سيمين سليماني
در ماههاي گذشته، بسياري از كلاسهاي حضوري دانشگاهها تعطيل شدند و آموزش دروس به صورت مجازي ارايه شد. اين شكل آموزش، آسيبها و مشكلات زيادي را پيش روي اساتيد دانشگاه و دانشجويان قرار داد؛ اما اين چالشها براي رشتههايي كه دروس عملي دارند، دوچندان بود. تمركز ما در اين گزارش به روي رشتههاي هنري و در اينجا خاصه رشته موسيقي است. رشتهاي كه به ابزار و آموزش عملي گره خورده است؛ چنين دروسي اغلب نيازمند اين هستند كه دانشجو بتواند دسترسي به استاد خود داشته باشد و در اين دسترسي حركات استاد را ببيند و از سويي در رشته موسيقي «شنيدن» اهميت ويژهاي دارد، پس دانشجو بايد صدا را با كيفيت بالا بشنود و از محيط كارگاه و امكانات دانشگاه استفاده كند، اما با شرايطي كه به وجود آمد، اين اتفاق نيفتاد، حتي به گفته مدرسان و دانشجويان كيفيت پايين امكانات و سرعت كم اينترنت در كلاسهاي آنلاين هم مشكلساز بود و كيفيت همان كلاسهاي آنلاين نيز پايين توصيف شد. تمام اين مشكلات و مسائل سبب شد كه جريان آموزش موسيقي در دانشگاهها پروسه ديگري را طي كند، پروسهاي كه به اعتقاد خيلي از اساتيد و مدرسان دانشگاه، آموزش را دچار افت شديد كرد. سراغ چند نفر از مدرسان دانشگاه رفتيم و از آنها خواستيم كه تجربه خود را در چند ماه اخير توصيف كنند و بگويند كه كلاسها و آموزش به دانشجويان كه حالا بسياريشان در آستانه يا درگير امتحانات پايان ترم هستند، چطور پيش رفته و غيرحضوري بودن كلاسها چه تبعاتي را در پي داشته است. اغلب مدرسان كيفيت آموزش را به دلايل مختلف در چند ماه اخير ناقص و ناكافي دانستند، دلايلي از جمله مهيا نبودن بستر آموزش آنلاين، تمركز و انگيزه ناكافي دانشجويان و موضوعات ديگر. در ادامه از آنها پرسيديم آيا راهكاري براي جبران اين خسارتهاي آموزشي ميبينند يا خير؟
كامل نبودن تجهيزات براي تدريس طينوش بهرامي
بخش عمدهاي از آموزش موسيقي به صورت عملي است و البته كه رشته موسيقي جنبههاي نظري هم دارد كه هر دو مستلزم استفاده از ابزارهاي مختلف است. بخشي از تدريس، ماهيت توصيفي دارد كه استاد ملزم به ارايه آن است. با توجه به اينكه در اين چند ماه آموزش حضوري عملا تعطيل بود همه اين بخشها بايد در فضاي مجازي تدريس ميشد كه هر يك چالشهاي خاص خود را در فرآيند آموزش آنلاين با بستر موجود در دانشگاهها به همراه داشتند. در بخش عملي، استاد با دانشجو از نزديك ارتباط ميگيرد و او را آماده ميكند تا فراگيري برايش قابل درك باشد كه بزرگترين چالش در اين دروس است.
از طرفي امكان اين ارتباط از نزديك قطع شد و از سويي همان ارتباط آنلاين هم كيفيت حداقلي را نداشت. اول اينكه سامانه در اختيار دانشگاه چند بار براي ما تغيير كرد و از سامانههاي مختلفي استفاده ميشد. دوم، امكانات سختافزاري فراهم شده جامع و كامل نبود؛ به عنوان مثال، تجهيزات ضبط صدا به دليل هزينه بالا تهيه نميشوند، بنابراين دانشجو قادر به استفاده مجدد از محتواي ضبط شده كلاس در زمانهاي آتي نيست، تمام اينها براي رشته موسيقي لازم است، چون فراگيري دانشجويان اين رشته به صدا و كيفيت آن گره خورده است.
