به گزارش گروه رسانهای شرق،
چند سالی است که شبکه نمایش خانگی طرفداران بسیاری میان مخاطبان ایرانی پیدا کرده است. میتوان گفت محدودیتهای رایج در تلویزیون، یکی از دلایل اقبال محصولات شبکه نمایش خانگی بین مردم است و بسیاری از کارگردانهایی که روزی آثار شاخصی از آنها در تلویزیون دیدهایم، در پلتفرمها مشغول فعالیت هستند. چگونگی سودآوری پلتفرمها، هزینه بالای ساخت سریال، محدودیتها و آسیبهای شبکه نمایش خانگی محور گفتوگوی ما با علی سرتیپی است که در ادامه میخوانید.
در شرایطی با هم گفتوگو میکنیم که میزان تولیدات سینمای ایران بهشدت پایین آمده است و شرایط تولید اصلا رضایتبخش نیست و طبیعتا در این شرایط پلتفرمها مخاطب بیشتری دارند. یکی از آسیبهای پلتفرمها در سالهای اخیر این بوده که بهسرعت سریالها قاچاق میشوند و سر از کانالهای تلگرامی یا شبکههای ماهوارهای درمیآورند. سؤال من اینجاست که در این شرایط، سود پلتفرمها از کجاست؟ آیا از خرید اشتراک است؟
سه منبع اصلی برای سود پلتفرمها وجود دارد؛ اولی خرید اشتراک، دوم فروش اینترنتی و دیگری تبلیغات. این سه منبع درآمد ماست. بیشترین سود ما از خرید اشتراک است و بعد فروش اینترنتی و بعد تبلیغات. فروش اینترنتی تازه کمی باب شده است و هنوز خیلی به آن نقطهای که باید نرسیدیم و اینکه اپراتورها آن مبلغی که باید به ما بدهند را نمیدهند و به دلیل انحصاریبودن شرایطشان، مبلغ را خودشان تعیین میکنند و یک قیمت دولتی هم دارد و میزان کمی از آن مبلغ به ما پرداخت میشود. در شرایط فعلی، مقداری فروش اینترنتی بیشتر شده به دلیل اینکه دیدن سریال قاچاق در شبکههای مختلف کم شده است. انگار دیگر صرف نمیکند مردم از کانال تلگرام سریال را دانلود کنند، چراکه عمدهترین سهم قاچاق سریال در تلگرام است و بعد در کنارش در ماهواره. ما الان به لحاظ فروش اینترنتی بهتر شدیم، اما به لحاظ تبلیغات بهشدت افت کردیم. در فروردین و اردیبهشت یکسوم پولی که از تبلیغات و فروش روی آن حساب میکردیم کم شده و تقریبا برابر هستیم. یعنی شرایط ما با قبل از جنگ برابر است. اضافهشدن یوزر برای ما اتفاق افتاد ولی از آن طرف با کمشدن تبلیغات برابر شد. ولی خوشحالیم در روزگاری که شغلها و خدمات دیگر که بهشدت افت کردهاند، ما آن شرایط را نداریم و میتوانیم ادامه بدهیم. من مدتی است شبکههای ماهوارهای را دنبال میکنم. جالب اینجاست وقتی سریالی 8 صبح آماده پخش میشود، ساعت 12 از ماهواره پخش میشود و من این را متوجه نمیشوم که چطور محصولات ما به این سرعت قاچاق میشود و حتی زیرنویسهایی دارد که فروش محصولات در داخل ایران با شماره تلفنهای بسیار رند زیر آن دیده میشود و این اصلا برای من قابل درک نیست و وقتی اعتراض میکنیم، میگویند اگر میخواهید سریال و فیلمهای شما قاچاق نشود باید به هر شبکه هزار یا هزارو 500 دلار بدهید که دو هفته پخش قاچاق سریال را عقب بیندازیم! و اینطور از ما باجخواهی میشود و من اصلا این مکانیزم را متوجه نمیشوم. سریال ساعت 8 پخش میشود و ساعت 9 شبکه تیوی8 ماهواره آن را پخش میکند و مردم بعد از اینکه از خواب بیدار میشدند، سریال را در ماهواره میبینند. ما فکر کردیم ساعت پخش سریال را 12 ظهر بگذاریم که مردم بعد از بیدارشدن از خواب زمانی برای دیدن سریال در ساعت بهتری داشته باشند، اما بیفایده است. اینقدر این شبکهها تأثیرگذار شدهاند که نمیتوان کاری کرد و حجم زیادی تیزر از داخل کشور پخش میکنند با شماره تلفن و آدرسهای داخل کشور و هیچکس انگار برایش مهم نیست و وقتی اعتراض میکنیم و پیگیر میشویم، از ما اخاذی هم میکنند و پول میخواهند.
