شناسهٔ خبر: 78420825 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

سنت حسنه شهید مدافع حرم در عید غدیر 

تهران- ایرنا- رهبر شهید انقلاب از «مرتضی عبدالهی» شهید مدافع حرم به عنوان جلوه‌ای دیگر از رویش‌های انقلاب یاد کردند؛ شهیدی که یک سنت حسنه در عید غدیر به راه انداخت.

صاحب‌خبر -

به گزاش خبرنگار معارف ایرنا، امروز پنجشنبه ۱۴ خرداد مصادف با ۱۸ ذیحجه و عید سعید غدیرخم است؛ عیدی که شهید مرتضی عبدالهی تمام هَم و غم خود را در طول می‌گذاشت تا این عید در خاطره دوست و فامیل بماند.

رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر کتاب «هواتو دارم» نوشتند؛ این نیز جلوه‌ای دیگر از رویش‌های انقلاب است؛ جوان دلاوری با عقلانیّت دهه‌ ۹۰ و احساسات دهه‌ ۶۰.. مصداق «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه..» با جهادی در بهترین راه و سرانجامی برترین سرانجام.. هنیئاً لأرباب النعیم نعیمُهم.. معرفت و صبر راوی (همسر شهید) در خور ستایش است.. گرامی و سربلند باد.

کتاب هواتو دارم در ۳۰۴ صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده و محمدرسول ملاحسنی پس از مصاحبه با ستاره زارع همسر شهید عبدالهی به داستان زندگی این شهید پرداخته که از سال ۱۳۸۵ آغاز و در سال ۱۳۹۷ تمام می‌شود؛ روایت ۱۲ سال از زندگی پُرپیچ‌وخم و پر از لحظه‌های ناب یک قهرمان.

سنت حسنه شهید مدافع حرم در عید غدیر 

مرتضی عبداللهی، متولد نهم اسفند ۱۳۶۶، دانش‌آموخته رشته مهندسی عمران بود و در ۲۳ آبان ۱۳۹۶ در منطقه بوکمال سوریه به شهادت رسید. اینک بخش‌هایی از سبک زندگی این شهید مدافع حرم برای احیای سنت‌های زیبای عید غدیر مرور می‌کنیم:

کتابی با ۸۰ نکته اخلاقی

این کتاب صرفاً داستانی برای خواندن و گذشتن نیست؛ درسنامه شهیدی والا مقام برای پیدا کردن راه است. این شهدا چراغ راه هستند و به عنوان یک الگوی موفق، زندگی دین‌مدانه را به ما نشان می‌دهند. درخواستم به عنوان نویسنده کتاب از همه شما خوانندگان عزیز این است که بعد از مطالعه کتاب، دوباره کتاب را با این نگاه تورق کنید که فهرستی از درس‌های شهید را برای زندگی‌تان داشته باشید. بیش از ۸۰ نکته اخلاقی در دل این داستان گنجانده شده که اگر ما به مرور بتوانیم این نکات را در زندگی خودمان به کار بندیم، شاید بتوانیم مثل این شهدا عاقبت به خیر و سعادتمند شویم.(صفحه ۸)

واجب‌تر از نام شب

مثل سال های پیش ایام عید غدیر، من و مرتضی به تکاپو افتاده بودیم. امسال بنا داشتیم یک سری گلدان کوچک و تابلو تزیین کنیم و بین همسایه‌ها و عابرها و فامیل پخش کنیم، دانه دانه گلدان‌ها را با روبان تزیین کردیم و تابلوها را هم کادو کردیم. این جنب و جوش را مدیون مرتضی بودم و مرتضی هم مدیون توصیه‌های حاج آقای علوی در مسجد صفا بود. آن قدر حاج آقا درباره احادیث ثواب غدیر، شیرین صحبت می کردند که احساس می‌کردم چقدر این سال‌ها از قافله عقب افتاده بودیم.

مرتضی می‌گفت «چرا باید اینطوری جا بیفته که عید غدیر فقط برای ساداته. باید همه جا جشن باشه. همه جا دید و بازدید و عید دیدنی باشه.» ارادت خیلی عجیبی به امیرالمومنین داشت و برای همین روزهای عیدغدیر سر از پا نمی‌شناخت.

