شناسهٔ خبر: 78450222 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

«شهر تالابی ایران»، بابل فقط این نام را یدک می‌کشد

بابل - ایرنا - در حالی بابل به عنوان شهر تالابی در ایران معرفی شد که آب خوان‌های این شهرستان با چالش جدی زیست محیطی همانند ساخت و سازهای غیرمجاز، تغییر کاربری، فاضلاب شهری و صنعتی و گیاه تهاجمی سنبل آبی در معرض تهدید جدی است؛ به همین خاطر کارشناسان زیست محیطی عنوان «بابل شهر تالابی ایران» را شعاری بر روی کاغذ می دانند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، کنوانسیون بین المللی رامسر، بابل را بعد از بندر خمیر در بندرعباس به عنوان دومین شهر تالابی کشور معرفی کرد و در مردادماه سال گذشته گواهینامه شهر تالابی جهان در زیمباوه به شهردار وقت بابل تحویل شد.

شهرستان بابل که دارای ۲۰۷ قطعه تالاب و آب بندان است برخی از تالاب های این شهرستان همانند تالاب لنگور ۷۰۰ هکتار وسعت دارد و این شهرستان بیشترین تالاب و آب‌بندان‌های استان را در خود جای داده است. همه این ظرفیت ها سبب شد که بابل با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست در سال ۲۰۲۴ عنوان جهانشهر تالابی را در کنوانسیون رامسر کسب کند.

در سال های اخیر این آب خوان‌های ارزشمند در شمال کشور با چالش های جدی مواجهه شد تا جایی که کارشناسان ضمن هشدار به تهدیدهای موجود، آینده تالاب ها و آب بندانهای این شهرستان را در خطر جدی نابودی عنوان کردند.

تغییر کاربردی و ساخت و سازهای بی رویه در اطراف آب بندانها که در سال‌های نه جندان دور میزبان خیل بزرگی از گله های پرندگان مهاجر از گونه های مختلف بود در شرایط فعلی این ساخت و سازها محیط امنیی که پرندگان مهاجر نیاز دارند را از آنها سلب و تالاب های این خطه از شمال کم رنگ از پرندگان مهاجر شد.

تغییر کاربری و پروش ماهی در آب بندان های بابل از جمله تهدیدهای دیگری است که ساختار طبیعی این آب خوان را تغییر داد و سرمایه گذاری بخش خصوصی اجازه رشد گیاهان مفید در این آب بندانها و فرود پرندگان مهاجر را نمی دهند چرا که این امر تهدیدی برای ماهیان پرورشی محسوب می شود.

در شرایط فعلی بزرگترین چالشی که آب بندان های شهرستان بابل را با تهدید جدی مواجه می کند گیاه تهاجمی سنبل آبی یا همان شیطان آبی است که گستره وسیعی از تالاب ۴۰ هکتاری روستای آغوزبن بابل را در تسخیر خود قرار داد و با وجود این که این آب بندان حدود چهار سالی به شکلی شدید درگیر این گیاه تهاجمی است تا کنون برای پاکسازی شیطان آبی اقدامی اثر بخش انجام نشد و این گیاه تهاحمی به سرعت در حال نفوذ به دیگر آب خوانهای این شهرستان قرار دارد.

«شهر تالابی ایران» بابل فقط این نام را یدک می‌کشد

همه این آسیب ها و تهدیدها سبب شد که کارشناسان محیط زیست عنوان شهر تالابی برای بابل را شعاری بر روی کاغذ می دانند.

ساخت آب بندان در شمال کشور سابقه‌ای طولانی دارد این سازه‌ها، حاصل تجربه جمعی مردمی است که در فصل کشت و کار، آب کافی در اختیار نداشته و برای رفع نیازهایشان به دنبال راه چاره بودند. آنها از سال‌ها پیش چاله‌ای حفر می‌کردند تا باران را در فصل بارش یکجا جمع کرده و در زمان کشت و کار از آن استفاده کنند.

