایش قدرت و درآمد ایران می‌شود». همچنین در یکی از پلاکاردها اشاره کردم که چرا باید هسته‌ای ما حفظ شود. امام سیدمجتبی خامنه‌ای به این موضوع اشاره کرده‌اند که ما هیچ‌گاه برای هسته‌ای با دشمن مذاکره نخواهیم کرد؛ زیرا ما هیچ‌گاه دنبال سلاح نبوده‌ایم؛ اما این هسته‌ای می‌تواند به درمان بیماری‌ها؛ به ویژه سرطان، تقویت کشاورزی، پیشرفت صنعت و تولید برق کمک کند.

شروط ده‌گانه رهبری در رأس مطالبات پلاکارد به‌دستان

میدان شهدای مشهد که با پیش‌فرضِ برگزاری تجمع‌های مردمی و ایجاد فضای گعده‌ای برای مردم شهر طراحی شده، یکی از میادین مهم مشهد است. «امام شهید: اگر استقامت کنید، قله را فتح خواهید کرد»، عبارت پلاکاردی است که خانمی حدوداً سی ساله در میدان شهدا در دست دارد. او هم در مورد علت پلاکارد گرفتنش می‌گوید: رفتار ما برای مخاطبی که از جلومان رد می‌شود، باید غیر از پرچم در دست گرفتن، بازخورد دیگری هم داشته باشد حتی اگر اعتقادات ما در یک سطح نباشد. وقتی فردی این پلاکارد را ببیند، با خودش فکر می‌کند اگر در هر کاری استقامت داشته باشد، خدا به او کمک خواهد کرد.
خانم دیگری که کمی مسن‌تر به نظر می‌رسد، دلیل کارش را تبیین شروط ده‌گانه رهبری برای مذاکرات مطرح می‌کند و می‌گوید: خیلی‌ها گفتند حرف‌هایی که شما روی پلاکارد نوشتید، باید توسط مسئولان پیگیری شود؛ ولی من می‌گویم تا ما مردم پیگیری نکنیم، مسئولان هم پیگیری نخواهند کرد.
فرد دیگری نیز پلاکارد «توافق بدون جبهه لبنان هرگز» را در دست دارد و معتقد است به فرمان رهبرش در خیابان حضور دارد و به دنبال مطالبه‌گری برای خواسته‌های رهبری در جنگ و به صورت ویژه شروط ده‌گانه ایشان برای توافق است.

برد فرارسانه‌ای پلاکارد

در این شب‌ها پلاکارد، فارغ از فضایی که برای انتقال پیام ایجاد کرده، به ابزاری برای بازی میان میدان و خیابان نیز تبدیل شده است. در واقع همان‌طور که خیابان از پلاکارد برای انتقال پیامش استفاده کرد، میدان نیز با استفاده از پیام‌هایی که روی موشک‌هایش نوشت، بازی رسانه‌ای و انتقال مفاهیم خود را به خوبی اجرا کرد.
به نظر می‌رسد تا حدی مسئله فراگیری پلاکاردها به قطع شبکه‌های اجتماعی در ایام جنگ نیز ارتباط داشته باشد؛ مردمی که تا پیش از این در لحظه در یک استوری نسبت به موضوعات روز ابراز احساسات می‌کردند، حالا قلم و کاغذ به دست هر شب در مورد موضوعات جنگ، در خیابان واکنششان را نشان می‌دهند و حتی معتقدند برد رسانه‌ای پلاکاردشان از رسانه معمول یا شبکه اجتماعی نیز بیشتر است.

خبرنگار: عفت رضوی- سید مصطفی فاطمی‌نسب- فریده خسروی