شناسهٔ خبر: 78477835 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

پرويز خرسند معلم مبارزه

بهروز بهزادي

صاحب‌خبر -

شبي كه آقاي سرهنگي اين خبر را به من دادند، من تقريبا تا صبح گريستم. ياد روزهايي افتادم كه در كنار پرويز خرسند بودم. به همين دليل، آن اپيزود اول زندگي پرويز خرسند را كه خودم شاهدش بودم و كمتر در موردش سخن گفته شده، شايد هم اصلا گفته نشده، براي شما بازگو مي‌كنم. زماني كه پدرم ماموريتي به مشهد داشت و من را در كلاس سوم دبيرستان فيوضات مشهد اسم‌نويسي كرد. دبيرستاني كه در آن زمان، مبارزه‌خيز بود. در آن دبيرستان، برادر بزرگ‌ترم هم كلاس يازده يا دوازده بود، با پرويز خرسند آشنا شده بود و بعد، من هم به همين جهت، به جمع‌شان مي‌رفتم. جواني بودم، گرچه كتاب و روزنامه مي‌خواندم، ولي چيزي از مبارزه نمي‌دانستم. در كنار پرويز خرسند، آموختم چگونه بايد مبارز بود. در كنار پرويز خرسند، آموختم كه چگونه بايد حق خود را از حكومت بگيرم.
دوستان ديگري هم يواش يواش به اين جمع افزوده شدند. من كنار پرويز خرسند بودم و دوستان ديگري هم بودند كه آقاي سرهنگي از ايشان نام برد. مثل اميرپرويز پويان، برادران احمدزاده و خواهرشون، اصغر مصدق‌رشتي و ديگران... همه اينها نگاه‌شان به تفكر اسلامي بود. جمع مي‌شديم شب‌هاي جمعه در كانون نشر حقايق اسلامي، به نقدهاي محمدتقي شريعتي‌مزيناني، پدر آقاي دكتر علي شريعتي در مشهد گوش مي‌داديم. آنجا بود كه با حقايق زيادي از مسائل اسلامي آگاهي پيدا كرديم. من محمدتقي شريعتي را يكي از بزرگاني مي‌دانم در اين مملكت كه حقايقش، حقايق زمان خودش بود. عقايد كهنه‌اي نداشت. كلامش هميشه با اين جمله جاري مي‌شد كه اسلام به ذات خود ندارد عيبي، هر عيب كه هست در مسلماني ماست.
با خواندن كتاب‌هاي پرويز خرسند، اين را هم آموختم كه در مطالعات، بايد دنبال كتاب‌هاي اصولي بروم. من پيش از انقلاب سردبير خبر راديو 2 بودم. بعد از انقلاب، قطب‌زاده توسط پرويز خرسند مرا خواست كه درباره كار در صدا و سيما صحبت كنيم... آن روز نتوانستم با قطب‌زاده كنار بيايم. به پرويز گفتم كه تو چگونه مي‌تواني با اينها كار كني؟ در نگاهش دانستم كه همين را مي‌گويد و نمي‌تواند با قطب‌زاده كار كند. پرويز، آدم آزاده‌اي بود و در اين آزادگي ماند.