این چاله‌ها به مرور با دستکاری‌های زیادی در تالاب‌های طبیعی به زیستگاه‌های مهم آبی جایگزین در شمال تبدیل شد؛ تا جایی که شهر بابل به خاطر همین دست سازه‌ها، به شهر آب‌بندان شهرت پیدا کرد. اما چندی است که حریم این تالاب‌های مصنوعی دستخوش تغییرات گسترده و بلندمرتبه‌سازی شده است.

حفظ حریم آب‌بندان‌ها، مهمترین دغدغه فعالان محیط زیست در این روزهای جنگی کشور است. در حالی که در تابلوهای منتهی به آب‌بندان‌ حیدرکلا شهر بابل حریم این مجموعه‌ ۱۵۰متر اعلام می‌شود و فعالان محیط زیست دست کم حریمی ۵۰ متری، برای این اکوسیستم‌های دست ساز بشر قائل هستند، ساخت ساختمان‌های ۱۰ طبقه، دستکاری در بافت خاک و آسفالت محوطه منتهی به آب‌بندان‌ها و بسیاری اقدامات دیگر، نگرانی‌هایی را در میان فعالان محیط زیست ایجاد کرده است. جالب آنکه حفظ حریم این تالاب‌ها بر عهده جهاد کشاورزی است.

تخریب زیست بوم آب بندانهای بابل

در این پیوند کارشناس محیط زیست اظهار کرد: در چند سال اخیر آب‌بندان‌های حوزه شهریِ بابل با مدیریت ضعیف شهرداری زمینه ای برای تخریب زیست‌ بوم این آب خوانها فراهم شد که این امر مدلی از مدیریت غیرعلمی، سازه محور و دور از مشارکت برجای گذاشته که خطر تسریع آن به دیگر آب‌بندان‌های منطقه وجود دارد.

 «بابل شهر تالابی» شعاری بر روی کاغذ

جواد یعقوب زاده گفت: از سوی دیگر بابل که بر مبنای معرفی همین آب‌بندان‌ها در سالیان اخیر به دلیل گسترش شهر در حوزه شهری قرار گرفتند، به عنوان شهر تالابی دست پیدا کرداما این ظرفیت در معرض تهدید جدی قرار دارد.

وی با اشاره به این مطلب که البته در این مسیر گام های مثبتی هم برداشته شد، سیاه و سفیدِ مطلق نیست، ادامه داد، اما به طور کلی مدیریت این آب بندانها فاجعه‌آمیز بوده است،

وی اظهار کرد: به‌طور مثال عمق بی‌سوادی زیست بومی آن است که شهرداری در آب‌بندان کمانگرکلا و موزیرج به آسفالت تمام ساحل و جاده دور تا دور این دو آب‌بندان‌ پرداخته است جایی که بسیاری از گونه‌های جانوری تالاب برای تغذیه و لانه‌سازی بدان نیازمند هستند.

این کارشناس محیط زیست با اشاره به این مطلب که در هر سه آب‌بندان حوزه شهری بابل، حریم‌شان را به مسلخ ساخت‌وساز برده و به جای حفظ حریم تالاب، سود بیشتر را مبنا قرار دادند، و در فاصله پنج متری آب‌بندان حیدرکلا، مجوز ساختمان‌های ده طبقه را صادر کردند، ادامه داد: برخی از سازمان و ادارات مسئول شهرستان هم متاسفانه بجای نظارت و مشاوره درست، کمتر از شهرداری در این مسائل اِهمال نداشته‌اند و انتظار بر آن است کنوانسیون رامسر بر چگونگی فرآیند، نظارت و ارزیابی بیشتری داشته باشد که تا این لحظه آیا این داستان شهر تالابی چه پیامدهایی داشته است.

یعقوب زاده با بیان این نکته که بحران فاضلاب ها و نیاز حیدرکلا به لایروبی فنی آب بندان حیدرکلا نیاز به لایروبی فنی و همسو با طبیعت دارد و در دیگر آب بندان های شهرستان به دلیل رفت و آمد قایق های بومی، هرگز سطح آب بندها به طور کامل پوشیده از گیاه نمی شود، ادامه داد: اما در تالاب حیدرکلا که قایقی وجود ندارد آنچنان سطح پوشش گیاه لاله مردابی گسترده می‌شود که بسیاری از پرندگان مانند مرغابی سان ها که برای فرود و پرواز نیازمند محیط باز هستند به سختی می‌توانند به این مکان بیایند و این تالاب در حال از دست دادن تنوع پرندگان خویش می باشد.

