در آلبانی، مردم به خیابان آمدهاند و شعارها سادهاند: «آلبانی فروشی نیست.» در نگاه اول، ماجرا شبیه دهها مناقشه آشنای دیگر به نظر میرسد. سرمایهگذاران از توسعه میگویند. دولت از اشتغال و رشد اقتصادی حرف میزند.
فعالان محیط زیست درباره طبیعت هشدار میدهند. مردم نگران آینده منطقهاند. اما شاید مهمترین اتفاق این داستان، نه در جزیره ساسن رخ داده باشد و نه در خیابانهای تیرانا. شاید مهمترین اتفاق، خیلی زودتر رخ داده باشد؛ در جایی دور از نگاه عموم.
روایت شناختهشده این است که ایوانکا ترامپ و جرد کوشنر در سفری دریایی با دوستان خود از جزیره ساسن بازدید کردند و مجذوب آن شدند.
به گزارش پادکست «All-In» (ژوئن ۲۰۲۶)، کوشنر خود فاش کرد که قایق متعلق به نت روتشیلد بوده و در همان سفر، ادی راما، نخستوزیر آلبانی، سوار قایق شده و درباره چشمانداز توسعه کشور با او گفتوگو کرده است.
بسیاری از بحثها از همین نقطه به سمت گمانهزنیهای بزرگ میروند، اما شاید مسئله اصلی اصلاً روتشیلد نباشد. شاید مسئله، خود «قایق» باشد. قایق نه به عنوان یک وسیله، بلکه به عنوان یک استعاره. استعارهای از جایی که سیاست، سرمایه، ارتباطات و آینده به هم میرسند.
در جهان امروز، سرزمینها معمولاً زمانی تغییر نمیکنند که اولین قرارداد امضا میشود. خیلی پیشتر تغییر میکنند. در لحظهای که برای نخستین بار وارد شبکهای از روابط میشوند. در لحظهای که افراد بانفوذ درباره آنها حرف میزنند. در لحظهای که آینده آنها در ذهن کسانی شکل میگیرد که ممکن است کیلومترها دورتر زندگی کنند.
شاید به همین دلیل است که اعتراضات آلبانی فقط یک اعتراض محلی نیست. اگر فقط مسئله ساخت یک هتل بود، احتمالاً این همه انرژی اجتماعی شکل نمیگرفت.
آنچه بخشی از جامعه آلبانی را نگران کرده، فقط ساختمانها نیستند. بلکه این احساس است که گفتوگویی درباره آینده سرزمینشان پیش از حضور آنها آغاز شده است. این احساس، صرفاً مختص آلبانی نیست.
در سالهای اخیر، از سواحل مدیترانه تا شهرهای تاریخی اروپا، از آمریکای لاتین تا آسیا، یک پرسش مشترک بارها تکرار شده است: چه کسی حق دارد آینده یک مکان را تصور کند؟ مردمی که در آن زندگی میکنند؟ دولتهایی که بر آن حکومت میکنند؟ یا شبکههایی از سرمایه و قدرت که میتوانند آن را به بخشی از نقشه جهانی خود تبدیل کنند؟ این پرسش تازهای نیست.
اما آنچه تازه است، سرعت و مقیاس آن است. امروز یک جزیره دورافتاده میتواند در عرض چند ساعت وارد مدار سرمایه جهانی شود. اما جامعهای که قرنها با آن مکان زندگی کرده، ممکن است احساس کند آخرین کسی است که از این تصمیم باخبر میشود. شاید به همین دلیل باشد که شعار «آلبانی فروشی نیست» فراتر از یک اعتراض سیاسی شنیده میشود.
این شعار درباره قیمت زمین نیست. درباره مالکیت آینده است. درباره این نگرانی است که مبادا سرزمینی پیش از آنکه توسط مردمش انتخاب شود، توسط دیگران انتخاب شده باشد. برای همین، مهمترین سؤال پرونده ساسن شاید این نباشد که چه کسی جزیره را خواهد ساخت.
بلکه این باشد: جزیره ساسن دقیقاً چه زمانی وارد آیندهای شد که مردم آلبانی هنوز در طراحی آن حضور نداشتند؟ این همان پرسشی است که از سواحل آلبانی فراتر میرود، زیرا در قرن بیستویکم، مناقشه اصلی فقط بر سر مالکیت زمین نیست.
بر سر مالکیت رؤیایی است که برای آن زمین ساخته میشود؛ و شاید اعتراضات امروز آلبانی، پیش از آنکه درباره یک جزیره باشد، درباره حق ملتها برای مشارکت در رؤیای آینده خودشان باشد.
*پژوهشگر جنگ شناختی