شناسهٔ خبر: 78459456 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: مسیر اقتصاد | لینک خبر

بازسازی پساجنگ

رقابت شرکت‌های بزرگ نفتی در بازسازی زیرساخت‌های انرژی منطقه

جنگ در منطقه، همراه با آسیب گسترده به زیرساخت‌های انرژی آمریکایی-صهیونی در غرب آسیا و برخی از تأسیسات انرژی ایران، بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت و گاز در دهه‌های اخیر را رقم زده است. این بحران، بازاری چند ده میلیارد دلاری برای بازسازی ایجاد کرده است که در آن غول‌های جهانی فناوری‌های صنعت نفت و گاز به دلیل انحصار فناوری، بازیگران اصلی هستند. در شرایط تحریمی، تنها پیمانکاران چینی و شرکت‌های داخلی، وظیفه اجرای طرح‌ها و بومی‌سازی تجهیزات در ایران را بر عهده دارند.

صاحب‌خبر - به گزارش مسیر اقتصاد با کاهش نسبی تنش‌های نظامی در منطقه خلیج فارس، کانون توجه از تحولات میدانی به بازسازی زیرساخت‌های راهبردی تغییر خواهد کرد. واکاوی این بازار نشان می‌دهد که بازسازی تأسیسات انرژی، نه تنها یک ضرورت فنی، بلکه عرصه رقابتی برای تسلط بر زنجیره تأمین جهانی و جریان‌های انرژی است. در این میان، تعادل میان انحصار فناوری شرکت‌های بزرگ غربی و نیاز ایران به تداوم تولید از طریق پیمانکاران داخلی و شرکای آسیایی، الگوی بازسازی را تعیین خواهد کرد. این روند، فراتر از تعمیرات و بازسازی، بازتعریف‌کننده جایگاه بازیگران اقتصادی در ساختار پساجنگ منطقه است. شوک بی‌سابقه عرضه و گستره تخریب ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۴۰ زیرساخت حیاتی انرژی در ۹ کشور منطقه، از جمله تأسیسات بالادستی و پایین‌دستی ایران و کشورهای منطقه، دچار خسارات جدی شده‌اند. این سطح از تخریب، شوکی کم‌سابقه به عرضه جهانی وارد کرده که اثرات آن فراتر از نوسانات قیمتی، در اختلال زنجیره تأمین جهانی مشهود است. بازسازی این تأسیسات، به دلیل وابستگی متقابل زیرساخت‌ها، فرایندی زمان‌بر و نیازمند مدیریت متمرکز است. در این شرایط، کشورهای منطقه برای بازگشت به سطوح تولید پیش از جنگ، با رقابتی فشرده برای جذب منابع مالی و تجهیزات فنی روبه‌رو هستند. این رقابت، به‌ویژه برای ایران که با محدودیت‌های دسترسی به بازارهای جهانی مواجه است، پیچیدگی‌های مضاعفی دارد و نیازمند بهره‌گیری از حداکثر توان پیمانکاران داخلی و جایگزین‌های زنجیره تأمین است. نقش شرکت‌های بزرگ فناوری و پیمانکاران چینی بازیگران اصلی در ارائه فناوری‌های سطح بالا، شرکت‌های چندملیتی نظیر شلومبرژه[۱]، بیکر هیوز[۲]، هالیبرتون[۳] و ودرفورد[۴] هستند. این شرکت‌ها با تکیه بر لایسنس‌های انحصاری و نرم‌افزارهای پیچیده، توانایی بازسازی تخصصی میادین نفت و گاز را دارند. با این حال، به دلیل ریسک‌های تحریمی، حضور مستقیم آن‌ها در ایران محدود است. در غیاب این شرکت‌ها، ایران به سمت همکاری با غول‌های دولتی چین نظیر شرکت ملی نفت چین[۵] و ساینوپک[۶] متمایل خواهد شد. این پیمانکاران بین‌المللی آسیایی، نه‌تنها تأمین تجهیزات جایگزین را مدیریت می‌کنند، بلکه به عنوان پیمانکاران عمومی [۷]، بستری