دونالد ترامپ در سال گذشته، دو بار با جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شد که هر دو بار با هدف همراهی و حتی متابعت از اسراییل بود، بار اول در جنگ دوازدهروزه تنها یکبار اقدام به بمباران مراکز هستهای کرد اما از روز شنبه ۹ اسفند به همراه ارتش اسراییل، وارد جنگی شد که چهل روز ادامه داشت هرچند مشاوران امنیتی وی در این تصور بودند که تهران ظرف سه روز تا یک هفته شکست خواهد خورد و آنچه که در میز دیپلماسی موفق به تحمیل آن نشد را با جنگ به دست خواهد آورد.
تجربه جنگ چهل روزه نیز نشان داد وی نتوانست به اهداف خود از طریق جنگ برسد و میانجیگری پاکستان را پذیرفت و آتشبس دو هفتهای را ساماندهی کرد، آتشبسی که امروز ماه دوم خود را پشت سر گذاشت.
آنچه که قابلتأمل است این است که رییسجمهور آمریکا طی این دو ماه که پیامها بین دو طرف رد و بدل میشد، بهطور مستمر و متصل تهدید میکند که اگر تهران با شرایط مورد نظر وی موافقت نکند، جنگ را آغاز میکند اما هنوز متوجه نشده است که دو بار با ایران وارد جنگ شد اما موفق نشد اختلافات خود را با تهران کم کند و ماجرای اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز نیز به موارد اختلافی، اضافه شد.
نکته مهم بعدی در همین رابطه، سخنان «مارک روبیو» است که در مقابل سناتورهای منتقد سیاستهای خاورمیانهای دولت ترامپ تأکید کرد که «خشن حماسی» -نامی که آمریکا بر جنگ رمضان گذاشت- تمام شده است و هرگز آغاز نخواهد شد و امروز ما در فرایند مذاکره هستیم هرچند نباید تصور کنید مذاکره با جمهوری اسلامی ایران مانند مذاکره با سوییس است.
آمریکا در مذاکره هم پیشرفتی نداشته است و برای همه حتی قانونگذاران آمریکا نیز مشخص شده است که دقیقاً به همین دلیا، آتشبس بین ایران و آمریکا، شکننده است و دونالد ترامپ نیز به هیچ کدام از اهداف خود دست نیافته است و با توجه به مقاومت تهران در دادن امتیاز و همچنین اقدامات اسراییل در لبنان، بسیار محتمل است این جنگ مجدداً آغاز شود و به همین دلیل مجلس نمایندگان طرحی را برای توقف جنگ به تصویب رساند.
در آخرین روز هفته گذشته مجلس نمايندگان آمريکا در اقدامی کمسابقه، با تصويب طرحی که به رهبری دموکراتها تهیه و دنبال شد، مخالفت خود را با جنگ دونالد ترامپ عليه ايران اعلام کرد.
بر اساس اين طرح، از دونالد ترامپ خواسته میشود نيروهای مسلح آمريکا را از درگيریهای نظامی با ايران خارج کند مگر آنکه کنگره رسماً اعلان جنگ دهد يا مجوز استفاده از نيروی نظامی عليه ايران را صادر کند.
البته برابر اختیارات ریاستجمهوری در قانون اساسی آمریکا، این طرح نمیتواند ترامپ را به پايان دادن جنگ ملزم کند و حتی وی میتواند با وتو کردن، جلوی آن را بگیرد و در آن صورت طرح باید به مجلس سنا برود اما آنچه که در نگاه تبلیغاتی و تحلیلی اهمیت دارد، مخالفت بخشی از ساختار رسمی حکمرانی ایالات متحده با اقدامات رییسجمهوری در جنگ با ایران است، اقداماتی که افکار عمومی باور دارند پیش از آنکه برای رفع تهدید از شهروندان آمریکا باشد با هدف دفاع از منافع اسراییل انجام شده است.
این اقدام مجلس نمایندگان همچنین زمینه را برای نقد سیاستهای کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی توسط رسانهها افزایش خواهد داد و فشار بر دونالد ترامپ را تشدید خواهد کرد.
این اتفاق همچنین هدیهای به تهران است موجب تقویت اعتماد به نفس تهران خواهد شد و در مذاکرات، با قدرت و اقتدار بیشتری حاضر میشود و در هیچ کدام از اهداف اعلامی خود، عقبنشینی نخواهد کرد همانگونه که رسماً اعلام کردند تا جنگ علیه حزبالله متوقف نشود و اسراییل از خاک لبنان عقب نرود، مذاکره با آمریکا را تعلیق خواهند کرد.
نکته آخر اینکه این اقدام اعضای مجلس نمایندگان آمریکا تأییدی آشکار بر این است که کاسه صبر جامعه آمریکا از طولانی شدن جنگ و همچنین مذاکرات مربوط به آن لبریز شده است و نمیخواهد در برابر خطاهای کاخ سفید که هزینه میلیارد دلاری بر دوش شهروندان آوار میکند، سکوت کند هرچند شاید در کوتاهزمان اجرایی نباشد.
تحلیل جمله بر پیامهای مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا علیه تصمیمات «دونالد ترامپ» درخصوص ایران
مخالفتِ قانونگذاران با جنگ
نظام سیاسی آمریکا، نظام ریاستی است و شخص رییسجمهوری به مدت دو دوره چهار ساله همه ارکان قدرت را در دست دارد و ازجمله اعلان جنگ یا فرمان صلح با هر کشوری با اوست اما برای ورود کشور به جنگهای طولانی، نظر نمایندگان دو مجلس باید تأمین شود.
صاحبخبر -