سنت حسنه شهید مدافع حرم در عید غدیر 

سال‌های اول دست تنها بودیم ولی کم‌کم خانواده‌هایمان هم همراه شدند. طوری شده بود که همه اعضای خانواده از قبل عید غدیر به فکر این بودند که روز عیدغدیر برای هم هدیه بخرند حتی سال‌هایی که مرتضی سرباز بود و ما هشتمان گرو نُه بود عید غدیر برایمان بر هر چیزی اولویت داشت. برای همین در طول سال پس‌انداز می‌کردیم و به طور معمول بیشترین خرج ما روز عید غدیر بود. از نان شب برایمان واجب‌تر شده بود حتی شده در حد یک تابلوی کوچک چند هزار تومانی. به جای اینکه دنبال پس‌انداز بی‌خود و ترس از نداری باشیم جایی که باید خرج می‌کردیم کم نمی‌گذاشتیم و کجا بهتر از راه امیرالمومنین؟

آن سال هم گلدان‌ها را به تک‌تک همسایه‌ها دادیم و عید را تبریک گفتیم حتی به مغازه‌های روبه‌روی خانه. همه تعجب می‌کردند. آنهایی هم که مرتضی را می‌شناختند می‌گفتند «شما که سید نیستی برای چی عیدی می‌دی?» مرتضی هم می‌خندید و می‌گفت «درسته سید نیستم ولی عاشق امیرالمومنین که هستم. کدوم روز بهتر از عید غدیر برای هدیه دادن؟» (۱۳۴ و ۱۳۵)

تفاوت عید نوروز و عید غدیر

از چند روز مانده به عید غدیر، حال و هوای خانه‌مان بوی عید می‌گرفت. سبک و سیاق خانه کامل عوض می‌شد. کامل مشخص بود که عید شده؛ درست مثل ایام عید نوروز در بقیه خانه‌ها. همیشه موقع دادن کادوهای روز تولد یا سالگرد ازدواج یا مناسبت‌های دیگر می‌گفت کادوی اصلی روز عید غدیر و واقعا بهترین هدیه‌ها را روز عید غدیر به من می‌داد.

در حالی که مشغول دیدن تابلوهای خوشگل عید غدیر بودیم، پرسیدم «امسال برنامه‌ات چیه آقا؟!»

- امسال می‌خوام یه کار خوب برای عید غدیر بکنیم که حداقل توی فامیل نزدیک، این عید جا بیفته.

- مثلا چی؟

- برای خواهرها روسری بگیریم، برای پدر مادرها لباس، این تابلوها و پیکسل‌ها رو هم کادو کنیم بریم خونه تک‌تک فامیل‌های نزدیک، عید دیدنی براشون هدیه ببریم.

- عیددیدنی؟ بی‌خیال مرتضی! مگه ما با فامیلامون سید هستیم که بریم دید و بازدید. من اصلا راحت نیستم. همون عید نوروز وقت کنیم بریم خونه فامیل کافیه.

آخر سر گفت «عید نوروز چون تعطیلاته آدم باید بره مسافرت با خانواده. بزرگترین عید ما عید غدیره» و بعد شروع کرد به خواندن فضیلت‌های دید و بازدید و هدیه دادن در عید غدیر.

آن سال ما خانه همه اقوام نزدیک رفتیم و برایشان تابلو عیدی بردیم. تا مدت‌ها خانه هر کدامشان که می‌رفتیم این تابلوها رو می‌دیدم و حس خوبی پیدا می‌کردم.

