شناسهٔ خبر: 78410259 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: سینماپرس | لینک خبر

در یادداشت اختصاصی «حبیب الله بهمنی» مطرح شد؛

«رهبران انقلاب اسلامی» تفسیر آیه «کم من فئة قلیلة» را در «میدان عمل» به ما نشان دادند/ پیوند همه جانب «جبهه مقاومت» شرط کافی تحقق «وعده نصرت الهی» محسوب می‌گردد

سینماپرس: «حبیب الله بهمنی» از چهره‌های شناخته شده جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی همزمان با فرارسیدن سالروز «یوم الله ۱۵ خرداد» با بیان این مطلب که ملت ایران می‌داند که آغاز انقلاب اسلامی ایران نه پانزده خرداد ۱۳۴۲ و نه نهضت مشروطه خواهی و نه قیام سربداران و نه بسیار قیام‌های ریز و درشت دیگر دین مدارانه، بلکه نهضت خونین و بدون مرز عاشورا بوده است، نوشت: رهبران انقلاب اسلامی به ما آموختند که تقدیر الهی می‌تواند جبر ریاضی تاریخ را تغییر دهد. امام خمینی رحمت الله علیه معادلات ریاضی را بر هم زد و نشان داد اعداد نشانه‌های کمیت هستند و خودبخود ارزش آفرین نمی‌باشند. و امام شهیدمان به ما آموخت آنچه تعیین کننده هست ارزش و کیفیت اعداد است نه عنوان و کمیت آنها. امروز تعداد تانک‌ها و ناوها و هواپیماها نیستند که سرنوشت سازند، بلکه این نفس‌های قدسی هستند که ارزش می‌آفرینند و از دل این ارزشهاست که تیرها بر هدف می‌نشینند.

صاحب‌خبر -

سالروز «یوم الله ۱۵ خرداد» امسال از رنگ و بویی متفاوت و حماسی برخوردار شده است و این روز بزرگ، مقارن گردیده با ایامی که ملت بزرگ ایران به یک بعثت عظیم رسیده‌اند و در گیر و دار آزمونی دشوار و تاریخ‌ساز می‌باشند و حالا همزمان با فرارسیدن شصت و سومین سالگرد این رویداد مهم و تعیین کننده تاریخی، «حبیب الله بهمنی» نویسنده، تهیه کننده و کارگردان پیشکسوت عرصه سینمای دفاع مقدس و از چهره‌های شناخته شده جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یادداشت اختصاصی که در اختیار خبرگزاری سینماپرس قرار داده است از مختصات تاثیرگذار این قیام بر امروز جهان اسلام نوشت.

متن یادداشت «حبیب الله بهمنی» به این شرح است:

هوالبصیر

بیاد می‌آورم، بخشی از قیام مردمی ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را در خیابان‌های شیراز و در اطراف مسجد وکیل از نزدیک دیدم. آن روزهائی که ۶ سال بیشتر نداشتم. خانه‌مان در محله های قدیمی شیراز و در نزدیکی مسجد و بازار وکیل و حرم مطهر احمد بن موسی علیه السلام و سایر مساجد مهم و تاریخی شهر قرار داشت. محله‌هائی که مرکز نهضت اسلامی ملت ایران در شهر ما محسوب می‌شدند. آن روزها ملت ایران با رهبری امام خمینی رحمت‌الله علیه، حرکت خروشان تاریخی خود را شروع کرده بود. هرچند درک کاملی از این قیام نداشتم. اما دل بدان سپرده بودم و ناخودآگاه با سیل مردم همراه شده بودم. مثل آن ماهی کوچکی که درون امواج خروشان قرار گرفته باشد، نمی‌دانستم که رهسپار دریا هستم. دریائی که از سرچشمه‌های قله‌های بلند مفاهیم و معارف وحیانی سیراب شده است و در سالهای نه چندان دور، سایۀ خود را در منطقۀ غرب آسیا و از آن مهم‌تر تا اقیانوس دلهای میلیاردها مسلمان و انسان آزاده و چشم انتظار عدالت خواهد گسترد.

آن روزها نمی‌دانستم کشورم، منطقه، جهان اسلام و تاریخ انسانی در چه نقطه عطفی از تاریخ خود قرار گرفته است. همانطور که امروز هم شاید هنوز ندانم در کدامین پیچ تاریخی و نقطه عطف تعیین کننده داستان انقلاب اسلامی ایستاده‌ام. آیا به این درک رسیده‌ام تا بفهمم این دریا به کدامین اقیانوس پیوند خواهد خورد و سرانجام داستان انقلاب اسلامی با درخشش کدامین نور پایان ستمگری و ظلم مستکبرین را رقم خواهد زد؟.
کار عقلهای حسابگر، با رصد دقیق تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی و قرار دادن آنها در معادلات ریاضی بدنبال یافتن نتایج محتوم می‌گردند. شاید این نوع نظاره گری هم بخش دیگری از غرق شدن ماهی در سیلاب اطلاعات گل‌آلود باشد. در هر حال جریان تاریخ راه خود را ادامه خواهد داد. چه آن را بخوبی تجزیه و تحلیل کنیم چه بدون خودآگاهی جزئی از آن باشیم. متفکرین آن را «جبر تاریخ» نام نهاده‌اند. اما متألهین به آن عنوان «تقدیر الهی» داده‌اند. با این تفاوت که «جبر» به معنای بی اختیاری انسان است. در حالیکه «تقدیر» انسان با خواست و ارادۀ خودش و تأیید خداوند می‌تواند دگرگون شود.

