شناسهٔ خبر: 78413546 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

غدیر در آیینه تاریخ؛ واکاوی واقعه جاویدان در منابع کهن اهل سنت

واقعه غدیر خم، نه تنها یک رخداد مذهبی، بلکه حقیقتی انکارناپذیر در حافظه تاریخ است. در آستانه عید بزرگ غدیر، با استناد به معتبرترین منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت، ریشه‌های استوار این پیمان الهی و ابلاغ پیامبری را در ترازوی تحقیق بازخوانی کرده‌ایم.

صاحب‌خبر -

شناخت حقیقت غدیر، نیازمند عبور از پیش‌فرض‌ها و رجوع به بطن تاریخ است. واقعه‌ای که در آن پیامبر اکرم(ص) در بازگشت از حجة‌الوداع، رسالت خود را با پیوند زدن به ولایت علی بن ابی‌طالب(ع) به کمال رساند. این نوشتار با تکیه بر آثار استوانه‌های علمی اهل سنت همچون احمد بن حنبل، ابن‌کثیر و بلاذری، به بررسی اسناد متواتری می‌پردازد که از صدر اسلام تا قرن نهم هجری ثبت شده‌اند. از ماجرای «رحبه» تا سوگندهای تاریخی، دعوتی است برای بازخوانی شکوه غدیر از دریچه منابع دست‌اول تاریخ اسلام.

نخستین راویان؛ غدیر در مسانید قرن سوم

سند بسیاری از کتاب‌های تاریخی، منابع حدیثی هستند. راجع به موضوع غدیرخم و ولایت حضرت علی علیه‌السلام (من کنت مواله فعلی مواله) در دو کتاب دست‌اول حدیثی اهل سنت در نیمه اول قرن سوم، یعنی کتاب «المصنف» از ابن ابی‌شیبه کوفی (متوفی ۲۳۵) و کتاب «مسند احمد» از احمد بن حنبل (متوفی ۲۴۱) چندین حدیث آمده است (ابن أبی شیبة الکوفی، المصنف، ج۷، ص۴۹۵-۵۰۶؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۸۴، ۱۱۸، ۱۵۲ و ج۴، ص۳۶۸-۳۷۳). براء بن عازب روایت می‌کند که در سفر حج با رسول خدا (ص) در غدیر خم فرود آمدیم. پیامبر (ص) پس از اقامه نماز، دست علی (ع) را گرفت و فرمود: «مگر نمی‌دانید که من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟» گفتند: «بلی». آنگاه فرمود: «هرکس که من مولای اویم علی هم مولای اوست. خدایا هر که او را دوست دارد، دوست بدار و با هر که با وی دشمنی می‌کند، دشمنی فرما.» پس از این ماجرا، عمر بن خطاب به دیدار علی (ع) آمد و گفت: «مبارک باد بر تو ای پسر ابوطالب که برای همیشه مولای هر مرد و زن مؤمنی گشتی» (ابن أبی شیبة الکوفی، المصنف، ج۷، ص۵۰۳؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۴، ص۲۸۱؛ شمس‌الدین ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۶۳۲-۶۳۳؛ ابن‌کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۴۹).

ماجرای رحبه و گواهی یاران در کوفه

در سال‌های بعد، امیرالمؤمنین (ع) در «رحبه» (محلی در کوفه) مردم را قسم داد تا هر کس در روز غدیر شاهد سخن پیامبر(ص) بوده، شهادت دهد. عبدالرحمن بن ابی‌لیلی می‌گوید: دوازده نفر از اصحاب بدر ایستادند و گواهی دادند که شنیدند رسول خدا (ص) فرمود: «آیا من بر شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟» گفتیم: «آری یا رسول‌الله!» فرمود: «هر کس من مولای اویم پس علی مولای اوست» (احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۱۱۹). این واقعه چنان قطعی بود که کتمان‌کنندگان آن دچار کیفر شدند. ابن‌قتیبه (متوفی ۲۷۶) در کتاب «المعارف» آورده است که انس بن مالک به دلیل کتمان این شهادت، به نفرین علی (ع) دچار بیماری برص شد (ابن‌قتیبه، المعارف، ص۵۸۰). بلاذری (متوفی ۲۷۹) نیز در «انساب‌الأشراف» گزارش می‌دهد که علاوه بر انس، براء بن عازب نابینا گشت و جریر بن عبدالله به گمراهی جاهلیت بازگشت، چرا که حقیقت غدیر را با وجود علم به آن، پنهان کردند (بلاذری، انساب‌الأشراف، ج۲، ص۱۵۷-۱۷۶).