شما به تبلیغات در شبکههای ماهوارهای اشاره کردید. همچنان تبلیغ برای فیلم و سریال در شبکههای ماهوارهای به اصطلاح کار میکند؟ میتواند مخاطب را جذب کند؟
قطعا کار میکند. همین که الان سینمای ما با تمام مشکلاتش دوباره توانسته رشدی داشته باشد، بخش زیادی از آن به دلیل تبلیغات شبکههای ماهوارهای است، نه شبکههایی که قاچاق پخش میکنند. شبکههایی مثل جم تبلیغات پخش میکنند و تأثیر زیادی در فروش دارد. به این دلیل که رسانه ملی هیچ همکاریای با ما ندارد و متأسفانه کم دیده میشود و تعامل هم نمیکند و از طرفی آنقدر بیلبورد گران شده است که با هزینه آن میتوانی به شبکههای ماهوارهای تبلیغات بدهی و تأثیر مثبتی هم دریافت کنی.
برگردیم به پرسش اول و پاسخ شما از سوددهی و ضرر پلتفرمها. خاطرم هست یکی، دو سال پیش از این صحبت میشد که چقدر رقابت بین پلتفرمها جذاب است و محصولات زیادی میتوان تولید کرد و چقدر خوب است که تعداد پلتفرمها بیشتر شود. چرا الان رقابت بین چند پلتفرم محدود است؟ چرا این بازار رقابت اتفاق نمیافتد؟
ابتدا اینکه در دنیا هم تعداد پلتفرمها محدود است. ذات این کار نمیتواند غیر از این باشد. ما تعداد محدودی یوزر و بیننده داریم و اگر بین چند پلتفرم تقسیم شود، اصلا صرف نمیکند. اگر آدمهایی پا در این رقابت گذاشتند و بعد از مدتی رفتند، دقیقا گول یک شرایطی را خوردند و فکر کردند میتوانند بازار را در دست بگیرند. اما متوجه شدند صنعت گران و پرهزینهای است و با محدودیت ایران به لحاظ شرایط و نوع تولیداتمان خیلی سخت میتوانیم کار کنیم. ما چهار سال است که کار میکنیم و امیدواریم که امسال به لحاظ هزینه برابر شویم، نه از نظر سرمایهگذاری اولیه. سرمایهگذاری اولیه را امیدواریم در آینده بتوانیم جبران کنیم. ما هنوز در این شرایط هستیم که مبادا هزینههای ماهانه به ضرر برسد. شرایط تولید در ایران بسیار سخت، گران و پرهزینه است. هزینه تولید یک قسمت از سریال به 20 میلیارد رسیده است، اما در مقابل مگر هزینه اشتراک چقدر بالا رفته است؟ همین بلایی که سر سینما آمده است، در شبکه نمایش خانگی هم شاهدش هستیم. یکی از دلایلی که پلتفرمها نتوانستند ادامه بدهند همین است. ما شانس آوردیم که یک سرمایهگذار خوب اقتصادی در کنارمان داریم. مجموعه گلرنگ به ما کمک میکند. اگر هر پلتفرم دیگری بود، در این شرایط نمیتوانست دوام بیاورد. شاید چون از سینما آمدیم و مخاطب را میشناسیم متفاوت بودیم. تولیداتمان جذابیت بیشتری برای تماشاگر دارد و میتوانیم کارهای بهتری ارائه بدهیم. ولی اگر اقتصادی نگاه کنیم، کار ما سودآور نیست. شاید پلتفرمی که اول شروع کرد با هزینههای کمتر توانست به سود برسد، اما واقعا کار سودآوری نیست. ولی امیدواریم و مطمئن هستیم که آینده خوبی با تولیداتمان خواهیم داشت.
توجیه اقتصادی داشتن پلتفرم در این شرایط با توجه با هزینههای زیادی که تولید سریال دارد و به شما تحمیل میکند، چیست؟
ما خودمان هم مثل سایر دوستانی که آمدند و شروع کردند و حساب و کتابی کردند و فکر میکردند میتوان کار سودآوری کرد فکر میکردیم. ما چون خودمان وابسته به یک بنگاه اقتصادی هستیم و آن مجموعه علاقهمند به کارهای فرهنگی است و مسئولیت اجتماعیاش را در این زمینهها تعریف کرده است همکاری میکنیم، شرایط بهتری داریم. با اینکه مجموعه گلرنگ خیلی درباره این موضوع صحبت نمیکند و به اصطلاح شواف ندارد. میبینیم که بانک گردشگری هم در راستای مسئولیت اجتماعیاش به این زمینه ورود کرده است و هیچ منافعی در آن نیست و اساسا نمیتوان نگاه اقتصادی به مسئله فرهنگ داشت. در تولیدات سینمایی هم این موضوع را میبینیم؛ 10 تا فیلم تولید میشود و فقط تعداد کمی به سودآوری میرسد و باقی شکست میخورد.
