شناسهٔ خبر: 78477813 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

تحليلگران در گفت‌وگو با« اعتماد» خروجي حمله ايران به اسراييل را تحليل مي‌كنند

نبرد امتيازگیری

مهدي بيك‌اوغلي

صاحب‌خبر -

ماشاءالله شمس‌الواعظين:
 دشمنان مي‌دانند ايران در بازگشت به عرصه نظامي، اراده قوي دارد 

كيومرث يزدان‌پناه: 
جنگ خاتمه پيدا نكرده، بلكه تحت تأثير جام جهاني قرار گرفته است

 

مهدي بيك‌اوغلي

معناي حملات موشكي و پهپادي ايران طي 24 ساعت گذشته چيست و چه تغييري در موازنه منطقه‌اي و بين‌المللي ايجاد مي‌كند؟ اين حملات چه تاثيري در مذاكرات ايران و امريكا به جا مي‌گذارند؟ دورنماي آينده پس از اين قدرت نمايي ايران چه خواهد بود و چگونه مي‌توان اين برتري نظامي را به ارزش افزوده اقتصادي و راهبردي بدل كرد؟ اين پرسش‌ها و پرسش‌هاي ديگري از اين دست طي روزهاي اخير و پس از حمله ايران به اسراييل در فضاي عمومي و محافل كارشناسي جريان دارد. در شصتمين روز آتش‌بس ميان ايران و امريكا بود كه ايران در پاسخ به نقض مكرر آتش بس توسط اسراييلي‌ها، حملات چند جانبه‌اي را به مناطق شمالي اسراييل آغاز كرد. ايران ده‌ها موشك و پهپاد را به سمت اهداف راهبردي در سرزمين‌هاي اشغالي پرتاب كرد تا اين پيام مشخص به طرف مقابل ارسال شود كه ايران در برابر هرگونه تهاجم به محور مقاومت واكنش نشان مي‌دهد. رييس‌جمهور پزشكيان بلافاصله پس از اين حملات در حساب كاربري خود در شبكه اجتماعي «ايكس» در رابطه با تحولات ۲۴ ساعت اخير نوشت: «‏اولويت ما امنيت ملي و آرامش مردم است. با اقتدار از حقوق ملت دفاع مي‌كنيم و در برابر هيچ تهديدي عقب‌نشيني نخواهيم كرد.» او ادامه داد: «ديپلماسي و دفاع دو بال قدرت ملي‌اند؛ نه ميدان را ترك كرده‌ايم و نه ميز مذاكره را. به اميد خدا با وحدت و عقلانيت ايران از اين آزمون نيز سربلند عبور خواهد كرد.» صحبت‌هاي پزشكيان بازتاب‌هاي بسياري در رسانه‌هاي منطقه‌اي و جهاني پيدا كرد و تحليلگران آن را به معناي راهبرد بنيادين ايران در مواجهه با رخدادهاي اخير ارزيابي كردند. دقايقي پس از تویيت رييس‌جمهور بود كه اكسيوس مدعي شد: «يك مقام امريكايي گفته تماس ترامپ و نتانياهو «مودبانه» بود، اما نتانياهو در برابر درخواست ترامپ مقاومت كرده است.» اين مقام امريكايي گفت: «به صراحت به نتانياهو گفته شد كه اين چرخه بايد پايان يابد. امريكا با اين حملات موافقت يا از آنها حمايت نكرد.» در حالي كه دو مقام امريكايي گفتند نيروهاي نظامي ايالات متحده در حملات اسراييل به ايران نقشي نداشته‌اند، يك مقام اسراييلي گفت كه امريكا در رهگيري حملات ايران به اسراييل كمك كرده است. در پي اين تحولات اما، تحليلگران بر «دكترين امتيازهاي نقطه به نقطه» به عنوان راهبرد كليدي ايران تاكيد دارند. اين رويكرد كه پيش‌تر نيز در مناقشات منطقه‌اي به كار گرفته شده، بر مديريت هوشمندانه درگيري‌ها، انتقال چالش به حوزه‌هاي استراتژيك و كسب دستاوردهاي تدريجي به جاي درگيري تمام‌عيار استوار است. اين گزارش به بررسي چگونگي اجراي اين دكترين، پيامدهاي آن براي اسراييل و امريكا و نقش آن در شكل‌دهي به نظم نوين منطقه‌اي و تسهيل مذاكرات آتي تهران با واشنگتن مي‌پردازد. «اعتماد» براي ارزيابي موضوع سراغ ماشاءالله شمس‌الواعظين، تحليلگر مسائل راهبردي و كيومرث يزدان پناه، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل بين‌الملل رفته تا در خصوص دورنماي پس از اين تحولات بحث و تبادل نظر كند.