تالاب ها غرق در فاضلاب

جواد یعقوب زاده افزود: آلودگی ها در برخی آب بندان های بابل به دلیل ورود فاضلاب ها از جمله فاضلاب منطقه فرهنگ شهر به رودخانه منتهی به تالاب (آقارود)، بسیار افزایش یافته است و در برخی از فصول سال بوی تعفن موجب آزار مردم می شود و از سوی دیگر تبعات مخربی برای تنوع زیستی این تالاب دارد.

وی گفت: تالاب حیدرکلا و سایر آب‌بندان‌هاو تالاب‌های بابل مهمترین عامل تضمین اقتصاد کشاورزان، حفظ سفره آب‌های زیرزمینی، نقش کولرهای طبیعی برای تعدیل دما و مقابله با آلودگی آب و هوا و به مثابه صندوق ارزی پایدار هستند که بدون این سدهای طبیعی، شهرستان بابل تاب‌آوری هم نخواهد داشت.

 «بابل شهر تالابی» شعاری بر روی کاغذ

هرساله از اواسط شهریور تا اواسط زمستان تالاب و آب‌بندان های مازندران میزبان گونه‌های مختلف پرندگان‌ از نقاط سردسیر کشورهای حاشیه دریای خزر است که به امید یافتن مکان گرم و غذا به این مقصد عزم سفر می کنند.

بنا برآمار اداره حیات وحش محیط زیست مازندران بیشتر از ۷۰ گونه از پرندگان مهاجر بومی و غیر بومی به تالاب ها و آبگیرهای این استان کوچ زمستانی دارند.

اکوسیستم های آبی غنی مازندران به دلیل بهره مندی از شرایط مطلوب، هر ساله با فرا رسیدن فصل سرما زیستگاهی امن و گسترده برای حضور و زمستان گذرانی پرندگان مهاجری است که پس از سپری کردن مسافت های طولانی در این زیستگاه ها فرود آمده اند.

تالاب ها و آب بندانها مازندران یکی از زیباترین جاذبه های طبیعی این استان هستند که با ظرفیت قابل توجه اکوسیستمی در این استان علاوه بر اینکه زیبنده جلوه های گردشگری به شمار می روند، با توجه به شرایط مناسب زیست، هر ساله با شروع فصل سرما مامنی دلپذیر برای پرندگان مهاجر به شمار می روند و با آغوشی باز پذیرای جمعیت ده ها هزار قطعه ای از پرندگان هستند.

پرندگان مهاجر نیز علاوه بر جذابیتی که از مبحث پرنده نگری برای زیستگاه های آبی ایجاد می کنند در حقیقت راویان غنای زیستی منابع آبی هستند که در کنار این زیستگاه ها آرام گرفته و پس از مدتی به مسیر خود ادامه می دهند.

غازها، ‌فلامینگوها، آب‌چلیک‌ها، باکلان‌ها و حواصیل‌ها از جمله پرندگان مهاجری هستند که برای در امان ماندن از گزند سرمای فصول سردسال به تالاب ها و آب بندان های مازندران می آیند و چند ماه را در این خطه از شمال کشور سپری می کنند.

میل و گرایش این پرندگان برای آمدن به استان تحت الشعاع شرایط فضای منطقه ای دارد که قرار است در آن فرود بیایند از جمله مهمترین آنها میزان آبگیری تالاب ها و آبگیرهایی همچون ساهون، لپو و پلنگان، ولشت، استخرپشت، گل‌پل، خضر نبی، شورمست، دریوک، سراندون و بالندون، گز و کندوچال است.

مازندران علاوه برتالاب بین المللی میانکاله و ۲ تالاب فریدونکنار و کیاسر، ۹۱۵ قطعه آب بندان به مساحت حدود ۱۸ هزار هکتار دارد و مناسب ترین زیستگاه برای پرندگان مهاجر محسوب می شوند. بیشتر پرندگان مهاجر برای زمستان گذرانی روزهای سردسال را در تالاب میانکاله بهشهر سپری می‌کنند.