معیار انتخاب عوامل برای ساخت یک سریال چیست؟ چرا یکسری از بازیگران ثابت و تکراری را در سریالها میبینیم؟ این اتفاق از سمت پلتفرمها تحمیل میشود؟
خودمان دوست داریم بازیگران بیشتری وارد عرصه شوند یا حتی در پشت صحنه نیروهای توانمند بیشتری وارد شوند. پلتفرمها الان نقش تلویزیون در دهه 70 و 60 را بازی میکنند. در حال حاضر تعداد زیادی از خانمهای بازیگر ما از ایران رفتهاند یا کار نمیکنند و تعداد زیادی بازیگر خانم جایگزین آنها میشوند. همینطور در پشت صحنه نیروهای جدید بیشتر میشوند. ولی خب بازار هم به ما چیزهایی تحمیل میکند. با توجه به هزینههای بالای تولید سریال، خیلی نمیتوان ریسک کرد. برای اینکه یک اطمینان و اعتمادی داشته باشی که کار به هر شکل، درصدی دیده میشود، بیشتر روی بازیگر تمرکز میکنیم. مثلا یکی، دو بازیگر چهره میبیند و کنارش بازیگران دیگری هستند. امیدواریم همین سریالها بتوانند یکسری بازیگر و عوامل جدید را به سینما و رسانه خانگی اضافه کنند.
این صرفا خواست مردم است یا پلتفرمها هم میخواهند یکسری بازیگر تکراری و ثابت در سریالها ببینیم؟
ما خواست مردم را میبینیم و اینکه چون سرمایهگذار هستیم، میخواهیم ریسک زیادی نکنیم. ما تلویزیون دهههای 60 یا 70 نیستیم که فکر کنیم در هر حال مردم پای تلویزیون مینشینند. ما مجبوریم مثل تمام دنیا که بازیگران سینما سالها کار میکنند و ستاره هستند، از بازیگران شاخص استفاده کنیم. به هر حال بخش خصوصی است. اگر بخش خصوصی نبودیم و پول هم از جای دیگری تزریق میشد، این ریسکها را میکردیم. در دهه 70 شاهد ورود یکسری بازیگر تازهنفس در سینما بودیم مثل ترانه علیدوستی یا پگاه آهنگرانی و... . آن زمان شرایط فرق میکرد؛ هزینهها کم بود و شرایط مثل امروز نبود و میشد ریسک کرد. الان قدرت ریسک به دلیل شرایط گرفته شده است. اگر یک کار شکست بخورد، میتواند سرنوشت یک پلتفرم را دگرگون کند. به همین دلیل کمی محافظهکار شدهایم.
این مدت اخباری میشنویم مبنی بر اینکه برخی بازیگران برای مدت طولانی در اختیار یک پلتفرم قرار میگیرند؛ این حقیقت دارد و اگر بله، چرا این اتفاق میافتد؟
حقیقت ندارد. شاید گفته شود ما دوست داریم با بازیگر خاصی کار کنیم. در مورد مهران مدیری این صحبت شد. آقای مدیری چند کار با ما قرارداد بست و بعد رفتند دو، سه کار با تلویزیون قرارداد بستند. همین الان قراردادی با یک پلتفرم رقیب دارند. اینکه با بازیگری قرارداد ببندیم و بگوییم مثلا این سه کار را پشت سر هم انجام بدهیم، بله درست است، ولی اینکه قراردادی بسته شود که او جایی کار نکند، درست نیست. البته اگر اینطور هم باشد به نظر من درست است. بسیاری از کمپانیها در دنیا هستند که همین کار را میکنند. این طبیعی و درست است. اگر بخواهیم این صنعت ادامه پیدا کند، درستش این است. اما واقعیت در ایران این است که شاید در حرف باشد ولی در عمل و روی کاغذ نیست.
اصلا صنعت پلتفرم هم در کشور ما بهگونهای نیست که این هزینهکرد برای یک ستاره قابل توجیه باشد.
اصلا شرایطش را نداریم.
