به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا،۱۰۰ روز از آغاز جنگ در خلیج فارس گذشته و پیامدهای آن دیگر فقط در تیتر خبرها دیده نمیشود؛ این جنگ بهتدریج به لایههای عمیقتری از اقتصاد جهانی نفوذ کرده است. آنچه در ابتدا بهعنوان یک شوک ژئوپلیتیک ظاهر شد، اکنون به بحرانی تبدیل شده که همزمان بر قیمت انرژی، بازارهای سهام، اوراق بدهی و نرخ تورم در اقتصادهای بزرگ فشار وارد میکند.
به گزارش سیانبیسی ، تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۱۰۰ روز گذشته باعث نوسانات گسترده در همه طبقات دارایی شده و هنوز هم نشانهای از پایان پایدار درگیری وجود ندارد. این در شرایطی است که مذاکرات میان تهران و واشنگتن به بنبست رسیده، تبادل پیامها با ابهام همراه است و در فواصل مختلف نیز حملات نظامی ادامه یافته است. آتشبس موجود شکننده است و همین شکنندگی، خود به یکی از منابع اصلی بیثباتی بازارها تبدیل شده است.
بازار انرژی؛ بحران عرضه و فشار تورمی
بزرگترین و مستقیمترین اثر جنگ را باید در بازار انرژی جستوجو کرد. تنگه هرمز که یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت جهان است، عملاً در طول جنگ با اختلال جدی روبهرو بوده است. نتیجه این وضعیت، شوکهای متوالی در قیمت نفت بوده؛ شوکهایی که هر بار با خبر حملات موشکی، تهدیدهای تازه، مذاکرات بینتیجه یا آتشبسهای لرزان تشدید شدهاند.
هرچند قیمت نفت نسبت به اوجهای جنگی کمی پایین آمده، اما همچنان بسیار بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد. گزارشها حاکی است، نفت برنت حدود ۳۶ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ معامله میشود و نفت وست تگزاس اینترمدیت نیز نزدیک به ۵۰ درصد بالاتر مانده است. این افزایشها تنها یک عدد روی تابلو نیستند؛ بلکه مستقیماً به افزایش هزینه حملونقل، سوخت، مواد اولیه و در نهایت کالاهای مصرفی منجر میشوند.
«تاماس وارگا» از PVM Oil Associates هشدار داده است که اگر موجودیهای نفتی در ماه ژوئن همچنان کاهش یابد، بازار به سطوح بحرانی خواهد رسید و احتمال بازگشت قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه افزایش پیدا میکند. به گفته او، اگر تنگه هرمز زود باز نشود، فشار تورمی شدت میگیرد و اختلال عرضه در بازار انرژی عمیقتر میشود.
بازار سهام؛ از شوک اولیه تا فرسایش اعتماد
در بازار سهام، واکنش اولیه جهانی به جنگ، فروش گسترده بود؛ اما در آمریکا بازارها بهمرور بخشی از افتها را جبران کردند. با این حال، این بازگشت لزوماً نشانه سلامت نیست؛ بلکه بیشتر نشاندهندهی عادتپذیری خطرناک بازارها به بحران است. سرمایهگذاران در والاستریت تا حدی از جنگ عبور کردهاند، اما این عبور به بهای بیتوجهی به ریسکهای بنیادین تمام شده است.
هر چند شاخص S&P 500 توانسته به رکوردهای تاریخی جدید برسد، اما این رشد در فضایی رخ داده که نااطمینانی ژئوپلیتیک، افزایش قیمت انرژی و نگرانی از تورم همچنان پابرجاست.
در این رابطه «لیان بارنز» از Netwealth توضیح داده که بازارها میان دو نیرو گیر افتادهاند: از یک سو جنگ، که اقتصادهای واردکننده انرژی را به سمت رکود تورمی میبرد؛ و از سوی دیگر، موج خوشبینی درباره هوش مصنوعی که عمدتاً در شرکتهای آمریکایی و آسیایی متمرکز است. این یعنی رشد بازار سهام بیش از آنکه حاصل بهبود فراگیر اقتصاد باشد، ناشی از تمرکز سرمایه روی چند بخش خاص است.
در واقع، آنچه رخ داده نه آرامش، بلکه تضاد شدید میان بخشهای برنده و بازنده اقتصاد جهانی است: شرکتهای فناوری و نیمهرسانا از سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی سود میبرند، اما صنایع مصرفی، واردکنندگان انرژی و اقتصادهای وابسته به تجارت جهانی زیر فشارند.
