به گزارش شهرآرانیوز، سالهای پایانی دفاع مقدس بود؛ دقیقاً ۱۸ خرداد ۱۳۶۵، زمانی که نبرد از جبهههای زمینی فراتر رفته و به آبهای خلیجفارس کشیده شده بود. در آن سالها که زیرساختهای انرژی ایران هدف حملات حزب بعث عراق قرار میگرفت، تهران تهدید کرد که اگر قرار باشد صادرات نفتش متوقف شود، تجارت انرژی در منطقه نیز متوقف خواهد شد. تضمین اجرای این تهدید هم یک برگ برنده مهم بود: «تنگه هرمز». این تهدید اگرچه هیچگاه عملیاتی نشد، اما از آن زمان تاکنون همیشه در سطح یک فرضیه و ایده باقی مانده بود. حالا دقیقاً ۴۰ سال از آن روز میگذرد و امروز، یادآوری روزی است که ایرانیها برای اولین بار از طرح «مسدودسازی تنگه هرمز» سخن گفتند. اکنون جهان طعم تهدید آن زمان ایران را درک کرده است.
هرمز، مسیر انرژی، ابزار بازدارندگی
صدام در سالهای میانی دهه ۶۰ با هدف کاهش درآمدهای نفتی ایران، حملات گستردهای را علیه نفتکشها و تأسیسات استخراج، پالایش و صادرات انرژی آغاز کرد. در مقابل ایران نیز معتقد بود نمیتوان از یک سو صادرات نفت ایران را هدف قرار داد و همزمان انتظار داشت جریان انتقال انرژی برای کشورهای منطقه بدون مشکل ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز به امتیاز راهبردی تهران تبدیل شد؛ گذرگاهی باریک که نقطه اتصال خلیج فارس به دریای عمان است و حدود ۲۰ درصد از تجارت انرژی دنیا از آن عبور میکند.
همین جایگاه ویژه باعث شد هرمز از یک موقعیت جغرافیایی به یک عامل تأثیرگذار در معادلات امنیتی جهان تبدیل شود. تهدید ایران در سال ۱۳۶۵ بیش از آنکه به معنای بستن فوری این گذرگاه باشد، حامل این پیام بود که امنیت انرژی جهان به امنیت ایران گره خورده است. از آن زمان تاکنون، هرگاه تنش میان تهران و قدرتهای خارجی افزایش یافته، نام هرمز نیز دوباره در کانون توجه رسانهها و محافل سیاسی قرار گرفته است. در واقع، اهمیت تنگه هرمز نهفقط به مختصات جغرافیایی بلکه به تأثیر آن بر اقتصاد جهانی بازمیگردد؛ تأثیری که سبب شده این آبراه در چهار دهه گذشته یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان باشد.
تهدید ۴۰ ساله بالاخره عملی شد
با تشدید حملات به نفتکشها در خلیج فارس، پای قدرتهای فرامنطقهای به این معادله باز شد. از میانه دهه ۱۳۶۰، آمریکا با هدف حفاظت از جریان انرژی و حمایت از متحدان منطقهای خود، بهتدریج حضور نظامیاش را در خلیج فارس افزایش داد و مأموریت اسکورت نفتکشهای کویتی را بر عهده گرفت. این حضور نظامی بهتدریج به درگیریهای مستقیم و غیرمستقیم میان آمریکا و ایران در آبهای منطقه انجامید و سطح تنش را از یک جنگ منطقهای به یک رویارویی چندلایه ارتقا داد. در واقع، جنگ نفتکشها نقطهای بود که در آن منازعه ایران و حزب بعث عراق به میدان تقابل نظامی ایران و آمریکا تبدیل شد.
دفاع مقدس که تمام شد، مسئله تنگه هرمز همچنان روی میز باقی ماند. در دهههای بعد بهویژه در دورههای تشدید تحریمها و بحرانهای سیاسی، موضوع امنیت این آبراه بارها بهعنوان یک اهرم فشار مطرح شد. از بحران سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ تا تنشهای مرتبط با تحریم صادرات نفت ایران، هرمز در طول این سالها همواره در کانون توجه تحلیلگران و تصمیمسازان قرار داشته است. با این حال، تاریخ تصدیق میکند که این مسیر بازهم بهطور کامل مسدود نشد و بیشتر بهعنوان یک ابزار تهدید و مدیریت هزینه در معادلات سیاسی باقی ماند.
اوضاع اینگونه باقی ماند تا اینکه ۹ اسفند ۱۴۰۴، ائتلاف متجاوز آمریکایی صهیونیستی جنگ را آغاز کرد. تهران نیز در واکنش به اقدام نظامی ایالات متحده، دست روی تنگه هرمز گذاشت، اما اینبار نه در قامت یک تهدید بلکه بهصورت یک اقدام نظامی قاطع. حالا ۱۰۰ روز است که از توان موشکی و پهپادی گرفته تا قابلیتهای دریایی و مینریزی، دکترین نبرد نامتقارن تهران به کابوس غرب تبدیل شده است. تهدیدی که چهل سال روی میز باقی مانده بود، بالاخره عملی شده است. امروز سالگرد روزی است که این تهدید برای دشمنان ایران متولد شد و حالا جهان میداند که منظور تهران از انسداد تنگه هرمز چه بود.