یکی از اتفاقاتی که سالهاست میشنویم، موضوع ساتراست که فکر میکنم شما هم درگیرش هستید. درواقع اعمال سلیقه و اتفاقاتی که از آن سمت میآید، چالشهای بسیاری ایجاد میکند. به این ماجرا چطور نگاه میکنید؟ چقدر همچنان ساترا برای شما مسئله است؟
ساترا چهار سال پیش قطعا یک رقیب برای ما بود و فکر میکنم مأموریتش این بود که سینمای خانگی را زمین بزند و اجازه ندهد سینمای خانگی رشد کند یا اگر بتواند ادامه بدهد، حتی از تلویزیون هم پایینتر باشد. عقلانیت نظام و مقاومت ما به نظرم شرایط را تغییر داد. الان متوجه شدهاند وجود پلتفرمها کلا این نیست که با تلویزیون رقابت کنند، بلکه میخواهند قشر متوسط و کسانی را که از تلویزیون بریدهاند، به خودشان جذب کنند و رودرروی تلویزیون نیستند. الان ما در شرایط بحرانیای با ساترا قرار نداریم. با مذاکره و حرفزدن خیلی از فشارها کم شد. قطعا مثل خیلی چیزهای دیگر، شرایط کاملا مطلوب نیست و تأثیرش را روی تولیدات ما به لحاظ کیفی میگذارد و مشکلاتی را برایمان به وجود میآورد، ولی دیگر مشکل حادی نیست.
یعنی با آن کنار آمدید؟
با آن کنار آمدیم و دوستان هم با ما کنار آمدند. دیگر ما را بهعنوان رقیب نمیبینند و بیشتر آن نگاه نظارتی است. قبلا کاملا نگاه رقابت بود، الان کمی آن حس از بین رفته است.
تازهترین چالشی که با ساترا داشتید چه بوده است؟
سریالی به نام «کوری» داریم که سجاد پهلوانزاده کارگردانی کرده است که چندین ماه با ساترا بر سر این سریال دچار مشکل بودیم تا حل شود. شاید دوستان به دلیل موضوعی که داشت، کمی نسبت به آن گارد داشتند. موضوع سریال آنقدر درست، انسانی و تأثیرگذار است که با رفتوآمدها و حرفزدن با کمترین کشمکش و حذفی حل شد، اما ما را پنج، شش ماه عقب انداخت. ایستادیم و تأمل کردیم و خواهید دید که سریال تأثیرگذار و درستی است و برای امروز جامعه ما مؤثر و جذاب است.
معیار انتخاب کارگردانهایی که با شما در فیلمنت کار میکنند، چیست؟ همکاری برخی از کارگردانها با شما ادامهدار شده است. میخواهم بدانم معیار خاصی برای کارکردن با برخی کارگردانها از سمت شما وجود دارد؟
ما چون از سینما آمدهایم، بسیاری از کارگردانهای خوب را میشناسیم و با آنها دوستی داریم. بنابراین فضای رفاقتی با هم داریم و سعی میکنیم به هم احترام بگذاریم تا به کسی بدهکار نشویم و امکاناتی را که کارگردانی میخواهد تا کار خوبی ارائه کند، در اختیارش بگذاریم. ما سعی کردهایم یک محیط حرفهای ایجاد کنیم که در آن احترام متقابل وجود داشته باشد و شناختی که از این ارتباط سالها به دست آمده، برای ما ارزشمند است و همین باعث شده تولیدات متفاوتتری داشته باشیم. دوستان تمایل دارند با ما کار کنند ما هم همینطور.