تداوم گزارش‌های غدیر در قرون میانی

مورخان بزرگ اهل سنت در قرون مختلف، فصلی مجزا را به این واقعه اختصاص داده‌اند. بلاذری در کتاب خود تحت عنوان «حدیث ولایت و ماجرای به امامت رسیدن علی علیه‌السلام در غدیرخم» به نقل از ابوهریره می‌نویسد که پیامبر (ص) در حالی که دست علی (ع) را گرفته بود، او را به عنوان مولا معرفی کرد (بلاذری، انساب‌الأشراف، ج۲، ص۱۰۸). این روند در قرن چهارم توسط ابن‌اعثم در «کتاب الفتوح» (ج۳، ص۷۷) و ابن‌عدی در «الکامل» (ج۳، ص۸۰) ادامه یافت. در قرن پنجم، حافظ اصفهانی در «ذکر اخبار اصبهان» (ج۱، ص۱۰۷)، خطیب بغدادی در «تاریخ بغداد» (ج۷، ص۳۸۹) و ابن‌عبدالبر در «الاستیعاب» (ج۳، ص۱۰۹۹) به این حقیقت پرداختند. ابن‌عساکر در قرن ششم، جلد ۴۲ از کتاب عظیم «تاریخ مدینة دمشق» را به معرفی حضرت علی (ع) و احادیث غدیر اختصاص داد (ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۰۰-۲۳۸). همچنین ابن‌اثیر در «اسدالغابة» (ج۱، ص۳۶۴) و ابن‌کثیر در «البدایة و النهایة» (ج۵، ص۲۰۸) به تفصیل از این واقعه سخن گفته‌اند.

خطبه غدیر و ابلاغ ثقلین

حذیفة بن اسید می‌گوید: چون پیامبر(ص) از حجة‌الوداع بازگشت، در زیر درختانی نماز گزارد و فرمود: «ای مردم! خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که وفاتم نزدیک است. من و شما مسئول خواهیم بود.» سپس از توحید و نبوت اقرار گرفت و فرمود: «خداوند مولای من است و من مولای مؤمنانم و از خود آنان به آنان سزاوارترم. پس هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست.» ایشان در ادامه به حدیث ثقلین اشاره کرده و فرمودند: «دقت کنید که پس از من چگونه با کتاب خدا و عترتم رفتار می‌کنید؛ این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض بر من درآیند» (ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹-۲۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۴۸-۳۴۹). این سخنان نشان‌دهنده آن است که پیامبر(ص) در حساس‌ترین زمان، جانشین خود را برای صیانت از شریعت معرفی کردند.

سنت الهی در تعیین جانشین

نکته تأمل‌برانگیز این است که طبق سنت الهی، تمامی پیامبران برای خود وصی و جانشین داشتند؛ از آدم(ع) که به شیث وصیت کرد تا ادریس و دیگران (طبری، تاریخ طبری، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۴). پیامبر اسلام(ص) نیز از این قاعده مستثنی نبودند و فرمودند: «برای هر پیامبری وصی و وارث است و همانا علی وصی و وارث من است»(ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۹۲). ایشان در آغاز رسالت در «یوم‌الانذار» نیز علی(ع) را برادر، وصی و خلیفه خود معرفی کرده بودند(طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۹-۳۲۲). واژه «مولی» در کلام نبوی، دقیقاً به معنای اولویت در رهبری و سرپرستی جامعه است، همان‌گونه که عمر بن خطاب نیز از این کلام، معنای ولایت و رهبری را فهمید و به ایشان تبریک گفت (خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۸۴).

واقعه غدیر، نه یک حادثه اتفاقی، بلکه مکمل رسالت ۲۳ ساله پیامبر(ص) بود. نزول آیه تبلیغ(مائده: ۶۷) و آیه اکمال دین (مائده: ۳) در این روز، نشان‌دهنده اهمیت بنیادین مسئله رهبری در اسلام است. حاکم و رهبر، نگهبان احکام شریعت است و بدون تعیین او، گویی رسالت ناتمام مانده است. مستندات بی‌شمار در کتب اهل سنت، از مسانید قرن سوم تا تراجم قرن نهم، همگی بر این حقیقت گواهی می‌دهند که غدیر، میثاقی الهی برای تداوم هدایت امت بود؛ حقیقتی که کتمان‌کنندگانش را در پیشگاه تاریخ و حق، مسئول قرار داد.