شناسهٔ خبر: 78460045 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جماران | لینک خبر

یادداشت؛

اصول بنیادین سیاست‌ورزی امام‌خمینی (4)

تردیدی نیست که امام‌خمینی به بالاترین نوع مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم باور داشت و نه تنها آنان را صاحبان حق در تعیین سرنوشت خود می‌دانست بلکه آنان را «ولی نعمت» خود و مسؤلان نظام به شمار می‌آورد. ایشان همه آحاد مردم را نیز در این حد از مشارکت سیاسی مساوی می‌دانست و برای هیچ قشری از مردم اولویت قائل نبود و حتی در این حد از مشارکت، هیچ برتری برای مؤمنان و متدینان نیز قائل نبود و با یک نگاه ملی همه ایرانیان را با هر مرام و مسلک، صاحب نظر و رأی در سرنوشت خود می‌دانست. اما در عین حال، بررسی دیدگاه‌های سیاسی امام‌خمینی نشان می‌دهد که نه در اصل حق سیاسی، بلکه در برخورداری از مواهب و امکانات کشور برای طبقه محروم و مستضعف جامعه «تبعیض مثبت» قائل بود و آنان را در اولویت قرار می‌داد.

صاحب‌خبر -

در سه بخش پیشین این نوشتار گفته شده که امام‌خمینی از جمله سیاست‌مداران دوره معاصر ما است که به خاطر داشتن منظومه فکری، اصول بنیادین در عرصه سیاسی و رفتار متناسب با آن در عمل، دارای یک مکتب سیاسی منحصر به فرد است که می‌توان آن را «مکتب سیاسی خمینی» نامید و مکتب سیاسی ایشان در میان اصول متعدد و مختلف خود، بنیان‌هایی دارد که اساساً در مکاتب رایج سیاسی یا وجود ندارد و یا به شکلی که در مکتب امام وجود دارد، شناخته شده نیست. نخستین اصل بنیادین سیاست‌ورزی امام‌خمینی «توحید گرایی»، دومین آن «تحول روحی مردم»، سومین «ولی نعمت بودن مردم» و چهارمین آن را می‌توان «اولویت محرومان و مستضعفان» در هر گونه سیاست‌ورزی دینی دانست.

4. اولویت محرومان و مستضعفان

تردیدی نیست که امام‌خمینی به بالاترین نوع مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم باور داشت و نه تنها آنان را صاحبان حق در تعیین سرنوشت خود می‌دانست بلکه آنان را «ولی نعمت» خود و مسؤلان نظام به شمار می‌آورد. ایشان همه آحاد مردم را نیز در این حد از مشارکت سیاسی مساوی می‌دانست و برای هیچ قشری از مردم اولویت قائل نبود و حتی در این حد از مشارکت، هیچ برتری برای مؤمنان و متدینان نیز قائل نبود و با یک نگاه ملی همه ایرانیان را با هر مرام و مسلک، صاحب نظر و رأی در سرنوشت خود می‌دانست. اما در عین حال، بررسی دیدگاه‌های سیاسی امام‌خمینی نشان می‌دهد که نه در اصل حق سیاسی، بلکه در برخورداری از مواهب و امکانات کشور برای طبقه محروم و مستضعف جامعه «تبعیض مثبت» قائل بود و آنان را در اولویت قرار می‌داد.

امام در یک نگاه کلی خط اصولی انقلاب اسلامی را خط دفاع از مستضعفان و تأمین منافع آنان می‌دانست و نظام جمهوری اسلامی ایران را نیز که خود تأسیس کرده بود، حکومت مستضعفان به شمار می‌آورد؛ چنان که مهم‌ترین وظیفه مدیران این نظام را هم، دفاع از حقوق و خدمت به مستضعفان و توزیع عادلانه ثروت می‌دانست.

امام‌خمینی در یک مرحله بالاتر و طبق وعده قرآن: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِینَ ٱستُضعِفُواْ فِی ٱلأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّة وَنَجعَلَهُمُ ٱلوَارِثِینَ»، حکومت بر زمین را از آن مستضعفین می‌دانست و انقلاب اسلامی ایران را حرکتی در همین راستا، نهضت مستضعفین علیه مستکبرین و هشداری برای همه مستکبران جهان می‌خواند و از مستضعفان جهان می‌خواست با الگو گرفتن از انقلاب ایران بپاخیزند و زیر پرچم اسلام بر مستکبران غلبه کنند. ایشان به همین خاطر انقلاب اسلامی ایران را پشتیبان ملت‌های مظلوم در برابر ظالمان و حاضر در مبارزه با مستکبران در سراسر دنیا معرفی می‌کرد و تنها راه از میان‌بردن مستکبران را تشکیل جبهه واحد مستضعفان می‌دانست.