برای انتقال پروژه‌ها فراهم می‌آورند. در واقع، بازسازی در ایران ترکیبی از لایسنس‌های غربی در دسترس و توان اجرایی پیمانکاران چینی است که تلاش می‌کنند خلأ فناورانه ایجاد شده را پر کنند. حضور فعال پیمانکاران داخلی در فرآیند بازسازی در اجرای پروژه‌های بازسازی، شرکت‌های داخلی ایرانی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. هلدینگ‌های مطرح و بزرگ در کشور به عنوان کارفرما و مدیر کلان پروژه‌ها، هدایت روند بازسازی را بر عهده دارند. در بخش فنی و مهندسی، گروه مپنا به عنوان شاخص‌ترین بازیگر داخلی، وظیفه بومی‌سازی توربین‌ها و تجهیزات فرآیندی را عهده‌دار است. این گروه «یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران کشور در نفت، گاز و برق» است. مپنا همراه با شرکت ملی نفت ایران (NIOC) مدیریت بخش عمده‌ای از تولید و انتقال برق ایران را در دست دارند و در احیای زیرساخت‌های انرژی داخلی نقش منطقه‌ای خواهند داشت. همچنین، شرکت‌های مهندسی مانند شرکت فراساحل و قرارگاه‌های سازندگی کشور مانند قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا، در کنار سازندگان داخلی تجهیزات، وظیفه اجرای عملیات‌های بازسازی، از تعمیر خطوط لوله تا بازسازی بنادر و اسکله‌های صادراتی را بر عهده خواهند داشت. پیمانکاران داخلی با استفاده از ظرفیت مهندسی معکوس و همکاری با شرکای چینی، در تلاشند تا وابستگی به تأمین‌کنندگان خارجی را در بازسازی‌های فوری کاهش داده و زیرساخت‌های آسیب‌دیده را به مدار تولید بازگردانند. پیامدهای اقتصادی بازسازی و بازطراحی مسیرهای صادرات بازسازی زیرساخت‌های انرژی، تنها تعمیرات فنی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازطراحی مسیرهای صادراتی و کاهش ریسک‌های ترانزیتی است. کشورها در حال سرمایه‌گذاری سنگین برای توسعه خطوط لوله و بنادر جایگزین هستند تا وابستگی زنجیره تأمین خود به نقاط حادثه‌خیز را کاهش دهند. این پروژه‌های میلیارد دلاری، نه‌تنها سود سرشاری برای پیمانکاران بزرگ ساخت‌وساز به همراه دارد، بلکه توازن قدرت در بازار انرژی منطقه را دگرگون می‌کند. در نهایت، پساجنگ نه تنها به معنای پایان درگیری، بلکه به معنای آغاز مرحله‌ای از بازتوزیع ثروت میان شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، پیمانکاران منطقه‌ای و بازیگران داخلی است که توانایی سازگاری با شرایط پیچیده تحریمی و فنی را دارند. در این فرآیند، میزان موفقیت هر بازیگر وابسته به توانایی او در تأمین تجهیزات استراتژیک، ارائه لایسنس‌های جایگزین و اجرای سریع‌تر پروژه‌های بازسازی خواهد بود. برای ایران نیز، این مرحله فرصتی است تا با اتکا به توان داخلی و استفاده از ظرفیت‌های بومی و پیوست فناوری در دوره بازسازی، نقش مهمی در این روند داشته و در صورت بروز مجدد جنگ، بتواند متکی به توان داخلی باشد. پانویس: [۱] Schlumberger [۲] Baker Hughes [۳] Halliburton [۴] Weatherford [۵] (China National Petroleum Corporation (CNPC [۶] Sinopec [۷] General contractor (GC) منبع: رویترز انتهای پیام/ انرژی