شناسهٔ خبر: 78478227 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

پالانتیر، پنتاگون و الگوریتم‌های کشتار

پالانتیر چگونه به معمار عصر جدید نظارت و جنگ الگوریتمی تبدیل شد؟

صاحب‌خبر -

جوان آنلاین: در دنیای فناوری که هر روز شرکت‌های جدیدی ادعا می‌کنند دنیا را تغییر می‌دهند، پالانتیر با خاموشی عجیبی کار می‌کند. نه محصولی برای فروش در فروشگاه‌های آنلاین دارد، نه اپلیکیشنی که میلیون‌ها کاربر روزانه از آن استفاده کنند. اما این شرکت که نامش برگرفته از «سنگ‌های بینای» رمان ارباب حلقه‌هاست (همان کره‌های جادویی که ارباب تاریکی از آن برای نظارت بر دشمنانش استفاده می‌کرد)، در طول دو دهه گذشته به یکی از تأثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین شرکت‌های فناوری جهان تبدیل شده است. پالانتیرر را در سال ۲۰۰۳ «پیترتیل»، بنیانگذار پی‌پال تأسیس کرد. در همان سال‌های اول، شرکت از بازوی سرمایه‌گذاری سازمان سیا مبلغ یک‌ونیم میلیون دلار دریافت کرد و سیا تبدیل به اولین مشتری مهم پالانتیر شد و به آن کمک کرد تا محصول اول خود به نام «گاتام» را توسعه دهد. گاتام با واردکردن حجم عظیمی از داده‌های «ساختاریافته» مانند صفحات گسترده و داده‌های «غیرساختاریافته» مانند تصاویر در یک پایگاه داده مرکزی کار می‌کند، جایی که تمام اطلاعات می‌تواند در یک محیط یکپارچه تجسم‌سازی و تحلیل شود. به زبان ساده‌تر این شرکت در کسب و کار «دیدن همه چیز» است. 

معماری قدرت پالانتیر

پالانتیر دو محصول اصلی دارد: «گاتام» که برای نهاد‌های دولتی طراحی شده و به مقابله با تروریسم، تحلیل تهدیدات و عملیات امنیت عمومی کمک می‌کند و «فاندری» که به شرکت‌های خصوصی امکان می‌دهد داده‌ها را سازمان‌دهی و تفسیر کنند. این دوگانگی که یک پا در دولت دارد و یک پا در بازار تجاری، قلب مدل کسب و کار پالانتیر است. همچنین، پروژه «ماون»، که پالانتیر اخیراً قرارداد ۱۰‌میلیارد دلاری ارتقای آن را با پنتاگون امضا کرده، اطلاعات را از منابع مختلفی مانند ماهواره‌ها، هواپیما‌های بدون سرنشین، هواپیما‌های جاسوسی، ارتباطات رهگیری شده، و پلتفرم‌های آنلاین جمع‌آوری می‌کند و آن را به یک پلتفرم میدان نبرد مجهز به هوش مصنوعی تبدیل می‌کند که هدفش تسریع تصمیم‌گیری نظامی، از جمله حملات هوایی است. اما شاید آشکارترین نشانه ادغام پالانتیر با ماشین نظامی امریکا رویدادی است که در ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد. «شیام سانکار»، مدیر ارشد فناوری پالانتیر، در کنار مدیران ارشد متا و اوپن‌ای‌آی به عنوان ستوان‌یکم ارتش امریکا سوگند خورد! این یک یگان نظامی جدید به نام «دتاچمنت ۲۰۱» بود که برای تسریع استفاده پنتاگون از هوش مصنوعی و فناوری‌های نظارتی طراحی شده است. این مدیران رتبه‌های نظامی ارشد بدون نیاز به آموزش‌های پایه دریافت کردند و می‌توانند در عین حفظ نقش‌های شرکتی خود، به عنوان مشاوران پاره‌وقت خدمت کنند. به این ترتیب، مرز بین شرکت فناوری و نهاد نظامی رسما محو شد. 

