به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی گام جدیدی را برای اجرایی کردن برنامههای دیپلماتیک خود در قالب فرمت «1+5» (C5+1) برداشتند.
در روز 5 ژوئن، تاشکند میزبان مقامات فرهنگی پنج کشور آسیای مرکزی و واشنگتن بود؛ نشستی که تنها چند روز پیش از برگزاری اجلاس راهبردی مواد معدنی حیاتی در آستانه شکل گرفت تا نشاندهنده دستور کار گسترده غرب برای منطقه در حوزههای میراث فرهنگی، دیپلماسی عمومی، معدن، سرمایهگذاری و زنجیره تأمین باشد.
نشست تاشکند؛ خیمه سنگین دیپلماسی عمومی آمریکا بر فرهنگ منطقه
در این نشست که در پایتخت ازبکستان برگزار شد، وزرای فرهنگ ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و معاون وزیر فرهنگ ترکمنستان به همراه «سارا راجرز»، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور دیپلماسی و روابط عمومی حضور داشتند. محور اصلی گفتگوها بر همکاریهای بشردوستانه، پروژههای فرهنگی مشترک، مبادلات خلاقانه و حفاظت از میراث فرهنگی متمرکز بود.
شرکتکنندگان در خصوص تشکیل کارگروه دائم فرهنگی، راهاندازی مجمع نوآوری و فرهنگ «1+5» و افزایش سهم متخصصان آسیای مرکزی در برنامههای آموزشی و تبادلی آمریکا توافق کردند.
همچنین ازبکستان پیشنهاد تأسیس مراکز مشترک آموزش زبان انگلیسی تخصصی حوزه فرهنگ را با همکاری شرکای آمریکایی مطرح کرد تا این برنامهها فراتر از بیانیههای کاغذی، نمودی عینی به خود بگیرند. این اقدامات در گامهای بعدی شامل آموزش کارکنان موزهها، نمایشگاههای سیار، مبادلات سینمایی و کارگاههای تحت حمایت آمریکا خواهد بود.
پشت پرده حفاظت از میراث فرهنگی؛ ابزار جدید واشنگتن برای نفوذ نرم
این ماراتن دیپلماتیک در واقع برآمده از اجلاس سران «1+5» در واشنگتن (نوامبر 2025) است؛ مقطعی که پس از 10 سال از شکلگیری این فرمت در سال 2015، ماهیت آن را از لابیهای کلی دیپلماتیک به سمت توافقات اجرایی و ملموس سوق داد.
برای کشورهای آسیای مرکزی، توسعه بخشهای فرهنگی و موزه داری یک ابزار هویتی و منبع درآمد اقتصادی از طریق گردشگری است؛ اما برای آمریکا، دیپلماسی عمومی راهکاری حیاتی برای حفظ حضور فعال در منطقه، خارج از چارچوبهای سنتی امنیت و انرژی محسوب میشود.
واشنگتن تلاش میکند با استفاده از برنامههای زبانی، پروژههای میراث فرهنگی و تبادلات خلاقانه، لایهای از قدرت نرم را بدون حساسیتزایی امنیتی ایجاد کند. جالب اینجاست که موضوع حفاظت از میراث فرهنگی جنبه امنیتی نیز دارد؛ چرا که قاچاق اموال فرهنگی اغلب با مدیریت مرزها، گمرک و اجرای قانون همپوشانی دارد.
ثبت دیجیتال آثار و آموزشهای حرفهای به کشورها کمک میکند تا پیش از آسیب یا سرقت آثار، آنها را مستندسازی کنند. نمونه زنده این فعالیتها، پروژه بازسازی نمای مدرسه شیردار در سمرقند است که فاز نخست آن با حمایت مالی «صندوق سفیر آمریکا برای حفظ میراث فرهنگی» (AFCP) به پایان رسید و به امضای یک نقشه راه همکاری 5 ساله میان بنیاد توسعه هنر ازبکستان و سفارت آمریکا منجر شد.
