به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا؛ نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با حضور نمایندگان ۳۵ کشور عضو این شورا در حالی امروز در وین اتریش آغاز بهکار کرد که یکی از مهمترین محورهای این نشست بررسی پرونده هستهای ایران و گزارشی خواهد بود که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این زمینه ارائه خواهد داد. بخشهایی از تازهترین گزارش «رافائل گروسی» درباره پرونده هستهای ایران که پنجشنبه گذشته (۱۴ خرداد برابر با ۴ ژوئن) منتشر شد، بیش از آنکه درباره وضعیت برنامه هستهای ایران باشد؛ تناقضی را عیان کرد که این نهاد حداقل در یکسال گذشته گرفتار آن بوده است.
گروسی در این گزارش مدعی شده است که «آژانس نه اطلاعاتی از ایران درباره وضعیت مواد هستهای اعلامشده، تاسیسات و مکانهای خارج از تاسیسات برای اهداف پادمانی دریافت کرده و نه به هیچیک از این تاسیسات و مکانها، بهاستثنای نیروگاه بوشهر، برای انجام فعالیتهای راستیآزمایی میدانی دسترسی داشته است. بنابراین، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نتوانسته مسئولیتهای پادمانی خود ذیل پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای را در تاسیسات هستهای اعلامشده ایران انجام دهد و در نتیجه، قادر به راستیآزمایی وضعیت این تاسیسات و مواد هستهای مرتبط با آنها نیست.»

بر مبنای این بخش از اظهارات گروسی، خبرگزاری رویترز مدعی شده است که دیپلماتها روز جمعه اعلام کردهاند که ایالات متحده در آستانه نشست فصلی هفته آینده شورای حکام آژانس، در حال تدارک پیشنویس قطعنامهای برای محکوم کردن ایران است. خبرگزاری فرانسه هم در گزارشی محرمانه که روز پنجشنبه نسخهای از آن را مشاهده کرده است، مدعی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده که عدم دسترسی به مراکز هستهای ایران برای تایید مواد هستهای در آن کشور، باعث نگرانی از گسترش سلاحهای هستهای است و از جمهوری اسلامی ایران خواسته است تا با آژانس به طور سازنده تعامل و همکاری کند. اما پرسش بنیادین درباره این ادعا چرایی آن است؛ چرا آژانس در یک سال گذشته به تاسیسات ایران دسترسی نداشته است؟
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری امروز دوشنبه ۱۸ خرداد درباره این ادعاهای مدیرکل و گزارش گروسی و اینکه اگر قطعنامه در این جلسه تصویب شود، پاسخ رسمی ایران نسبت به این قطعنامه چه خواهد بود، توضیح داد که ایران برای هر پیشامدی آماده است و پاسخ مقتضی را در نظر دارد اما کسی که نامزد انتخاب به عنوان دبیرکل سازمان ملل است، باید در رفتار و اعلام مواضع و انجام وظیفه به عنوان مسئول یک نهاد مهم بینالمللی، یعنی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مسئولانه عمل کند.
بقائی تصریح میکند که اگر آژانس نگران آن چیزی است که تحت عنوان «پیوستگی دانش» در رابطه با موضوع هستهای ایران مطرح میکنند، باید کسانی را مورد مواخذه و سرزنش قرار دهد که عامل و باعث این وضعیت بودهاند و آمریکا و رژیم صهیونیستی، به دلیل حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، عامل بروز این وضعیت هستند. آژانس هنوز در رابطه با این موضوع اظهار نظر مسئولانهای نداشته و این اقدام را محکوم نکرده است؛ در حالی که در رابطه با موارد مشابه در منطقه ما، آژانس خیلی فوری به آن کشور سفر میکند و مواضع تندی را اتخاذ میکند. این موضع دوگانه، شائبه همیشگی را بیش از پیش تقویت میکند که متأسفانه مدیرکل آژانس، رویکردی کاملاً جانبدارانه، غیرفنی و سیاسی نسبت به موضوع هستهای ایران را دنبال میکند و این وضعیت صرفاً باعث بیاعتباری بیشتر آژانس و شخص مدیرکل در رابطه با تعهداتش نسبت به منع اشاعه هستهای خواهد شد.
«کاظم غریبآبادی» معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه در پاسخی تفصیلی به این ادعاها گفت: «آقای گروسی از «ابهام»، «فقدان دسترسی» و «از دست رفتن پیوستگی دانش» سخن میگوید؛ اما این وضعیت در خلأ ایجاد نشده است. تأسیسات هستهای تحت پادمان، هدف حملات نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفتند. مدیرکل آژانس که نشان داد کاملا در اختیار آمریکا و غرب است، متاسفانه هیچگاه این حملات را محکوم نکرد. نمیتوان منشأ اختلال را نادیده گرفت و سپس پیامد همان اختلال را علیه ایران صورتبندی کرد.»