ماشاءالله شمس‌الواعظين: ايران به دنبال  كسب دستاوردهاي نقطه به نقطه از امريكاست
ماشاءالله شمس‌الواعظين، تحليلگر مسائل منطقه، با اشاره به تحولات اخير و حمله ايران به اسراييل، بر دكترين «كسب امتيازهاي نقطه به نقطه» به عنوان راهبرد كليدي تهران تاكيد كرد. او گفت: اين رويكرد كه با صبوري تمام در جنگ‌هاي ۱۲ و ۴۰ روزه نيز دنبال شده بود، اكنون در قالب انتقال چالش به دريا و تنگه هرمز، وادار كردن حريف به تقاضاي آتش‌بس و كسب دستاوردهاي تاكتيكي و استراتژيك، منجر به تغيير معادلات منطقه‌اي و تسهيل مذاكرات آتي ايران با امريكا شده است. شمس‌الواعظين افزود: «ايران اين دستاوردها را با صبوري تمام محقق كرد. يعني جنگ را بلافاصله در جنگ ۱۲ روزه به حوزه‌هاي استحفاظي به شدت مستحكم حريف اسراييلي برد و وادارشان كرد به تسليم شدن و تقاضاي آتش‌بس همان‌گونه كه امروز نيز اين اتفاق افتاده و تقاضاي اسراييل، آتش‌بس بوده است.» او با تشريح جزييات اين دكترين اظهار داشت: «امتيازهاي نقطه به نقطه، نصيب ايران شده است. ايران در جنگ ۱۲ روزه نيز همين كار را كرد. در جنگ ۴۰ روزه، به دليل ورود يك ابرقدرت بزرگ با تهاجم گسترده، ايران اين دكترين را فعال‌تر كرد. يعني آرام آرام جنگ را از روي شهرهاي ايران و صنايع، بلافاصله منتقل كرد به درگيري‌هاي دريا محور و تنگه هرمز. بدين‌ ترتيب، چالش را از ايران برداشت و به دريا برد و در آنجا گلوگاه تنگه هرمز را فشرده و امريكا را تحت فشار قرار داد.» شمس‌الواعظين با مقايسه‌اي تطبيقي توضيح داد: «معمولا امتيازهاي تاكتيكي يا نقطه به نقطه، مانند كشتي است كه شما به حريف ضربه سنگين نمي‌توانيد بزنيد. بلكه امتيازهاي گام به گام و نقطه به نقطه به دست مي‌آوريد و در مجموع، كسي كه امتيازهاي نقطه به نقطه بالاتري را كسب كرده، دستش را به عنوان برنده بالا مي‌برد. ايران هم چالش را از روي شهرهاي كشورمان به خليج‌فارس و تنگه هرمز منتقل كرد و كل خانواده بين‌المللي درگير شد. بنابراين، ايران، ايالات متحده را وادار به عقب‌نشيني كرد. اين واقعيتي است كه در حال رخ دادن است.» اين تحليلگر، موفقيت اين دكترين را يك دستاورد استراتژيك براي ايران دانست و گفت: «ايران يك نظم نوين در ارتباط با خودش در منطقه با هم‌پيمانان خودش برقرار كرده و روي معادله جديدي با قواعد جديدي در مناسبات خودش با محور مقاومت ايجاد كرده است.» شمس‌الواعظين به جزييات بيشتري از اين دكترين اشاره كرد و گفت: «اينكه در صورتي كه اسراييل جنوب بيروت يا جنوب لبنان را بمباران كند، ايران هم شمال فلسطين اشغالي را مي‌زند. اين همان امتياز نقطه به نقطه است. اسراييل اراده ايران را در اين زمينه تست كرد و نتيجه گرفت كه ايران شوخي ندارد. امروز واشنگتن‌پست و رسانه‌هاي ديگر مي‌نويسند