ماراتن آستانه؛ خیز واشنگتن برای تصاحب مواد معدنی حیاتی
اما برنامه واشنگتن فراتر از موضوعات فرهنگی است. سارا راجرز در چارچوب سفر منطقهای خود پس از دیدار با وزیر امور خارجه ازبکستان، راهی ایستگاه بعدی این فرمت یعنی آستانه میشود.
بر اساس برنامه رسمی، گفتگوهای مواد معدنی حیاتی «1+5» در 10 ژوئن و بلافاصله پیش از کنگره معدن و متالورژی آستانه (AMM 2026) برگزار خواهد شد.
این رویکرد، بخش سخت و استراتژیک اهداف آمریکا را آشکار میسازد که شامل سرمایهگذاری، بررسی قوانین مالیاتی، لجستیک حملونقل و تمرکز بر مس و اورانیوم به عنوان فلزات استراتژیک در گذار انرژی جهانی است.
قزاقستان به عنوان میزبان این رویکرد، انگیزههای بالایی دارد؛ زیرا به دنبال جذب سرمایه خارجی و ورود به زنجیرههای صنعتی با ارزش افزوده بالا است. طبق آمارهای بینالمللی، قزاقستان در سال 2024 سهمی 39 درصدی از تولید جهانی اورانیوم و نزدیک به 49 درصد از صادرات اورانیوم طبیعی جهان را در اختیار داشته و معادن و فلزات 18 درصد از ارزش صادرات این کشور را تشکیل دادهاند.
صادرات مس تصفیه شده قزاقستان در آن سال 2 میلیارد دلار، روی 788 میلیون دلار و نقره 588 میلیون دلار درآمدزایی داشته است. آستانه همچنین در تلاش است تا ظرفیت خاکهای نادر خود را فعال کند؛ کما اینکه در سال 2025 کشف ذخیره بزرگ خاکهای نادر «ژانا قزاقستان» با ظرفیت تخمینی بیش از 20 میلیون تن حاوی نئودیمیوم، سریم و لانتانیوم اعلام شد.
سیاست چندوجهی کشورهای آسیای مرکزی در مواجهه با طمع اقتصادی غرب
برای واشنگتن، مواد معدنی حیاتی به یکی از قویترین محرکهای اقتصادی برای زنده نگه داشتن فرمت «1+5» تبدیل شده است. آمریکا به شدت به دنبال ایجاد زنجیرههای تأمینی است که در برابر فشارهای سیاسی، کنترلهای صادراتی و گلوگاههای حملونقل (به ویژه از سوی رقبای قدرتمند شرق یعنی چین و روسیه) آسیبپذیر نباشند. در مقابل، دولتهای آسیای مرکزی خواهان فناوری، منابع مالی، مسیرهای جدید بازار و سهم بزرگتری از ارزش منابع خود هستند.
این فرمت با رویکرد سیاست خارجی چندوجهی و موازنه گرایانه کشورهای آسیای مرکزی سازگار است؛ چرا که به هر پنج کشور یک تریبون مشترک میدهد، در حالی که هر کدام به طور مستقل روابط دوجانبه خود را با دیگر قدرتهای جهانی حفظ میکنند.
قزاقستان بر خلاف برخی کشورها، نیازی به ساخت زیرساختهای صنعتی از صفر ندارد، چرا که از پیش دارای کارخانههای بزرگ ذوب و متالورژی و مشارکتهای طولانیمدت با غولهای انرژی غربی مانند شورون است. گام بعدی آستانه، تعمیق فرآوری داخلی است. برای شرکتهای آمریکایی این به معنای نگاهی فراتر از دسترسی صرف به مواد خام و ورود به حوزههای پالایش، استانداردهای زیستمحیطی و توافقنامههای خرید بلندمدت است.
روند کنونی نشان میدهد که اولویتهای کلان تعیین شده در اجلاس نوامبر گذشته واشنگتن، اکنون توسط وزرا و مقامات به حوزههای عملیاتی تبدیل شدهاند؛ با این حال، محک نهایی این فرمت نه در قاب عکسهای یادگاری دیپلماتیک، بلکه در میزان تداوم قراردادهای امضا شده و کارهای اجرایی پس از فروکش کردن هیاهوی رسانهای خواهد بود.
انتهای پیام/