افسانه خسروی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در بررسی احتمال توافق میان ایران و آمریکا، نخستین نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد، سابقه تاریخی روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی است. این روابط همواره ماهیتی راهبردی و استراتژیک داشته و حمایتهای گسترده نظامی، امنیتی و اطلاعاتی واشنگتن از تلآویو، نشاندهنده عمق این پیوند است.
وی افزود: کمکهای نظامی سالانه آمریکا به اسرائیل، هماهنگیهای اطلاعاتی گسترده میان دو طرف و همچنین نفوذ لابیهای حامی اسرائیل در کنگره آمریکا، در طول دهههای گذشته مانع شکلگیری توافقهای گسترده و پایدار میان ایران و آمریکا شده است.
این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد: رژیم صهیونیستی هرگونه توافقی را که به افزایش نفوذ منطقهای ایران منجر شود، برنمیتابد. تجربه توافق هستهای برجام نیز نشان داد که بنیامین نتانیاهو از مخالفان جدی این توافق بود و خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ نیز تا حد زیادی در راستای تأمین منافع و خواستههای اسرائیل ارزیابی میشد.
خسروی ادامه داد: اسرائیل حتی نسبت به توافقهای موقت میان ایران و آمریکا نیز نگرانی جدی دارد. از همین رو، سیاستگذاران ایرانی باید توجه داشته باشند که اولویت اصلی دولت آمریکا، حفظ منافع شریک راهبردی خود در منطقه است و همین مسئله میتواند شکنندگی هرگونه توافق احتمالی را افزایش دهد.
وی خاطرنشان کرد: با توجه به مواضع اعلامی رهبر معظم انقلاب و تأکید بر ضرورت توقف جنگ در همه جبههها، نمیتوان تحولات میدانی منطقه را از روند مذاکرات احتمالی جدا دانست. در شرایطی که رژیم صهیونیستی همچنان به اقدامات نظامی علیه حزبالله لبنان ادامه میدهد، دستیابی به توافقی پایدار با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.
این کارشناس روابط بینالملل گفت: منافع اسرائیل در محدودسازی جبهههای مقاومت، از جمله حزبالله لبنان، و کاهش نفوذ سیاسی ایران در منطقه تعریف شده است. بنابراین هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا ناگزیر تحت تأثیر این ملاحظات مداخلات قرار خواهد گرفت.
خسروی با اشاره به جایگاه حزبالله در لبنان اظهار کرد: حزبالله یک نیروی سیاسی و نظامی قدرتمند در لبنان به شمار میرود و نفوذ گسترده آن در ساختار سیاسی کشور و در میان جامعه شیعیان لبنان، مانع از شکلگیری ساختارهای امنیتی مورد نظر رژیم صهیونیستی در این کشور خواهد شد.
وی افزود: از منظر روابط بینالملل، اتحاد راهبردی آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجاست و رژیم صهیونیستی تلاش میکند با تکیه بر حمایتهای واشنگتن، نفوذ منطقهای و بینالمللی خود را گسترش دهد. با این حال، در این میان نوعی پارادوکس نیز وجود دارد؛ چراکه منافع آمریکا در شرایط کنونی، خروج سریع از بحرانهای منطقهای، کنترل قیمت انرژی و مهار برنامه هستهای ایران است، در حالی که اولویت اصلی اسرائیل تأمین امنیت وجودی خود محسوب میشود.
این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد: پرسش اصلی این است که در صورت شکلگیری یک توافق احتمالی، آیا آمریکا منافع مستقل خود را در اولویت قرار خواهد داد یا همچنان امنیت اسرائیل را بر سایر ملاحظات ترجیح میدهد. ارزیابی من این است که منافع آمریکا تا حد زیادی با امنیت اسرائیل گره خورده و به همین دلیل نسبت به امکان شکلگیری یک توافق پایدار خوشبین نیستم.
خسروی ادامه داد: فشارهای سیاسی وارد شده بر دونالد ترامپ و همچنین لابیگریهای گستردهای که از سوی بنیامین نتانیاهو صورت میگیرد، میتواند بر تصمیمگیریهای واشنگتن تأثیرگذار باشد. این وضعیت نشاندهنده نوعی وابستگی متقابل نامتقارن است؛ آمریکا از یک سو برای تأمین منافع خود خواهان مدیریت و پایان دادن به بحران با ایران است و از سوی دیگر، اسرائیل برای حفظ امنیت و بقای خود به حمایت همهجانبه آمریکا نیاز دارد.
وی خاطرنشان کرد: هرگونه کاهش تنش میان ایران و آمریکا میتواند برای حزبالله لبنان فرصت تنفس امنیتی، بازسازی توانمندیها و حفظ نفوذ سیاسی و اجتماعی خود را فراهم کند. از همین رو، اسرائیل نسبت به چنین روندی حساسیت ویژهای دارد.
این کارشناس روابط بینالملل گفت: اگر قرار باشد توافقی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، لازمه پایداری آن تا حدی تفکیک ملاحظات آمریکا از خواستههای اسرائیل است؛ موضوعی که تحقق آن را بعید میدانم. اسرائیل برای حفظ امنیت خود به حمایت راهبردی آمریکا وابسته است و در مقابل نیز تلاش میکند نقش امنیتی مورد انتظار واشنگتن را ایفا کند. به همین دلیل، هر توافق احتمالی در صورت شکلگیری نیز با خطر شکنندگی و ناپایداری مواجه خواهد بود.