شناسهٔ خبر: 78470560 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: بورس نیوز | لینک خبر

اقتصاد گرفتار ناترازی انرژی

یک صبح گرم تابستانی را تصور کنید؛ تابستانی که هنوز به نیمه نرسیده، اما خبرهای قطعی برق یکی‌یکی از راه می‌رسند. ابتدا چند واحد سیمانی اعلام می‌کنند تولیدشان م... یک صبح گرم تابستانی را تصور کنید؛ تابستانی که هنوز به نیمه نرسیده، اما خبرهای قطعی برق یکی‌یکی از راه می‌رسند. ابتدا چند واحد سیمانی اعلام می‌کنند تولیدشان متوقف شده است، بعد خبر کاهش ظرفیت تولید فولاد منتشر می‌شود و کمی بعدتر، پتروشیمی‌ها نیز از محدودیت مصرف انرژی خبر می‌دهند. در همان روز، روی تابلوی معاملات بورس تهران هم نشانه‌های این اختلال دیده می‌شود؛ نمادهای فلزی و معدنی با احتیاط معامله می‌شوند و تحلیلگران دوباره سراغ همان پرسش قدیمی می‌روند: اقتصاد ایران چرا به این نقطه رسیده که انرژی، به‌جای مزیت، به گلوگاه تولید تبدیل شده است؟

