شناسهٔ خبر: 78461329 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

یادداشت اختصاصی الناز رحمت نژاد، کارشناس حوزه مقاومت؛

حزب‌الله، معمار «وحدت میدان‌ها»

حزب‌الله معمار شبکه‌ای به شمار می‌رود که به مدت سه دهه، پیوند راهبردی بین غزه، لبنان، عراق، یمن و ایران را در چارچوبی واحد مدیریت کرده است. حزب‌الله معمار شبکه‌ای به شمار می‌رود که به مدت سه دهه، پیوند راهبردی بین غزه، لبنان، عراق، یمن و ایران را در چارچوبی واحد مدیریت کرده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ راهبرد کلان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در دو سال گذشته بر از بین بردن مفهوم «وحدت میدان‌ها» و جداسازی میدان‌های نبرد از یکدیگر متمرکز بوده است؛ با وجود این، شواهد راهبردی نشان می‌دهد حزب‌الله صرفاً بازوی نظامی نیست، بلکه معمار شبکه‌ای است که به مدت سه دهه، پیوند راهبردی بین غزه، لبنان، عراق، یمن و ایران را در چارچوبی واحد مدیریت کرده است.

پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ حزب‌الله نقش محوری در سازماندهی و تقویت گروه‌های شیعه ایفا کرد

تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای فروپاشی محور مقاومت از مرزهای لبنان و غزه آغاز شد و هدفش ایجاد شکاف بین این جبهه‌ها و منزوی کردن ایران از صحنه‌های عملیاتی و در نتیجه تضعیف انسجام این محور، که منبع اصلی قدرت آن است، بود. با وجود این، تحلیل‌های سیاسی نشان می‌دهد این راهبرد تهاجمی با مانع اصلی در این محور، یعنی حزب‌الله لبنان، مواجه می‌شود که نقشی محوری در شکل‌دهی به روابط منطقه‌ای ایفا می‌کند و فراتر از متحدی صرف است.

ریشه‌های یک پیوند راهبردی

گرچه مفهوم «وحدت میدان‌ها» با حمایت جمهوری اسلامی ایران تثبیت شد، اما بخش قابل توجهی از آن محصول تلاش‌های تدریجی حزب‌الله از دهه ۱۹۹۰ میلادی است. نقطه عطف این اتحاد به سال ۱۹۹۲ میلادی برمی‌گردد، زمانی که اعضای حماس و جهاد اسلامی به اردوگاه مرج الزهور در جنوب لبنان تبعید شدند. 

در آن زمان، حزب‌الله صرفاً میزبان نبود؛ بلکه کانال‌های ارتباطی را نیز تسهیل، مسیرهای تأمین سلاح را باز، پل‌های ارتباطی با ایران و سوریه را برقرار و غزه را به ستون اصلی محور مقاومت تبدیل می‌کرد. بررسی فعالیت‌های حزب‌الله نشان می‌دهد نفوذ مقاومت لبنان در سایر نقاط منطقه فراتر از بُعد سیاسی رفته است:

پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی حزب‌الله با اعزام کادرهای باتجربه، نقش محوری در سازماندهی و تقویت گروه‌های شیعه ایفا کرد. تأسیس گروه‌هایی مانند گردان‌های حزب‌الله و جنبش النجباء (که در ابتدا با نام حزب‌الله النجباء تشکیل شد) نتیجه مستقیم هماهنگی میدانی به رهبری چهره‌هایی مانند یوسف هاشم در آن کشور بود.

در یمن، همکاری با انصارالله در سال ۲۰۰۷ میلادی آغاز شد. با توجه به اهمیت راهبردی یمن، با توجه به کنترل آن بر دریای سرخ و نزدیکی آن به عربستان سعودی، مشارکت حزب‌الله در سال ۲۰۰۹ میلادی فراتر از مشاوره سیاسی صرف رفت. اعزام مربیان نظامی (که در یمن به عنوان «ملاقات‌کنندگان در مسیر جهاد» شناخته می‌شوند) برای آموزش تاکتیک‌های جنگ کوهستانی، مین‌گذاری و ساخت استحکامات دفاعی، قابلیت‌های بازدارندگی انصارالله را به طور قابل توجهی افزایش داد.

چرا نتانیاهو روی حزب‌الله تمرکز کرده است؟

هدف قرار دادن حزب‌الله در واقع حمله به مغز متفکری است که غزه را به لبنان، عراق را به یمن و ایران را به تمام عرصه‌های درگیری در چارچوب راهبردی واحد متصل می‌کرد

اسناد و تحلیل‌های امنیتی نشان می‌دهد سیدحسن نصرالله، دبیرکل شهید حزب‌الله نه تنها متحد ایران، بلکه شریک فعالی در شکل‌دهی به راهبرد منطقه‌ای بود، تا جایی که حتی مقام‌های امنیتی رژیم صهیونیستی نیز از میزان نفوذ وی بر روندهای کلان محور مقاومت ابراز تعجب می‌کردند.

بنابراین، اصرار فعلی نتانیاهو بر منزوی کردن لبنان از سایر عرصه‌ها صرفاً عملیات نظامی نیست، بلکه تلاشی مذبوحانه برای ضربه زدن به «گره مرکزی» این شبکه است. 

از دیدگاه تحلیلگران، هدف قرار دادن حزب‌الله در واقع حمله به مغز متفکری است که غزه را به لبنان، عراق را به یمن و ایران را به تمام عرصه‌های درگیری در چارچوب راهبردی واحد متصل می‌کرد؛ پیوندی که قطع آن یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تاریخ امنیتی رژیم صهیونیستی است.