اسراييل گمان نمي‌كرد كه ايران در اين جنگ اراده موفق شود و شمال فلسطين اشغالي را بزند، اما اتفاق افتاد.» اين كارشناس خاطرنشان كرد: «ديشب كه اسراييل بيروت را زد، ايران يك امتيازي به دست آورد. امتيازي را كه به دست آورد با امتياز امروز در حمله به شمال اسراييل تكميل كرد. يعني اينكه اسراييل حمله ايران را پاسخ داد، اسراييل به‌ شدت - بر اساس خبرهايي كه من دارم - امروز آسيب جدي ديده، بله جدي‌تر از آن چيزي كه خيلي‌ها فكر مي‌كنند. پتروشيمي، صنايع نظامي در حيفا آسيب جدي ديده‌اند، حالا با موشك‌هايي با دقت بيشتري هم ايران آنجا را زده و دست برداشته است. اين براي نخستين‌بار بود كه ايران - كه دكترينش هميشه دفاعي بوده - تهاجمي رفتار كرده؛ يعني خودش براي حمله به اسراييل اقدام كرده. خب اين يك امتياز ديگر است. اين امتياز بلافاصله تبعات روشني به جاي گذاشت. امروز امريكا و اسراييل براي برقراري آتش‌بس در ساعات آينده تقاضا كردند. اين تقاضا نكته بسيار مهمي است كه مي‌تواند در بخش پاياني مذاكرات ايران و ايالات متحده امريكا براي امضاي يادداشت تفاهم، مورد استفاده قرار بگيرد. يعني ايران مي‌تواند شرايط خاص خود براي دارايي‌هاي مسدود شده و زمان آزادسازي آن و مبلغ آن را در ازاي آتش‌بس بر طرف مقابل ديكته كند.» اين تحليلگر دليل اين استحكام را چنين بيان كرد: «حالا ديگر امريكا و اسراييل مي‌دانند كه در بازگشت به عرصه نظامي، ايران اراده قوي دارد و مشكلي هم ندارد. اگر جنوب بيروت زده شود، ايران شمال اسراييل را مي‌زند. اگر منافع ايران آسيب ببيند، قطعا درگيري نظامي را براي به كرسي نشاندن منطق و خواسته‌هاي خودش ترجيح مي‌دهد.» شمس‌الواعظين در تشريح چشم‌انداز آينده منطقه اظهار داشت: «چشم‌اندازي كه من پس از اين تحولات در غرب آسيا و خاورميانه مي‌بينم، اين است كه كشوري به نام ايران، علاوه بر برخورداري از امتيازها و مزيت‌هاي راهبردي، در كانون توجه بسياري از كشورهاي ضعيف خواهد بود كه در جست‌وجوي چتر امنيتي توسعه‌گرا هستند. ايران به چنين چتري تبديل شده و به نظر مي‌رسد كه با نظم نويني كه شكل خواهد گرفت، آن حلقه آتشي كه آيت‌الله خامنه‌اي رهبر شهيد ايران دور تا دور اسراييل برنامه‌ريزي كرده بودند، حالا تبديل مي‌شود به يك حلقه پرصلابت اراده‌هاي كشورهاي منطقه براي جلوگيري از توسعه‌طلبي‌ها و فزون‌خواهي‌هاي اسراييل.» شمس‌الواعظين در پايان به اهميت «حسن نيت» ايران اشاره كرد و گفت: «اين تحولات همچنين مي‌تواند يك نتيجه يا يك مزيت ديگر نيز داشته باشد و آن حسن نيت ايران در ارتباط با تقاضاي رييس‌جمهور امريكاست. در واقع ايران مي‌تواند نوعي پيروزي و كاميابي براي دونالد ترامپ بسازد، چرا كه از تهران تقاضايي برای آتش‌بس كرده و اين تقاضا اجابت شده