به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، جنگهای قرن بیست و یکم دیگر شباهت چندانی به نبردهای کلاسیک گذشته ندارند. زمانی قدرت نظامی کشورها با تعداد تانکها، جنگندهها و نیروهای رزمی سنجیده میشد، اما امروز فناوری، اطلاعات، سرعت تصمیمگیری و تابآوری زیرساختها به اندازه تجهیزات نظامی اهمیت یافتهاند.
تحولات سالهای اخیر در مناطق مختلف جهان، از اروپای شرقی گرفته تا غرب آسیا، نشان داده است که ماهیت جنگها در حال تغییر است و کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند خود را با این تغییرات هماهنگ کنند.
جنگهای نوین تنها در میدان نبرد رخ نمیدهند. بخش مهمی از این نبردها در اتاقهای فرماندهی، شبکههای ارتباطی، سامانههای سایبری، زیرساختهای انرژی و حتی زنجیرههای تأمین جریان دارد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند مفهوم قدرت دفاعی در حال بازتعریف است و کشورها ناگزیرند علاوه بر توسعه توان رزمی، به موضوعاتی همچون جنگ سایبری، پدافند غیرعامل، حفاظت از زیرساختها و فناوریهای نوظهور نیز توجه ویژه داشته باشند. برای ایران نیز تحولات سالهای اخیر حامل درسهای مهمی بوده است؛ درسهایی که میتوانند مسیر آینده سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور را ترسیم کنند.
سرعت تصمیمگیری؛ عامل تعیینکننده در نبردهای جدید
یکی از مهمترین ویژگیهای جنگهای جدید، سرعت بالای تحولات میدانی است. در گذشته فرماندهان نظامی گاه روزها یا حتی هفتهها فرصت داشتند تا درباره عملیاتهای مختلف تصمیمگیری کنند، اما امروز فاصله میان وقوع یک حادثه و واکنش به آن به چند ساعت یا حتی چند دقیقه کاهش یافته است.
پیشرفت فناوریهای ارتباطی، سامانههای شناسایی، پهپادها و ماهوارهها باعث شده میدان نبرد به محیطی بسیار پویا تبدیل شود. در چنین شرایطی کشوری موفق خواهد بود که بتواند اطلاعات را در سریعترین زمان ممکن جمعآوری، تحلیل و به تصمیم عملیاتی تبدیل کند. کارشناسان دفاعی معتقدند سرعت تصمیمگیری امروز به یکی از مهمترین مولفههای قدرت نظامی تبدیل شده است. به همین دلیل بسیاری از ارتشهای جهان طی سالهای اخیر به سمت ساختارهای فرماندهی منعطفتر، شبکهمحور و مبتنی بر انتقال سریع اطلاعات حرکت کردهاند.
برای ایران نیز یکی از مهمترین درسهای تحولات اخیر، اهمیت هماهنگی سریع میان بخشهای مختلف نظام دفاعی و امنیتی کشور بوده است. در جنگهای نوین، زمان به اندازه تجهیزات ارزشمند است و گاه چند ساعت تأخیر میتواند سرنوشت یک عملیات را تغییر دهد.
پهپادها؛ فناوریای که قواعد نبرد را تغییر داد
اگر بخواهیم تنها یک فناوری را به عنوان نماد جنگهای نوین معرفی کنیم، بدون تردید پهپادها در صدر فهرست قرار خواهند گرفت. تحولات سالهای اخیر نشان داده است که پهپادها دیگر صرفاً ابزارهای شناسایی نیستند، بلکه به بخشی جداییناپذیر از عملیاتهای نظامی تبدیل شدهاند. این پرندههای بدون سرنشین قادرند مأموریتهای شناسایی، نظارت، هدفیابی و حتی عملیاتهای تهاجمی را با هزینهای به مراتب کمتر از تجهیزات سنتی انجام دهند.
همین موضوع باعث شده بسیاری از کشورها سرمایهگذاری گستردهای در این حوزه انجام دهند. امروز قدرت نظامی تنها با تعداد جنگندههای پیشرفته سنجیده نمیشود؛ بلکه توانایی تولید، بهکارگیری و مقابله با پهپادها نیز به یکی از شاخصهای اصلی قدرت دفاعی تبدیل شده است.
برای ایران نیز توسعه فناوری پهپادی طی سالهای گذشته اهمیت ویژهای داشته است. بسیاری از تحلیلگران خارجی اذعان کردهاند که ایران توانسته در حوزه پهپادها به سطح قابل توجهی از دانش فنی و تولید داخلی دست یابد؛ موضوعی که نشان میدهد سرمایهگذاری بر فناوریهای بومی میتواند بخشی از محدودیتهای ناشی از تحریمها را جبران کند.
