حجتالاسلام والمسلمین مختار کشاورز، کارشناس دینی و فرهنگی، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به مباحث تمدن و تحول در حوزه علمیه پرداخت و خاطرنشان کرد که وقتی علم بیاید و درون مایهی درستی ایجاد شود قطعا ساختمان درست هم به دنبال دارد؛ ولی هدف آن نیست. بر اساس آن نگاه مبتنی بر علم هست که دور هم جمع میشویم و حوزه دینی شکل میگیرد.
وی با اشاره به آیه «فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ» که عدهای آداب و فقه یاد بگیرند و به شهر خودشان برگردند که بتوانند پیامرسان باشند، ابراز کرد: وقتی قوام شما بر اساس یک آیه قرآنی باشد، باید سلوکت هم بر اساس آن آیه قرآنی باشد. آن چیزی که ما را با تمام نهادهای حاشیه دینها و آیینهای دیگر متفاوت میکند این سلوک است. الان فرقههای ضاله هستند، ادیان ابراهیمی هم هستند. حالا سؤال اصلی و دقیق در این است که آن سلوک چه بوده و نقش آن در پایداری آن نهاد و ادامهاش که بتواند تا آخر پیش برود و دچار افت نشود، این یک سلوک است؛ یعنی اگر بخواهیم یک سؤالی در عرصه تحول و تمدن بکنیم که چه حوزهای میتواند تمدنساز به معنای فرهنگی باشد، حوزهای است که سلوکش بر اساس دادههای اصلی باشد. اگر آن سلوک براساس دادهها و باورهای اصلی نباشد، اصلا نمیتواند و از اول باطل است و کار خراب میشود.
فعال عرصه بین الملل اظهار کرد: اصلیترین عنصری که برای تحول و تمدن مهم است، توجه به آن سلوک است. یعنی نهادسازی کردی، نهاد هم به امر الهی است. این جماعت بایستی به تبیین و تبشیر دین بعد از معصوم بپردازند؛ حالا این جماعتی که قرار است تبشیر و تنذیر کنند مهمترین بخش زندگی اینها سلوکشان است. اگر این سلوک به هر چیز حاشیهای آلوده شود نتیجه سلوک اتفاق نخواهد افتاد. شما بایستی حواست به این معنا باشد که تمام عالم فقط برای انسان و کمالش و سلوک به یک جمله بستگی دارد و آن «قد افلح من زکاها» است. اینکه خداوند به تمام مظاهر قدرت قسم می خورد. پس تزکیه اصلیترین عنصر سلوک است.
حجتالاسلام کشاورز با اشاره به وجود عناصری مهم در باب سلوک گفت: آن چیزی که میتواند سلوک را ابدی و نتیجهبخش کند، دو چیز است؛ یکی عقل و توجه به عقل و اینکه بدانی جایگاه عقل کجاست، دوم ایمان به غیب. این دو در وجود هر سالکی باشد برنده است. هر کسی یکی از این دو را هم داشته باشد برنده نمیشود. باید هر دو را داشته باشد.
وی با ذکر خاطرهای گفت: موقعی گزینش بعضی از طلبهها دست من بود؛ بعد از این بچهای که با اشتیاق وارد حوزه شده سؤال میکردم که چرا طلبه شدی؟ می گفت که آمدم دیگران را هدایت کنم. گفتم خب از همین جا نقطه انحراف است. تو که هنوز خودت چیزی بلد نیستی چطور آمدی که هدایت کنی! تا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟! گفتم اگر با این ذهنیت آمدی که دیگران را هدایت کنی برو و اصلا نیا! از همین الان داری خطا میکنی. آمدی خودت را بسازی! اول خودت رو بساز. ببینید تعابیر ائمه اطهار علیهمالسلام تمامش بر اساس استانداردهایی که خداوند برای همین مبانی که گفتم شکل گرفتند. این بزرگواران گفتهاند که «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم»؛ شما زیباتر از این تعبیر ندارید. میگوید مردم را دعوت کنید؛ نه با زبان، بلکه با عمل.
کارشناسی دینی و فرهنگی با تأکید بر درست انجام شدن سلوک گفت: راجع به شهید بهشتی میگفتند که این فلان است! این خارج رفته و اصلا به فکر مردم نیست! بعد به شهید بهشتی گفتند که چرا از خودت دفاع نمیکنی؟! جمله شهید بهشتی خیلی جالب است. میگوید« إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»؛ میگوید این وظیفه من نیست، دفاع از من کار خداست! این سلوک است. به رهبر شهید میگفتند که شما چرا بعضی مسائل را نمیگویید که مردم بدانند که خانه شما چقدر است! فیلمهایی که از ایشان میگرفتند اجازه نمیداد که پخش شود. ولی الان مردم بعد از شهادت ایشان چه چیزی را فهمیدند؟ فهمیدند که آن سلوک است که در وجود رهبری بوده، آن سلوک است که الان بعثت مردمی ایجاد کرده است.
مبانی سلوک برای رسیدن به مقام تزکیه
وی افزود: این سلوک مبتنی بر دو چیز است که ما به آن مقام تزکیه نفس برسیم. یکی عقل است که نقش آن در این موضوع در حوزه یک نقش مورد غفلت است. نمیتوانم بگویم که توجه به آن نیست، مورد غفلت است. مراد از عقل کلیت عقل بدون مصادیقش است. جایگاه عقل کجاست؟ عقل چیست؟ این عقل اگر فهمیده نشود، سلوک هم شکل نمیگیرد. سلوک به جای اینکه تبدیل به یک عامل انسان ساز تبدیل بشود، به رهبانیت و عزلت تبدیل میشود. چیزی که میتواند سلوک را رنگ واقعی بدهد عقلانیت است. عقلانیت به تو میگوید که باید ساخته بشوی که دیگران از وجود تو نورانی بشوند؛ اما اگر تو ساخته شوی و در دیر خودت بروی چه فایدهای دارد؟!