تناقض رفتار آژانس و غرب با ایران؛ حالا گروسی کمتر از گذشته میداند
یک سال پیش در چنین روزهایی؛ مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تدارک تدوین گزارشی بود که در آن، ایران متهم به عدم شفافیت در برنامه هستهای و مکانهای اعلام نشده غنیسازی شده بود. در گزارش ارائه شده از سوی گروسی به شورای حکام در خرداد ماه سال گذشته گرچه اعلام شده بود که مدرکی مستند درباره حرکت ایران به سمت سلاح هستهای وجود ندارد اما همین گزارش به یکی از بهانههای رژیم اسرائیل و آمریکا برای حمله به تاسیسات هستهای ایران در ۲۳ خرداد تبدیل شد.
تلاش گروسی برای افزایش فشارها علیه ایران در حالی است که این گزارش باید سندی فنی-حقوقی از مجموعه همه رویدادهای یک سال اخیر باشد، نه صرفا اشاراتی بدون محکومیت به جنگ که در آن اساسا به نقش عاملان و فاعلان اشارهای نشده است.
تعامل جمهوری اسلامی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را میتوان به دو دوره پیش و پس از این حمله تقسیم کرد. واقعیت آن است که هزاران صفحه گزارش آژانس درباره فعالیتهای هستهای ایران و گستردهترین بازرسیهای تاریخ (هم از منظر تجهیزات نظارتی و هم از حیث زمان و بازرس) از این برنامه، نشان میداد که جمهوری اسلامی ایران قصدی برای حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای را ندارد.
این میزان از شفافیت با جهان درباره پرونده هستهای اما بمباران این تاسیسات تحت نظارت را درپی داشت و از مقطع زمانی تا به امروز ایران، همکاری با این نهاد را جز نیروگاه هستهای بوشهر، درباره دیگر تاسیسات هستهای خود، به حالت تعلیق درآورده است. بنابراین مسئله ایران و آژانس باید این گونه صورتبندی شود که پیش از حملات آمریکا و اسرائیل، آژانس به زیرساخت هستهای ایران دسترسی داشت، دوربینها فعال و بازرسان در حال فعالیت بودند، پس از این حمله اما مدیرکل آژانس اعلام میکند که دسترسی میدانی به این تاسیسات وجود ندارد، اطلاعات جدیدی از ایران دریافت نشده و وضعیت مواد هستهای قابل راستیآزمایی نیست.
در میانه سطور گزارش آژانس حقیقت نهفته این است که این نهاد قطعنامهای برای فشار بر ایران به بهانه افزایش شفافیت ایران منتشر میکند، اسرائیل و آمریکا از این قطعنامه سوءاستفاده کرده و تاسیسات هستهای ایران را بمباران میکنند و در حال حاضر آژانس نه تنها شفافیت موردنظر را به دست نیاورده که هیچ دسترسی امنی هم به این تاسیسات ندارد. به اذعان بسیاری از تحلیلگران، بمباران فردو، نطنز و تاسیسات اصفهان، نه تنها اهداف اعلامی خود را محقق نکرده که در راستای خلاف آن هم حرکت کرده است.
فرافکنی گروسی؛ چرا دلیل واقعی عدم دسترسی روایت نمیشود
گروسی در گزارش خود به عدم وجود دسترسی به تاسیسات هستهای ایران میپردازد و انتظار این است که خواننده گزارش در مواجهه با این گزاره عدم دسترسی، این پرسش را مطرح کند که «چرا تهران با وجود همکاری گسترده با آژانس، رویه خود را تغییر داده است.» مدیرکل آژانس در همان گزارش به این پرسش پاسخ میدهد اما نه پاسخی کامل. بخش دوم گزارش گروسی، همان تناقضی است که وی نمیتواند از آن رهایی یابد و از این رو تصریح میکند که «حملات نظامی به تاسیسات و سایتهای هستهای ایران وضعیتی بیسابقه ایجاد کرده است.» این جمله گروسی اما همه دلیل ایران برای محدود سازی همکاری با آژانس نیست و مدیرکل این نهاد با این نیمهاعتراف، به نوعی در پی فرافکنی نقش و مسئولیت خود در ایجاد شرایط کنونی است. ایران همکاری با آژانس را بر اساس قانون مصوب مجلس به حالت تعلیق درآورده اما آژانس هم هیچ تلاشی برای جلب اعتماد تهران و شکستن این تعلیق انجام نداده است.
گزارشهای اغلب سوگیرانه و سیاسی گروسی در چند سال گذشته، نه تنها در مسیر تعامل دو طرف گرهی باز نکرده که خود به یکی از گرههای این مسیر و حتی بهانه حمله به ایران هم تبدیل شده است. بمباران تاسیسات هستهای صلحآمیز و تحت نظارت آژانس کوچکترین محکومیتی از سوی این نهاد بینالمللی را در پی نداشته و گروسی در این زمینه سکوت اختیار کرده است.
بازرسی از تاسیسات صلحآمیز و مورد نظارت آژانس که در حملات اخیر بمباران شده؛ وضعیت تازه و البته نادری است که درباره نحوه و جزئیات این بازرسی، هیچ دستورالعمل اجرایی تدوین نشده و با توجه به شرایط خاص تاسیسات بمباران شده ایران، این بازرسی نیازمند پروتکلهای خاص و حداکثری امنیتی است که تاکنون هیچ یک از آن دستورالعملها و این پروتکلها به دست ایران نرسیده است.
داستان کامل و نه روایت یکسویه از یک سال اخیر همکاری ایران و آژانس که مورد اشاره قرار گرفت باید از سوی مدیرکل این نهاد روایت میشد اما گروسی ترجیح داد مدعی شود: انجام بیدرنگ فعالیتهای راستیآزمایی آژانس در ایران مطابق با توافقنامه پادمانی انپیتی و در صورت لزوم، بر اساس مفاد مرتبط قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام ضروری است.

واقعیت آن است که گزارش اخیر مدیرکل آژانس هم مانند بسیاری از گزارشهای گذشته، ابهاماتی دارد و گرچه گروسی تلاش کرده در ظاهر از بعد فنی عدم نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران، ابراز نگرانی کند اما به طور قطع این گزارش یکی از ملاکهای تصمیمگیری اعضای شورای حکام در نشست آتی است و با توجه به گزارشهای منتشر شده از احتمال ارائه پیشنویس قطعنامه علیه ایران، پیامدهای سیاسی گزارش بیآنکه به تمام ابعاد شرایط موجود اشاره و رسیدگی شده باشد، بار دیگر متوجه ایران خواهد بود.
تلاش گروسی برای افزایش فشارها علیه ایران در حالی است که این گزارش باید سندی فنی-حقوقی از مجموعه همه رویدادهای یک سال اخیر باشد، نه صرفا اشاراتی بدون محکومیت به جنگ که در آن اساسا به نقش عاملان و فاعلان اشارهای نشده است.
بر اساس گزارشی که روز جمعه هیات ایرانی در نشست ویژه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه دادند؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگهای ۱۲روزه و رمضان، در مجموع ۱۷ موج حمله علیه تأسیسات هستهای تحت پادمان ایران انجام دادهاند که یکی از خطرناکترین این حملات در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر و در فاصله حدود ۳۵۰ متری راکتور این نیروگاه رخ داده و تلفات انسانی نیز به همراه داشته است.
عبارت «راهحل پایدار باید دیپلماتیک و قابل راستیآزمایی باشد»، بخش دیگری از گزارش گروسی است که در یکسال گذشته بارها تکرار کرده است؛ گزارهای که برای همه جهان قابل قبول است اما اثربخشی این گزاره در صورتی خواهد بود که مدیرکل نه به ایران که به کشورهای متجاوز درباره تبعات اقدام نظامی علیه ایران هشدار دهد، صرف تاکید بر دیپلماسی بدون آنکه عاملان نابودی این گزاره در دو جنگ اخیر شناسایی، اعلام و محکوم شوند، نمیتواند حداقل برای آژانس در مسیر تحقق اهدافش کمک کننده تعریف شود.
پذیرش واقعیت؛ نخستین گام بازگشت به مسیر عادی روابط ایران و آژانس
در نهایت آنچه میتوان از گزارش تازه مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی دریافت این است که گزارشی درباره ندانستهها درباره برنامه هستهای ایران است، آژانس از انحراف سخن نمیگوید بلکه از ناتوانی در راستی آزمایی حرف میزند. با این همه، از سرگیری بازرسی از تاسیسات ایران و دستیابی به امکان راستیآزمایی، با قطعنامه ممکن نخواهد بود و موضوع مهم، اصلی و ابتدایی برای تهران این است که آژانس بتواند از حقوق اعضای خود دفاع کرده و حمله به تاسیسات صلحآمیز کشورهای عضو را محکوم کند.
آژانس و اعضای شورای حکام باید این واقعیت را بپذیرند که رفتار آنها و اقدام حمله به ایران، دلیل اصلی فنی عدم دسترسی آژانس به تاسیسات هستهای ایران است و برای این دسترسی اراده سیاسی از یک سو و پروتکلهای اجرایی و فنی از سوی دیگر نیاز است. واقعیت آن است که تجربه سال گذشته در حمله نظامی به ایران، نه تنها برخلاف ادعای ترامپ به دسترسی درباره برنامه هستهای منجر نشد که در عمل تمام دسترسیهای این نهاد به تاسیسات هسته ای ایران از میان رفت. تکرار راه رفته با ایران که تجربه دو جنگ گذشته بیراهه بودن آن را تایید میکند، برای آژانس اطمینانی به وجود نمیآورد؛ البته اگر گروسی و نهاد متبوعش درپی اعتمادسازی باشند.