است.» وي اضافه كرد: «نكته مهم اين است كه ايران مي‌تواند از اين موضوع در مذاكرات با خود ايالات متحده امريكا، با صلابت بيشتري استفاده كند. حسن نيتي كه به آن نشان داده، ايالات متحده را به سمتي سوق بدهد كه از دفاع بي‌چون و چرا و چشم بسته از اسراييل، تعديل كند و فزون‌طلبي اسراييل را محدود سازد.» شمس‌الواعظين در خصوص روابط آينده ايران و امريكا و همچنين اسراييل گفت: «من از آن دسته تحليلگران نيستم كه معتقد باشند اسراييل و ايالات متحده امريكا روابط‌شان تيره خواهد شد. ولي هرگونه نزديكي ايران با ايالات متحده امريكا در عرصه مذاكرات، منجر به تيره‌تر شدن روابط بين اسراييل و ايالات متحده خواهد شد.» وي در نهايت به نقش نتانياهو اشاره كرد و اظهار داشت: «من معتقدم كه بنيامين نتانياهو آخرين شانس خود را براي ممانعت از برقراري مذاكره يا موفقيت مذاكره بين تهران و واشنگتن، آزموده و به نظر مي‌رسد اين كارت بازي با ناكامي و شكست مواجه شده. معتقدم از اين به بعد اسراييل چندان تلاشي براي آزمودن راه رفته را نخواهد كرد.»
كيومرث يزدان‌پناه: ايران در مسير  «رنسانس ژئوپليتيك» قرار دارد
كيومرث يزدان‌پناه، استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل خارجي، با اشاره به تحولات اخير منطقه و پاسخ ايران به آنچه «نقض آتش‌بس توسط اسراييل» خوانده شده، گفت: «اساسا جنگ‌ها پيامدهاي بسيار طولاني‌مدتي دارند. در بررسي تطبيقي و تاريخي كشورهايي كه عميقا درگير جنگ جهاني دوم بودند، با گذشت تقريبا بيش از ۷۵ سال از اين جنگ، همچنان آثار و پيامدهاي آن جنگ را حمل مي‌كنند.» يزدان‌پناه با بيان اينكه جهان، دوره‌اي جديد را آغاز كرده، گفت: «تحولات ايران يك آزمون صبر براي جامعه جهاني است كه روند جديدي را شروع كرده و به نظرم فضاي بين‌المللي از دوره گذار عبور كرده و وارد دوره تسليم شده است. اين دوره تسليم را مي‌توان مصادف يا موازي با يك رنسانس ژئوپليتيك براي ايران تلقي كرد.» اين تحليلگر ادامه داد: «اگر غرب اشتباه كند درگيري با ايران ممكن است به يك جنگ فرسايشي بدون پايان تبديل شود و حتي اگر خيلي اغراق‌آميز نباشد، مي‌توانيم به آن لقب جنگ ابدي بدهيم؛ چون ويژگي‌هاي يك جنگ ابدي را با آثار و پيامدهاي خودش دارد. اين جنگ، از طرف ديگر، به ‌طور فزاينده‌اي بر فشارهاي ژئوپليتيك و استراتژيك و همچنين محاسبات سياسي خاص خودش متمركز است.» يزدان‌پناه در مورد اهداف امريكا در اين رويارويي ابراز ترديد كرد و افزود: «از يك طرف، يك ابرقدرت جهاني خودش را به كارزاري كشانده كه معلوم نيست كه در اين رويارويي فرسايشي، طولاني‌مدت، پرهزينه و مشكل ساز مشخصا دنبال چه چيزي است؟ آيا دنبال اثبات خودش به عنوان يك ابرقدرت (همان ابرقدرت قرن بيستم) است؟ آيا به دنبال اثبات خودش است كه اين جنگ را به عنوان تمرين بزرگ نظامي براي درگيري‌هاي بزرگ‌تر در آينده دنبال مي‌كند؟ واقعا چون وجه‌هاي بي‌ثبات‌كننده اين جنگ خيلي بيشتر از آن چيزي است كه ما تصور مي‌كنيم، ابهامات بسياري هم دارد.» اين استاد دانشگاه، درگيري كنوني را صرفا ايدئولوژيك ندانست و گفت: «اينكه تصور شود ايران در ظاهر به واسطه دفاع از حزب‌الله لبنان، پيشگام شده و نقش آفندي و پيشدستانه گرفته و متعاقبا هم اسراييل به چند منطقه از ايران حمله كرده و اين موارد را صرفا يك درگيري ايدئولوژيك بدانيم- اشتباه است . معتقدم اين جنگ، به‌طور فزاينده در حال تبديل شدن به يك جنگ فرسايشي طولاني‌ مدت است و همه طرف‌ها به همان اندازه كه به رويارويي نظامي متكي هستند، به فشارهاي اقتصادي، استقامت و محاسبات سياسي هم به‌طور افراطي متكي شده‌اند. ايران اما با اهرم تاب‌آوري خود دست برتر را در تحمل اين فشارها دارد.» او به فشارهاي همه‌جانبه عليه ايران اشاره كرد و افزود: «فشارهاي اقتصادي، اتخاذ سياست‌هاي محاصره ژئوپليتيكي عليه ايران، فشارهاي رواني از طريق ارائه پيش‌نويس قطعنامه‌ها عليه ايران از طريق شوراي امنيت و... همه نشان‌دهنده اين است كه هدف واقعي امريكا، خسته‌كردن ايران است.» يزدان‌پناه سناريوي احتمالي امريكا را چنين تشريح كرد: «آنها تصورشان اين است كه سه ضربه بزرگ بر اين طعمه ارزشمند زده‌اند، (تصور امريكايي‌ها اين است اين گونه برداشت نشود كه اين ديدگاه من است) بنابراين آنقدر اين طعمه را خسته مي‌كنند تا در سر فرصت و به موقعش بتوانند به قول خودشان ضربه نهايي را بزنند. ايران اما در برابر اين راهبرد دشمن، ابزارهاي خاص خود را به كار برده و تلاش‌هاي طرف مقابل را بي‌اثر مي‌سازد. اعتقاد دارم كه جنگ به هيچ‌وجه خاتمه پيدا نكرده، بلكه تحت تاثير يكسري حوادث و رخدادهاي خاص از جمله برگزاري جام جهاني كه ميزباني‌اش را كشور امريكا بر عهده دارد، قرار گرفته است. بدون ترديد جام جهاني تاثيرگذار است.» او همچنين به آثار اقتصادي و معيشتي جنگ بر مردم ايران اشاره كرد و گفت: «تصويري كه دشمنان دارند، اين است كه خروجي جنگ ۱۲ روزه در واقع به فاجعه دي ماه در ايران انجاميد و خروجي اين جنگ ۴۰ روزه - جنگ ۴۰ روزه مستقيم كه درگيرانه بود و آتش‌هاي سنگين و بعد از آن هم جنگ محاصره دريايي - به مراتب مي‌تواند آثار مخرب‌تري در واقع روي ايران داشته باشد.» يزدان‌پناه، تاب‌آوري ايران را عاملي تعيين‌كننده در تحولات آتي دانست و افزود: «آن چيزي كه مسلم است، اين آزمون سرد و شكيبايي ايران مي‌تواند در اين زمينه تعيين‌كننده باشد و اگر تاب‌آوري كلان ايران، چه در سطح اجتماعي، چه در سطح حكمراني، چه در سطح سياسي- امنيتي، در واقع محكم و قوي باشد، نتيجه اين جنگ به نفع ايران خواهد بود.»