تقدیر جبهۀ انقلاب اسلامی را پروردگار عالم تعیین نموده است. در این تقدیر اگر خود را بدست آمار و ارقام بسپاریم محکوم به نتایج ریاضی آن خواهیم بود. اگر شمار امکانات و تجهریزات و توان نظامی را شرط لازم رویاروئی با جبهۀ کفر و نفاق بدانیم، بدیهی است که در معادلات خود بایستی شرط پیوستگی، وحدت و «راه الهی» و توکل به «او» را شرط کافی لحاظ نمائیم.

امروز وحدت به درون مرزهای کشورمان خلاصه نمی‌شود. پیوند همه جانبۀ جبهۀ مقاومت شرط کافی تحقق وعدۀ نصرت الهی محسوب می‌گردد. به همان میزان که آب و خاک ایران عزیز برایمان مهم هست، آب خاک تمامی جبهۀ مقاومت برایمان اهمیت دارد. ما مرزهایمان را مقدس می‌شماریم و این

تقدس فراتر از مرزهائی است که بیگانگان در تاریخ معاصر ما را در آن محصور نمودند. آگاهی تاریخی ملت ما برایمان روشن ساخته است؛ تفکیک‌های تحمیلی جغرافیای مسلمین بعد از جنگهای جهانی اول و دوم، با هدف سلطۀ بیشتر بر گردۀ مسلمانان و مستضفان و غارت آنها صورت گرفته است. سخن از نادیده گرفتن حدود و مرزهای قراردادی نیست. هدف شکستن مرزهای فکری و نگاههائی است که انسانهای همدرد را از هم جدا کرده و از رهگذر این تفرقه، شیاطین را بر گردۀ آنان سوار نموده است. نادیده گرفتن مرزها آن چیزی است که سلطه گران برای همه جهان حرام دانسته‌اند، اما برای خود مباح نموده‌اند. آنها با شکستن مرزهای جغرافیائی و مرزهای فرهنگی به حریم افکار و اعتقادات و رفتارها و هنجارها تاخته‌اند و آنها را به تصرف شیاطین درآورده‌اند. در همین حال اهالی سرزمین‌های اشغالی را به رعایت اصول و مرزبندی‌های تحمیلی فرا می‌خوانند.

آنها که شعر سعدی را بر سردر سازمان ملل نوشته اند اما بدان عمل نمی‌کنند، می‌دانند که سعدی فرزند خاک مادری ما و هم ریشۀ ماست. ما به تأسی از او تقدم داریم. امروز مردم ما به وضوح معتقدند؛ اسارت هر انسان آزاده‌ای در هر گوشۀ جهان به منزلۀ اسارت خود ما خواهد بود. در زمانی که فرزندان غیور لبنان و بیروت و ضاحیه خود را «جان فدا» ی ایران کرده‌اند ملت ما دور از جوانمردی و غیرت ملی و دینی خود می‌داند که آنها را زیر آتش رها کنند و دست بر کلاه خود بگذارند. تمامی مرزهای جبهۀ مقاومت و جبهه‌های ظلم ستیز، خرمشهرهای امروز ملت ما هستند و با همان میزان نسبت به سرنوشت آنها حساس هستیم.

ملت ایران می‌داند که آغاز انقلاب اسلامی ایران نه پانزده خرداد ۱۳۴۲ و نه نهضت مشروطه خواهی و نه قیام سربداران و نه بسیار قیامهای ریز و درشت دیگر دین مدارانه، بلکه نهضت خونین و بدون مرز عاشورا بوده است. رهبران انقلاب اسلامی به ما آموختند که تقدیر الهی می‌تواند جبر ریاضی تاریخ را تغییر دهد. امام خمینی رحمت الله علیه معادلات ریاضی را بر هم زد و نشان داد اعداد نشانه‌های کمیت هستند و خودبخود ارزش آفرین نمی‌باشند. و امام شهیدمان به ما آموخت آنچه تعیین کننده هست ارزش و کیفیت اعداد است نه عنوان و کمیت آنها. امروز تعداد تانکها و ناوها و هواپیماها نیستند که سرنوشت سازند، بلکه این نفسهای قدسی هستند که ارزش می‌آفرینند و از دل این ارزشهاست که تیرها بر هدف می‌نشینند.

رهبران انقلاب اسلامی تفسیر این آیه قرآن کریم را در میدان عمل به ما نشان دادند: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیره باذن الله والله مع الصابرین»؛ «بسا گروه اندکی که به خواست خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا با صابران است» (بقره ۲۴۹). و مگر امروز در تنگۀ هرمز جز این می‌گذرد؟ این حقایق را ملت ایران می‌داند.

پرچم این آگاهی را همین شب‌ها و روزها در خیابان‌های شهرهای‌مان و بسیاری از نقاط جهان شاهدیم. این مهم در انقلاب اسلامی ایران به تجربۀ گرانبهای تاریخ انسان تبدیل شده است. ملت ایران و ملتهای مسلمان منطقه و آزادگان جهان درک عمیقی از مفهوم ولایت پیدا کرده‌اند. این مفهوم را درک کرده‌اند و به همین دلیل به رهبری جوان خود مؤمنانه وفا نموده‌اند. چرا که یکی از شروط تقوی و رستگاری را در ایمان به غیب فهمیده‌اند. چنین است که جانشین امام شهیدمان را تا درخشش نور آزادی بخش جهان، حمایت و پیروی خواهند کرد. بهای این درخشش، صبوری هست و توکل. ایستادگی و خدا خواهی.

الا له الخلق و الامر

حبیب الله بهمنی ۱۲ خرداد ۱۴۰۵