شناسهٔ خبر: 78471857 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

نهج حیات| خطر عادی‌سازی تهاجم دشمن و کم‌رنگ‌شدن واکنش‌ها

وقتی تجاوز دشمن عادی و واکنش‌ها کم‌رنگ شود، خطری بزرگ‌تر از خودِ حمله دشمن پدید آمده است.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد بلکه پیش از آن، در دل‌ها و اراده‌ها آغاز می‌شود. بسیاری از ملت‌ها زمانی شکست خوردند که هنوز سلاح‌هایشان بر زمین نیفتاده بود، اما روحیه‌ی مقاومت در میانشان فرسوده شده بود. دشمن پیش از آنکه به مرزها حمله کند، به امیدها، انگیزه‌ها و عزم یک جامعه چشم می‌دوزد. در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین خطر آن نیست که دشمن قدرتمند باشد، بلکه آن است که مردم و مسئولان خطر را ببینند و واکنشی نشان ندهند. جامعه‌ای که نسبت به تهدیدها بی‌حس شود، راه را برای پیشروی دشمن هموار می‌کند؛ حتی اگر از امکانات فراوان برخوردار باشد.

حال اگر جامعه‌ای بیدار باشد، مردم در صحنه باشند، نسبت به تهدیدها حساسیت نشان دهند و آماده دفاع از منافع و ارزش‌های خود باشند، اما متولیان و مسئولان امر در خواب غفلت از دشمن به سر ببرند، می‌تواند فرصت‌هایی را که مردم با هزینه‌های فراوان به دست آورده‌اند، از بین ببرد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در یکی از دردناک‌ترین خطبه‌های خود، از همین آفت سخن می‌گویند: «برای شما نقشه می‌کشند، اما شما مردِ نقشه کشیدن علیه آنان نیستید.» این هشدار، بیش از همه متوجه کسانی است که مسئولیت تدبیر و مدیریت جامعه را بر عهده دارند. دشمن همواره فعال، برنامه‌ریز و آینده‌نگر است؛ بنابراین هرگونه ساده‌اندیشی، خوش‌بینی بی‌جا یا نادیده گرفتن تحرکات دشمن، می‌تواند خسارت‌های سنگینی به بار آورد.

مشکل اصلی از نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام فقط ترس از جنگ نیست، بلکه از دست دادن روحیه‌ی اقدام است. ایشان می‌فرماید هرگاه شما را به جهاد فرا می‌خوانم، «چشمانتان از ترس می‌گردد، گویی عقل‌هایتان را از دست داده‌اید». ترسی که انسان را به احتیاط عاقلانه نرساند، بلکه او را از هر تصمیم و حرکتی بازدارد، زمینه‌ساز شکست‌های بزرگ خواهد شد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام سپس از بی‌تفاوتی در برابر تجاوز دشمن گلایه می‌کند: «دشمن به شما حمله می‌کند و شهرهایتان را می‌گیرد و شما به خشم نمی‌آیید.» این سخن هشداری بزرگ است؛ زیرا غیرت و حساسیت نسبت به سرنوشت جامعه، یکی از نشانه‌های حیات یک ملت است. وقتی تجاوز دشمن عادی و واکنش‌ها کم‌رنگ شود، خطری بزرگ‌تر از خودِ حمله دشمن پدید آمده است. هشدار دیگر حضرت، درباره روحیه ترس و خودباختگی است. ترسِ بی‌جا، قدرت تصمیم‌گیری را از انسان می‌گیرد و او را به موجودی منفعل تبدیل می‌کند. دشمن زمانی جرئت پیشروی پیدا می‌کند که احساس کند طرف مقابل از درون تهی شده و اعتماد به نفس خود را از دست داده است.

حضرت در ادامه علت بسیاری از شکست‌ها را از دست رفتن همبستگی می‌داند و می‌فرماید: «شکست از آنِ کسانی است که دست از یاری یکدیگر برمی‌دارند.» دشمن هرچقدر هم قدرتمند باشد، از وحدت و همدلی مردم هراس دارد. آنچه جبهه‌ها را فرو می‌ریزد، پیش از هر چیز شکاف‌ها، اختلاف‌ها و رها کردن یکدیگر در لحظات حساس است.

سرانجام امیرالمؤمنین علیه‌السلام تصویری تلخ از سرنوشت مردمی ترسیم می‌کند که مسئولیت را از دوش خود برمی‌دارند. می‌فرماید اگر آتش جنگ سخت شود، از اطراف رهبر خود پراکنده می‌شوند؛  سپس هشدار می‌دهد: «کسی که دشمن را بر جان خویش مسلط کند تا گوشتش را بخورد و استخوانش را بشکند، ناتوانی او بسیار بزرگ است.» از نگاه امام، ضعف واقعی کمبود امکانات نیست، بلکه تسلیم شدن روح و اراده در برابر دشمن است.

این خطبه در پایان، هر شنونده‌ای را مخاطب قرار می‌دهد؛ گویی مرزهای زمان را شکسته و به همه نسل‌ها رسیده است: «اگر می‌خواهی مانند چنین فردی در زبونی و ناتوانی باشی، باش!» این جمله دعوت به انتخاب است؛ انتخاب میان عزت و ذلت، میان مسئولیت‌پذیری و بی‌تفاوتی، میان ایستادگی و عقب‌نشینی.

اکنون نیروهای مسلح ما و مردمِ جان‌برکف در میدان مقابله با دشمن ایستاده‌اند و هزینه مقاومت را با جان، مال و آرامش خود می‌پردازند. کم‌ترین انتظار آنان آن است که این ایستادگی در میدان سیاست و دیپلماسی نیز به‌درستی پشتیبانی شود؛ نه با انفعال، نه با غفلت از نقشه‌های دشمن و نه با امید بستن به وعده‌هایی که پشتوانه‌ای در واقعیت ندارند. همان‌گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام هشدار داد: «برای شما نقشه می‌کشند، اما شما مردِ نقشه کشیدن علیه آنان نیستید»، امروز نیز تداوم پیروزی در میدان، نیازمند هوشیاری، ابتکار عمل، قدرت چانه‌زنی و حفظ دستاوردهای مجاهدان در عرصه تصمیم‌گیری است؛ چراکه ثمره فداکاری رزمندگان و ایستادگی مردم زمانی کامل خواهد شد که هیچ عقب‌نشینی، سهل‌انگاری و غفلتی، دستاوردهای به‌دست‌آمده را در پشت میزها از میان نبرد.

انتهای‌پیام/