کشاورز تصریح کرد: اگر سالک از عنصر عقل غافل بشود، حتی سلوکش به انحراف میرود و میشود خوارج! چرا خوارج جدا شدند؟ چون عقل نداشتند. چرا نیزههای بر قرآنها سپاه علی(ع) را فریب داد، در حالی که علی(ع) داد زد که قرآن گویا من هستم، آنها کاغذ است! چه چیزی باعث شد که اینها کاغذ ر ببینند و علی را که امامشان است را نبینند؟ آن سلوک غلط! چون عقلانیت تعطیل شده بود و عقل را در کاغذ میدید.

وی با بیان این نکته که عقل قوهای است که خداوند آن را خروجی تقوا قرار داده، خاطرنشان کرد: عقل یعنی تشخیص صحیح و تصمیم درست. عقل مثل سنگ آسیاب است و در درون هر انسانی هست. شما از کجا میفهمی که این بچه دیوانه است؟ از کارهای غلطی که انجام میدهد میفهمی که این بچه تنظیم نیست. از آن طرف بچهای که به آتش دست نمیزند، در خطر نمیرود و میترسد، عاقل است.
فعال عرصه بین الملل با اشاره به اینکه این سنگ آسیابی که در درون انسان است باید تقویت شود و رشد کند، خوراک آسیاب عقل را علم دانست و تصریح کرد: هر چقدر این انسان به واسطه ی علم رشد بکند عقلش قویتر و تحلیلش بهتر میشود. آیا علم کافی است؟ عمل به علم است که مهم است؛ چون اگر عمل نباشد علم شکل نمیگیرد. عمل تنها هم کافی نیست؛ آن هم باید صالح باشد؛ اگر صالح نباشد، ریا میشود.
وی ادامه داد: گزینه دومی که کنار عقل میآید، ایمان به غیب است. ایمان به غیب عنصر اصلی ادیان ابراهیمی است. ادیان ابراهیمی بدون ایمان به غیب هیچ ارزشی ندارد. چه دلیلی دارد که من گناه نکنم، ظلم نکنم، راحت نخوابم؟ ایمان به غیب است که تو را سر خط میآورد. اولین آیه قرآن، اولین وصف متقین را «یؤمنون بالغیب» ذکر میکند. تا این غیب نباشد اصلا «یؤتون الزکاة» و ... که بعدش میآید اصلا شکل نمیگیرد؛ برای اینکه اعطای زکات یا اقامه نماز که میکنی بر اساس باورت است که این کار را انجام میدهی. در سلوک این اتفاق باید بیفتد.
کارشناس دینی و فرهنگی تأکید کرد: نهاد حوزه برای اینکه بتواند تأثیرگذاری خودش را داشته باشد و دچار افول در هیچ دورهای نباشد، راهش این سلوک است و سلوک بدون عقل وعقل بدون ایمان به غیب شکل نمیگیرد و تا این دو مورد غفلت حوزه باشد و برای آن برنامهریزی نکند، در یک جریان نزولی خواهیم بود.
کشاورز تصریح کرد: در رفتارهای اجتماعی، 47سال حکومت دست دو عالم حوزوی بوده، یکی امام خمینی و یکی هم رهبر شهید. 47 سال یک وجب از این خاک نرفته، 47 سال است که این دو نفر ذرهای منافع شخصی خودشان را ملاک قرار ندادند. روحانیتی که سلوکش درست باشد، این سلوک موجب میشود که شما در خروجیاش یک امام شهید داشته باشی که تمام وجودش را وقف دین و کشورش کرده. این اصل، آن چیزی است که مردم را استوار و امیدوار میکند. حالا شما حساب کن که این دو، صد هزار بشود. وظیفه حوزه این است که این دو را با این نوع نگاه تکثیر کند. چرا در تعابیر داریم که امام زمان(عج) 313 یار دارد در 8 میلیارد جمعیت فعلی جهان 313 نفر می خواهند چه کار کنند؟ این سلوک هست. «یکی مرد جنگی به از صد هزار» میشود؛ یعنی اگر آن سلوک ایمان به غیب در کنار عقلانیت شکل بگیرد، خروجی آن تزکیه میشود و این نفس تزکیه شده جامعه خودش را هدایت می کند.
فعال عرصه بین الملل با تأکید بر اینکه در حوزه، تربیت باید از آموزش مهمتر باشد خاطرنشان کرد: آقای طالقانی وقتی درس مغنی (ادبیات عرب) می داد هر روز اول یک روایت میخواند. یعنی اول سلوکم را درست میکند. سلوک عرفانی آیتالله بهاءالدینی است که مؤثر است و الا در علم فقه آیتالله مثل ایشان زیاد داریم؛ اما چرا این آدم نسبت به آن یکی که کنارش هست، هر دو هم بزرگوارند؛ اما این در تربیت طلبه موفقتر است؟ چون طلبه، سلوک را از این می گیرد و علم را از او میگیرد. تا آن سلوک در حوزه حرف اول را نزند، مرجعیت و درجات علمی هم خراب میشود.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/