از موارد عمومي كه تمام دانشجويان و اساتيد با آن درگير بودند نظير اينكه هر فرد بايد با اينترنت و ابزار شخصي خودش كار ميكرد و كيفيت و نوع اتصالات اينترنتي، منجر به تنوع كيفي در برگزاري كلاسها هم ميشد، بگذريم؛ هزينههاي همه اينها هم بر دوش مدرسان و دانشجويان بود. ضبط برخي كارها با كيفيت حداقلي مناسب دانشجويان رشته موسيقي، چيزي نيست كه بتوان از آن گذشت. چگونه با كيفيت نامناسب صدا و تصوير و ابزار ضبط ميتوان دانشجوي موسيقي را آموزش داد، بعد از همه اينها آپلود و دانلود اين فايلها بودند كه واقعا در اين چند ماه با مشكل جدي مواجه بود.
تمام موارد فوق، در حالي مطرح ميشوند كه بخش آموزش دانشگاه فعال بود و بهطور طبيعي بايد مدرس قادر به حضور فيزيكي در دانشگاه باشد تا دستكم با استفاده از اينترنت پرسرعت دانشگاه و ابزار لازم، كلاس خود را برگزار كند كه چنين نشد. دسترسي مدرسان به ابزار حداقلي مانند پد لمسي و اينترنت پرسرعت كمترين بستري بود كه ميشد مهيا كرد. آيا مدرس بايد خود نسبت به تهيه اين لوازم اقدام كند يا دانشگاه بايد امكانات لازم را فراهم آورد و به مدرس اجازه دهد تا در محل دانشگاه، فرآيند تدريس خود را پيش ببرد، من و خيلي از مدرسان ديگر مجبور بوديم براي اينكه درس را پيش ببريم خودمان اين ابزار را تهيه كنيم. بخش عملي رشته موسيقي، با مشكلات بسيار بيشتري مواجه بود. در اين چند ماه مشكلات عديدهاي در رفت و برگشت صدا وجود داشت و تدريس بايد به گونهاي ميبود كه براي دانشجو ضبط و ارسال شود، امري كه خود مستلزم صرف زمان براي بارگذاري از يك سو و دريافت از سوي ديگر است.
بيانگيزگي دانشجويان
بيتعارف بايد بگويم كه در ترم گذشته، نه آموزش عملي براي هنرجويان به وقوع پيوست و نه آموزش نظري. متاسفانه دانشجويان به دليل شرايط موجود انگيزه لازم را هم نداشتند. با تمام اين توصيفها دانشجو وارد كلاسي ميشود، كلاسي كه صدا بهطور مداوم قطع و وصل ميشود و از شنيدن صداي صحيح كه ركن اصلي آموزش موسيقي است، هم محروم است و خود نيز از امكانات مناسبي برخوردار نيست و در نهايت، از تلفن همراه خود براي حضور در كلاس دانشگاه استفاده ميكند.
بارها پيش آمده كه از دانشجويان خواستهام دوربين تلفن همراه خود را روشن كنند تا وضعيت محل استقرار آنها را ببينم كه آيا تمركز كافي براي فراگيري دارند يا نه؛ خيليها بدون تصوير وارد ميشدند و بسياري در جاي مناسب آموزش حضور نداشتند؛ با اين اوصاف چگونه دانشجو تمركز لازم براي بهرهمندي از كلاس را دارد؟
لزوم تهيه پكيجهاي آموزشي براي جبران
كيفيت آموزش براي دروس نظري رشته موسيقي كافي نبود چه برسد به دروس عملي؛ شرايط به مراتب براي كارهاي عملي وخيمتر بود. دانشجو نيازمند شنيدن، ديدن و طرح پرسش است، اما ما به زحمت قادر به ارسال يك ويديو بوديم تا به صورت آفلاين مشاهده شود. به هر حال انتظار ميرفت كه كلاسها حضوري شوند وقتي تجمعات مختلف صورت ميگيرد و خطري هم افراد مختلف را تهديد نميكند، چرا دانشگاه تعطيل شود. اين تعطيلي اصلا به سود اساتيد و دانشجويان نبود به خصوص در رشتهاي كه بخش عمده آن عملي كار ميشود. با شرايط كنوني حداقل لازم است كه دانشگاهها براي دروس عملي مانند رشته موسيقي، فضايي مناسب و امكاناتي را فراهم آورند تا بتوان پكيجهايي را تعريف كرد كه با كيفيت بالا ضبط و ثبت شوند تا شايد بخشي از اين آسيب جبران شود. اين امر نيازمند برنامهريزي است تا اساتيد امكاناتي در دانشگاه داشته باشند و اين بستههاي آموزشي را تهيه كنند و دانشگاه هم آن را در اختيار دانشجويان قرار دهد.