بازار اوراق؛ افزایش بازدهی، کاهش ارزش و نگرانی از رکود تورمی
بازار اوراق یکی از روشنترین نشانههای آسیبپذیری اقتصاد جهانی در ۱۰۰ روز اخیر بوده است. بازدهی اوراق دولتی در بسیاری از کشورها جهش کرده و همین موضوع به معنای افت قیمت اوراق و بالا رفتن هزینه تأمین مالی برای دولتها و بنگاههاست.
در آمریکا، بازده اوراق ۳۰ساله خزانهداری به بالاترین سطح خود از پیش از بحران مالی رسید؛ رخدادی که نشان میدهد بازارها نگران تداوم تورم و سختگیرانهتر شدن سیاست پولی هستند. در بریتانیا نیز اوراق دولتی تحت فشار شدید فروش قرار گرفتهاند.
همچنین «نیل بیرل» از Premier Miton Investors گفته است که بازار اوراق به این نتیجه رسیده که «چیزی واقعی برای نگرانی وجود دارد»؛ از جمله تورم بالاتر، رشد ضعیفتر و اختلال در زنجیره تأمین. او هشدار داده که هرچه تورم و نرخ بهره برای مدت طولانیتری بالا بمانند، رشد اقتصادی بیشتر آسیب میبیند و نگهداشتن سطح فعلی سهام دشوارتر میشود.
تورم؛ انتقال مستقیم جنگ به زندگی مردم
مهمترین پیامد اجتماعی-اقتصادی این جنگ را باید در تورم دید. دادههای اقتصادی در آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ نشان میدهد که هزینه انرژی در حال سرایت به شاخصهای قیمتی است. در آمریکا، شاخص قیمت مصرفکننده در آوریل به نرخ سالانه ۳.۸ درصد رسید که بالاترین سطح در نزدیک به سه سال است.
این فقط یک عدد نیست؛ یعنی خانوارها باید برای سوخت، حملونقل، مواد غذایی و کالاهای روزمره بیشتر پرداخت کنند. در این میان، کاهش عرضه انرژی از خاورمیانه نقش مهمی در افزایش تورم داشته و برخی دولتها، از جمله آلمان و هند، ناچار به مداخله شدهاند تا شدت فشار قیمتی را کاهش دهند.
۱۰۰ روزی که جهان را گرانتر و شکنندهتر کرد
در مجموع، ۱۰۰ روز جنگ در خلیج فارس نهتنها بحران امنیتی را حل نکرده، بلکه آن را به یک شوک اقتصادی چندلایه تبدیل کرده است. انرژی گرانتر شده، بازده اوراق بالا رفته، بازارهای سهام دوپاره شدهاند و تورم دوباره در حال اوجگیری است. بازارها شاید در برخی بخشها ظاهراً آرام گرفته باشند، اما زیر این سطح، شکنندگی بیشتری نسبت به قبل وجود دارد.
به زبان ساده، این جنگ باعث نشده اقتصاد جهانی به تعادل جدیدی برسد؛ بلکه آن را وارد دورهای کرده که در آن بی اطمینانی، هزینه و ریسک همزمان رو به افزایشاند. هرچه این وضعیت طولانیتر شود، خسارتهای آن نهفقط برای بازارها، بلکه برای رشد، اشتغال و قدرت خرید مردم نیز سنگینتر خواهد شد.
بحران ۱۰۰ روزه خلیج فارس نشان داد که جنگهای منطقهای، بهویژه در نقاط حساس انرژی، میتوانند بسیار سریع به مسئلهای جهانی تبدیل شوند و از مسیر نفت، تورم، نرخ بهره و انتظارات سرمایهگذاران، بر زندگی روزمره مردم در کشورهای دور از میدان جنگ نیز اثر بگذارند.
از سوی دیگر، تداوم بستهماندن یا اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی، دولتها را ناچار به مداخله در بازار سوخت و حمایت از مصرفکنندگان کرده و همزمان دست بانکهای مرکزی را برای کاهش نرخ بهره بسته است. در چنین شرایطی، حتی رشد ظاهری برخی شاخصهای سهام نیز نمیتواند نشانهای از بازگشت ثبات باشد؛ زیرا زیر سطح بازارها، هزینهها بالا رفته، ریسک سرمایهگذاری بیشتر شده و چشمانداز رشد جهانی شکنندهتر از قبل است.