الگوریتم مرگ

در ژانویه ۲۰۲۴، سه ماه پس از آغاز جنگ اسرائیل در غزه، پالانتیر اعلام کرد مشارکت راهبردی با ارتش اسرائیل برای مأموریت‌های مرتبط با جنگ را امضا کرده است. پالانتیر فاش نکرد که چه فناوری‌هایی در اختیار اسرائیل قرار می‌دهد، اما یک سال پیش از آن، شرکت پلتفرم هوش مصنوعی خود را معرفی کرده بود که ارتش‌ها را در شناسایی سریع اهداف بمباران یاری می‌کند. در قلب جنگ غزه، سه سیستم هوش مصنوعی قرار دارند «اوندر» و «گاسپل» که فهرست‌هایی از ده‌ها هزار هدف تولید می‌کنند و «کجاست بابا؟» که اسرائیل را از ورود یک هدف به خانه خانوادگی‌اش مطلع می‌کند. در هفته‌های اولیه جنگ، ارتش اسرائیل کاملا به لاوندر برای انتخاب هدف وابسته بود و فهرست کشتار ارائه شده توسط آن را بدون نقد می‌پذیرفت. پیامد‌های این رویه در همان ماه اول جنگ، سبب شد حداقل ۵ هزار غیرنظامی از جمله هزارو۹۰۰ کودک در غزه کشته شوند. به دنبال این موارد، در سال ۲۰۲۵، پالانتیر در میان شرکت‌هایی بود که سازمان ملل آنها را به عنوان ذی‌نفعان از نسل‌کشی در غزه معرفی کرد. طبق گزارش سازمان ملل، تکنولوژی هوش مصنوعی پالانتیر در طراحی سیستم‌های نظامی اسرائیل مانند لاوندر، گاسپل و کجاست بابا؟ که برای هدف قرار دادن غیرنظامیان و کودکان فلسطینی استفاده شده‌اند، نقش داشته است. 

داستان پالانتیر تنها درباره جنگ نیست. این شرکت نماد روندی بزرگ‌تر است، ادغام بی‌سابقه قدرت فناوری، سرمایه خصوصی و دولت‌های امنیتی. در دهه‌های گذشته، شرکت‌های فناوری عمدتاً به دنبال فروش کالا و خدمات به مصرف‌کنندگان بودند. اما پالانتیر مدل متفاوتی را توسعه داد: فروش قابلیت نظارت، تحلیل و کنترل به دولت‌ها. در این مدل، داده به منبع قدرت تبدیل می‌شود. 

هرچه داده بیشتر باشد، امکان پیش‌بینی رفتار انسان‌ها بیشتر می‌شود. هرچه پیش‌بینی دقیق‌تر باشد، کنترل نیز آسان‌تر خواهد شد. 

منتقدان می‌گویند پالانتیر یکی از مهم‌ترین بازیگران شکل‌دهنده به این الگو بوده است. الگویی که در آن مرز میان امنیت و نظارت، میان حفاظت و کنترل، روزبه‌روز مبهم‌تر می‌شود. همین مسئله باعث شده فعالان حقوق مدنی بار‌ها نسبت به استفاده از فناوری‌های پالانتیر در حوزه مهاجرت، پلیس و امنیت داخلی هشدار دهند. برای آنان، مسئله صرفاً یک شرکت نیست، بلکه ظهور نوعی معماری جدید قدرت است که در آن الگوریتم‌ها درباره زندگی انسان‌ها قضاوت می‌کنند. شاید مهم‌ترین دلیل اهمیت پالانتیر این باشد که این شرکت تصویری از آینده را به نمایش می‌گذارد. آینده‌ای که در آن جنگ‌ها نه فقط با موشک و تانک، بلکه با پایگاه‌های داده، مدل‌های هوش مصنوعی و شبکه‌های نظارتی اداره می‌شوند. آینده‌ای که در آن شرکت‌های خصوصی فناوری نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که زمانی در انحصار دولت‌ها بود. آینده‌ای که در آن تصمیم‌های مرگ و زندگی بیش از پیش تحت تأثیر الگوریتم‌هایی قرار می‌گیرند که شهروندان نه آنها را می‌شناسند و نه می‌توانند بر آنها نظارت کنند. 

پالانتیر خود را ابزاری برای افزایش کارایی، امنیت و تصمیم‌گیری بهتر معرفی می‌کند. اما منتقدان معتقدند این روایت تنها بخشی از داستان است. بخش دیگر داستان، گسترش قدرت نظارتی، کاهش شفافیت، خصوصی‌سازی عملکرد‌های امنیتی و عادی‌سازی جنگ‌های الگوریتمی است. روندی که پیامد‌های آن از میدان‌های نبرد فراتر می‌رود و مستقیماً بر مفهوم آزادی، حریم خصوصی و پاسخگویی دموکراتیک اثر می‌گذارد. در نهایت، مسئله اصلی فقط این نیست که پالانتیر چه کاری انجام می‌دهد. پرسش مهم‌تر این است که آیا جوامع دموکراتیک آماده‌اند قدرتی را که چنین شرکت‌هایی در اختیار گرفته‌اند به چالش بکشند یا خیر. زیرا وقتی نرم‌افزار‌ها به بخشی از ماشین جنگ تبدیل می‌شوند و شرکت‌های خصوصی در قلب تصمیم‌گیری‌های امنیتی قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان این بحث را صرفاً یک موضوع فنی دانست. این مسئله به پرسشی بنیادین درباره قدرت، مسئولیت و آینده انسان در عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است. نهایت آنکه، تصویری که از پالانتیر پدیدار می‌شود، تصویر شرکتی نیست که اشتباهی کرده یا از پیامد‌های کارش ناآگاه است، بلکه تصویر یک ماشین است که کاملاً می‌داند چه می‌کند، چه برای آن دریافت می‌کند و چه توجیهی برای آن دارد.