رشته موسيقي نيازمند ابزار و آموزش عملي مظفر فرزين ابراهيمي
در ابتداي بحث لازم ميدانم بگويم، من در ترمي كه گذشت، هم مدرس بودم و هم دانشجوي دكترا، در نتيجه ميتوانم اين مشكل را از دو سو ببينم؛ در وهله اول بگويم حال و هواي دانشگاه و حس دانشجو بودن، در كلاسها و محيط دانشگاه است كه تعريف پيدا ميكند. دانشجو در محيط آموزشي يادگيري بسيار بيشتري خواهد داشت. بحث و گفتوگو در فضاي دانشگاه درباره مسائل و پروسه آموزشي و رفع اشكال اثربخشتر است كه در ماههاي اخير اين فضا وجود نداشت و از اين منظر خاص ميتوان گفت دانشگاه كاركرد خود را از دست داد.
دروس هنر از جمله رشته موسيقي اغلب عملي هستند. وقتي كه درس عملي، به صورت تئوري آموزش داده شود باز هم كاركرد و ماهيت آن از دست ميرود، بايد توجه داشت كه رشتههايي مانند موسيقي، عكاسي و بسياري ديگر از رشتهها نيازمند كار با ابزار هستند. در اين رشتهها دانشجويان بايد كار با ابزار را ياد بگيرند، كار با ابزار نيازمند لمس كردن آن و استفاده از آن است. در رشته موسيقي ابزار ما ساز است، دانشجويان علاوه بر شناخت اين ساز و نحوه دست گرفتن و... بايد صداي آن را هم بشنوند. طبيعي است كه با از دست رفتن كلاسهاي عملي، دانشجو آنطور كه بايد از دروس خود نتيجه نگيرد، وقتي چگونگي استفاده از ابزارش را كه ساز است، آنطور كه بايد حرفهاي ياد بگيرد، نياموخته است و از آن سو صداي آن را هم درست نشنيده، چطور ميخواهد حد مطلوب نتيجه را بگيرد؟
مهيا نبودن موقعيت و امكان تدريس مطلوب
خودم به عنوان هنرجوي موسيقي در سال 84 نزد استاد دهلوي به صورت آزاد در كلاسهايشان شركت ميكردم. به ياد دارم سر كلاسهاي استاد حسين دهلوي چه ذوقي داشتم و بيش از مطالب خود درسي كه با استاد داشتيم، برايم ديدن استاد و چگونگي حضور ايشان در كلاس بود كه جذابيت داشت و اين موضوع بسيار حايز اهميت است. متاسفانه در اين چند ماه اين موضوعات بهطور كلي در دانشگاه و دروس عملي موسيقي اتفاق نيفتاد و نتيجه آن نارضايتي اساتيد از اين است كه موقعيت و امكان اين را نداشتند كه به دانشجو درس بدهند و دانشجويان هم آنچنانكه بايد درس را فرا بگيرند، نگرفتهاند.
دروس عملي نيازمند آموزش عملي هستند و رشته موسيقي، از آن دسته رشتههايي محسوب ميشود كه ماهيت بخش بزرگي از آن به صورت عملي تعريف شده است كه اين امكان در اين چند ماه بهزعم بسياري از همكاران من با اختلال زيادي همراه شد و آموزش، با كيفيت مناسب اتفاق نيفتاد.
