شناسهٔ خبر: 78473670 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: رسا | لینک خبر

آواشناسی معناگرای(فونوسمانتیک) زوج

تحلیل ریشه‌شناختی حروف «ز، ج، و، ر» نشان می‌دهد که قرآن با هندسه‌ای دقیق، واژگان «زجج»، «زجو»، «زوج» و «زجر» را در طیفی میان «تداخل ساکن» تا «دفع شدید» جای داده است؛ جایی که «زوج» در نقطه تعادل، نماد پیوندِ پویا و دوسویه است.

صاحب‌خبر -
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، یکی از راه های  تقرب و کشف معنای زوج  اتخاذ رویکرد ریشه‌شناختی (etymological) و توجه به لایهٔ آوایی-معنایی (phono-semantic) حروف «ز، ج» و تعامل آنها با حروف دیگر (واو، راء) در  ریشه‌های «زجج»، «زجو»، «زوج» و «زجر» که در قرآن بکار رفته است. مبتنی بر معجم الاشتقاقی علامه حسن جبل ، از نظر آواشناختی (صوتی) حرف «زاء (ز)» بیانگر اِکْتِناز (فشردگی و تراکم) و قوّت است. حرف «جیم (ج)» بیانگر تَجَمُّع (گردآمدن) غیر شدید و ملایم است. حاصل ترکیب «زاء و جیم» (بدون حرف میانی) بیانگر تداخل یک چیز یا چند چیز در یکدیگر (همان «لَأْم») به گونه‌ای است که جِرم آنها پراکنده نمی‌شود؛ مانند «ابروی به هم پیوسته و فشرده (مُزَجَّج)» که دو سوی آن درآمیخته، اما حجم و تراکم خود را حفظ کرده است.
 
در ریشهٔ «زجو» (ز – ج – و): {مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ} [النور: ٣٥]
در این ریشه، حرف واو پس از زاء و جیم می‌آید و معنای «اشتمال (احاطه و دربرگیری)» را به ترکیب می‌افزاید. در نتیجه، ترکیب «زجو» بیانگر این است که «لَأْم» که در اینجا همان دفع و راندن است به آرامی و همراه با مدارا، بر روی چیزی واقع می‌شود که مشمول و محاط (دربرگرفته شده) است. مثل 
- راندن گوساله همراه با مادرش (دفعی آرام که گوساله هنوز در احاطهٔ مادر است).
- دفع و راندن ابر توسط باد (ابر در هوا محاط است و باد آن را به آرامی می‌راند).
 
در ریشهٔ «زوج» (ز – و – ج): {رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ} [الإسراء: ٦٦]
در این ریشه، حرف واو میان زاء و جیم قرار می‌گیرد (نه پس از آنها).
این ترکیب بیانگر«اشتمال (احاطه) بر دو چیزی که با یکدیگر تداخل دارند، همراه با دفع و حرکت ملایم یکی به سوی دیگری». یعنی پیوند دو چیز با یکدیگر به آرامی، مانند رابطهٔ زن و شوهر (زوجین). در اینجا برخلاف «زجو»، دو چیز داریم (نه یک چیز محاط در چیز دیگر)، و تداخلی دوسویه میان آنها برقرار است.
 
در ریشهٔ «زجر» (ز – ج – ر): {فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنْظُرُونَ} [الصافات: ١٩]
در این ریشه، حرف راء به ترکیب افزوده می‌شود.راء بیانگر «اِسْتِرْسال و اِطِّراد» (جریان پیوسته، کشیده‌شدگی و ادامه‌دار بودن) است.
ترکیب «زجر» با حضور راء، بیانگر«استمرار و پیوستگی در دفع و راندن، به گونه‌ای که منجر به دورسازی و جدایی یا فشار شدید می‌شود.» نمونهٔ عینی این معنا در جداشدن مضغه از شکم ناقه به صورت دفع و پرتاب است؛ چنانکه گفته می‌شود: «زَجَرَتِ النَّاقَةُ بِمَا فِی بَطْنِهَا» یعنی: شتر آنچه را در شکم داشت با فشار و پرتاب بیرون انداخت. در مفهوم «زجر» به معنای طرد و راندن با خشونت دیده می‌شود (مانند راندن حیوان با فریاد و شدت).
 
برآیند تحلیل:
 زجج:  ز + ج (تکرار ج)  تداخل فشرده و ساکن، بدون پراکندگی جرم 
 زجو:  ز + ج + و (واو در پایان)  دفع آرام چیزی که در احاطهٔ چیز دیگر است 
 زوج:  ز + و + ج (واو در میان)  احاطه و تداخل دو چیز با دفع ملایم دوسویه 
 زجر:  ز + ج + ر (راء در پایان)  دفع شدید و استمراری همراه با جدایی و دورسازی 
 
با توجه به کاربست چهار ریشهٔ «زجج، زجو، زوج، زجر» در قرآن شاید بتوان گفت «زوج» در نقطهٔ میانی طیف معنایی «زجو» (دفع ملایم یک‌سویه) و «زجر» (دفع شدید جدایی‌بخش) قرار دارد. از «زجج» فشردگی ساکن را به ارث برده، اما با افزودن واوِ اشتمال و جابجایی آن، به «تداخل دوسویه و پویا در یک ظرف مشترک» تبدیل شده است. قرآن از همین ویژگی برای توصیف ازواج خلقت و زوج بندی ایتمانی بهره برده است.
 
كتاب المعجم الاشتقاقي المؤصل، محمد حسن جبل، صص875-881

برچسب‌ها: