به گزارش قدس آنلاین، شاید بخشی از محبوبیت کاراکتر «جناب خان» از حوزه رسانه و مارکتینگ درست آمده باشد اما بخش مهم و قابل توجه آن، مرهون محمد بحرانی است که استعداد، عمر و سالها تجربه و مطالعه خود در حوزه کار عروسکی را به پای این شخصیت ریخت. در واقع تجربه سالها فعالیت در حوزه نمایش عروسکی و شناخت عمیق از ظرفیتهای این مدیوم، باعث شده جنابخان صرفاً یک عروسک نباشد؛ بلکه او شخصیتی زنده، چندلایه و باورپذیر است. شوخطبعی، احساسات، کنایهها و حتی نوع نگاه جنابخان به جهان، ریشه در این جهانِ زیسته بحرانی دارد.
در کنار این تسلط بر عروسکگردانی و شخصیتپردازی، مهارت محمد بحرانی در بداههپردازی و آشناییاش با موسیقی را نمیتوان نادیده گرفت. بسیاری از لحظات بهیادماندنی این شخصیت حاصل واکنشهای آنی و هوشمندانه بحرانی در گفتگوهاست؛ واکنشهایی که به جنابخان هویتی مستقل و غیرقابل پیشبینی میبخشند.

از سوی دیگر، علاقه و دانش موسیقایی بحرانی باعث شده آوازها و شوخیهای موزیکال جنابخان به بخشی جداییناپذیر از جذابیت او تبدیل شوند؛ تا جایی که میتوان گفت جنابخان بیش از آنکه صرفاً با صدا جان بگیرد، با ذوق و شخصیت محمد بحرانی نفس میکشد.
حالا همین محمد بحرانی، این روزها در جایگاهی متفاوت نیز قرار گرفته و اجرای برنامه «کیمدی شو» را در فضای نمایش خانگی و در قالب یک رئالیتیشو بر عهده دارد؛ بحرانی یک جا به عروسکی جان میبخشد و آن را ستاره صحنه میکند و در جایی دیگر، خودش بدون واسطه در مرکز روایت قرار میگیرد و نقش هدایتکننده و صحنهگردان را عهدهدار میشود.
این دو تجربه، هرچند از نظر فرم و ساختار تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند، اما در یک نقطه به هم میرسند؛ توانایی محمد بحرانی در برقراری ارتباط با مخاطب. او در قالب جنابخان با خلق شخصیتی محبوب و ماندگار به دل مخاطبان راه پیدا کرد؛ مسیری که همچنان با این کاراکتر تداوم یافته و به برنامه تازهای با نام «قصههای هومن و جنابخان» رسیده است و از سویی دیگر امروز در «کیمدی شو» تلاش میکند با اتکا به همان شناخت از سلیقه و واکنش مخاطب، فضای برنامه را برای مخاطبی مانند نسل آلفا مدیریت کند.
دو جهان متفاوت با دو جنس از اجرا و روایت که هر کدام مخاطبان خود را دارند. باید پذیرفت که نقطه مشترک «قصههای هومن و جنابخان» و «کیمدی شو» بحرانی و تواناییهایش است که باعث شده نام او چه در پسِ جنابخان و چه در برابر دوربین، همچنان برای مخاطبان آشنا و قابل اعتماد باشد.
نویسنده: ستاره نجف آبادی