صاحب‌خبر - بورس‌نیوز: اقتصاد ایران سال‌ها از انرژی ارزان به‌عنوان یک مزیت رقابتی یاد می‌کرد. دسترسی به منابع بزرگ گاز و نفت باعث شده بود بسیاری از صنایع بزرگ کشور – از فولاد و پتروشیمی گرفته تا سیمان و آلومینیوم – بر پایه همین مزیت شکل بگیرند. اما امروز همان مزیتی که قرار بود موتور توسعه صنعتی باشد، به یکی از مهم‌ترین ناترازی‌های اقتصاد تبدیل شده است. وقتی عرضه و تقاضا از هم فاصله می‌گیرند ناترازی انرژی در ساده‌ترین تعریف یعنی فاصله میان عرضه و تقاضا. مصرف انرژی در اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته با سرعتی بالا رشد کرده، اما سرمایه‌گذاری در تولید و زیرساخت‌های انرژی همگام با این رشد پیش نرفته است. در بخش برق، مصرف سالانه به‌طور مداوم افزایش یافته، در حالی که توسعه نیروگاه‌ها با همان سرعت پیش نرفته است. در بخش گاز نیز داستان مشابهی جریان دارد. در زمستان، بخش خانگی سهم بزرگی از گاز تولیدی کشور را مصرف می‌کند و همین موضوع باعث می‌شود گاز صنایع محدود شود. در تابستان نیز مصرف برق به اوج می‌رسد و بار دیگر صنایع در اولویت دوم قرار می‌گیرند. نتیجه این وضعیت چیزی است که در سال‌های اخیر بار‌ها تکرار شده: توقف یا کاهش تولید کارخانه‌ها برای حفظ تعادل شبکه انرژی. صنعتی که با انرژی ساخته شد برای درک عمق مسئله باید به ساختار صنعتی ایران نگاه کرد. بسیاری از صنایع بزرگ کشور اساساً با فرض دسترسی به انرژی ارزان شکل گرفته‌اند. فولاد، پتروشیمی، سیمان و آلومینیوم از جمله صنایعی هستند که هزینه انرژی در آنها سهم قابل توجهی از بهای تمام‌شده را تشکیل می‌دهد. در دهه‌های گذشته، سیاست‌گذاران تصور می‌کردند منابع عظیم انرژی کشور می‌تواند مزیت رقابتی پایدار برای این صنایع ایجاد کند. به همین دلیل توسعه بسیاری از طرح‌های صنعتی نیز بر همین مبنا برنامه‌ریزی شد. اما مشکل از جایی آغاز شد که مصرف داخلی با سرعتی بسیار بیشتر از ظرفیت تولید انرژی رشد کرد. از سوی دیگر، قیمت‌گذاری یارانه‌ای انرژی باعث شد مصرف به شکل قابل توجهی افزایش یابد، بدون آنکه منابع کافی برای سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساخت‌ها فراهم شود. در نتیجه، اقتصادی که زمانی از مازاد انرژی سخن می‌گفت، امروز با محدودیت عرضه مواجه شده است. هزینه‌ای که صنعت می‌پردازد ناترازی انرژی تنها یک مسئله فنی در شبکه برق یا گاز نیست؛ این ناترازی مستقیماً بر تولید و سرمایه‌گذاری اثر می‌گذارد. هر بار که برق یا گاز صنایع محدود می‌شود، زنجیره تولید با اختلال مواجه می‌شود. در صنعت فولاد، قطعی برق می‌تواند به توقف کامل خطوط تولید منجر شود. در صنعت سیمان، کاهش عرضه برق به معنای افت تولید و افزایش هزینه‌هاست. پتروشیمی‌ها نیز در زمستان با محدودیت گاز مواجه می‌شوند؛ موضوعی که مستقیماً بر حجم تولید و صادرات آنها اثر می‌گذارد. در ظاهر، این محدودیت‌ها ممکن است تنها چند هفته در سال رخ دهند، اما اثر آنها بر برنامه‌ریزی تولید بسیار فراتر از این بازه زمانی است. شرکت‌ها نمی‌توانند با اطمینان درباره ظرفیت تولید یا قرارداد‌های صادراتی خود تصمیم بگیرند، زیرا نمی‌دانند در چه زمانی با محدودیت انرژی مواجه خواهند شد. بازتاب ناترازی انرژی در بورس بازار سرمایه یکی از نخستین جا‌هایی است که آثار این ناترازی را نشان می‌دهد. بسیاری از شرکت‌های بزرگ بورس تهران در زمره صنایع انرژی‌بر قرار دارند؛ شرکت‌های فولادی، پتروشیمی و سیمانی سهم قابل توجهی از ارزش بازار را تشکیل می‌دهند. وقتی خبر محدودیت برق یا گاز منتشر می‌شود، تحلیلگران بلافاصله برآورد سودآوری این شرکت‌ها را بازنگری می‌کنند. کاهش تولید به معنای کاهش فروش و در نهایت افت سود است. همین موضوع می‌تواند بر انتظارات سرمایه‌گذاران و قیمت سهام تأثیر بگذارد. به بیان دیگر، ناترازی انرژی تنها یک مشکل در حوزه زیرساخت نیست؛ این مسئله مستقیماً بر بازار سرمایه و ارزش شرکت‌های بزرگ بورسی اثر می‌گذارد. ریشه مسئله در حکمرانی انرژی اگر بخواهیم ریشه این مشکل را جست‌و‌جو کنیم، باید به نحوه حکمرانی در بخش انرژی نگاه کنیم. سال‌ها قیمت‌گذاری یارانه‌ای باعث شده مصرف انرژی در اقتصاد ایران بسیار بالا باشد. در عین حال، همین قیمت‌های پایین منابع مالی لازم برای سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساخت‌ها را محدود کرده است. از سوی دیگر، عدم ثبات در سیاست‌های انرژی نیز بر سرمایه‌گذاری اثر گذاشته است. سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌ها یا پروژه‌های بزرگ انرژی نیازمند افق‌های بلندمدت و چارچوب‌های پایدار اقتصادی است؛ اما وقتی چشم‌انداز بازگشت سرمایه روشن نباشد، سرمایه‌گذاران نیز برای ورود به این حوزه تردید خواهند داشت. گلوگاهی که باید باز شود اقتصاد ایران برای حفظ رشد صنعتی خود ناگزیر است مسئله ناترازی انرژی را حل کند. بدون سرمایه‌گذاری گسترده در تولید برق و گاز، محدودیت‌های فعلی می‌تواند به مانعی جدی برای توسعه صنعتی تبدیل شود. صنایع بزرگ کشور برای ادامه فعالیت خود به دسترسی پایدار به انرژی نیاز دارند. اگر این دسترسی با اختلال همراه باشد، نه تنها تولید کاهش می‌یابد، بلکه انگیزه برای سرمایه‌گذاری‌های جدید نیز از بین می‌رود. بازار سرمایه نیز در نهایت بازتاب همین واقعیت خواهد بود. بورس می‌تواند محل تأمین مالی پروژه‌های بزرگ صنعتی باشد، اما این نقش تنها زمانی محقق می‌شود که زیرساخت‌های حیاتی اقتصاد – از جمله انرژی – توان پاسخگویی به نیاز‌های تولید را داشته باشند. ناترازی انرژی امروز تنها یک هشدار درباره وضعیت شبکه برق یا گاز نیست؛ این ناترازی نشانه‌ای از یک چالش عمیق‌تر در حکمرانی اقتصادی است. چالشی که اگر به‌موقع حل نشود، می‌تواند مزیت‌های صنعتی کشور را به نقطه ضعف تبدیل کند. اشتراک گذاری : کپی لینک گزارش خطا 3 پسندیدم برچسب ها : ناترازی انرژی برق و گاز تورم