صاحبخبر - به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، محمدرضا پی سپار در یادداشتی نوشت: در حالی که بیشتر تحلیلهای ژئوپلیتیک از جنگ اخیر، بر تحریمهای نفتی، ناوگان نظامی یا مذاکرات دیپلماتیک متمرکز شدهاند، یک ابزار نوظهور و کمتر دیدهشده در قدرتافزایی ایران نقش آفرینی میکند: رمزارزها. بر اساس گزارش ها، ایران از طریق کنترل تنگه هرمز، روزانه بین یک تا دو میلیون دلار درآمد رمزارزی کسب میکند؛ موضوعی که ابعاد تازهای از جنگ اقتصادی و مالی را آشکار میسازد.
درآمدزایی از بستن، نه فقط از باز کردن تنگه
در نگاه سنتی، بسته شدن تنگه هرمز صرفاً یک اقدام تنبیهی یا دفاعی تلقی میشد که هزینههای هنگفتی برای ایران داشت. اما دادههای جدید نشان میدهد تهران با بهرهگیری از فناوری بلاکچین و ماینینگ رمزارزها، عملاً از همان اختلال ایجادشده درآمدزایی میکند. این رمزارزها که عمدتاً از طریق استخراج در داخل کشور یا تراکنشهای جایگزین تأمین میشوند، از مجرای تنگه هرمز و با عبور از تحریمهای بانکی سنتی، وارد بازارهای جهانی میگردند.
اهرمی فراتر از برنامه هستهای
تینا فوردهَم، کارشناس ژئوپلیتیک در تحلیل خود اشاره میکند که این اهرم جدید، «شاید حتی از برنامه هستهای هم اثرگذارتر باشد». دلیل این ادعا روشن است: برنامه هستهای همواره با نظارت آژانس و فشار دیپلماتیک بینالمللی مواجه بود، اما رمزارزها به دلیل ماهیت غیرمتمرکز و ناشناس خود، نظارتپذیری بسیار کمتری دارند. در نتیجه، ایران بدون نیاز به غنیسازی اورانیوم یا نقض پیماننامههای آشکار، به ابزاری هوشمندانه برای اعمال فشار اقتصادی و کسب درآمد همزمان دست یافته است.
پیامدها برای اقتصاد جهانی و مذاکرات
این درآمد روزانه (حدود ۳۶۵ تا ۷۳۰ میلیون دلار در سال) به تهران اجازه میدهد بدون تکیه بر صادرات نفت، هزینههای جنگ و ثبات داخلی خود را تأمین کند. از سوی دیگر، واشنگتن به دلیل ناتوانی در ردیابی و مسدودسازی این جریانهای مالی، با نوع جدیدی از تحریمگریزی مواجه شده که در قواعد قدیم بانکی تعریف نمیشود.
در میز مذاکره نیز همین موضوع، اهرم چانهزنی ایران را تقویت کرده است. وقتی تهران میتواند بدون بازگشایی تنگه، روزانه میلیونها دلار درآمد داشته باشد، انگیزه آن برای امتیازدهی سریع کاهش مییابد. این همان عاملی است که به گفته تحلیلگران، محاسبات ترامپ را برای رسیدن به توافق فوری دشوار کرده است.
نتیجه آنکه درآمد رمزارزی ایران از تنگه هرمز، نشاندهنده تحول در ماهیت قدرت ژئوپلیتیک در قرن بیست و یکم است؛ جایی که سلاحهای سختافزاری جای خود را به ابزارهای مالی ناملموس و غیرقابل تحریم میدهند. این پدیده نوظهور نه تنها معادلات جنگ را تغییر داده، بلکه معماری آینده تحریمها و مذاکرات بینالمللی را نیز دستخوش تحول خواهد کرد. نادیده گرفتن این بعد از قدرت ایران، به معنای درک ناقص از جنگ امروز و صلح فرداست.
انتهای پیام/
∎