میخواهم به بخش دیگری از فعالیت شما در سینما اشاره کنم. شما سینمادار هم هستید و یک مجموعه بزرگ را مدیریت میکنید. الان سینماداری با این فروشها کار سختی است. مردم استقبال کمی از فیلمهای در حال اکران میکنند. شاید الان کمی فیلم «تهران کنارت» توانسته مردم را متوجه سالنهای سینما بکند. بازکردن سالنهای سینما در شرایط فعلی بهصرفه است؟
در واقعیت نه. حال سالنهای سینما بد است. من تلاش زیادی کردم «تهران کنارت» پروانه نمایش بگیرد. با آقای بهزادیان صحبت کردم و شورای صنفی هم تلاش کرد این فیلم پروانه گرفت و الان میبینیم که استقبال خوبی از فیلم میشود. ما از این جنس فیلمها بیشتر نیاز داریم. این بازی تحریم فیلمها نمیدانم از کجا راه افتاده است؟ «تهران کنارت» فیلم خوبی بهخصوص برای نسل «زد» است. سینمای ما الان در وضعیتی است که هزینه شارژش را هم نمیتواند تأمین کند و واقعا بهسختی توانستیم در این چند ماه هزینه سالن را بدهیم. در گذشته دولت کمکهایی میکرد ولی الان هیچ اتفاقی از آن سمت نمیافتد و کمکی نداریم و رها شدهایم. سینما «شکوفه» در جنگ آسیب دید. رئیس سازمان سینمایی آمدند و بازدید کردند، اما کمکی به ما نشد. کار اصلی من بیشتر طلاست. من در این مدت میزان زیادی از سرمایه شخصیام را فروختم و به سینما آوردم. سال گذشته دو آپارتمان فروختم و برای سالنهای سینمایی در حال ساخت هزینه کردم. در حال حاضر چهار سالن سینما در رشت میسازم، همینطور چهار سالن در بابلسر. پنج سالن به سینما کوروش اضافه میکنم. ناامید نیستیم و با هر سختیای پیش میرویم. طلا را به خاک تبدیل میکنیم و متأسفانه هیچکسی هم از ما حمایت نمیکند؛ بااینحال، مقاومت میکنیم و ادامه میدهیم.
به نظر شما الان چه فیلمی باید ساخته شود که مردم به خاطر آن سینما بروند؟
حال و روز مردم هر روز فرق میکند و سختی کار ما هم این است، اما فکر میکنم مردم دوست دارند فیلمی ببینند که کمی شاد شوند و دو ساعتی کنار خانواده از خانه بیرون بیایند و خوشحال باشند. در کنارش اگر کار اجتماعی میبینند، فیلمی ببینند که حرف مردم باشد. اگر این شرایط پیش بیاید و فیلمها با مردم ارتباط برقرار کنند، سینما میتواند پیش برود؛ دقیقا مثل «تهران کنارت» که کمی متفاوت است و الان بدون تبلیغ خاصی پیش میرود. متوجه نمیشوم چرا مسئولان سینمایی محافظهکار شدهاند؟ نمیگویم خط قرمز را رد کنند، ولی کمی باید پشت چیزی که به آن اعتقاد دارند، بایستند.
شاید همیشه حرف جدید زدن کمی بازدارندگی ایجاد میکند.
بله یا فیلم حمید نعمتالله، «قاتل و وحشی»، چرا این فیلم نباید نمایش داده شود؟ یا فیلم «شیشلیک» ساخته محمدحسین مهدویان که واقعا کار خوبی است و اگر هم اکران شود، اتفاقی نمیافتد و چیزی به هم نمیریزد. متأسفانه این محافظهکاری را در وزارت ارشاد میبینیم. در مورد سینما اینقدر سخت نگیریم؛ در شرایطی که مردم میتوانند با یک کلیک هرچه را میخواهند ببینند، سادهتر ببینیم.
فکر میکنم بسیاری منتظر دیدن قسمتهای جدید مثلا سریال «وحشی» هستند یا شنیدهام قصد دارید فصل دوم سریال «بیعاطفه» را آغاز کنید. کمی درباره تولیدات آینده «فیلمنت» صحبت میکنید؟
بهزودی ساخت فصلهای سوم و چهارم «وحشی» آغاز میشود. درباره سریال «بیعاطفه» هم در حال مذاکره برای تولید فصل دوم آن هستیم. «یل» ساخته برادران محمودی است که پروسه ساخت آن طولانیمدت بود و به نظرم کار خوبی است. سریال خوب دیگری به اسم «تبعید» ساخته شهرام شاهحسینی را داریم که کار جذابی است. سریال «کوری» را داریم و کارهای خوب دیگر که در حال انعقاد قرارداد آنها هستیم. در کنار کار در «فیلمنت»، در سینما و سالنسازی با تمام توان ادامه میدهیم. از جیب هزینه میکنیم. خوشحالم در کشورم کار میکنم و من یک دلار خارج از کشور نبردم و امیدوارم مسئولان هم نگاه حمایتی داشته باشند.
و صحبت پایانی.
با همه چیزهایی که درباره آن صحبت کردم، من آدم امیدواری هستم. در شرایط سخت و بحرانی آدمها معمولا توجیهی برای کارنکردن دارند؛ من برعکس فکر میکنم و معتقدم باید کار کرد. به همین دلیل میگویم تا جایی که توان داشته باشم کار میکنم. فیلم میسازم، سالن میسازم و پلتفرم را گسترش میدهم. من علی سرتیپی دیگر نگاهم به اینکه چقدر پول دربیاورم یا ضرر کنم نیست؛ فقط میخواهم سینما زنده بماند و بچهها کار کنند.