جنگ سایبری دیده نمیشود
در گذشته آغاز جنگ با صدای شلیک گلوله و انفجار همراه بود، اما در جنگهای امروز ممکن است نخستین حمله در فضای مجازی رخ دهد. حملات سایبری قادرند شبکههای ارتباطی، سامانههای بانکی، زیرساختهای انرژی، مراکز حملونقل و حتی خدمات عمومی را هدف قرار دهند. به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند جنگ سایبری به یکی از مهمترین عرصههای رقابت میان قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
ویژگی اصلی این نوع جنگ، نامرئی بودن آن است. در بسیاری از موارد، حملهکننده بدون حضور فیزیکی و تنها از طریق ابزارهای دیجیتال میتواند خسارتهای قابل توجهی ایجاد کند. برای ایران که طی سالهای گذشته بارها هدف حملات سایبری قرار گرفته، این موضوع اهمیت دوچندانی دارد. تجربههای مختلف نشان داده است که حفاظت از زیرساختهای دیجیتال و توسعه توان دفاع سایبری، دیگر یک انتخاب نیست بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ امنیت ملی محسوب میشود. در دنیای امروز، کشوری که نتواند از شبکههای اطلاعاتی و زیرساختهای ارتباطی خود محافظت کند، در برابر تهدیدهای نوین آسیبپذیر خواهد بود؛ حتی اگر از توان نظامی بالایی برخوردار باشد.
زیرساختهای جدید امنیت ملی
یکی دیگر از درسهای مهم جنگهای نوین، اهمیت حفاظت از زیرساختهای حیاتی است. در گذشته هدف اصلی حملات نظامی، نیروهای رزمی و مراکز نظامی بود، اما امروز زیرساختهای اقتصادی و خدماتی نیز به اهداف راهبردی تبدیل شدهاند. نیروگاهها، پالایشگاهها، شبکههای برق، خطوط انتقال انرژی، بنادر، راهآهن، فرودگاهها، مراکز ارتباطی و حتی سامانههای بانکی، همگی بخشی از زیرساختهای حیاتی یک کشور به شمار میروند.
تجربه جنگهای سالهای اخیر نشان داده است که آسیب به این زیرساختها میتواند زندگی روزمره مردم و عملکرد اقتصاد را با اختلال جدی مواجه کند. به همین دلیل مفهوم پدافند غیرعامل بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تابآوری زیرساختها به معنای آن است که حتی در شرایط بحرانی نیز خدمات اساسی کشور متوقف نشود و توان ادامه فعالیت حفظ شود. این مسئله تنها یک موضوع دفاعی نیست، بلکه به اقتصاد، مدیریت شهری، فناوری و حتی رفاه عمومی نیز مرتبط است. امروزه بسیاری از کشورها بخش قابل توجهی از برنامهریزیهای امنیتی خود را بر حفاظت از زیرساختها متمرکز کردهاند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
خروجی سالهای تحریم؛ خودکفایی دفاعی
شاید یکی از مهمترین درسهایی که میتوان از تجربه ایران در دهههای اخیر استخراج کرد، اهمیت اتکا به توان داخلی باشد. ایران طی سالهای طولانی با محدودیتهای مختلف در حوزه خرید تجهیزات نظامی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته مواجه بوده است. بسیاری از کشورها تصور میکردند چنین فشارهایی در نهایت توان دفاعی ایران را تضعیف خواهد کرد، اما روند تحولات نشان داد که این محدودیتها در مواردی به محرکی برای توسعه ظرفیتهای داخلی تبدیل شدهاند.
امروز بسیاری از تحلیلگران نظامی جهان، فارغ از نگاه سیاسی خود، بر این نکته تأکید دارند که ایران توانسته بخش مهمی از نیازهای دفاعی خود را در داخل کشور تأمین کند. توسعه صنایع موشکی، سامانههای پهپادی، تجهیزات راداری و برخی فناوریهای دفاعی حاصل همین رویکرد بوده است. نکته قابل توجه آن است که در سالهای اخیر حتی برخی مقامات و ارزیابیهای منتشر شده در غرب نیز اذعان کردهاند که ایران با وجود تحریمها همچنان بخش مهمی از ظرفیتهای دفاعی خود را حفظ کرده و توان بازسازی و توسعه این قابلیتها را دارد.
این مسئله برای بسیاری از کشورها نیز قابل توجه بوده است؛ زیرا تجربه ایران نشان میدهد سرمایهگذاری بر دانش بومی، نیروی انسانی متخصص و صنایع داخلی میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری دفاعی ایفا کند.
فناوری در مرکز میدان نبرد
تحلیل روندهای جهانی نشان میدهد که جنگهای آینده بیش از گذشته تحت تأثیر فناوری خواهند بود. هوش مصنوعی، سامانههای خودکار، پردازش کلاندادهها، پهپادهای هوشمند و فناوریهای سایبری احتمالاً بخش مهمی از معادلات امنیتی دهههای آینده را شکل خواهند داد. در چنین شرایطی قدرت دفاعی دیگر تنها با تجهیزات سنتی تعریف نمیشود. توانایی نوآوری، توسعه فناوری، تربیت نیروی انسانی متخصص و حفاظت از زیرساختهای اطلاعاتی به اندازه تجهیزات رزمی اهمیت خواهد داشت.
از این منظر، مهمترین درس جنگهای نوین را میتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ قدرت دفاعی امروز تنها به معنای داشتن سلاح بیشتر نیست، بلکه به معنای توانایی سازگاری با تحولات سریع فناوری و حفظ تابآوری ملی در شرایط پیچیده است. ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر با واقعیتی جدید مواجه است؛ واقعیتی که در آن امنیت ملی تنها در مرزها تعریف نمیشود، بلکه از شبکههای ارتباطی و زیرساختهای اقتصادی تا فناوریهای پیشرفته و توان داخلی را دربرمیگیرد. در چنین شرایطی، موفقیت در آینده بیش از هر چیز به میزان آمادگی کشورها برای درک و پاسخ به الزامات جنگهای نوین وابسته خواهد بود.