برنامه‌های عید غدیر که تمام می‌شد فکر و ذکر مرتضی و رفقایش می‌رفت سراغ محرم و ایستگاه صلواتی‌شان. فاصله این ۱۲ روز را دنبال بانی می‌گشتند و خرید انجام می‌دادند تا ایستگاه صلواتی محرم مسجد صفا هر سال رونق بیشتری بگیرد.(۱۵۴ و ۱۵۵)

عید غدیر سه روز است

تازه از سفر کربلا برگشته بودم که همراه مرتضی رفتیم برای خرید وسایل خانه. موقع برگشت جلوی در خانه که رسیدیم، پیرمرد مغازه روبرو که کار لوله کشی می‌کرد آمد جلو و گفت «آقا مرتضی! عید غدیر نزدیکه. من مثل پارسال منتظر عیدی شمام.» این درخواست خیلی به هر دوی ما چسبید. اینکه چون سال پیش به این همسایه یک تابلو داده بودیم در ذهنش باقی مانده بود و این کار داشت بین اهالی محل به عنوان یک سنت حسنه جا می‌افتاد. این اتفاق باعث شد خیلی زودتر به تکاپوی غدیر بیفتیم.

مرتضی اصرار داشت که عید غدیر باید سه روز باشد. برای همین مثل سال گذشته که دید و بازدید عید غدیر را شروع کردیم، برنامه‌ریزی کرد که امسال هر سه روز را عید دیدنی برویم. بنا گذاشته بود هر سال دایره افرادی را که در روزهای عید غدیر خانه‌شان می‌رفتیم، بزرگتر کند. دوست داشت این دید و بازدیدها هر سال پررنگ‌تر باشد. مثلا آن سال روز عید به خانه پدربزرگ رفتیم که ۷۰ سال سن داشت، هدیه بردیم و عید غدیر را تبریک گفتیم.

با اینکه خودش حقوق ثابتی نداشت همیشه پای کار غدیر بود. سخت کار می‌کرد. سخت پول درمی آورد اما در راه عیدغدیر راحت برای امام علی (ع) خرج می‌کرد. بیشترین خرجی که در ایستگاه صلواتی انجام می‌داد، برای ایام عید غدیر و بعد دهه محرم بود. برای رفقایش در گروه تلگرامی پیام می‌فرستاد و تاکید می‌کرد که برای امام علی کم نگذارند.

همه این کارها برای این بود که مرتضی از عمق جان عاشق ولایت و مرید امیرالمومنین بود. عاشق جنگیدن و رزم امام علی بود. اینکه به قول خودش چطور مولا این فلان‌فلان شده‌های لعنتی این لعین‌ابن‌العین‌ها را به درک واصل می‌کرده است.

مرتضی خیلی از اوقات از روی همین محبت به امام علی (ع) در حال و هوای خودش شعر بحر طویل مولا را با شور و شعف خاصی زمزمه می‌کرد «امام المتقین، ازهد الزاهدین، حبل‌الله المتین، وجه‌الله، عین‌الله، نورالله، روح‌الله، سیف‌الله، عبدالله، اسدالله الغالب، آقاجانم علی‌بن‌ابی‌طالب.»

سنت حسنه شهید مدافع حرم در عید غدیر 

عید غدیر آن سال حاج آقا علوی یک سفارش اخلاقی هم یادمان دادند و گفتند «این دو سه روز که ایام عیدغدیر و ولایت امیرالمومنینه، نیت کنید هرکس هر کجا هست به احترام امام علی (ع) یک کار خیر انجام بده. وقتی اثرات این کار خیر به مردم برسه این محبت‌ها چون به خاطر امیرالمومنینه، دل‌ها رو به هم نزدیک می‌کنه.»

این صحبت حاج آقا مبنای طرحی شد به اسم «فقط به عشق علی» بچه‌های مسجد کارت‌های کوچکی درست کرده بودند که یک طرف آن احادیثی در منزلت عید غدیر بود و یک طرف هم نوشته بود «آنچه امر کردی به عشق تو می‌کنیم یا امیرالمومنین!» این کارت‌ها باعث شد آن سال کارهای کوچک و بزرگ زیادی به عشق امیرالمومنین انجام شود. از جمع کردن آشغال از روی زمین گرفته تا پخش نان صلواتی، نگرفتن کرایه از طرف راننده تاکسی‌ها، دید و بازدید، صله رحم، صدقه و خیرات به نیت اموات (۱۶۸تا ۱۷۰)