بازدهي متفاوت در آموزش مجازي مسعود نجفي
بهطور كلي فرآيند آموزش چه به صورت حضوري و چه مجازي، به عوامل مختلفي از جمله ويژگيهاي فردي استاد و شاگرد و نوع درس مورد ارايه كه تئوري يا عملي باشد، وابسته است. در مورد عامل اول بايد بگويم فرآيند آموزش مجازي در اشخاص مختلف بازدهي متفاوتي دارد، براي مثال حتما شنيديد از اشخاصي كه ميگويند: «من كلا آدم آموزش مجازي نيستم و بايد حتما حضوري آموزش ببينم و حضور استاد را درك كنم.» براي اين افراد محيط و انرژي كلاس در يادگيري بسيار داراي اهميت است و در مقابل افرادي هم هستند كه ميگويند: «اگر صدا و تصوير استاد باشد شرايط لازم براي يادگيري ما فراهم است و لوكيشن آموزش براي ما چندان تفاوتي ندارد.» با توضيحاتي كه عرض كردم بهطور قطع دسته اول آسيب و لطمه بيشتري در آموزش مجازي ميبينند. البته اين موارد در مورد مدرس نيز صدق ميكند. پس بهطور كلي ويژگيهاي فردي اشخاص ميتواند در اين امر موثر باشد.
عامل دوم نيز نوع درس مورد ارايه است؛ براي مثال دروس عملي بيشتر نيازمند آموزش حضوري هستند به خصوص جلسات اول در امر نوازندگي كه نكات مربوط به «پاسچِر» عنوان ميشود، ترجيح بر اين است كه هنرجو از نزديك دستها و نحوه حركت آنها و وضعيت بدن نوازنده نسبت به ساز را ببيند و الگوبرداري كند؛ البته به اعتقاد من براي هنرجويي كه مراحل ابتدايي را گذرانده است در آموزش مجازي هم اگر صدا و تصوير مطلوب باشد و مدرس هم بستر ارتباطي مجهز در اختيار داشته باشد، ميتوان به كيفيت آموزش حضوري بسيار نزديك شد. در دروس تئوري آموزش مجازي را ميتوان تا حدودي براي هنرجو شبيه آموزش حضوري دانست ولي براي مدرس فيدبك گرفتن از كلاس براي پيشبرد مطالب به صورت مجازي كمي مشكلتر است.
هنرجويان دلسوز خود باشند
اما در مورد دانشآموزاني كه امسال بهطور مجازي آموزش ديدهاند و براي كنكور كه حضوري است و بايد امتحان عملي هم بدهند، بايد بگويم كه با وجود اين شرايط در درجه اول، دانشآموز يا هنرجو بيش از هر كسي بايد دلسوز خودش باشد و اگر مطلبي را سر كلاس ياد نگرفت از راههاي بسيار ديگري كه امروزه در دسترس است پيگيري كند و بياموزد، چارهاي جز اين نيست البته در مورد كساني كه با كنكور وارد دانشگاه ميشوند من به شخصه خيلي نگران نيستم، چراكه تعداد و ظرفيت دانشگاههاي هنر بسيار اندك است و اغلب كساني كه پذيرفته ميشوند شايستگي لازم براي عبور از اين مسير دشوار را داشتهاند پس در نتيجه به نظر نميرسد مجازي بودن كلاسها در اين مورد تاثير بسزايي داشته باشد.
در مجموع به نظر من در دنياي امروز ما ناگزير بايد خودمان را با شرايط آموزش غيرحضوري هم وفق دهيم و به ابزار آن مسلط شويم و چه بسا اگر كيفيت اينترنت و صدا و تصوير مناسب باشد، همچنين امكانات لازم مهيا شود، آموزش غيرحضوري در دروس تئوريك موسيقي ميتواند كاملا مفيد باشد و به قول خواجه شيراز «عيب ميجمله چو گفتي هنرش نيز بگو». آموزش غيرحضوري مزايايي هم دارد از جمله اينكه كلاس پِرتي كمتري دارد و به خصوص براي دانشجوياني كه از شهرهاي ديگر ميآيند نيز رنج سفر را از بين ميبرد و در وقت و هزينه آنها صرفهجويي ميشود، البته تاكيد ميكنم در صورت در اختيار داشتن اينترنت مناسب و بستر ارتباطي مجهز.