تبعیض مثبت امام‌خمینی برای اقشار محروم و مستضعف در سطح برخورداری از امکانات یک نظام سیاسی، افزون بر یک منطق دینی، از دو دلیل راهبردی و عقلانی اجتماعی بهره می‌برد:

 اول؛ آن که محرومیت و استضعاف مردم ایران، یک امر خود خواسته و یا از سؤء مدیریت و تنبلی آنان نبود بلکه شرایطی بود که سیاست‌های یک حکومت طاغوتی، مستکبر و مستبد بر آنان تحمیل کرده بود. سیاست‌های غلط قاجاری و رژیم نالایق پهلوی، آثار اجتماعی و اقتصادی عمیقی بر وضعیت زندگی و معیشتی ایرانیان به‌ویژه بر روستاها و مناطق شهری کم‌جمعیت و کم‌درآمد گذاشت که مهم‌ترینِ آنها، گسترش فقر و محرومیت ناخواسته در جامعه به شکل افزایش زاغه‌نشینی، حاشیه‌نشینی و مهاجرت به شهرهای بزرگ بود. و این فقر اقتصادی، به صورت طبیعی، استضعاف فکری، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی را برای قشر عظیمی از مردم رقم زد و مواهب گوناگون کشور را در سیطره یک قشر کم تعداد اما برخوردار قرار داد و اینک لازم بود با پیروزی انقلاب اسلامی این قشر در اولویت قرار گیرد تا کاستی‌های تاریخی جبران گردد.

دوم؛ آن که پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در یک پروسه پانزده ساله، مرارت‌ها و مشکلات طاقت فرسا تا حد شکنجه‌های وحشتناک و فدا کردن جان داشته است که تنها بر دوش قشر محروم و مستضعف جامعه بوده است و اکثریت قشر برخوردار هزینه‌ای را در این زمینه پرداخت نکرده بود. از اینجا است که امام‌خمینی بارها، نقش توده‌های پابرهنه در پیروزی انقلاب و مقابله با رژیم پهلوی را ممتاز شمرد و معتقد بود نیروی عظیم و کوبنده انقلاب، مردم غیر مرفه بودند که با نیروی ایمان واقعی، به میدان آمدند و بیشترین کشته‌های نهضت هم از این طبقه بود. در نگاه ایشان، حامیان واقعی نهضت اسلامی ایران، زاغه‌نشینان، محرومان و حاشیه‌نشینانی بودند که با همت خود، اسلام را در کشور حاکم کردند و اگر قدرت معنوی این طبقه که با دست خالی به حمایت از انقلاب پرداختند، نبود، این پیروزی حاصل نمی‌شد و پیروزی انقلاب اسلامی نتیجه پایداری مستضعفان در برابر طاغوت و مرهون تلاش‌های آنان بود.

در این شرایط، طبیعی بود که امام‌خمینی به عنوان یک سیاست‌ورز دین مدار و رهبر دینی، این قشر را در اولویت اول حکومت مورد نظر خود قرار دهد. از این رو، افزون بر تأکید مکرر ایشان بر تلاش بیشتر دولت برای عمران و آبادی و رفع مشکلات بهداشتی و درمانی مناطق محروم؛ برای حمایت از مستضعفان، با دستور امام‌خمینی، بنیاد مستضعفان بر پایه اموال برجای‌مانده از سران رژیم پهلوی، حساب ۱۰۰ امام برای تهیه مسکن محرومان، کمیته امداد امام‌خمینی و بنیاد ۱۵ خرداد برای رسیدگی به وضع ایثارگران و مستضعفان تأسیس شد و این نهادها نیز صرف نظر از برخی کاستی‌ها، دستاوردهای سترگی را به ویژه در ده سال اول نظام جمهوری اسلام برای مستضعفان رقم زده‌اند.

اخبار مرتبط

انتهای پیام